پایان نامه با کلید واژگان هوش هیجانی، خودآگاهی، پردازش اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

از متغیرهاي شخصیتی است که در تضاد با مدل توانمندي مایر و سالوي بوده و کاملاً شناختی می باشد. یک وجه کاملاً متفاوت این دو مدل، تفاوت میان مفهوم”صفت” و “پردازش اطلاعات” هوش هیجانی است. این وجه تمایز در دیدگاه هاي مختلف سنجش و تعاریف عملیاتی که از سوي نظریه پردازان مدل مختلط و توانمندي بیان شده نیز نمایان است. مفهوم “صفت” هوش هیجانی با شاخص های بین موقعیتی رفتار نظیر همدلی، جرأت و خوش بینی ارتباط دارد؛ در حالی که مفهوم”پردازش اطلاعات” مربوط به توانایی هایی نظیر توانایی تشخیص و ابراز هیجان می باشد. مفهوم”صفت” ریشه در چارچوب شخصیتی دارد که از طریق پرسشنامه هاي خودسنجی که رفتار خاصی را می سنجند، اندازه گیري می شود (بار آن، 1997 ؛ سالوي، مایر،1990).
این دیدگاه در بررسی هوش هیجانی تحت الشعاع متغیرهاي شخصیتی نظیر همدلی و تکانشی بودن و نیز ساختارهایی که همبستگی بالقوه با آن ها دارند مانند انگیزش، خودآگاهی و امیدواري قرار می گیرد؛ در حالی که دیدگاه” پردازش اطلاعات” بیشتر بر بخش هاي سازنده هوش هیجانی و رابطه آن با هوش سنتی متمرکز می باشد (بار آن و پارکر، 2000).
2-2-2-8. مدل هاي هوش هیجانی
2-2-2-8-1. مدل توانایی هوش هیجانی سالووي و مایر
پیتر سالووي و جان مایر اولین کسانی بودند که واژه هوش هیجانی را در سال 1990 ابداع کردند . از آن زمان بر روي اهمیت این سازه تحقیق هایی انجام شد. نظریه هوش هیجانی، ایده هاي کلیدي مربوط به هوش و هیجان را با هم ترکیب کرده است. از نظریه هوش این ایده برداشت می شود که هوش شامل توانایی انجام استدلال انتزاعی است (مایر و سالووي و کاروسو، 2002).
تصور مایر و سالووي از هوش هیجانی پایه اي براي مدل هاي هوش می باشد. از این روست که براي تعریف هوش هیجانی در محدوده معیارهاي استاندارد براي یک هوش جدید، رقابت هایی وجود دارد (مایر و همکاران،2003).
بر اساس مدل مایر و سالووي (2002)، هوش هیجانی شامل دو ناحیه است، تجربی (توانایی دریافت پاسخ و دستکاري اطلاعات هیجانی بدون فهمیدن ضرورت آن ) و راهبردي77 (توانایی فهمیدن و تنظیم هیجانات بدون درك ضروري احساسات خوب) که هر ناحیه نیز به دو شاخه تقسیم می شود (مجموعاً چهار شاخه). شاخه نخست، ادراك هیجانی78 ، شامل توانایی خودآگاهی هیجانی و بیان هیجانات و نیازهاي هیجانی به صورت صحیح به دیگران است. ادراك هیجانی همچنین شامل توانایی براي تمایز قایل شدن بین تجارب هیجانی درست79 از نادرست است. شاخه دوم، درون سازي هیجانی 80، عبارت از توانایی براي تمایز قایل شدن بین هیجانات مختلف است که یکی احساس کردن و دیگري توانایی تشخیص هیجانات می باشد(گوبل، دولان و سردین81،2005).
شاخه سوم، فهمیدن هیجانی82 ، عبارت از توانایی فهمیدن هیجانات پیچیده (از قبیل احساس دو هیجان در یک
حالت) و توانایی براي تشخیص تغییر از یکی به دیگري است. نهایتاً شاخه چهارم، مدیریت هیجانی83 ، عبارت از توانایی متصل کردن یا جدا کردن یک هیجان از هیجان دیگر در یک موقعیت معلوم شده می باشد (مایر و سالووي، 1997).
مدل چهار شاخه اي مایر و سالووي در جدول زیر به طور خلاصه نشان داده شده است:
جدول 2-1. مدل چهار شاخه اي مایر و سالووي از هوش هیجانی
تفکرات، هیجانات و رشد فردی را ترقی می بخشند.
هیجانات برای درک احساسات به کار می روند هیجانات درک و تجربه می شوند

هیجانات به صورت خودکار شروع به تأثیر هوش هیجانی نشانه های هیجانی درباره روابط
گذاشتن بر شناخت می کنند. فهمیده می شود.

