پایان نامه با کلید واژگان وزارت امور خارجه، نفت و گاز، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

تحميلي و حمله عراق به ايران، جمهوري اسلامي کوشيد تا از اختلاف سوريه با عراق بر سر حزب بعث بهره ببرد که اين امر به مدد کمکهاي نفتي صورت گرفت. در حالي که تمام کشورهاي عرب منطقه پشت عراق ايستادند اين تنها سوريه بود که به کمک ايران آمد و موجب ايجاد شکاف در جهان عرب گرديد. يكي از اقدامات مهم دولت سوريه درخصوص حمايت از جمهوري اسلامي ايران بستن خط لوله اي بود كه نفت كركوك در شمال عراق را به بندر بانياس در كناره درياي مديترانه منتقل مي‌نمود.اين اقدام موجب ضربه زدن به اعتبار سياسي و اقتصاد رژيم صدام گرديد. دولت سوريه در اقدامي ديگر به تمامي معارضين دولت صدام پناهندگي داد و آنها را عليه رژيم صدام حمايت نمود به طوري که بسياري از رهبران مخالف دولت صدام داراي گذرنامه سوري گرديدند. علاوه بر اين مي توان به اقدام سوريه در محدود نگاه داشتن جنگ به دو کشور و جلوگيري از قومي نمودن اين جنگ اشاره کرد. در واقع سوريه با مواضع خود مانع از آن شدکه عراق بتواند اجماع جهان عرب براي مبارزه با ايران را ايجاد نمايد. براي مثال سوريه اجلاس سران كشورهاي عرب كه در ماه مه 1982 جهت حمايت از عراق برگزار شد را تحريم و براي عدم موفقيت آن تلاش نمود. سوريه توانست به همراه الجزاير، ‌ليبي و سازمان آزاديبخش فلسطين مانع اجماع جهان عرب عليه ايران گردد.
در کل ميتوان سه مؤلفه مبارزه با اسرائيل، اختلاف عراق و سوريه و همچنين اتخاذ نه چندان محسوس سياست خارجي مستقل دو کشور در تحولات بين الملل را در نزديکي اين دو مهم دانست. در همين راستا ميتوان به حمايت از مبارزان فلسطيني و اتخاذ سياستهاي بعضاً مشترک در قبال لبنان اشاره کرد. با روي کار آمدن بشار اسد روابط ايران و سوريه همچنان بر سه محور مبارزه با اسرائيل، اختلاف با عراق و حمايت از فلسطين تداوم يافت. ايران و سوريه در جريان سفر محمود احمدي نژاد به دمشق در مي 2009 يکبار ديگر بر حمايت از «مقاومت فلسطين» تأکيد نمودند.84 مثال بارز نزديکي دو کشور را همچنين ميتوان در حمايت از حزبالله دانست. جنبش حزبالله با نقش آفريني مستقيم ايران و حمايت سوريه شکل گرفت.85 اگرچه جنبش حزب الله لبنان پيوسته از سوي دولتهاي غربي متهم به حمايت از اقدامات تروريستي شده است اما دو کشور حمايت مالي، ديپلماتيک و سياسي خود را از حزب الله قطع نکردهاند. وزارت امور خارجه آمريکا حزب الله را بعنوان «گروه شيعه تندرو» توصيف ميکند که روابط «نزديک و هدايت شده» توسط ايران دارد. همچنين اشاره ميکند حزب الله مظنون است به اينکه در بسياري از حوادث تروريستي عليه آمريکا شامل بمب گذاري در بيروت مشارکت داشته است. از نظر وزارت امور خارجه آمريکا،گروه مذکور «ميزان قابل توجهي کمکهاي مالي، آموزش، تسليحات، مواد انفجاري، حمايت سياسي، ديپلماتيک و سازماني خود را از ايران و سوريه کسب ميکند».86 با وجود اين توصيفها و پيامدهاي آن رحيم صفوي فرمانده پيشين سپاه و مشاور رهبري آينده سوريه، لبنان، ايران و عراق را در پيوند با يکديگر ميداند و اشاره ميکند آگر اين جمع به يکديگر بپيوندند قادر به تسلط بر کل خاورميانه خواهند بود.87از آنجا که حمله ايالات متحده به عراق در مسائل پيش روي اعراب و اسرائيل و همچنين شکل بنديهاي جديد مؤثر بود، در ادامه ضمن بررسي تأثير حمله آمريکا به عراق بر سياست خارجي سوريه، نگاه جديد سوريه به ايران را مورد مداقه قرار ميدهيم.

