پایان نامه با کلید واژگان هویت اجتماعی، هویت فردی، عادت واره، سبک زندگی

دانلود پایان نامه ارشد

آن به عادتواره فردی و طبقهای، موضوع هویت فردی و جمعی را نیز مورد توجه قرار داده است. عادتواره فردی، از فردیت ارگانیک و ادراکات بلافصل شخص و هویت فردی جدایی ناپذیر است و عادتواره طبقهای که از موقعیت اجتماعی، اقتصادی وجایگاه عاملان اجتماعی در ساختارها و میدانهای تعاملاتی نشأت میگیرد. هویتهای جمعی مشترک را پدید میآورد. عادتواره طبقهای، در سبک زندگی افراد متعلق به گروه ها و طبقات مختلف به گونهای نمود مییابدکه از سلیقه غذایی تا سلایق زیباییشناختی و نگرشهای سیاسی آنها را جهت میبخشد(بوردیو،1984، بنقل ازعبدالهی و قادرزاده،1388: 7).
افراد برحسب سرمایه بدست آوردن پایگاه اجتماعی قرارگیری درگروه هایی با پایگاه مشابه بروز تعاملات مشترک برخورداری از عادت واره همسو وهماهنگ عادت واره
عادت واره فردی فردیت ارگانیک ادراکات بلافصل هویت فردی
طبقه ایی موقعیت اجتماعی،اقتصادی سبک زندگی هویت اجتماعی
2-2-8- ریچارد جنکینز57 :
جنکینز استدلال میکند که بسیاری در مطالعات جامعهشناختی و روزمره میان هویت( یا هویتهای) اجتماعی و هویت فردی نوعی تمایز قائل می شوند؛ درحالیکه امرِ یگانهی فردی و امر مشترک جمعی را می توان چنان فهم کرد؛ که مشابه همدیگر باشند( اگر دقیقاً با هم یکسان نباشند)؛ شاید بارزترین فرق میان هویت فردی و هویت جمعی در این باشد که هویت فردی بر تفاوت و هویت جمعی بر شباهت تأکید دارد؛ با این حال حتی این هم چیزی بیش از این نیست که هریک از آنها بر یک موضوع تأکید می کنند( جنکینز، 1381 : 35-34).
از نظر او هویت اجتماعی، درک ما از این مطلب است که چه کسی هستیم و دیگران کیستند و از آن طرف، درک دیگران از خودشان و افراد دیگر ( از جمله خود ما) چیست. از این رو، هویت اجتماعی نیز همانند معنا
ذاتی نیست و محصول توافق و عدم توافق است (جنکینز،8:1381).
گفتیم كه هویت یعنی دانستن اینكه ما چه كسی هستیم و دیگران كی هستند. بنابراین ما باید با هم دیگر شباهت داشته باشیم و دیگران هم بایستی با ما متمایز باشند. در حقیقت شباهت درون گروهی ما در قبال تفاوت برون گروهی ما از دیگران است. البته تفاوت و شباهت برای مقوله هویت دوروی یك سكه هستند. جنکینز معتقد است: هویت اجتماعی دستاوردی عملی، یعنی یک فرایند است که میتوان آن را با به کار گرفتن کنش متقابل درونی و برونی فهم کرد.
در نظریهی جنکینز، زمان و مکان نیز به عنوان منابع ساخته شدن هویت در صحنهی اجتماع، اهمیت کانونی دارند؛ با این حال برداشت جنکینز از این دو عامل با فهم رایج اندکی متفاوت است. در مورد افراد و در وهلهی اول هویت در تن آنها جای دارد. هویت فردی همیشه تجسم یافته است؛ گرچه گاهی به طور مجازی یا تخیلی تجسم می‏یابد (برای مثال، در آثار داستانی یا اسطوره‏ها). به طور مشابه می‏توان هویت‏‏های اجتماعیِ جمعی را در چارچوب یک سرزمین یا منطقه جای داد. یا آن‏که یک ساختار سازمانی باشد که نمودار آن مطابق با یک الگوی جایگاهی است. از آن‏جا که تن‏ها همیشه در سرزمین‏ها سکنی می‏گزینند؛ فرد و جمع تا حدودی بر هم منطبق می‏شوند. علاوه بر این، در تجربهی شخص از خودش و دیگران،‏ زمان با مکان مرتبط است.
افراد(با هویت های فردی) کنش متقابل(دیالکتیک)درونی وبرونی تجربه شخصی از خود ودیگران(بر پایه تفاوت ها وشباهت ها) در قالب زمان ومکان با توجه به عوامل محیطی شکل گیری هویت اجتماعی
– نظریه های جدید هویت اجتماعی
2-2-9-تاجفل58
هویت اجتماعی از دیدگاه تاجفل عبارت است از: آن بخش از برداشت یک فرد از خود که از آگاهی او
نسبت به عضویت در گروه های اجتماعی سرچشمه می گیرد؛ همراه با اهمیت ارزشی منظم به آن عضویت، از این منظر می توان هویت اجتماعی را نوعی خود شناسی فرد در رابطه با دیگران دانست.این فرآیند مشخص می کندکه شخص از لحاظ روانشناختی و اجتماعی کیست و چه جایگاهی دارد(تاجیک: 1384 ، 52).
