پایان نامه با کلید واژگان پایداری سود، عدم تقارن، عدم تقارن اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

لذا این فصل به معرفی مختصر مراحل اختصاصی تحقیق از جمله، فرضیه‌های تحقیق و متغیرهای مورد مطالعه، تعریف جامعه و نمونه آماری، دوره مطالعه، روش تحقیق، روش گردآوری، و تجزیه و تحلیل داده‌ها اختصاص دارد.

3-1. نوع تحقيق
نوع تحقیق به ماهیت تحقیق می‌پردازد. نوع‌شناسي تحقيق، مسير را براي روش‌شناسي آن مهيا مي‌كند(علي‌احمدي و سعيد نهائي، 1386). اين تحقيق ارزش علمي، ‌از نوع عمقي است(در تحقيق عمقي به جاي تكيه بر ظواهر امر، بر روابط علت و معلولي تكيه مي‌شود. به عبارت ديگر غرض كشف حقيقت است)؛ از نظر غايت تحقيق، کاربردی است (تحقيق کاربردی عبارت است از فعاليت‌هايی که با هدف کاربرد و استفاده عملی از دانش و یا تئوری‌های علمی انجام می‌شود)؛از نظر مكان تحقيق، در زمره تحقيقات كتابخانه‌اي قرار مي‌گيرد(در تحقيق كتابخانه‌اي، محقق با مراجعه به اسناد و منابع موجود اطلاعات را جمع‌آوري كرده، به بررسي آنها پرداخته و جمع‌بندي خود را گزارش مي‌كند)؛ بر اساس هدف تحقيق از نوع اكتشافي است(تحقيق اكتشافي شامل كوششي است براي تصميم‌گيري در مورد اينكه آيا پديده‌اي وجود دارد يا خير)؛ و در آخر، اين تحقيق از نظر روش تحقيق، در زمره تحقيقات توصيفي جاي‌ مي‌گيرد(مطالعات توصيفي به توصيف و تفسير شرايط و روابط موجود مي‌پردازد). به طور جزئي‌تر، تحقيق حاضر از نوع تحقيقات توصيفي– همبستگي مي‌باشد(در تحقيق توصيفي از نوع همبستگي، محقق به بررسي روابط بين دو يا چند متغير مي‌پردازد).اجرای تحقیق توصیفی می‌تواند صرفاً برای شناخت شرایط موجود یا یاری دادن به فرایند تصمیم‌گیری باشد (سرمد و همکاران، 1387). در تحقیق همبستگي، محقق به بررسي روابط بين دو يا چند متغير مي‌پردازد. در واقع هدف روش مذکور، مطالعه حدود تغییرات یک یا چند متغیر با حدود تغییرات یک یا چند متغیر دیگر است. هدف نهایی تحقیق حاضر نیز بررسی نقش فرصت‌های سرمایه‌گذاری در ارزشیابی سود، پایداری سود و جریان وجه نقد عملیاتی از طریق مطالعه همبستگی میان این متغیرهاست.

3-2. روش شناسي تحقيق
از آنجا که تحقیق حاضر از نوع تحقیقات توصیفی- همبستگی است، روابط بين دو يا چند متغير بررسی می‌شود، به عبارت دیگر، به ارتباط میان سود، پایداری سود و جریان نقد عملیاتی با بازده سهام(به عنوان متغیری که انتظارات بازار را انعکاس می‌دهد) با وجود فرصت‌های سرمایه‌گذاری پرداخته می‌شود.
برای این منظور و با توجه به سوالات تحقیق، مراحل تحقیق به ترتیب زیر طی شد:
مرحله اول: تعیین جامعه و انتخاب نمونه
جامعه آماری این تحقیق شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران هستند که از میان آنها شرکت‌های دارای ملاحظات مدنظر انتخاب شدند.
مرحله دوم: جمع‌آوری داده‌های مورد نیاز
پس از انتخاب شرکت‌ها براساس ملاحظات مدنظر، داده‌های مالی مورد نیاز برای اجرای مدل‌های ارائه شده در طرح با مراجعه به منابع مربوطه جمع‌آوری گردید.
