پایان نامه با کلید واژگان واقع گرایی، خاورمیانه، سیاست خارجی، نظام بین الملل

دانلود پایان نامه ارشد

” دولت بازی گری خردورز و اصلی ترین بازی گر در روابط بین الملل به شمارمی آید، هدف اصلی در سیاست بین الملل، بقاست. ” ( همان منبع، ص 112 )
” رئالیست های تدافعی؛ آنارشی بین المللی را هابزی و یا بدخیم نمی بینند، بلکه بر آن اند که نمی توان آن را به سهولت فهمید و این دولتمردان اند که باید در هر وضعیت خاصی به ارزیابی درجه تهدید و یا عدم آن بپردازند. به عبارت دیگر؛ برداشت های دولت ها و ادراکات ذهنی آن ها نقش پر رنگی در شکل دهی به رفتارهایشان ایفا می کند. تدافعی ها نیز همانند تهاجمی ها براین باورند که مخاصمه در برخی شرایط اجتناب پذیراست، زیرا دولت های متجاوز و توسعه طلبی وجود دارند که نظم جهانی را به چالش می کشند و نیز برخی از کشورها تنها در راستای تعقیب منافع ملی خود ممکن است درگیری با دیگر کشورها را اجتناب ناپذیر کنند.”
( بیلیس، جان؛ استیو اسمیت – 1383 – 31 )
” تاکید استفن والت بر اهمیت ” موازنه ی تهدید ” به جای ” موازنه ی قدرت ” است. تهدید در نگاه او عبارت است از: ترکیبی از قدرت تهاجمی دولت، توانمندی های نظامی، نزدیکی جغرافیایی و نیات تجاوزکارانه احتمالی آن. پس؛ صرف قدرت، مهم نیست و سایر عوامل نیز مهم اند. به عبارت دیگر؛ آن چه در روابط میان دولت ها حائز اهمیت است، برداشت آن ها از یکدیگر به عنوان تهدید است و نه صرف میزان قدرت هریک از آن ها. از سوی دیگر؛ امنیت در شرایطی در نظام افزایش خواهد یافت که ایجاد موازنه به هنجار بدل شده باشد و ایدئولوژی تاثیر زیادی نداشته باشد. دولت ها در برابر آن دسته از دولت هایی دست به موازنه می زنند که تهدید فوری نسبت به موجودیت یا منافع آن ها به حساب آیند. “( مشیرزاده – 1384: 134- 135 )
هر نظریه در نظام بین الملل، به منظور راه کار ایجاد ارتباطات سازنده، دسترسی به فرایند صلح که گاه از طریق مذاکره و توافق و گاه جنگ حاصل می شود، و یا در رقابت هایی فرسایشی با اتکاء بر منابع قدرت، به موازنه می انجامد، تعریف و ارایه می شود. با این حال؛ آن چه که بر این نظریات تاثیرگذار خواهند بود، موقعیت های گوناگون بازی گران و میزان دسترسی آنان به منابع قدرت و چگونگی بهره گیری از آن هاست. واقع گرایی تدافعی؛ خود نظریه ای است که بیشتر ناظر بر رفتارهای مسالمت آمیز است، تا درگیری های بین بازی گران و بیشتر بر مسایل داخلی تکیه می کند تا نظام بین الملل و عوامل خارجی:
” واقع گرایی تدافعی از دل نو واقع گرایی بیرون آمده است. جک اسنایدر و استفن والت بیشترین نقش را در پرورش این نظریه داشته اند. از آن جا که واقع گرایی تدافعی به نو واقع گرایی بسیار نزدیک است، ایجاد تمایز بین این دو بسیار دشواراست. واقع گرایی تدافعی توجه کم تری به نظام بین الملل و اثرآن بر سیاست خارجی دولت ها دارد و در مقابل به سیاست داخلی کشورها تمرکز بیشتری نشان می دهد. واقع گرایی تدافعی مانند نو واقع گرایی براین فرض