پایان نامه با کلید واژگان هویت دینی، ارزش های دینی، قرآن کریم، یکپارچه سازی

دانلود پایان نامه ارشد

هویت دینی در واقع همان آثار و عوارض ناشی از حمل دین بر فرد دیندار است. به تعبیر بهتر با پذیرش دین به عنوان اصل اعتقادی و تعهد و احساس تعلق به آن، در زندگی و وجوه مختلف حیات فرد مؤمن تغییرات و نتایج مهمی حاصل می شود که همان هویت دینی است (چیت ساز قمی، 1383: 192 – 196).
هویت دینی متضمن سطحی از دینداری است که با مای جمعی یا همان اجتماع دینی شکل می گیرد. در هویت دینی سه ویژگی هویت جمعی، یعنی ارزش ها و اهداف مشترک،آگاهی و علاقه و تعهد اخلاقی، وجود دارد و به شکل مشخص تری نمود می یابد.
به هرگونه ارتباط فرد یا گروهی با ارزش های دینی، هویت دینی گویند، یعنی رفتار فرد متأثر از ارزش های دینی بوده و به شعائر و مناسک دینی پای بند باشد. هویت دینی در هرسطحی، درمقابل بی دینان و دیگر ادیان باز شناخته می شود. برای نمونه، ارزش های دینی جوانان مسلمان در برابر جوانان غیر مسلمان، به عنوان مرکز هویت شان مطرح می شود. به دلیل آنکه اصول و ارزش های دینی، پایدار و مطلقند و بسیاری از آرمان ها و هدف های ما را شکل می دهند، هویت دینی شکل گرفته براساس این اصول و ارزش ها، پایدار و با ثبات خواهند بود. درهویت غیردینی، اصول و ارزش ها بر پایة نگرش های مادی و دنیوی شکل گرفته اند. ازاین رو، نسبی و غیرپایدارند و هویت شکل گرفته بر پایه این ارزش ها نیز، ناپایدار و بی ثبات خواهد بود. از این رو، هویت واقعی انسان را جنبه روحانی و معنوی او تشکیل می دهد. هویت دینی با سرشت فطری، معنوی و متعالی شخص ارتباط دارد و بر رشد این جنبه از هویت فرد اصرارمی ورزد (یاوری وثاق، 1392: 17 – 18).
هویت دینی از مهم ترین عناصر ایجادکنندة همگنی و همبستگی اجتماعی در سطح جوامع است که طی فرایندی با ایجاد تعلق خاطر به دین و مذهب در بین افراد جامعه، نقش بسیار مهمی در ایجاد و شکل گیری هویت جمعی دارد و به عبارتی عملیات تشابه سازی و تمایزبخشی را انجام می دهد. به طورمثال دین اسلام و مذهب شیعه، ضمن ایجاد تشابه دینی در میان افراد جامعة ایران آن ها را از سایر ادیان جدا می سازد (گودرزی، 1387: 50).
مذهب ازگذشته تاکنون عامل به وجود آورندة هویت مشخص برای معتقدان خود و تمایز میان آن ها بوده که اعتقادی به آن نداشته اند. یعنی هویت انسان ها با مذهب و دین آن ها شناخته می شد. «یهودی»، «مسیحی» و «مسلمان» بودن، هویت فرهنگی انسان های مختلف را به نمایش می گذاشت. به این ترتیب دین و مذهب کارکردهای اجتماعی مختلفی ازقبیل: «اجتماعی کردن اعضای جامعه»، «کاهش کشمکش»، «تحکیم ارزش های مشترک»، «یکپارچه سازی جامعه و حفظ ثبات اجتماعی»، «تنظیم منابع» و «تقویت نظارت اجتماعی» را بر عهده داشته اند (منصورنژاد، 1385: 177).