مرحله‌ی سوم: اندازه‌گیری متغیرها و برازش مدل‌های تحقیق
در این مرحله، با توجه به نیازهای مدل‌های بررسی فرضیه‌ها، متغیرهای مستقل و وابسته مربوط به هر فرضیه با توجه به تعاریف عملیاتی‌شان اندازه‌گیری شد. در این مرحله، مهمترین متغیرها از قبیل شاخص فرصت‌های سرمایه‌گذاری، پایداری سود، ضریب بتا، جریان نقد عملیاتی و … براساس مدل‌های تحقیق مورد محاسبه قرار گرفت و در ادامه داده‌ها جهت برازش مدل‌ها دسته‌بندی و مرتب گردیدند.
مرحله‌ی چهارم: تجزیه و تحلیل مدل‌ها و آزمون فرضیه‌ها
در ادامه از طریق تجزیه و تحلیل رگرسیون چندمتغیره، پارامترهای مدل برآورد شده و در آخر براساس پارامترهای برآوردی نسبت به تایید یا رد فرضیه‌ها اقدام خواهد شد.
مرحله‌ی پنجم: ارائه یافته‌ها و نتیجه‌گیری‌ها
در این مرحله با توجه به نتایج فرضیه‌ها، نتیجه‌گیری نهایی صورت خواهد گرفت و نتایج با تحقیقات مشابه جهت تایید شواهد قبلی، اصلاح یا رد آنها مقایسه خواهد شد.

3-3. فرضیه‌ها‌ی تحقیق
نقش فرضيه در پژوهش علمي عبارت است از پيشنهاد تبيين‌هايي براي برخي از واقعيت‌ها و هدايت پژوهشگران(دلاور،‌1383). در اين تحقيق فرضيه‌ها به‌صورت زير مطرح گردید:
سوالات اول (آیاعدم تقارن اطلاعات ناشی از مجموعه فرصت‌های سرمایه‌گذاری شرکت، رابطه بازده و سود را تحت تاثیر قرار می‌دهد؟)و دوم تحقیق (با افزایش فرصت‌های سرمایه‌گذاری، ضریب واکنش پایداری سود، در چه جهتی تغییر می‌یابد؟) بررسی می‌کنند که آیا عدم تقارن اطلاعات بین مدیران و سرمایه‌گذاران، که ناشی از وجود فرصت‌های سرمایه‌گذاری است، بر رابطه بازده-سود اثر می‌گذارد یا خیر. لو (1989) رابطه بازده-سود را به صورت یک تابع افزایشی از عدم اطمینان نسبت به جریانهای نقدی شرکت و یک تابع کاهشی از پارازیت در سود گزارش شده شرکت مدلسازی می‌کند. این مدل نشان می‌دهد که فرصت‌های سرمایه‌گذاری ممکن است ارزیابی سود را بوسیله اثرگذاری بر سطح عدم اطمینان جریانهای نقدی یا سطح پارازیت در سود، تحت تاثیر قرار دهند.
زمانی که ارزش شرکت دربرگیرنده فرصت‌های سرمایه‌گذاری بیشتر نسبت به داراییهای سرمايه‌گذاري شده است، باور بر اين است كه سرمايه‌گذاران با تفاوتهاي بيشتري در اطلاعات مواجه مي‌شوند. در صورتي كه اين عدم تقارن اطلاعات موجب ايجاد دشواريهايي در ارزيابي فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري شود، نتيجه آن عدم اطمينان بيشتر سرمايه‌گذاران نسبت به ارزش شركت خواهد بود. با فرض ثابت بودن ساير شرايط، با افزايش سهم فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري در ارزش شركت، عدم اطمينان سرمايه‌گذار نسبت به عملكرد آتي شركت نيز افزايش مي‌يابد. اين افزايش در عدم اطمينان بايد با واكنش بزرگتر قيمت سهم به ازاي هر واحد اطلاعات مربوط از لحاظ ارزش همراه باشد.
