پایان نامه با کلید واژگان هویت دینی، جامعه شناسی، معنای اصلی، ارزش های دینی

دانلود پایان نامه ارشد

این گونه تعریف می کند: «هویت ریشه در زبان لاتین دارد و دو معنای اصلی دارد. اولین معنای آن، بیانگرمفهوم تشابه مطلق است: این با آن مشابه است. معنای دوم آن به مفهوم تمایز است که با مرور زمان سازگاری و تداوم را فرض می گیرد. به این ترتیب، به مفهوم شباهت از دو زاویه مختلف راه می یابد و مفهوم هویت به طور هم زمان میان افراد یا اشیاء دو نسبت محتمل برقرار می سازد: از یک طرف، شباهت و از طرف دیگر، تفاوت» (جنکینز،1381: 5).
به عبارتی دیگر، در واژة هویت دو معنای اصلی و عمده وجود دارد. اولین معنای آن ناظر برمفهوم تشابه و همسانی است و معنای دوم آن به مفهوم تفاوت و تمایز است، به این معنی که ما به وسیلة تشابهات و تفاوت هایی که با هم داریم شناخته می شویم، بنابراین، هویت داشتن یعنی احساس تمایز، تداوم واستقلال شخصی داشتن؛ یعنی فرد احساس کند، همان است که بوده ودیگران نیستند (همان، 15- 16).
«هویت» عبارت است از مجموعه خصوصیات اجتماعی، فرهنگی، روانی، فلسفی، زیستی و تاریخی همسان که به رساییو رواییبر ماهیت یا ذات گروه به معنای یگانگی یا همانندی اعضای آن با یکدیگر دلالت کند وآنان را در یک ظرف زمانی و مکانی معین به طور مشخص، قابل قبول وآگاهانه از سایرگروه ها و افراد متعلق به آن ها متمایز سازد. هویت جمعی مقوله ای است حاکی از پیشینه تاریخی، سرزمین، نژاد، زبان، ویژگیهای فرهنگی و دینی قوم یا ملتی که به وسیله آن در میان دیگران شناخته می شود. هویت می تواند در ارزش ها نیز ریشه داشته باشد. هویت ما می تواند ایرانی ـ شیعی و هویت شیعی می تواند بر ولایت، امامت و عدالت متکی باشد» (الطایی،1382: 139).
درجامعه شناسی، واژة هویت به معنای چه کسی بودن است و نیاز به آن، حس شناساندن خود و یک سلسله عناصر فرهنگی و تاریخی را در فرد یا گروه انسانی تحریک می کند. براین اساس «هویت» عبارت است از مجموعة ویژگی ها و مشخصات فردی و اجتماعی، احساسات و اندیشه های مربوطه که فرد آن ها را از طریق توانایی کنش متقابل با خود و یافتن تصوراتی از خود به دست می آورد و در جواب پرسش «من کیستم»؟ ارائه می دهد. (کلانتری و دیگران، 1388: 125).
از نظر لغوی، این واژه معنای تداوم و تمایز را می رساند. گرچه این دو معنا متضاد به نظرمی آیند، در اصل به دو جنبة اصلی و هویت معطوف هستند. بر این پایه، هویت را می توان به احساس تداوم و پیوستاری، بی مانندی یا متمایز بودن از دیگران مربوط دانست. پس براساس این ادعا، وقتی که می گوییم موجودی یا فردی هویت دارد، بدین معناست که آن موجود یا فرد مانند دیگر موجودهای مشابه است و در عین حال، همان موجود یا فرد چونان خصوصیات یگانه ای دارد که از دیگر موجودات یا افراد متمایزاست. به بیان دیگر، هویت یعنی کیفیت یکسان داشتن در ذات، ترکیب و ماهیت و نیز یکسان بودن در هر زمان و همة شرایط. هویت داشتن یعنی بیگانه بودن، ولی از دو جنبة متمایز مانند دیگران بودن در طبقة خود و مانند خود بودن درگذر زمان (گل محمدی، 1383: 162 ـ 161).