قراردارد که دولت ها نه به د نبال قدرت، بلکه به دنبال تامین امنیت هستند و تمایل آن ها به توسعه نفوذشان، نه از قدرت طلبی، بلکه از احساس نا امنی فزاینده ای است که آن ها را به سمت توسعه منافع سیاسی خود، سوق می دهد. توسعه قدرت به معنای توسعه امنیت تعریف می شود و قدرت بیشتر به معنای امنیت بیشتر است. به بیان دیگر؛ زمانی که توسعه منافع به توسعه امنیت منجر شود، دولت ها تمایل به افزایش قدرت خواهند داشت. در نظریه واقع گرایی تدافعی، دولت ها هنگامی که از نظر امنیت در موضع ضعیف قرارداشته باشند به سمت افزایش قدرت خواهند رفت و برعکس نظریه واقع گرایی کلاسیک، کسب قدرت، هدف غایی محسوب نمی شود، اما از نظر منتقدان، نظریه واقع گرایی تدافعی دارای نقص هایی است. در این نظریه، امنیت یک مفهوم انعطاف پذیر و از نظر تعریف عملیاتی، دشوار به نظر می رسد و هرگونه اقدام سیاست خارجی دولت ها از تلاش برای تامین بقا تا برداشتن گام ها برای ایجاد امپراتوری جهانی می تواند به عنوان جست و جو برای تامین امنیت تعریف شود. به گفته منتقدان؛ برخلاف ادعای واقع گرایی تدافعی که هدف دولت ها را تامین امنیت می داند، دولت ها در سیاست خارجی، کسب قدرت بیشتر را سرلوحه فعالیت های خود قرار می دهند. در نظریه واقع گرایی تدافعی، عناصر غیر نظامی قدرت، وارد تحلیل رفتار سیاست خارجی می شوند. در این نظریه؛ رفتار دولت هایی که تقویت توان اقتصادی خود را دنبال می کنند، به این شکل معنا پیدا می کند که افزایش توان اقتصادی به منزله تقویت بنیان های لازم برای افزایش قدرت نظامی و درنتیجه قدرت ملی خود تعریف می شود. با وجود این مفروضات در باره اهمیت قدرت اقتصادی، امکان ورود منابع انرژی به تحلیل سیاست خارجی به وجود می آید و براین اساس، منابع انرژی به عنوان مهم ترین محرک در ایجاد قدرت اقتصادی و قدرت دولت شناخته می شود، زیرا چنان چه دولت ها در جست و جوی امنیت خود، توسل به قدرت و تسلط نظامی را پر هزینه ارزیابی نمایند، شیوه های دیگری را دنبال می کنند. “( شیرخانی، 1391: 1-41 )
رابرت جرویس از نظریه پردازان اصلی رئالیسم تدافعی نیز، بر نقش امنیت و کسب قدرت برای دسترسی هرچه بیشتر به امنیت، تاکید می ورزد:
” دولت ها می توانند بدون کاهش امنیت دیگران؛ امنیت خود را حفظ کنند و حتی در پیش گرفتن سیاست تدافعی، براتخاذ سیاست تهاجمی آن ها ترجیح یابد، حتی افزایش زیاد در امنیت دولت ها فقط به مقدار اندکی از امنیت سایر دولت ها می کاهد و دراین شرایط، همه قدرت های خواهان حفظ وضع موجود می توانند از درجه بالای امنیت برخوردارباشند. بنابراین دولت ها با رضایت از فرصت فراهم شده، از توسعه نفوذ خود در خارج از مرزهای ملی درقبال دست یابی به تضمین هایی برای امنیت خود چشم پوشی می کنند. ” ( برزگر،1388 : 77563 )
2-2-3-برای واقع گرایان تدافعی، قدرت وسیله است، نه هدف و غایت :
