پایان نامه با کلید واژگان واقع گرایی، سیاست بین الملل، روابط بین الملل، نظام بین الملل

دانلود پایان نامه ارشد

و تحولات آن در نظام بین الملل است، رسید. برای فهم این ویژگی ها، دیگر بار به تعبیر سید عبدالعلی قوام دراین مورد اشاره می کنیم :
” واقع گرایان دولت را بازی گر اصلی صحنه سیاست بین الملل تلقی می کنند، سایر بازی گران مانند شرکت های چند ملیتی و به طور کلی سازمان های غیرحکومتی، در چارچوب روابط میان دولت ها عمل می کنند. براین اساس، بازی گران فروملی مستحیل در دولت، تصورشده و نمی توانند مستقل از دولت عمل کنند، در حالی که دولت در سطح داخلی قادر به اعمال اقتداراست، در سطح خارجی، در یک نظام فاقد اقتدار مرکزی با سایر دولت ها در همزیستی به سر می برد. در چنین محیطی دولت ها برای تامین امنیت بازار و جز این ها با یکدیگر به رقابت می پردازند. ماهیت چنین رقابتی براساس بازی با حاصل جمع صفر تبیین می شود. برپایه استدلال مذکور، منطق رقابتی سیاست قدرت، از ایجاد توافق در زمینه ی اصول و هنجارهای جهانی پیش گیری می کند. به هرحال، از نظر واقع گرایان؛ دولت ها تنها مجموعه های ارضی نیستند، بلکه هویت این واحدها براساس خون و تعلقات شکل می گیرد. از این رو، امکان دارد بسیاری از گروه های غیر دولتی و بازی گران غیرحکومتی برحسب کارکردهایی خاص و تحت شرایطی ظهور یافته یا ناپدید شوند، در حالی که دولت ها همچنان پا برجا باقی می مانند. بدین ترتیب این بازی گران حکومتی اند که همواره انحصار نیروی نظامی را دراختیار خویش دارند و داور نهایی تلقی می شوند. واقع گرایان ضمن تاکید بر قدرت و منافع ملی، براین اعتقادند که اصولا” از بین بردن غریزه قدرت، صرفا” یک آرمان است و مبارزه بر سر قدرت در محیط فاقد اقتدار مرکزی صورت می گیرد. از آن جا که بقا در یک محیط متخاصم، پیش شرط حصول به همه هدف های ملی تلقی می شود، بنا براین تعقیب و کسب قدرت، یک هدف منطقی و اجتناب ناپذیر سیاست خارجی به شمار می رود. اصولا” کل سیاست و سیاست بین الملل به صورت مبارزه برای قدرت تعریف می شود. دراین روند، قدرت، هم به صورت وسیله و نیز هدف درخودش مفهوم سازی می شود.” ( همان منبع.)

2-1-2-تاریخ و مفهوم نو واقع گرایی
درواقع؛ این تحولات سیاسی و تغییر رفتار قدرت هاست که در ترمیم یا تغییر نظریه ها و استراتژی ها، تاثیرات عمیق خود را می گذارد و موجب می شود تا نوع رفتار بازی گران سیاسی نیز به تناسبب این تغییرات، دستخوش دگرگونی شود. واقع گرایی درعمل با دگرگونی مفهومی مواجه شد و در اوایل دهه ی 1980 به عللی نظیر ورود جنگ سرد به مرحله ی نوین، رقابت تسلیحاتی میان شرق و غرب، در واکنش به رفتار گرایی و نیز اندیشه های افراطی و موضوع وابستگی متقابل، تجدید حیات یافت.
