پایان نامه با کلید واژگان ولايت، غزالي، رهبري، مسلمين

دانلود پایان نامه ارشد

حائري در دفاع از اين نظريه چنين مي‌نويسد:
“بعضي از پيامبران سلف و علي‌الخصوص پيامبر عظيم‌الشأن اسلام حضرت ختمي مرتبت(ص) علاوه بر مقام والاي پيامبري، عهده‌دار امور سياسي و کشورداري نيز بوده‌اند. بايد بدانيم که اين مقامات سياسي به همان دليل که از سوي مردم وارد بر مقام پيشين الهي آنها شده و به مناسبت ضرورت‌هاي زمان و مکان، بدون‌ آنکه خود در صدد باشند اين مقام به آنان عرضه گرديده، به همان جهت نمي‌توانند جزئي از وحي الهي محسوب باشند”.293
اعتقاد به جدايي پيوند ميان وحي الهي و ولايت سياسي رسول اکرم(ص) به‌طور طبيعي پيروان اين نظريه را بر آن مي‌دارد که حکومت نبوي را کاملاً مدني و نشأت گرفته‌ي از رأي و انتخاب مردم تفسير کنند به جاي آنکه آن را ديني و به انتخاب الهي نسبت دهند.
دکتر حائري مي‌نويسد:
“مقام رهبري اجتماعي و سياسي و اخلاقي که پيامبر اسلام به خاطر تحکيم نخستين پايگاه پيام آسماني خود پذيرفتند نخست از طريق انتخاب و بيعت مردم به وقوع پيوسته و سپس اين بيعت مردمي از سوي خداوند توشيح و مورد رضايت قرار گرفته است همان‌گونه که از آيه‌ي مبارکه “لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ”294 استفاده مي‌شود. چنان نيست که اين رهبري سياسي پيامبر بخشي از مأموريت الهي و رسالت پيامبر اکرم(ص) شمرده ‌شود. مقام زمامداري و رهبري سياسي پيامبر تا آنجا که مربوط به اجرائيات و دستورات علمي و انتظامي روزمره مردم بوده، از طريق انتخاب و مبايعت مردم به وجود آمده و در زمره‌ي وحي الهي به حساب نيامده است.295

ب) رويکرد تلفيق دين و سياست
در مقابل ديدگاه عبدالرازق ، بسياري از متفکران مسلمان، از هر دو گروه اهل سنت و شيعه، از اين ايده دفاع مي‌کنند که پيامبر(ص) براي تأسيس دولت تلاش کرد و همچنين تلاش ايشان بر دستور وحي مبتني بود و در واقع، با دستور الهي، اقدام به تأسيس دولتي ديني نمود.296
اين گروه معتقدند بر اساس شواهد فراوان تاريخي، پيامبر در محدوده سرزميني خاص و با جمعيتي مشخص هدايت و اداره تمام شئون زندگي اجتماعي اعم از سياسي، اقتصادي، قضايي و فرهنگي را عهده‌دار بود و با نصب حاکمان، اعم از مأموران مالياتي، تأسيس تشکيلات اداري، نظارت و کنترل و تجارت، اجراي احکام قضايي، … اين حاکميت را اعمال مي‌کرد و در واقع، دولتي داراي حاکميت سياسي مستقل تشکيل داد.297
از بعضي سخنان امام خميني(ره) نظريه تلفيق دين و سياست استفاده مي‌شود:
“اسلام مکتبي است که برخلاف مکتب‌هاي غيرتوحيدي در تمام شئون فردي و اجتماعي و مادي و معنوي و فرهنگي و سياسي و نظامي و اقتصادي دخالت و نظارت دارد و از هيچ نکته ولو بسيار ناچيز که در تربيت انسان و جامعه و پيشرفت مادي و معنوي نقش دارد، فروگذار ننموده است…”298
قرآن کريم و سنت پيامبر(ص) آن‌قدر که در حکومت و سياست احکام دارند در ساير چيزها ندارند.”299