” تاکید واقع گرایان تدافعی بر قدرت به مثابه وسیله ای است، نه غایت. به عبارت دیگر قدرت؛ وسیله ای است برای تامین امنیت، بقا و هدف های تعیین کننده یک نظام سیاسی، و دولت ها عموما” قدرت را برای همین هدف ها به شیوه ای کما بیش عقلایی به کار می گیرند و مثلا” دست به اتحادها و ائتلاف ها می زنند و پیوسته می کوشند توازن را حفظ کنند و به همین منظورهمواره تغییرات نسبی قدرت را پیرامون خود جدی می گیرند و این بدان معناست که دولت ها کما بیش به شیوه ای عقلانی عمل می کنند و بنابراین روش های مطالعه انتخاب عقلانی می تواند در مطالعات روابط بین الملل به کار گرفته شوند.( مرتضویان، 1615:1393 )
معمای امنیت
نوروزی، تحلیل گر مسایل سیاسی خاورمیانه، در مورد رئالیسم تدافعی می گوید:
” از مهم ترین نظریه پردازان رئالیسم تدافعی می توان به رابرت جرویس، استفن والت، استفن ون اورا و چارلز گلاسر اشاره کرد. همچنین خود کنت والتز را هم می توان رئالیست تدافعی نامید. به طور کلی درنگاه رئالیست ها، مشخصه سیاست بین الملل، ماهیت آنارشیک آن است. دولت بازی گر خرد ورز اصلی ترین بازی گر در روابط بین الملل به شمارمی آید. هدف اصلی در سیاست بین الملل، بقا است و از آن جایی که بر خلاف ساختار داخلی، ساختار نظام بین الملل آنارشیک است، لذا دراین ساختار هرج و مرج آمیز، ضروری ترین قاعده عمل، خودیاری است. دغدغه اصلی رئالیست تدافعی، امنیت است. به عبارت دیگر نگاه رئالیست های تدافعی نیز نگاهی کاملا” امنیتی است در کنار رئالیسم تهاجمی، مطالعات روابط بین الملل را به سمت امنیتی شدن سوق داده و درواقع این دو رویکرد درصدد پاسخ به معمای امنیت در نظام آنارشیک بین الملل برآمده اند. رئالیست های تدافعی نیز به رابطه میان آنارشی و الزامات نظام بین الملل از یک سو و رفتار دولت ها از سوی دیگرتوجه دارند، اما این رابطه را پیچیده تر می بینند. بر خلاف واقع گرایی تهاجمی، فرض واقع گرایی تدافعی این است که آنارشی بین المللی خوش خیم است، یعنی امنیت چندان نایاب نیست و درایجاد موازنه و بازداشتن تهدیدگر، به دست خواهد آمد. “( نوروزی، 1394: 44435)

فصل سوم
اهمیت خاورمیانه

3-1-مقدمه :
3-2-اهمیت خاورمیانه
بسیاری از اندیشمندان در حوزه های گوناگون بر اهمیت خاورمیانه در ابعاد مختلف، صحه گذاشته اند که تنها اشاره مختصر به برخی نظریات در مورد این منطقه از جهان، اهمیت فوق العاده ی آن را بیش از پیش، آشکار می سازد :
” از نظر ” مکیندر” ، جغرافی دان اسکاتلندی، در جهان یک جزیره ی بزرگ جهانی مرکب از قاره های آسیا و اروپا وجود دارد که در داخل این جزیره، یک ” سرزمین قلب – هارتلند ” موجود است و دولتی که براین سرزمین مسلط شود، برجهان حکومت خواهد کرد. محدوده این سرزمین؛ از یک سو به رودخانه ولگا واقیانوس منجمد شمالی و ازطرف دیگر به کوه های هیمالیا و رودخانه زرد منتهی می شود. وی معتقد بود از آن جا که سیاست جهان در مرحله نهایی، کشمکش میان قدرت های بری و بحری است، بنابراین ” سرزمین قلب – هارتلند ” ، از خطرهای ناشی از تهاجمات دریایی مصون و آسیب پذیر است. ” ( قوام، 1388 : 13 )