” این دیدگاه نظری ( نو واقع گرایی ) بیشترمربوط به تحریرات کنت والتز، به ویژه اثر پر نفوذش ( نظریه سیاست بین الملل، 1979 ) است، در حالی که نوواقع گرایی خیلی از ویژگی های واقع گرایی کلاسیک، نظیر دولت به عنوان بازی گر اصلی صحنه سیاست بین الملل و قدرت را به صورت مفهوم تحلیلی – محوری حفظ نموده، ولی عمدتا” توجهات را به مختصات ساختاری نظام بین المللی دولت ها معطوف می کند، نه به واحدهای متشکل آن. مقصود از مفهوم ساختاری خود نظام جهانی، نه ویژگی های واحدهای متشکله خاص است که در مقیاسی وسیع، رفتار دولت را توضیح داده و برنتایج بین المللی اثر می گذارد. وی می گوید که از طریق به تصویر کشیدن یک نظام سیاسی بین المللی به طورکلی، سطوح ساختارسیستمی را توسعه می دهد که طی آن بتوان فهمید چگونه ساختار نظام و تنوعات در آن، واحدهای تعاملی و نتایجی را که آن ها به بار می آورند، تحت تاثیر قرارمی دهد. ساختار بین المللی از تعاملات دولت ها سر بیرون می آورد و سپس آن ها را برای انجام اقدامات خاص، مادامی که به سوی دیگران می کشاند، تحت فشار قرارمی دهد.نظام هنوز فاقد اقتدار مرکزی و آشوب زده است و هنوز واحدها، مستقل فرض می شوند، ولی عنایت به سطح ساختاری تحلیل، ما را قادر می سازد تا تصویر پویاتر و کم تر دست و پاگیرتر از رفتار سیاسی بین المللی داشته باشیم. “
( همان منبع)
دکتر علیرضا محمد خانی درمقاله ای تحت عنوان: ” تبیین رویکرد نوواقع گرایی در روابط بین الملل ” این تئوری را به شرح ذیل توضیح داده است :
” نو واقع گرایی که همچنان دولت را به عنوان بازی گر اصلی صحنه سیاست بین الملل می داند، روایتی قدرتمند از واقع گرایی است که می گوید تا وقتی نظام بین الملل اقتدار گریز باشد، کشمکش برسر قدرت و امنیت ادامه خواهد داشت. نوواقع گرایی؛ عمیق ترین و دقیق ترین نقدها را بر پروژه های اصلاح طلبانه در سیاست بین الملل وارد ساخته است. از همین رو شگفت آور نیست که این مکتب، آماج اصلی حمله کسانی قرارگرفته است که چارچوب ذهنی شان، اصلاح طلبانه یا انتقادی است. این نظریه که محصول چالش نظریه رفتاری و نظریه وابستگی متقابل است، به رغم انتقاداتی که از منظرهای گوناگون برآن وارد شده است، کماکان توانسته سلطه خود را حفظ نماید. “( محمد خانی، 1388: 260781. )
نوواقع گرایی در اواخر دهه ی هفتاد شکل گرفته است. اصولا” تبیین و تشکیل این اندیشه سیاسی در روابط بین الملل؛ برای آن بوده است که واقع گرایی را از شکل سنتی به سمت یک قالب علمی سوق دهد، برای آن که برخی براین باور بودند که واقع گرایی کلاسیک؛ سنت گرا و غیر علمی است و لذا باید مورد بررسی و پالایش قرارگیرد. همچنین، واقع گرایی به خاطر بی توجهی به بحث اقتصاد نیز مورد انتقاد بود. در دهه 1970 کنت والتز مهم ترین نماینده کاوش و تلاش پیگیر به منظور علمی کردن واقع گرایی در قالب نوواقع گرایی یا واقع گرایی ساختاری محسوب می شود.