براي رابطه مفروض بين بازده و سود با وجود عدم اطمينان، سود بايد حاوي اطلاعات دارای ارتباط ارزشی بيشتري درباره فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري باشد تا به كاهش سطح عدم اطمينان كمك كند. كولينز و كوتاري (1989) پيشنهاد مي‌كنند كه اين امر مي‌تواند به يكي از دو طريقي كه اشاره مي‌شود صورت گيرد. اولاً، سود جاري متشكل از سرمايه‌گذاري در پروژه‌هاي رشدی باشد كه نرخي بالاتر از نرخ بازده عادي حاصل مي‌كنند و سرمايه‌گذاري در پروژه‌هاي غيررشدی باشد كه نرخ بازده عادي را ايجاد مي‌نمايند. با مشاهده سود جاري، سرمايه‌گذاران مي‌توانند اطلاعاتي را درباره تغيير پراكندگي بين نرخ سود پروژه و نرخ بازده عادي استنباط كنند. اين پراكندگي نشانه‌اي از فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري در دسترس شركت است. ثانياً، مديران ممكن است تلاش كنند اطلاعات شخصي خود را درباره فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري از طريق انتخاب‌هاي حسابداري خود علامت دهي كنند. در هر يك از موقعيت‌ها، سود جاري حاوي اطلاعات دارای ارتباط ارزشی درباره فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري شركت است و انتظار مي‌رود واكنش قيمت سهم به ازاي هر واحد سود، بيشتر باشد.
بطورجايگزين، در صورتي كه وجود فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري با پارازيت در سود رابطه داشته باشد، وجود آنها ممكن است بطور منفي بر رابطه بازده-سود اثر بگذارد. كولينز، كوتاري، شانكن، و اسلوان (1994) پارازيت را هم دربرگيرنده جزء فاقد ارتباط ارزشی كه به بازده‌هاي جاري، گذشته و آتي نامربوط است، و هم دربرگيرنده جزء ارتباط ارزشی كه در بازده‌هاي دوره‌هاي گذشته منعكس شده است، توصيف مي‌كنند.
انتظار مي‌رود به دليل بكارگيري اصول پذيرفته شده حسابداري در فرايند اندازه‌گيري حسابداري، عدم به موقع بودن سود براي شركت‌هايي كه فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري نسبتا بيشتري دارند شديدتر باشد. با اتكا بر ميثاق‌هاي حسابداري مانند بي طرفي، تاييد پذیری، و محافظه كاري، حسابداران غالباً شناسايي تغييرات در ارزش فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري كه مشاهده آنها دشوار است را به تاخير مي‌اندازند. بنابراين، بكارگيري اصول پذيرفته شده حسابداري صرفاً منجر به انعكاس ناقص جريان‌هاي نقدي موردانتظار آتي در سود جاري مي‌شود، اما قيمت سهام اين رويدادها را در همان زماني كه رخ مي‌دهند منعكس مي‌كند. بنابراين، وجود فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري همراه با ماهيت محافظه كارانه حسابداري ممكن است به كاهش در محتواي اطلاعاتي يا كيفيت سود منجر شود(جونز، 1997).
در این تحقیق برای تبیین نقش فرصت‌های سرمایه‌گذاری در ارزش‌گذاری بازار از سود و پایداری سود از “فرضیه اطلاعات مربوط به رشد” در ادبیات حسابداری و مالی استفاده شده است(کولینز و کوتاری 1989؛ کومار و کریشنان، 2008). براساس این فرضیه، بازار از تغییرات سودهای دوره جاری، اطلاعاتی را درباره ظرفیت فرصت‌های رشد برای ایجاد بازده غیر عادی در آینده کسب می‌کند؛ در نتیجه قیمت بالاتری را برای سهم پیشنهاد خواهد نمود. بنابراین دو فرضیه زیر را مطرح می‌کنیم:
فرضیه اول: با افزایش میزان فرصت‌های سرمایه‌گذاری، ضریب واکنش سود افزایش می‌یابد.
فرضیه دوم: با افزایش میزان فرصت‌های سرمایه‌گذاری، ضریب واکنش پایداری سود افزایش می‌یابد.