1 – 2. حمله آمريکا به عراق
عملکرد رفتاري تقريباً يکسان دو کشور در مسائل منطقهاي سبب گرديد که هر دو کشور از جانب ايالات متحده در ليست کشورهاي شرور( محور شرارت) قرار گيرند. در نتيجه سوريه که مانند ايران ابزارهاي کافي براي اعمال فشار و بيان خواستههاي خود در منطقه را نداشت، بيش از ايران منزوي گشت. خاصه آنکه ايران مانند سوريه درگير جنگ مستقيم اسرائيل نبوده و همچنين بخشي از اراضي آن اشغال نگرديده بود. حمله ايالات متحده به عراق دو تحولات اساسي در سياست خارجي سوريه ايجاد نمود و در نتيجه اين امر سبب گرديد تا سياست خارجي نويني را از جانب بشار اسد ملاحظه کنيم. حمله آمريکا به عراق در بدو امر سبب گرديد که سوريه ( و بالتبع ايران) از شر يک دشمن ديرينه راحت شوند. البته بايد گفت به همين ميزان يک تهديد جديد را در کنار خود ميديد. در نتيجه بشار اسد کوشيد تا رفتار خود را بر ترکيبي از سياست نزديکي به آمريکا و همکاريهاي مشروط و همچنين تدوام توأم با احتياط با ايران بنا گذارد. در همين زمينه شاهد هستيم که اسد سياست خارجي سوريه را به سمت نزديکي مجدّد به فرانسه( به عنوان يک متّحد سابق) سوق داد. ديدار اسد با سارکوزي در روز استقلال فرانسه که با اعتراض بسياري از دوستداران حقوق بشر همراه شد، نمونه بارز اين سياست بود. بواقع اسد کوشيد تا کشورش را که در انزوا فرو رفته بار ديگر احيا کند.
دومين تأثير حمله آمريکا به عراق را بايد در تغيير نگاه سوريه از اسرائيل به آمريکا دانست. به تعبير ديگر بايد گفت تا پيش از اين سوريه از عينک اسرائيل به مسائل منطقه مينگريست و در نتيجه اتّحادها و مخالفتهاي خود را بر همين اساس شکل ميداد. امّا با حملهي آمريکا به عراق آمريکا جاي اسرائيل را گرفته و در نتيجه سوريه ميکوشد تا سياستهاي خود را بر محور آمريکا تنظيم کند. همچنين حملهي ايالات متحده به عراق سبب شد تا راهحل هميشگي سوريه براي حل بحران خاورميانه که بر يک راهحل گسترده و فراگير تأکيد داشت( دکترين اسد) بار ديگر جايگاه خود را بيابد. بواقع تا پيش از اين اعراب ميکوشيدند تا مشکلات خود را با اسرائيل به طور جداگانه حل کنند، اما اين سوريه بود که مسئله اسرائيل را يک مسئله عربي خوانده و تلاش خود را بر صلح فراگير استوار نمود. در نتيجه حملهي آمريکا باعث شد تا مسايل سياست خارجي سوريه و ديگر دول عرب مجدداً يکي شود. اما اين بار نه با محوريت اسرائيل بلکه با محوريت آمريکا؛ نه براساس يک کشور، بلکه خيلي اساسي‌تر، براساس يک منطقه.
در نتيجهي اين تحولات، روابط ايران و سوريه نيز هر چند به ظاهر همان مسير شراکت استراتژيک را طي ميکند، اما اينک در بنيانهاي آن ميتوان تشکيک کرد. اين امر به دليل مجموعهي تحولاتي است که در سالهاي اخير در منطقه رخ داده که اين تحولات نشانگر مخيل ماندن سوريه بر انتخاب جمهوري اسلامي ايران و غرب است. مجموع حوادث نشان ميدهد که سوريه در اين دو راهي، راه دوم را انتخاب کند. اين بحث را در ادامه به طور مفصل بيان مي کنيم.