به طورکلی، هویت مبتنی برهستی و وجود مجموعه ای از خصائص ممتاز است. یعنی آنچه با آن فرد با عنوان عضوی از گروه اجتماعی شناخته می شود (از قبیل خصائص فردی یا رفتارهای جمعی) هویت گفته می شود. بنابراین، هویت مجموعه ای از معانی است که چگونه بودن را در خصوص نقش های اجتماعی به فرد القا می کند یا وضعیتی است که به فرد می گوید او کیست و مجموعه ای از معانی را برای فرد تولید می کند که مرجع کیستی و چیستی او را تشکیل می دهد. هنگامی که از هویت به عنوان یک پدیدة جمعی یاد می شود، به طور قطع شامل ویژگی های جمعی از قبیل احساس همبستگی، احساس تعلق به یک جامعه و علاوه برآن آگاهی، فداکاری و وفاداری نسبت به آن احساس می شود (خانیکی،1383: 7).
بنابراین هویت ها، به مثابه شالوده ها وسازه های اجتماعی هستندکه در فرایند شالوده ریزی یا سازه گرایی اجتماعی به وجود می آیند و با تکیه برحافظة جمعی و تمامی منابع معرفتی، با در نظرگرفتن ساختار عینی اجتماعی درطول زمان به طور مجدد باز تعریف و باز تفسیر می شوند. از این رودر فرایند شکل گیری هویت ها پدیده های معرفتی، ساختار عینی و مادی جامعه، تاریخ، جغرافیا، ساختار سیاسی و اقتصادی و فناوری، نقش بسزایی دارند (دهشیری،1380: 169).
هویت ها از دو خصیصة استمرار و تمایز برخوردار هستند، یعنی فردیت هویت فرد به سادگی تغییر نمی کند و همواره خود را درکنار دیگری نبودن می یابد. با یک نگاه کلی ازنظر آنتونی گیدنز «هویت مربوط به فهم افراد در باره این است که چه کسی هستند؟ و «چه چیزی برای آن ها مهم است». این فهم هویتی، منتزع از منابع معناساز مهمی مثل دین، ملیت، نژاد، جنسیت، طبقه اجتماعی و تمایزات گروهی و قومی است. هویت فردی، مربوط به احساس فرد نسبت به خود و تمایزاتی است که با مؤلفه هایی مثل اسم، ملیت، قومیت و یا تمایلات شخصی، فکری، ارزشی و یا ایدئولوژیک، او را از دیگری متمایز می کنند. هویت اجتماعی، به احساس مشترک یک جمع مثل «مادرها»، «اقلیت های قومی و دینی» و … باز می گردد. وجود منابع مشترک، همه افراد دارای هویت مشترک را به هم وصل می کند.
1. 2. مفهوم دین
مفهوم دین به عنوان «اعتقاد به هستی روحانی و نیروی قوی درزندگی بشر» از ریشه دارترین اعتقادات انسان محسوب می شود. واژة لاتین دین (religion ) به طور لغوی به معنی اتصال و ارتباط انسان با خالق تعریف شده است. در قرآن کریم واژة دین به معانی مختلف عام وکم و بیش خاص آمده است. از راه و روش گرفته شده تا شریعت، درهرصورت منظور از این واژه روش نزدیکی به خداوند، از مسیر و قالب تعیین شده و زیستن و عمل کردن و اطاعت و فرمان برداری کامل از اوست (رفیع پور، 1377: 54).
تعریف دین از نظر دورکیم فاقد هر نوع اشارتی به الوهیت است. یک دین عبارت از نظامی است به هم پیوسته، متشکل از باورها و اعمالی در رابطه با اشیای مقدس یعنی اشیایی خاص و متمایز که تماس با آنان ممنوع است. این باورها و اعمال، تمام کسانی را که بدان می پیوندند در یک جماعت اخلاقی به نام کلیسا متحد می سازد. ماکس وبر «دین را مجموعه ای از پاسخ های منسجم به سؤالات غامض در مورد هستی انسان و آنچه جهان را معنادار می سازد» دانسته است.