از سوی دیگر، درباره‌ی طرح این فرضیه‌ها، می‌توان به تحقیق جونز(1997) و سایرین نیز اشاره کرد. در فرضیه اول به نوعی بيان مي‌كنند كه وجود فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري شاخصي براي عدم تقارن اطلاعات پيش‌بيني شده بين مديران و سرمايه گذران است. مايرز و مايلوف (1984) اشاره مي‌كنند كه موقعيت مديران در شركت مزيت اطلاعاتي طبيعي نسبت به سرمايه‌گذاران برون سازماني ايجاد مي‌كند. اين مزيت يا بدليل اين بروز مي‌كند كه مديران اطلاعاتي بيش از برون سازماني‌ها دارند يا به اين دليل كه تخصص مديران آنها را قادر مي‌سازد كه آثار اين اطلاعات را بر ارزش شركت بهتر درك كنند. اسميت و واتس (1992) بحث مي‌كنند كه اين مزيت اطلاعاتي طبيعي به وجود فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري ارتباط دارد. بطور خاص، مشاهده فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري براي سرمايه‌گذاران برون سازماني دشوارتر است زيرا اين فرصت‌ها به سرمايه‌گذاري اختياري آتي بستگي دارند. اما مديران به اطلاعات درون سازماني و دانش كافي درباره اين فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري دسترسي دارند. نكته مهم اين است كه مزيت اطلاعاتي آنها نسبت به سرمايه‌گذاران برون سازماني به عنوان بخشي از ارزش شركت بوسيله افزايش فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري نشان داده مي‌شود.
برای پاسخ به سوال سوم تحقیق(ربط‌پذیری ارزشی جریان‌های نقد عملیاتی با وجود فرصت‌های سرمایه‌گذاری چگونه است؟) مشابه رابطه بازده-سود، ارزيابي بازار از جريان‌هاي نقدي عملياتي به عدم اطمينان جريانهاي نقدي آتي يا پارازيت در جريانهاي نقدي عملياتي وابسته است. از آنجا كه تحقق فعلي جريان‌هاي نقدي عملياتي محصول فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري گذشته است، جريانهاي نقدي عملياتي ممكن است به عنوان شواهدي تاييد كننده درباره ارزش اين فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري گذشته عمل كند و عدم اطمينان را درباره فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري جاري كاهش دهد. در اين زمينه، انتظار مي‌رود ارزيابي بازار از جريان‌هاي نقدي عملياتي رابطه مثبت با حضور فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري داشته باشد.
از سوي ديگر، وجود فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري ممكن است موجب بروز مشكلات زمانبندي و تطابق شود كه قابليت جريانهاي نقدي عملياتي براي انعكاس عملكرد شركت را كاهش دهد. فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري غالباً به مخارج نقدي جاري نياز دارد كه به دريافت‌هاي نقدي جاري ارتباطي ندارد. درعوض، دريافتهاي نقدي از محل فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري جاري غالباً در دوره‌هاي آتي رخ مي‌دهد. انتظار مي‌رود اين عدم تطابق پرداختها و دريافتهاي نقدي براي شركتهايي كه فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري بيشتري دارند شديدتر باشد. بنابراين، زماني كه ارزش شركت متشكل از فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري نسبتا كمتري است (مشكل كمتر درخصوص زمانبندي و تطابق)، رابطه بين بازده سهم و جريانهاي نقدي عملياتي بايد بيش از زماني باشد كه جريانهاي نقدي عملياتي با مشكل زمانبندي و تطابق مواجه است(جونز، 1997؛ 2001، کریسناواتی، 2006).
بر اساس فرضیه منابع داخلی، بدلیل تفاوت در هزینه‌های تامین مالی از داخل و تامین مالی از خارج شرکت – در نتیجه وجود عدم تقارن اطلاعات، هزینه‌های نمایندگی و هزینه‌های مبادلات – منابع مالی تامین شده از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان قلام تعهدی، ارزش بازار، اقلام تعهدی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان ارزش بازار، حقوق صاحبان سهام، صاحبان سهام