” والتز در کتاب انسان، دولت و جنگ (1964) که تلاشی بود برای توضیح جنگ در روابط بین الملل، به سه سطح تبیین یا به بیان خود او، به سه تصویر اشاره می کند که عبارت اند از: سرشت انسان یا تصویر اول که ریشه در جنگ طلبی انسان یا انسان های خاص دارد؛ دولت یا تصویر دوم که جنگ را براساس جنگ طلبی دولت های خاص با ایدئولوژی ها و رژیم های خاص سیاسی تبیین می کند؛ و ساختار نظام بین الملل یا تصویر سوم که وقوع جنگ را بر مبنای خصوصیت آنارشیک نظام بین الملل تبیین می کند. او دراین کتاب هر سه تصویررا برای توضیح جنگ لازم می داند و برآن است که علت فاعلی و علت زمینه ساز هر دو تاثیر دارند و – تصویر سوم چهارچوب سیاست جهانی را توصیف می کند، اما بدون تصاویر اول و دوم نمی توان هیچ شناختی از نیروهای تعیین کننده سیاست داشت؛ تصاویر اول و دوم نیروها را در سیاست جهانی توصیف می کنند، اما بدون تصویر سوم ممکن نیست بتوانیم اهمیت آن ها را ارزیابی کنیم یا نتایج آن ها را پیش بینی نماییم.”( مشیرزاده، 1392: 108-109)
2-2-بخش دوم:
2-2-1- واقع گرایی تدافعی
فهم رفتار دولت در شرایط آنارشیک و یا فراهم آوردن یک تئوری مناسب برای سیاست خارجی، همچنان مهم ترین هدف دانش روابط بین الملل به شمارمی آید. کلان نظریه رئالیسم ” واقع گرایی ” از جمله پارادایم های مطرح در روابط بین الملل است که در فرایند تحلیل و تبیین تحولات نظام بین الملل دچار مناظره های میان پارادایمی شده و ثمره ی آن، ظهور خرده نظریه های متعددی از درون آن بوده است. مهم ترین این رویکردها عبارتند از: رئالیسم کلاسیک هانس جی مورگنتا، نئورئالیسم ( رئالیسم ساختاری ) کنت والتز، رئالیسم نئو کلاسیک گیدئون رز، و همچنین رئالیسم تهاجمی و رئالیسم تدافعی که این دو از درون نئورئالیسم متولد شدند. همه این نظریه ها دارای اشتراکاتی هستند که آن ها را تحت نام” واقع گرایی ” قرارمی دهد، اما تمایزات جزئی و یا ایده های آن ها در باره برخی از مسایل ماهوی روابط بین الملل همچون امنیت، آنارشی و… آن ها را ازهم متمایز می سازد. مشیر زاده در تبیین این رویکرد، مطالبی را بدین شرح بیان می کند:
” واقع گرایان تدافعی نیز به رابطه میان آنارشی و الزامات نظام بین الملل از یک سو، و رفتار دولت ها از سوی دیگر، توجه دارند، اما این رابطه را پیچیده تر می بینند. فرض واقع گرایی تدافعی این است که آنارشی بین المللی کم و بیش ” خوش خیم ” است، یعنی امنیت چندان نایاب نیست و فراوان است. درنتیجه، دولت هاکه این را در می یابند، رفتاری تهاجمی نخواهند داشت و تنها در شرایطی که احساس کنند تهدیدی علیه آن ها وجود دارد، نسبت به آن واکنش نشان می دهند و این واکنش نیز اغلب تنها در سطح ایجاد موازنه و بازداشتن تهدیدگراست. تنها در شرایطی که معضله امنیت خیلی جدی شود، واکنش های سخت تری به شکل بروز تعارضات رخ خواهد نمود. به علاوه، آن ها آنارشی بین المللی را یکسره هابزی و یا کاملا” بد خیم نمی بینند، بلکه برآن اند که نمی توان آن را به سهولت فهمید و ا ین دولتمردان اند که باید درهر وضعیت خاصی به ارزیابی درجه تهدید یا عدم آن بپردازند.”( همان منبع : 133 )
مشیرزاده در ادامه ی تشریح ساختار نظریه واقع گرایی تدافعی براساس مفروضه های تالیافرو می گوید:
” به نظر تالیافرو؛ واقع گرایی تدافعی مبتنی بر چهار مفروضه است که در زیر به آن ها اشاره می شود :
یک. معضله امنیت: منظور از معضله امنیت؛ شرایطی است که در آن تلاش یک دولت برای افزایش امنیت خود، باعث کاهش امنیت دیگران می شود. به نظر واقع گرایان تدافعی، توسعه طلبی همیشه به امنیت بیشتر منجر نمی شود. درواقع، مساله این است که امنیت مطلق نیست، جز با تبدیل شدن به یک هژمون جهانی و چون احتمال نیل به چنین جایگاهی اندک است و تاسیس دولت جهانی به معنای پایان سیاست بین الملل خواهد بود، دولت ها همیشه امنیت جو خواهند بود و با معضله امنیتی روبه رو می شوند.