قوام؛ در ادامه این بحث و برای تبیین بیشتر اهمیت خاورمیانه، در کتاب مورد اشاره، می افزاید :
” مشخصا” بخش وسیعی ازاین ” سرزمین قلب ” ، خاورمیانه است که از یک طرف به دلیل همان موقعیت جغرافیایی منحصر به فردش، مورد توجه بسیاری از کشورهای جهان، مخصوصا” کشورهای قدرتمند قرارداشته و از سوی دیگر خصوصیات و آداب و فرهنگ مردمان و حاکمان این منطقه طوری است که توجه کشورهای دیگر را به خود جلب کرده و تسلط آن ها را براین منطقه، تسهیل می کند. بنابراین کسانی که قدرت های مسلط بر منطقه خاورمیانه را استکبار، امپریالیسم، دخالت گر و استعمارگر می پندارند، به خصوصیات، منش، آداب، فرهنگ و عقاید جوامع این منطقه، عنایتی نداشته و از منظر جامعه شناسی، مردمان ساکن در خاورمیانه را مورد مطالعه و ارزیابی قرار نداده اند. چه بسا اگر آنان نیز نسبت به سایرین برتری نسبی داشتنند، از تسلط بر ملت های دیگر و استعمار آن ها، ابایی نداشتنند. لذا بینش بر دانش و روش سیاسی مقدم است و بدون داشتن بینش منسجم و هدفمند، کوشش برای شناخت و تبیین پدیده ها و فراگردهای سیاسی بی ثمراست. ” ( همان ماخذ – 189 )
3-3-ویژگی های کلی خاورمیانه
خاورمیانه در واقع سرشار از تضاد و تعارض است و این چالش ها نه تنها در امورسیاسی، که در مسایل فرهنگی و اقتصادی نیز ریشه دارد. حقیقت موضوع آن است که شاید اگر این منطقه، عاری از چنین ویژگی هایی بود، علی رغم موقعیت استراتژیکی که دارد، حضور قدرت های بزرگ در این منطقه چندان ساده تلقی نمی شد، امری که هم اکنون، این حضور را با توجه به همین شرایط و ویژگی ها تا حد زیادی، توجیه می کند و در عین حال؛ استراتژیست ها را از ارائه یک الگوی متوازن و علمی منطبق با نظریه های سیاسی در روابط بین الملل، عاجز می کند، همان گونه که این بحث در الگوی مورد نظر لی نورجی. مارتین که بر توانمندی نظامی، مشروعیت سیاسی، مدارای قومی– مذهبی، توانمندی سیاسی و دسترسی به منابع طبیعی برای شکل گیری یک دولت مدرن، تاکید دارد، به خوبی تبیین شده است.
” الگوی مورد نظر لی نورجی. مارتین که پارامترهایی همچون اقتدار نظامی، مشروعیت سیاسی، مدارای قومی – مذهبی، توانمندی سیاسی و دسترسی به منابع طبیعی حیاتی اشاره دارد، به نوعی دیگر، درگیر الگوی مطالعات واقع گرایانه می شود که دولتی مدرن را در دستور کار دارد – تمام این ها نشان گراین است که هنوز الگوی بررسی مناسبی در تحولات منطقه که تبیین کننده ی تحولات متعدد باشد، امکان پذیر نیست. این مساله به واسطه الگوها و روندهای متعارض جاری در منطقه است. خاورمیانه از نظر جغرافیای سیاسی در مسایل مرزی و سرزمینی، شکل بی قواره ای دارد. اختلافات منطقه ای در خاورمیانه بیش از هر عامل دیگری متاثر از این گونه اختلافات است. جنگ ایران – عراق و عراق – کویت، مصداق بارز آن است.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان واقع گرایی، سیاست بین الملل، روابط بین الملل، نظام بین الملل Next Entries پایان نامه با کلید واژگان خاورمیانه، خاورمیانه بزرگ، حقوق بشر، دو قطبی