به نظر وی، اجتماع از افرادی تشکیل شده است که با هم و بر اساس پایگاه شان رابطه دارند و ساختار این ارتباط گروهی برای شکلبندی هویت دارای اهمیت است. تاجفل معتقد است که افراد برای اثبات برتری گروه خودشان به مقایسه گروه خودی با دیگر گروهها میپردازند. وی این فرایند را که افراد خودشان، درون گروه را از برون گروه جدا میکنند؛ مقولهبندیاجتماعی59 مینامد به نظر تاجفل، هویت اجتماعی دریکی ازهمین فرایندهای درونیکردن مقولهبندیهای اجتماعی پدید میآید.(ایمان،کیذقان، 1383: 82).
در این نظریه فرض اساسی این است که جامعه به صورت سلسله مراتبی شكل گرفته است که در آن گروه های اجتماعی متفاوت در روابط قدرت و روابط پایگاهی جایگاه مختلفی در رابطه با هم دارند که این تفاوت در قدرت و پایگاه در گروه های کوچکتر و ناپایدارتر نیز مشخص است.
محور اصلی این مسئله در تئوری هویت اجتماعی این است که مقوله های اجتماعی (مثل گروه های بزرگ) اعضایی را با هویت اجتماعی ایجاد می کند. و رفتار مناسب را نیز برای اعضایشان تجویز می کنند(نظیر هنجارها) و فرد نه تنها خودش را با هویتی خاص می شناسد بلکه سایرین هم او را با این نام می شناسند و ارزیابی می کنند به این ترتیب این تئوری بیان می کند که هویت اجتماعی فرد به وسیله ی گروهی که به آن تعلق دارد تعیین می شود. این هویت تابعی از ویژگی های فرهنگی آن گروه است و مبتنی بر تفسیر درون گروه60 و برون گروه61 است. فرد آن هایی را که بدان تعلق خاطر دارند(درون گروه) می شناسد و آن هایی را هم که بدان متعلق نیستند (برون گروه ) تمیز می دهد(تاجفل و ویلکس،1963). 62
بنابراین تاجفل هویت اجتماعی را با عضویت گروهی پیوند می زند و آن را متشکل از سه عنصر می داند:
1.عنصر شناختی: آگاهی از این که فرد به یک گروه تعلق دارد
2. عنصر ارزشی: فرض هایی درباره پیامدهای ارزش مثبت یا منفی عضویت گروهی
3.عنصر احساسی: احساسات نسبت به گروه و نسبت به افراد دیگری که رابطه ی خاصی با آن گروه دارند(تاجفل،63:1978). مجموع این عناصر منجر به شکل گیری مقوله بندی از عضویت گروهی می شود. لیکن نگرش درباره عضویت درگروه نخست، آگاهی برحدودي از مشترکات گروهی است. در نتیجه به همان اندازه پیشینه و خاطرات مشترك جزء عناصر هویتی محسوب می شود که براي مثال زبان و یا حدودي از نمادها و نشان هامحسوب می شوند. دومین بعد هویت اجتماعی گرایش مثبت، علاقه و جذب به درون گروه است و سومین بعد هویت اجتماعی آمادگی براي عمل دریک زمینه رقابتی(اگر نه خصمانه)بین گروهی(طبیعتا به نفع گروه)است (دوران،113:1384).
در تئوري هويت اجتماعي تاجفل يك شخص، تنها يك «خودشخصي» ندارد. بلكه داراي چندين خود است كه با چرخه‌هاي عضويت گروهي همخواني دارد. زمينه‌هاي متفاوت اجتماعي ممكن است يك شخص را به فكر كردن و عمل كردن بر مبناي«ردة خود» شخصي، خانوادگي يا ملي‌اش برانگيزاند (ترنر63،1982)
عضویت در یک گروه برداشت فرد از خود تمایزگذاری مبتنی بر تفسیر(بین گروه وبرون گروه) تعصب به درون گروه(اگر نتایج به نفع گروه باشد) مقوله بندی اجتماعی هویت اجتماعی
2-2-10- پیتر بورک
طبق نظریه هویت بورك، فرایند هویت یک نظام کنترلی است. هویت مجموعه اي از معانی است که براي
خود در یک نقش اجتماعی یا وضعیت معین به معناي آن چه که یک شخص می باشد به کار می رود. این معانی به عنوان معیار یا مرجعیست براي اینکه یک فرد خود را بشناسد و مورد ارزیابی قرار دهد وقتی یک هویت برانگیخته و فعال شده باشد؛ یک حلقه باز خورد شکل گرفته و تثبیت می شود (بورک64،837:1191).
این حلقه چهار جزء دارد که عبارتند از:
1.معیار هویت یا موضع مرجع ( مجموعه معانی خود): مجموعه معانی خود ویژگی هاي هویت را تعریف می کند. یعنی آن چه که به وسیله آن یک، فرد پی می برد که اوکیست.