شهيد مطهري در کتاب “ولاءها و ولايت‌ها” از ولاء منفي، ولاء اثباتي عام، و ولاء اثباتي خاص، بحث نموده که از اقسام ولايت اثباتي خاص، ولاء امامت، ولاء زعامت، وولاء تصرف است و در شرح ولايت زعامت، يعني حق رهبري اجتماعي و سياسي مي‌نويسد:
“ولايت زعامت يعني حق رهبري اجتماعي و سياسي. اجتماع نيازمند به رهبر است. آن کسي که بايد زمام امور اجتماع را به دست گيرد و شئون اجتماعي مردم را اداره کند و مسلّط بر مقدرات مردم است “ولي امر مسلمين است” پيغمبر اکرم در زمان حيات خودشان ولي امر مسلمين بودند و اين مقام را خداوند به ايشان عطا فرموده بود و پس از ايشان طبق دلايل زيادي که غير قابل انکار است به اهل‌بيت رسيده است”.300
سپس استاد شهيد مرتضي مطهري در ادامه همين بحث، به سه شأن اجتماعي پيامبر اکرم(ص) اشاره مي‌کند. ايشان در همين زمينه چنين مي‌آورند:
“از قرآن مجيد و هم از سنت و سيره نبوي استنباط مي‌شود که پيغمبر اکرم در ميان مسلمين در آن واحد داراي سه شأن بود: اوّل اينکه امام و پيشوا و مرجع ديني بود و ولايت امامت داشت، سخنش و عملش سند و حجّت بود.
“ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا”301.
آنچه را پيغمبر براي شما آورده است بگيريد و از آنچه شما را باز دارد بايستيد.
دوّم اينکه ولايت قضايي داشت، يعني حکمش در اختلافات حقوقي و مخاصمات داخلي نافذ بود.
“فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً”302 نه چنين است. به پروردگارت سوگند، ايمانشان واقعي نخواهد بود تا در آنچه در بينشان اختلاف شود داورت کنند و پس در دل‌هاي خويش از آنچه حکم کرده‌اي ملالي نيابند و بي‌چون و چرا تسليم شوند…
سوّم اينکه ولايت سياسي و اجتماعي داشت: يعني گذشته از اينکه مبيّن و مبلّغ احکام بود و گذشته از اينکه قاضي مسلمين بود. سائس و مدير اجتماع مسلمين بود. ولي امر مسلمين و اختياردار اجتماع مسلمين بود … پيغمبر اکرم رسماً بر مردم حکومت مي‌کرد و سياست اجتماع مسلمين را رهبري مي‌نمود”.303
از علماي اهل سنت نيز، يکي از سرمداران نظريه پيوند، محمد غزالي است.
دکتر محمد منصورنژاد، خلاصه نظريات غزالي را درباره تلازم سياست و رسالت نبي مکرم اسلام(ص) چنين آورده است:
“1- غزالي اتصال و تلازم دين و سياست را قطعي دانسته و مفروض مي‌گيرد و لذا به مباحث مربوط به دين و سياست پس از اين پيش‌فرض مي‌پردازد، از نگاه غزالي سياستمداران و سطوح سياست واجد مراتبند و بالاترين سطح سياست را بايد از عالي‌ترين مقامات ديني، يعني انبياء جست. به عبارت واضح‌تر او سياست را در چهار مرتبه دسته‌بندي مي‌کند، که مرتبه اول و اعلي مرتبه آن‌ها، سياست انبياست. و حکم ايشان هم بر خواص و هم بر عوام، و هم در ظاهر و هم در باطن جاري است. (سپس سياست خلفا، سلاطين و ملوک، ديگر سياست علما و نهايتاً سياست واعظان). با اين وصف رسول اکرم نه تنها رسالت سياسي دارند، بلکه بالاترين سياست‌ها نيز خاص ايشان است.