هر رفتار و سلوکی که ریشه در وحی داشته باشد، دارای هویت دینی است. به عبارت دیگر، هویت دینی پس از تحکیم ارتباط انسان با عالم وحی و خداوند و قبول حاکمیت الهی، در وجود انسان و جامعه شکل می گیرد. پس از تثبیت هویت دینی، رفتارهای فردی و اجتماعی براساس آرمان ها و اهداف دینی شکل می گیرد. قرآن کریم نیز سه عنصر «اعتقاد، اخلاق و اعمال» را سازنده هویت انسان می داند وآن کس که واجد عناصر محوری باشد توانسته هویت حقیقی خویش را پیدا کند (نگارش، 1380: 84).
2. مؤلفه های هویت دینی
مؤلفه های هویت دینی درقالب دو بخش ذیل قابل تمییز است:
الف) مؤلفه های ذاتی هویت دینی: به مؤلفه هایی اطلاق می گردد که جزء جدا ناشدنی «هویت دینی» است و مشتمل بردو مؤلفة «شناختی» و «عاطفی» است.
1. مؤلفه شناختی: این مؤلفه شامل ارزش ها، هنجارها، باورها (ایمان) و اعتقادات می باشد. برای سنجش مؤلفه شناختی، معرف هایی از قبیل «اعتقاد به خداوند»، «اعتقاد به نبوت و امامت»، «اعتقاد به کتاب آسمانی (قرآن کریم) »، «باور به معاد»، «اعتقاد به مهدویت» و «اعتقاد به مرجعیت» در نظرگرفته می شود.
2. مؤلفه عاطفی: این مؤلفه مشتمل براحساسات، نیازها و تمایلات است. برای سنجش آن، معرف هایی از قبیل «احساس تعلق به دین»، «احساس آرامش به هنگام نیایش و عبادت»، «احساس تقرب و نزدیکی به خداوند»، «احساس افتخار به مسلمان بودن»، «احساس بیزاری از خدشه دارشدن اسلام»، «احساس همدردی و مسئولیت در قبال مسلمانان»، «احساس غرور و افتخار از موفقیت مسلمانان» در نظرگرفته می شود.
ب) مؤلفه های پیامدی هویت دینی: این مؤلفه ها بر پیامدها و آثار هویت دینی دلالت دارند که مشتمل بردو مؤلفة «اجتماعی» و «فرهنگی» است.
1. مؤلفه اجتماعی: این مؤلفه با مجموعه ای از نشانگرهای اجتماعی سر وکار دارد که مرز میان «گروه های دینی» را تعریف می کند و به شخص اجازه می دهد که میان «درون گروه» و «برون گروه» تمایز قائل شود. مؤلفه های اجتماعی با تعریف رسمی و عملی تعلق اجتماعی مرتبط است. به منظورسنجش مؤلفه اجتماعی، معرف هایی از قبیل «رعایت امانت داری»، «دستگیری از محرومان»، «رعایت حدود شرعی در روابط با نامحرم»، «لزوم هماهنگی میان ارزش های شغلی با ارزش های دینی» و «عدم تخطی از احکام اقتصادی دین به هنگام معاملات تجاری»، «مد نظر قراردادن دین مداری به عنوان یک شاخص در انتخاب دوست و همسر» در نظرگرفته می شود.
2. مؤلفه فرهنگی: این مؤلفه حاوی مجموعه ای از عناصر نمادین است که میراث سنتی خاصی را تشکیل می دهد. آیین ها و رموز آیینی، سبک غذا خوردن، لباس پوشیدن و نیز هنر و آفریده های زیبا شناختی و نظایرآن که با نظام اعتقادات خُرد مرتبط اند، مجموعه مؤلفه های فرهنگی را تشکیل می دهند و به منظور سنجش این مؤلفه، معرف هایی از قبیل «التزام به پوشش اسلامی» و «شرکت در مراسم و آیین های مذهبی» در نظرگرفته می شود (رئوفی، 1389: 106 – 108).