 2 – 2. روابط اقتصادي قبل از انقلاب
روابط اقتصادي ايران و سوريه پيش از انقلاب چندان قابل توجه نيست و اين امر محدود به يک قرارداد اقتصادي و اعطاي وام ميشود. پس از شکلگيري روابط ميان ايران و سوريه بعد از جدايي از مصر، دو کشور تلاش نمودند تا روابط اقتصادي خود را گسترش دهند که در اين ميان ميتوان به انعقاد يک موافقتنامه بلند مدت بازرگاني بين دو کشور در زمينه تهيه و توليد گوشت در اراضي حوزه طرح فرات در سوريه و صدور قسمت اعظم توليدات اين طرح به ايران، ايجاد يک کارخانه کود شيميائي در سوريه، استفاده از سنگ فسفات آن کشور، کمک فني ايران به سوريه در زمينه‌هاي مورد تقاضا سوريه، انعقاد يک موافقتنامه جهانگردي بمنظور تشويق و توسعه فعاليتهاي جهانگردي بين دو کشور که در جريان سفر محمد عمادي وزير اقتصاد و بازرگاني خارجي سوريه به ايران در تاريخ 25 ارديبهشت الي سوم خرداد ماه 1353 ( 15 تا 24 مه 1974 ) منعقد گرديد، اشاره کرد. همچنين با بهبود وضع اقتصادي ايران در اثر افزايش قيت نفت، دولت ايران يک کمک بلا عوض 50 ميليون دلاري و يک وام 150 ميليون دلاري در اختيار سوريه قرار داد.

3 – 2. روابط اقتصادي بعد از انقلاب
روابط اقتصادي ايران و سوريه در دو دههي اول پس از پيروزي انقلاب اسلامي بسيار کمتر از حد انتظار بود. که اين امر در کمکهاي نفتي ايران به سوريه خلاصه ميشد. اما طي چند سال اخير همکاري‌هاي اقتصادي – تجاري دو کشور به طور چشمگيري افزايش يافته است. از سال 1380 رشد فزايندهاي را در زمينهي مبادلات اقتصادي شاهد بودهايم و دو کشور تلاش نمودند روابط اقتصادي خود را ارتقاء بخشند و آن را به سطح روابط سياسي برسانند. اهم محورهاي روابط اقتصادي به قرار زير است:

1 – 3 – 2. مبادلات بازرگاني
هر چند حجم مبادلات كالايي ميان دو كشور به اندازه سطح كلي روابط نيست ليكن از نسبت رشد قابل ملاحظه اي برخوردار است. حجم مبادلات بازرگاني تا پايان سال 1386 به 150 ميليون دلار رسيد.