در نظر آلن بیرو «دین گرایش انسان ها به سوی وجود والای خداوند یا نیروهای برین یا احساس سادة وابستگی به آنان، به منظور تبیین علل وجودی خویشتن در جهان و بازتابی معنایی برای هستی است» ژان پل ویلم معتقد است: «دین به عنوان فعالیت های اجتماعی و یک نیروی جذاب عبارت است از نوعی پیوند و ارتباط نمادین و منظم میان افراد که توسط آیین ها و اعتقادات ناشی از یک بنیان گذار کاریزماتیک برقرار می شود و تداوم می یابد» (رفعت جاه و روح افزا، 1391: 67- 68).
ترنر دین را دارای سه بعد اصلی می داند: «باورها»، «ارزش ها» و «مناسک و مراسم»؛ این ابعاد را می توان تحت عنوان ابعاد «اعتقادی»، «ارزشی» و «مناسکی» نام گذاری کرد و برای سنجش سه بعد دین داری به کارگرفت. درحوزة جامعه شناسی دین گلارک و استارک با تأکید بر اینکه پایبندی دینی پدیده ای چند بعدی است، برای سنجش دین داری از ابعاد اعتقادی، پیامدی، مناسکی، عاطفی و دانشی استفاده کرده اند.
الف) بعد اعتقادی یا باورهای دینی: این بعد نوعی ادراک برخاسته از معرفت دینی است که به معتقدان بینش خاصی درباب حقانیت اصول دینی ارائه می دهد. به بیان دیگر، بعد اعتقادی باورهایی است که انتظار می رود فرد با توجه به دین خاص خود به آنها اعتقاد داشته باشد.
ب) بعد پیامدی یا آثاردینی: این بعد ناظر برتأثیر باورها، اعمال، تجارب و دانش دینی بر زندگی روزمرة پیروان و تأثیر و انعکاس دین در رفتارهای روزمره است. این بعد برخلاف ابعاد دیگر، که صرفاً ناظر بر اعتقادات یا اعمال اند، بر اثرات آن ها بر جامعه و افراد دلالت می کند و به عبارت دیگر، پیامدهای اعتقادات و رفتارهای دینی را در زندگی افراد مورد مطالعه قرار می دهد (گنجی و دیگران، 1389: 127).
ج) بعد مناسکی یا اعمال دینی: این بعد ناظر بر انجام سلسله اعمال عمدتاً بیرونی برای انجام عمل فردی یا جمعی است. به بیان دیگر، آداب و رسوم و اعمال و مناسک مشخصی که هر دین از پیروان خود انتظار دارد که آن ها را به جا آورند. مانند نماز و روزه.
د) بعد عاطفی یا تجربی: این بعد ناظر برعواطف، تصورات و احساسات پیروان یک دین به وجودی ربوبی همچون خدا یا واقعیتی غایی است و به تجربة برقراری رابطه با شعوری برتر و قدرتی متعالی مربوط می شود. امید به خداوند، کمک خواستن ازاو، توبه وبازگشت به سوی او نمونه هایی ازاین عواطف هستند.
ه) بعد فکری یا دانش دینی: این بعد شامل اطلاعات ودانسته های بنیادی وضروری درمورد معتقدات هردین است که از پیروان هر دین انتظار می رود ازآن ها آگاهی داشته باشند (همان، 128).