برخی ملاک هایی که برای سنجش میزان پایبندی نظری و عملی فرد به اسلام و به عبارت دیگر «هویت دینی» شخص لازم می باشد به شرح ذیل است:
1. با اهمیت تلقی کردن اسلام و ضرورت اطلاع ازآن؛
2. احساس بیزاری و تنفر از خدشه دار شدن اسلام؛
3. علاقه مندی به اسلام و افتخار به آن؛
4. باور به جایگاه والای اسلام در میان سایر ادیان؛
5. عضویت و مشارکت در گروه و برنامه های اسلامی؛
6. پایبندی به باورها و مقررات و احکام اسلامی؛
7. تلاش عملی برای فراگیری اسلام و آشنایی با عالمان اسلام؛
از میان ملاک های فوق چهار ملاک نخست، پایبندی نظری و سه ملاک بعدی پایبندی عملی را نشان می دهد (آخوندی، 1387: 64ـ 66).
3. ابعاد هویت دینی
با توجه به اینکه یکی از ویژگی های هویت چند بعدی و مرکب بودن آن است، برای هویت دینی نیز ابعادی در نظرگرفته شده است که عبارتند از:
3. 1. بعد دینداری (نگرشی)
«دینی بودن» عنوان عامی است که به هر فرد یا پدیده ای که ارزش ها و نشانه های دین درآن متجلی باشد، اطلاق می شود. تجلی نشانه های دینی بودن فرد را در نگرش، گرایش و کنش های آشکار و پنهان او می توان جست و شناسایی کرد. فرد متدین از یک سو، خود را ملتزم به رعایت فرامین و توصیه های دینی می داند و از سوی دیگر، اهتمام و ممارست های دینی، او را به انسانی متفاوت از دیگران بدل می سازد. بدین طریق با دو نشانه می توان او را از دیگران باز شناخت یکی از طریق پایبندی و التزام دینی اش و دیگری پیامد دینداری و آثار تدین در فکر و جان و عمل فردی و اجتماعی او. پس دینداری یعنی داشتن اهتمام دینی به نحوی که نگرش، گرایش وکنش های فرد را متأثر کند (شجاعی زند، 1384: 36).
3. 2. بعد فرهنگی (تعهدی)
تعهد، به معنی احساس وفاداری و احساس مسئولیت فردی است. تعهد زمانی واقعیت می یابد که فرد نسبت به رفتار و اقدامات خود احساس مسئولیت و وابستگی کند. بنابراین می توان تعهد دینی را مجموعه ای از عناصر شناختی نمادین و عملی دانست که میراث سنتی خاص را تشکیل می دهد؛ مثل آموزه ها، کتابها، رفتارها وآیین ها، تاریخ اندیشه ها و شیوه های اندیشه ورزی که ریشه در فعالیت های اجتماعی اجتماعات دارند، عادات غذا خوردن، لباس پوشیدن، بهداشت و نظایر آن که با نظام اعتقادات فرد مرتبط اند، هنر و آفریده های زیبا شناختی که به طور عملی توسعه یافته است و با این اعتقادت ارتباط دارد و نظایرآن شامل بعد فرهنگی هویت است. در واقع بعد فرهنگی، نگرش مثبت به میراث فرهنگی – مذهبی مسلمانان و تلاش برای حفظ و نگهداری آن است. (منصورنژاد، 1385: 177).
3. 3. بعد تاریخی (تعلقی)
منظور از آن آگاهی و دانش نسبت به پیشینة تاریخی دین و احساس تعلق خاطر و دلبستگی بدان است. این بعد دربرگیرندة دو مؤلفه است: یکی دانش تاریخی، به معنای آگاهی از مهم ترین حوادث و شخصیت های تاریخی ودیگری تعلق خاطر تاریخی، به معنای وجود احساسات و عواطف مثبت و منفی نسبت به حوادث، وقایع و شخصیت های مثبت و منفی که نتیجة آن برخورد افتخارآمیز با آن ها یا موافق دانستن فعالیت ها و شخصیت های مؤثر و مثبت در تاریخ کشور و احساس غرور یا ناراحتی و سرافکندگی و تحقیرشدن است (چیت ساز قمی، 1383: 195). بنابراین این بعد به آگاهی مشترک افراد یک جامعه از گذشتة تاریخی دین خود و احساس دلبستگی به آن و اهتمام به حفظ و زنده نگهداشتن آن دلالت می کند.