دو. ساختار ظریف قدرت : به نظر واقع گرایان تدافعی تاثیر ساختار ظریف قدرت که متغیر سطح نظام نیست ( و به معنای توزیع نسبی آن دسته از توانمندی های مادی است که دولت ها را قادر می سازد راهبردهای نظامی و دیپلماتیک خاصی را دنبال کنند)، مهم تر از ساختار خام یا زمخت قدرت ( به معنای سهم نسبی ازمنابع قدرت در دست یک دولت) است.
سه. برداشت های ذهنی رهبران: تاثیر ساختار ظریف قدرت و توانمندی های مادی بر رفتار دولت از طریق تصورات یا برداشت های ذهنی رهبران ملی است. آن ها معمولا” برمبنای قیاس های تاریخی و میانبرهای دیگر ادراکی؛ اطلاعات واصله را پردازش می کنند و تصمیم می گیرند. بنابراین، این عامل یک متغیر میانی بسیارمهم تلقی می شود.
چهار: عرصه ی سیاست داخلی: به نظر واقع گرایان تدافعی، استقلال دولت در برابر جامعه مدنی، ائتلافات سیاسی، عرصه سیاست سازمانی، و روابط میان بخش های لشگری و کشوری جملگی توانایی رهبران را در بسیج منابع تحت تاثیر قرار می دهند. قدرت سیاسی ملی به معنای توانایی بسیج منابع مادی و انسانی دولت، بسیار اهمیت پیدا می کند.
واقع گرایان تدافعی به امکان بروز شرایط جنگی یا مخاصمه جویانه توجه دارند: در شرایطی که معضله امنیت وجود دارد، دولت هایی که واقعا” امنیت جو هستند، ممکن است در مورد نیات یکدیگر دچار سوء تفاهم شوند و به خصومت یا تعارض با هم برسند؛ دولت هایی هستند که به دنبال تجدید نظر در وضعیت خود در نظام اند؛ و در شرایطی دولت ها در پی تامین امنیت خود، دست به توسعه طلبی می زنند.( همان منبع: 134) برخی از نظریه پردازان مشهور این حوزه، در مورد مفاهیم و مشخصات نوواقع گرایی، رئالیسم تدافعی و مفروضه های آن و نیز تفاوت ها یا اشتراکات آن با رئالیسم تهاجمی، در عرصه ی روابط بین الملل، مطالبی را بیان کرده اند که می توان از آن ها به عنوان پایه های فکری اندیشه های نئورئالیستی و زیرشاخه های آن، یاد کرد. ناگفته پیداست که رابرت جرویس، استفان والتز، استفان ون اورا و چارلز گلاسر، از مهم ترین نظریه پردازان نظریه رئالیسم تدافعی به شمار می آیند، با این توضیح که خود کنت والتز را نیز می توان در ردیف رئالیست های تدافعی قرارداد:
” به طور کلی در نگاه رئالیست ها؛ مشخصه سیاست بین الملل، ماهیت آنارشیک آن است. “
( کنت والتز، ، تئوری سیاست های بین الملل، رندم هاوس، نیویورک، 1979، ص 112 )

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان خاورمیانه، واقع گرایی، خاورمیانه جدید، اسلام سیاسی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان خاورمیانه، خاورمیانه بزرگ، خلیج فارس، اسلام سیاسی