جدول مبادلات تجاري دو کشور( واحد ارزش، هزار دلار )‌
شرح
1383
1384
1385
صادرات ايران به سوريه
11ميليون
750هزار
186336
170735
سهم از صادرات كل ايران
57/1
78/1
04/1
واردات ايران از سوريه
4648
6676
10400
سهم از واردات كل ايران
01/
02/ 0
02/.
تراز تجاري
115102+
179660+
160334+
حجم مبادلات
124398
193012
181135
*‌آخرين آمار گمرك جمهوري اسلامي ايران
سوريه هم اكنون بزرگترين بازار صدور كالاهاي صنعتي جمهوري اسلامي ايران بويژه خودرو مي‌باشد.
2 – 3 – 2. پروژه‌ها
فضاي مبثت همکاري‌هاي اقتصادي ميان ايران و سوريه، شرکتهاي دولتي و خصوصي ايراني را به فعاليت و سرمايهگذاري در سوريه تشويق نموده است. در واقع محور همكاريهاي اقتصادي ايران و سوريه در بخش اجراي پروژه‌ها مي‌باشد. هم اكنون بيش از 25 پروژه و قرارداد به ارزش تقريبي يک ميليارد دلار توسط شركتهاي ايراني در سوريه در دست اجرا مي‌باشد. طرحهاي بزرگي مانند احداث كارخانه سيمان به ظرفيت توليد يك ميليون تن در سال، احداث 10 واحد سيلوي 100 هزار تني، بازسازي نيروگاه به ظرفيت 350 مگاوات، توليد خودرو سمند و طرح انتقال آب از جمله مهمترين اين قراردادها مي‌باشند. همچنين دو كشور تلاش نموده‌اند سرمايهگذاري مشترك را گسترش دهند به طوري كه سرمايه گذاري ايران در سوريه در اوايل سال 1386 بالغ بر يك ميليارد دلار ميگردد و از اين مبلغ بيش از 900 ميليون دلار سرمايهگذاري مشترك است. اهّم سرمايهگذاري‌ها به شرح ذيل مي‌باشد:
1-  كارخانه سيمان حماه،2-  ساخت و بازسازي نيروگاههاي برق،3-  ساخت 10 سيلو حبوبات،4-  ساخت كارخانه‌هاي خودرو سازي،5-  ساخت كارخانه روغن موتور
در راستاي گسترش روابط اقتصادي قرار است پروژه‌هاي مهم و راهبردي ديگري كه مي‌تواند تاثير فوق العاده اي در روابط دو كشور داشته باشد در سوريه به انجام برسد از جمله:
1-  ساخت و ايجاد خط لوله نفت و گاز كه نفت ايران را از طريق عراق به ساحل شرقي مديترانه در شهرهاي طرطوس و بانياس برساند. به گفته حسين نقره کار شيرازي معاون بينالملل وزير نفت، ايران در حال بررسي مسيرهاي بالقوه متعدد براي انتقال گاز به بازارهاي اروپايي است. يکي از آنها مسير عراق – سوريه و درياي مديترانه است. از نظر وي وجود لوله هاي گاز در سوريه و عراق اين مسير را عمليتر از ساير گزينه ها ميسازد.88
2-  اتصال خطوط آهن ايران به سوريه از طريق عراق كه از اين طريق آسياي ميانه به درياي مديترانه متصل مي‌گردد و نقش سه كشور ايران ، ‌عراق و سوريه بيش از پيش راهبردي مي‌شود.
3-  ايجاد اتوبان بين سه كشور كه مي‌تواند يك خط ترانزيت كالا باشد و از مزاياي سرعت و عدم پرداخت هزينه‌هاي ماليات كانال سوئز بر خوردار باشد.
دشمن مشترک منجر به منافع اقتصادي مشترک شده است. عبدالله دردري(Abdullah Dardari) معاون نخست وزير سوريه در امور اقتصادي ميگويد:«اين رابطه سياسي و اقتصادي است. آيا شما مي توانيد اين دو را جدا کنيد؟ بطور طبيعي ما روابط سياسي خوبي داريم. اکثر تجاري که از ايران ميآيند ميگويند منطقه اي بکر براي سرمايه گذاري ميبينند.»89

3 – 3 – 2. همکاريهاي نفتي و گازي
 دو کشور در زمينه نفت و گاز، پتروشيمي و معدني مذاکراتي جهت گاز سوز کردن خودروها، بازسازي پالايشگاههاي حمص و بانياس، بازسازي توربين‌هاي مربوط به وزارت نفت سوريه، بازاريابي خارجي مشترک نفت و همکاري در بهره برداري، انتقال و بکارگيري گاز در صنايع مختلف همکاري هايي را انجام

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان صدور انقلاب Next Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزش زبان، سازمان دانش، صادرات گاز