حاجیانی می نویسد هویت دینی به معنی هویت یابی دینی، احساس تعلق فرد به فرهنگ و اجتماع دینی می باشد و در سه بعد قابل بررسی است:
1. احساس تعلق به دین و دینی پنداشتن خویش؛
2. تعلق به فرهنگ دینی شامل: پذیرش باورهای دینی؛ پذیرش اقتدار متون مقدس، گروه های مذهبی و رهبران مذهبی؛ رفتارمذهبی و پایبندی عملی به دین؛ اعتقاد به تأثیر، دخالت و فایده مندی دین در بعد فردی (یا همان بعد درونی)؛
3. تعهد به اجتماع دینی شامل: تعهد و مشارکت در اجتماعات دینی و عبادات دسته جمعی؛ درگیری ذهنی و نظری در مقولات مذهبی؛ اعتقاد به دخالت دین در حوزة مسائل اجتماعی و ضرورت حضور و فایده مندی دین در جامعه (جهت گیری مذهبی در بعد اجتماعی یا همان بعد بیرونی). قوت این بعد در مقابل عرفی شدن، فردی شدن یا خصوصی سازی دین قرار می گیرد. مشورت، تعامل و ارتباط با مذهبی ها؛ مدارا و تساهل مذهبی؛ سطح عضویت در اجتماعات دینی (حاجیانی، همان: 454-455).
گل محمدی، هویت دینی را مجموعه ای نسبتاً پایدار و ثابت از ایستارها می داند که فرد از رابطه خود با دین در ذهن دارد و به طور مشخص، هویت دینی را دارای سه جنبه برمی شمرد:
1. آگاهی فرد به نحوة ارتباط اش با دین؛
2. پیامد های ارزشی معمولاً مثبتی که فرد بر این ارتباط مترتب می داند.
3. احساس خاص فرد از دین یا نسبت به دین خاص و نسبت به دیگرانی که با دین رابطه ای مشابه دارند (گل محمدی،1389: 22).
4. انواع هویت دینی
4. 1. هویت دینی سنتی
ارزش ها، احساسات و شناخت های این نوع هویت در شرایط جامعه پذیری به فرد منتقل شده و کمتر مورد وارسی وکندوکاو قرارگرفته است. درواقع فردی که هویت دینی سنتی دارد یا اینگونه طبقه بندی می شود، کمتر حقایق و قطعیت های دینی را مورد پرسش و بازبینی قرار داده، ارزش های دینی را امری نسبتاً مطلق در نظر گرفته و احساساتش نسبت به دین بیشتر متعصبانه و تزلزل ناپذیر است.
4. 2. هویت دینی بازتابی
در این نوع هویت ارزش ها، احساسات و شناخت بیشتر مورد بازبینی و نقد قرار می گیرد و فرایند شک اندیشی در مورد آن ها، به آن ها ویژگی سیال و بازتابانه داده است. فردی که هویت دینی بازتابانه دارد، حقایق و ارزش های دینی را کمتر امورمطلق می بیند؛ بلکه برای آن ها بیشتر منزلت نسبی قایل است و بیشتر این حقایق و ارزش ها را مورد پرسش و بازبینی قرار می دهد و احساسات منعطف تر و شک اندیشانه تری نسبت به دین دارد (عباسی قادی، 1386: 180).
گل محمدی، هویت دینی را مجموعه ای نسبتاً پایدار و ثابت از ایستارها می داند که فرد از رابطة خود با دین در ذهن دارد، وی چهار نوع هویت دینی را شامل موارد ذیل می داند:
1. هویت دینی روش مدار: هم هدف و هم روش را باید از دین گرفت.
2. هویت دینی هدف مدار: اهداف کلی از دین

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان هویت دینی، جامعه شناسی، معنای اصلی، ارزش های دینی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان قرآن کریم، حقیقت وجود، کرامت انسان، کرامت انسانی