2- در گفتمان اهل سنت، بحث خلافت پس از حضرت رسول بسيار مهم قلمداد مي‌گردد. اما اين تفکر نيز بر اساس مفروض غيرقابل ترديدي بنا شده است که سياست از وظايف و شئون و مناصب نبوي است و لذا خلفا، خليفةالرسول هستند و جانشينان او تلقي شده و به دنبال احياي سنت نبوي‌اند.
در اين برداشت نه تنها چنانچه غزالي در فصل دوم کتاب اربعين ذيل اصل دهم مي‌نويسد:
سرمايه سعادت و کليد خوشبختي پيروي از سنت و اقتدا به روش حضرت رسول اکرم(ص) است. در تمام حرکات و سکنات و کارهايي که از سرزده است حتي در کيفيت غذا خوردن و به پا خاستن و ايستادن و خوابيدن و سخن گفتن او” بلکه در گفتمان غالب و حاکم بر اهل سنت، حتي سنت سياسي خلفاي اربعه نيز قابل تبعيت و پيروي است و لذا به شيوه گزينش خليفه از سوي خلفا استشهاد مي‌گردد.
گرچه منابع اصلي مرجعيت در اين مذهب، قرآن، سنت اجماع و قياس‌اند. البته نگاه واقع‌گرايانه غزالي سبب مي‌شود که با توجه به مسائل عصر خويش، در کنار خلافت به عنوان الگوي اصلي حکومت، به نحوي سلطنت (سلجوقي) را نيز توجيه شرعي نموده و مشروع قلمداد کند.
3- از نگاه غزالي ضرورت امام و رهبر از نگاه ديني براي جامعه اسلامي نيز اجماع همه مسلمانان است، از اين‌رو به صدر اسلام استشهاد مي‌کند که صحابه به سرعت بعد از وفات پيامبر، براي نصب امام اقدام کردند و آن را امر مفروض، محتوم، واجب و فوري تلقي نمودند. به عبارت ديگر برخلاف گفتمان شيعي که در وجوب امامت از سوي خداوند براي حفظ قوانين شرع از تغيير و زيادي و نقصان، استدلال مي‌کنند غزالي متناسب با باورهاي اهل سنت تعيين حاکم و حکومت را حق مردم مي‌داند و لذا به اجماع امت در صدر اسلام در تعيين خليفه ارجاع مي‌دهد”.304
نكته اول كه در اينجا لازم است گفته شود آن است که از نگاه شيعيان در فرض تلازم دين و سياست حاکمان بعد از نبي مکرم اسلام(ص) مشخص و معين شده‌اند و از طرف خداوند به اين امر منصوب گشته‌اند. و اين نصب را به صورت عام (نه به صورت افراد مشخص) به غيرمعصوم نيز تسري داده‌اند و از ولايت فقها در مقام ثبوت مانند ولايت معصومين(ع) دفاع مي‌کنند.
اما از نگاه اهل سنت، ولايت به معناي سرپرستي جامعه و زمام‌داري پس از پيامبر(ص) همواره به صورت انتخابي بوده و به اجماع نخبگان امت بستگي دارد.
نکته ديگر اين است که ما قائل به پيوند دين و سياست در سيره سياسي پيامبر اعظم(ص) هستيم، که در مباحث آينده به دلايل اين پيوند، مي‌پردازيم. ضمناً در خلال کليه مباحث آينده، جواب مخالفين تلفيق دين و سياست در سيره نبوي(ص) آورده مي‌شود. انشاءالله.