1. 3. مفهوم هویت دینی
«هویت دینی» فرایند پاسخگویی آگاهانه و هوشمندانة یک ملت به جهان بینی، ایدئولوژی، تعالیم دینی و مذهبی و ویژگی های مناسک و مراسم مذهبی متناسب با اعتقادات دینی و مذهبی خودشان است. هویت دینی دریک جامعه از یک سو شامل پایبندی افراد به جوهر دین و ارزش های دینی و ازسوی دیگر، بیانگر دلبستگی جمعی و عمومی افراد یک جامعه به شعائر، مناسک و نهادهای دینی است. همچنین دارای بعد عملی نیز می باشدکه همانا مشارکت و تمایل عملی انسان ها به ظواهرآیین ها و مراسم مذهبی و دینی را در برمی گیرد (اخترشهر، 1386: 102-103).
«هویت دینی» را می توان مجموعه ای شناختی، اعتقادی و روانی شامل ارزش ها، هنجارها، باورها، احساسات، نمادها، طرز تلقی ها وآگاهی های مختص به یک خود فردی ـ اجتماعی دانست که حول یک محور غایی (مفهوم مقدس) سازمان یافته است و با اثرگذاری برکنش های اجتماعی، از یک سو، سبب همبستگی و انسجام درون گروهی در میان اعضای گروه (دینداران) می شود و از سوی دیگر موجبات تمایزات «برون گروهی» را با دیگر افراد وگروه ها فراهم می آورد (رئوفی، 1389: 105).
«هویت دینی» (ازدیدگاه روان شناختی) به رابطة آدمی با دین و عوامل آن، میزان تعلق و گرایش های فرد برحول ارزش ها و موازین دینی وچگونگی تأثیرآنها در زندگی او در نظرگرفته شده که دارای ابعادی همچون رابطة فرد با خویشتن، رابطة فرد با خدا، رابطة فرد با جهان هستی و رابطة فرد با جامعه است (حاجیانی، 1388: 454).
از نیازهای فطری آدمی، گرایش به عشق و پرستش است، به این معنا که فرد، مستقل ازهرگونه یادگیری، دردرونش تمایل به عبادت و بندگی خدا را احساس می کند، تجلی چنین احساس و تمایلی، دراعمال و رفتار دینی، آشکار می شود. رابطة آدمی و دین و نسبتی که با آن پیدا می کند، در مقولة «هویت دینی» قابل تبیین و توضیح است. بدیهی است از پیامد های تکوین هویت دینی، احساس تعهد و مسئولیت در قبال ارزش ها و باورهای آن مکتب می باشد. برخی از صاحبنظران، تعهد را به عنوان سنگ بنای «هویت دینی» تلقی می نمایند (شرفی، 1388: 95).
اصولاً هویت امری چند لایه یا چند سطحی است و بر پایة تعدد قراردارد. این لایه ها و سطوح هویت زندگی انسانی از هستی درون فرد تا هستی جهانی او را در برمی گیرند. یکی از لایه های هویت، هویت دینی است. هویت دینی در دو سطح قابل مشاهده است؛ اول سطح فردی و شخصی که تقریباً مترادف با دینداری فرد است و در سطح دوم، هویت دینی به عنوان یکی از هویت های جمعی مطرح بوده که نشان دهندة سطحی از دین داری است که با مای جمعی یا همان اجتماع دینی شکل می گیرد.
اگر هویت را مجموعه ای از معانی بدانیم؛ که چگونه بودن را در بارة نقش های اجتماعی برای فرد تعریف می کند، هویت دینی، مجموعه ای از معانی است که برای فرد در نظام ارزش های دینی تولید می شود و مرجع چیستی وکیستی اعتقادهای او را تشکیل می دهد. در واقع هویت دینی متضمن سطحی از دینداری است که با مای جمعی یا همان اجتماع دینی مقارنه دارد و نشان دهندة احساس تعلق به دین و جامعة دینی و هم چنین تعهد به دین و جامعه دینی است.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان امام خمینی، امام خمینی(ره)، انقلاب اسلامی، مدرنیزاسیون Next Entries پایان نامه با کلید واژگان هویت دینی، ارزش های دینی، قرآن کریم، یکپارچه سازی