2.ورودی از محیط یا وضعیت اجتماعی: ورودي ها همان معانی است که شخص از خودش در منظر دیگران تصور می کند که شامل ارزیابی هاي بازتابی فرد، مانند درك معناي مرتبط با خوداست.
3.فرایندي که ورودي را با معیار مقایسه می کند( مقا یسه گر ): خروجی(رفتارهای معنادار)که نتیجه مقایسه است در فرایند هویت، معیار یا موضوع نه بر اساس درجات بلکه بر اساس معانی که اشخاص در یک نقش براي خود دارند. طیف بندي می شود. به عنوان مثال، هویت دانشجویی شخص ممکن است مجموعه اي همزمان از درجات مسئولیت آکادمیک، طرفدار عقلایی بودن، اجتماعی بودن، اظهار مثبت شخص باشد. موضع ها و معیارهاي فرایند هویت، معنی هویت فرد را تثبیت می کند(همان،838).
معیار هویت
اعمال (رفتارهای معنادار) درک از خود (مجموعه ای خودش را با آن معنا می کند)
خروجی ورودی

نمودار کنترل فرآیند هویت
اگر ورودي با معیار سازگار باشد؛ فشار کاهش می یابد. فشار اجتماعی انقطاع در سازگاري فرایند هویت
است. زمانی که هویت فعال شده است؛ انقطاع در آن باعث افزایش فشار در وضعیت هایی که به دنبال خواهد آمد؛ می شود. انقطاع مکرر بیشتر از انقطاع مقطعی باعث فشار می شود. همچنین زمانی که هویت قطع شده از اهمیت بیشتري برخوردار است؛ انقطاع فرایند هویت باعث فشار بیشتري می شود. از نظر
بورك، مکانیسم هاي انقطاع فرایند هویت عبارتند از :
1.حلقه هاي شکسته شده هویت: اگر زنجیره فرایند کنترل هویت به وسیله حوادث خارجی، فرایند سازگاري خود به خودی، مداوم و بهنجار را قطع کند؛ فرایند هویت نیز منقطع می شود. از نظر بورك حلقه به دو صورت شکسته می شود :
الف) وقتی که خروجی( رفتار) وارد محیط می شود: وقتی که رفتار فرد در یک موقعیت کم اثر یا حتی بدون
اثر باشد و بر محیط اثر نداشته باشد و فرد نتواند به همان شیوه که دیگران با او رفتار می کنند او نیز با آنها رفتار کند. ب) زنجیره فرایند کنترل هویت در نقطه اي که ورودي از محیط دریافت می شود. افراد ممکن است قادر به دریافت(فهم) معانی در محیط نباشند یا شاید آنها را به طور نادرست دریافت کرده باشند (بورک65،841،1191)
2. دخالت دیگر هویت ها: منبع دوم فشار زمانی است که ارتباط منفی بین دو یاچندین هویت وجود داشته باشد. بطوریکه اگر این ارتباط منفی سبب افزایش سازگاري نسبت به یک هویت شود؛ موجب کاهش سازگاري براي دیگر هویت ها می شود. به عنوان مثال، اگر یک هویت باقی مانده است. دیگر هویت ها باید منقطع شود.(در هنگام تضاد نقش ها، تناقض معانی)بنابراین در اینجا، مساله تعداد هویت ها نیست بلکه درجه ای هست که در آن هویت هاي بخصوصی سبب انقطاع دیگر هویت ها می شوند .
3.یک نظام هویتی بیش از حد کنترل شده: فشار نظام کنترلی هویت، سومین عاملی است که می تواند سطوح فشارهاي نا مناسب و آشفتگی را تعیین کند. یک نظام کنترل شده سخت گیر، نظامی است که تلاش می کند بین ارزیابی بازتاب شده (نشانه هاي ورودي) با هویت واقعی (معیار) تطابق تقریبا دقیقی
بوجود آورد که این خود منجر به سطوح بالاتر و فراوان تري از فشارهاي نامناسب، بخصوص در محیط هایی
با منابع سیال یا ارزیابی هاي بازتاب شده و متغیر می گردد. این سازگاري فراوان هم می تواند سبب شکست فرایندي دیگر شود و هم بوسیله فرایند هاي دیگر شکسته شود .
4.هویت هاي ضمنی: چهارمین منبع انقطاع نتیجه اجراي یک نقش ضمنی است. این حالت وقتی رخ می
دهد که یک نقش براي اجرا تمرین شده است؛ اما موانعی براي اجراي آن وجود دارد و بنابراین آن نقش اجرا نمی شود. در این موقع است که فرایند هویت شکسته می شود. افراد نیاز دارند که بازخوردها و اعمال را بیاموزند تا ادراك نامناسب از«خود» را به منظور سازگاري آن با معیار هویت تغییر دهند. اما وقتی که یک نقش ضمنی و تصادفی وجود داشته باشد، این عمل غیر ممکن است و افراد نمی توانند بین ادراك از خود و
هویت سازگاري بوجود آورند (بورک،844،1191).
فرد تعامل بین خود وجامعه مجموعه ای از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان هویت اجتماعی، هویت فردی، هویت قومی، هویت دینی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان حوزه عمومی، نیازهای فردی، افکار عمومی، شبکه های اجتماعی