5-1-3- تفكيك ناپذيري سياست و رسالت در سيره نبوي(ص)
هدف از بعثت پيامبران(ع)، دعوت به توحيد، نفي شرک و سعادت اخروي انسان‌هاست، ولي اين مسأله، نه تنها با وجود هدف‌هاي فرعي و مقدمي دنيوي ديگر منافاتي ندارد، بلکه رسيدن به سعادت اخروي نيازمند روش خاص در زندگي دنيوي است که عمل بر طبق آن مي‌تواند سعادت اخروي را تضمين کند.305
وقتي ما به قوانين مختلف اسلامي در شئون مختلف، نگاه مي‌کنيم، متوجه اين نکته مي‌‌شويم که براي اجراي اين قوانين نياز به ساز و کارهاي اجرايي است که اين ساز و کارها در سايه وجود دولت اسلامي، تحقق پيدا مي‌کند.
قوانين مثل، حد دزدي،306 يا حدّ زنا،307 يا مجازات محارب و مفسد في الارض،308 و… نياز به تشکيل دولت اسلامي دارد، و اجراي اين قوانين در راستاي هدف بعثت قرار دارد.
با اجراي صحيح کليه قوانين اسلامي است که قسط و عدل در جامعه اسلامي محقق مي‌شود، قرآن کريم، يکي از اهداف بعثت انبياء را برپايي قسط و عدل مي‌داند و مي‌فرمايد که: “لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ”309 همانا رسولان خويش را با دلايل روشن فرستاديم و همراه آنان کتاب آسماني و ميزان نازل کرديم تا مردم عدالت را برپا دارند و آهن را که در آن، سختي بسيار و منافعي براي مردم است، نازل کرديم تا خداوند بداند چه کساني او و رسولانش را بي‌آنکه او را ببينند، ياري مي‌دهند، همانا خداوند قوي و شکست‌ناپذير است.
علامه طباطبايي مي‌فرمايد که: مقصود از ميزان، در اين آيه شريفه، دين مي‌باشد.310 يعني قانون، ميزان، احکام و رهبري از سوي خداوند فرستاده شده و از مردم طلب ياري شده است. در اين آيه در واقع به نقش مردم نيز اشاره شده است که آنان وظيفه دارند، عدالت‌خواه باشند و به ياري پيامبران برخيزند و عدالت اجتماعي را به وجود بياورند.311
بنابراين، اصلاح دنيا و آخرت مردم، هدف از بعثت پيامبر اکرم(ص) مي‌باشد.
پيامبر اکرم(ص)، در ابتداي دعوت علني خود، و در هنگامي که خويشان خود را دعوت کرده بود تا آنها را به پذيرش اسلام فرا بخواند، چنين فرمود:
“اني قد جئتکم بخير الدنيا و الاخرة وقد امرني الله تعالي ان ادعوکم اليه فايکم يؤازوني علي هذا الامر علي ان يکون اخي ووصيّ و خليفتي فيکم”.312
“همانا من خير دنيا و آخرت را براي شما آورده‌ام و خداوند متعال به من فرمان داده تا شما را به آن دعوت کنم، پس کدام يک از شما مرا بر اين کار ياري مي‌دهد تا برادر و وصي و جانشين من در ميان شما باشد؟”
حضرت علي(ع) نيز در خطبه‌هايي، خيرات و برکات مادي و معنوي را، که همگي ناشي از بعثت پيامبر اکرم(ص) و رهبري ايشان است، بيان مي‌کند، ايشان، در خطبه 104 نهج‌البلاغه چنين مي‌فرمايد:
“اما بعد، خداوند متعال زماني محمد(ص) را برانگيخت که هيچ كس از عرب، کتاب آسماني نداشت و ادعاي نبوت و وحي نمي‌کرد. پس با يارانش با مخالفان مبارزه کرد. او آنان را به سرمنزل نجات سوق داد و پيش از آنکه مرگشان فرا رسد، به آمادگي آنان مبادرت مي‌ورزيد و اگر کسي ناتوان يا شکسته حال مي‌شد، او را تحت حمايت خويش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان قتل عمد Next Entries پایان نامه با کلید واژگان ولايت، پيامبر(ص)، خويش، حاکميت