هیجانات وارد سیستم شناختی می شوند هیجانات و اطلاعات هیجانی بررسی می شود

2-2-2-8-2. مدل مختلط هوش هیجانی بار– ان
مدل بار- ان از هوش هیجانی به داشتن استعداد84 براي عمل کردن و موفقیت در عملکرد مربوط می شود و این موضوع فرایند مدار است تا نتیجه مدار )بار- ان ، 2002). این موضوع بر روي تعدادي از توانایی هاي هیجانی و اجتماعی تمرکز دارد که شامل توانایی آگاه شدن و بیان خود، توانایی ارتباط داشتن با دیگران، توانایی رسیدگی به هیجانات قوي، و توانایی سازگاري با تغییرات و حل مسایلی می باشد که داراي ماهیت اجتماعی و شخصی هستند (بار – ان، 1997).
در مدل بار- ان، پنج مؤلفه هوش هیجانی مطرح شده که عبارتند از: مؤلفه درون فردي، بین فردي، توانایی سازگاري، استرس مدیریت و خلق عمومی. در بین این مؤلفه ها، خرده مؤلفه هایی وجود دارد که در جدول زیر نشان داده شده است(بار – ان ، 2000).

جدول 2-2. مدل هوش هیجانی بار- ان
مؤلفه ها
زیر مؤلفه ها

-1 روابط درون فردي
1- حرمت نفس 2- استقلال
3-ابراز وجود 4- خود آگاهی هیجانی
5- خود شکوفایی
-2 روابط بین فردي

6- روابط بین فردي 7- مسئولیت اجتماعی 8- همدلی

-3 ناسازگاري

9- آزمون واقعیت 10- انعطاف پذیري 11- حل مسئله

-4 کنترل استرس
12- تحمل استرس 13- کنترل تکانه

-5 خلق عمومی
14- خوش بینی 15- شادکامی
بار- ان فرض کرده که افراد داراي هوش هیجانی بالاتر از متوسط، در برخورد با خواسته ها و فشارهاي محیطی بیشتر موفق هستند. او همچنین خاطر نشان می سازد که کمبود هوش هیجانی می تواند به معنی کمبود موفقیت و وجود مشکلات هیجانی باشد. به طور کلی بار– ان بیان می کند که هوش هیجانی و هوش شناختی به صورتی برابر در هوش کلی فرد سهیم هستند و از این رو، شاخصی از استعداد فردي براي موفقیت در زندگی را پیشنهاد می کنند (بار – ان، 2002).
2-2-2-8-3. مدل ترکیبی هوش هیجانی
مدل گلمن چهار ساختار اصلی هوش هیجانی را به تصویر می کشد .نخست، خودآگاهی85 که عبارت است از توانایی خواندن هیجانات خود و تشخیص تأثیرات شان در حالی که از احساسات باطنی به عنوان راهنمایی براي تصمیم گیري استفاده می شود. خود نظم دهی 86سازه دوم است که شامل هیجانات شخصی و تکانه ها و سازگاري با تغییرات موقعیتی است. ساختار سوم آگاهی اجتماعی87 است که شامل توانایی احساس، فهمیدن و تحت تأثیر قرار دادن هیجانات دیگران است و شبکه هاي اجتماعی را شامل می شود. نهایتاً مدیریت روابط88 چهارمین سازه است که مستلزم توانایی براي منبع الهام بودن، متأثر ساختن و رشد دیگران است و با نظم دادن تعارض دارد(گلمن، 1998).
گلمن بخشی از مهارت هیجانی89 را در داخل هر یک از ساختارهاي هوش هیجانی قرار داد. مهارت هاي هیجانی استعدادهاي ذاتی نیستند اما نسبتاً ظرفیت هاي آموخته شده اند که باید روي آن ها کار شود به گونه اي که تا رسیدن به عملکرد برجسته گسترش یابند. گلمن معتقد است که افراد باهوش با هیجانی کلی متولد می شوند که استعداد بالقوه آن ها را براي یادگیري مهارت هاي هیجانی مشخص می سازد. سازماندهی مهارت ها تحت سازه هاي مختلف، تصادفی نیست یا به نظر می رسد که آن ها در شاخه هاي گروهی که همدیگر را حمایت و تسهیل می کنند قرار داشته باشند(ناسل،2004). جدول زیر مدل مفهومی گلمن، از هوش هیجانی را نشان می دهد:

جدول2-3. مدل هوش هیجانی گلمن
دیگران:صلاحیت اجتماعی
خود: صلاحیت فردی

آگاهی اجتماعی
همدلی
جهت یابی خدماتی
آگاهی سازمانی

خودآگاهی

خودآگاهی هیجانی
خود سنجی دقیق
اعتماد به خود

بازشناسی

تنظیم روابط

مدیریت تعارض
رهبري کردن
تغییر سازمان دهنده
تضمین کردن
کار گروهی و همکاري
ارتباط

خودنظم دهی

کنترل خود
قابل اعتمادي
هوشیاري
سازگاري
سابقه پیشرفت
ابتکار

تنظیم

2-2-2-9. الگوی هوش هیجانی:
بنابراین، در حال حاضر دو الگو از هوش هیجانی وجود دارد: هوش هیجانی به عنوان رگه و هوش هیجانی به عنوان توانایی. رگه هوش هیجانی(یا خود اثر بخشی هیجانی) با هیجان مربوط به موقعیت ها و خود ارزیابی ها رابطه دارد و از طریق مقیاس های خودگزارش دهی سنجیده می شود (پترایدز، پیتا و کوکیناکی90،2007).
در حالی که توانایی هوش هیجانی (یا توانایی شناختی-هیجانی) با هیجان مربوط به توانایی های شناختی مرتبط است و از طریق آزمون های عملکردی سنجیده می شود. بنابراین، توانایی بین روی آورد توانایی و رگه نسبت به هوش هیجانی بسیار اساسی است(آوریل91،2007).
الگوی هوش چند گانه ی گاردنر (1983)،(سیف،1386). نیز شامل دو مولفه ی هوش هیجانی یعنی هوش درون فردی 92و هوش بین فردی 93 است.
2-2-2-9-1. مشهورترین الگوهای هوش هیجانی:
هوش هیجانی توسط محققان زیادی بررسی شده است که مشهورترین الگوهای آن به اختصار مورد بررسی قرار می گیرد:
2-2-2-9-1-1. الگوی توانایی سالووی و مایر:
دو روان شناس به نام های پیتر سالووی و جان مایر واژه هوش هیجانی را چنین تعریف کردند:توانایی نظارت بر احساسات و هیجانات خود ودیگران، به منظور نفوذ در آن ها و استفاده از این اطلاعات برای هدایت افکار و اعمال افراد (داکت، مک فارلن 94،2000؛موریارتی، باکلی95 ،2003).
الگوی توانایی سالووی و مایر، چهار توانایی خاص زیر را در بر می گیرد:
– دریافت احساسات
– استفاده از احساسات
– درک احساسات
– اداره و مدیریت احساسات(دیگوسپ96،2002).
2-2-2-9-1-2.الگوی غیر شناختی بار- آن:
تنظیم قابلیت ها، صلاحیت ها و مهارت های افراد برای موفقیت در مقابله با فشارها و تقاضاهای محیطی بر توانایی افراد تاثیر می گذارد.الگوی غیر شناختی بار-آن دارای پنج بعد به شرح زیر است:
– هوش هیجانی درون فردی
– هوش هیجانی میان فردی
– سازگاری
– مدیریت استرس
– خلق و خوی عمومی(خوش بینی)(گاردنر و استاف97،2001).
2-2-2-9-1-3. الگوی شایستگی گلمن:
گلمن هوش هیجانی را به عنوان توانایی شناسایی احساسات خود ودیگران برای برانگیختن خود و اداره احساسات در خود و دیگران تعریف کرد(بارزیل، سلاکی98، 2003).از نظر گلمن هوش هیجانی ترکیبی از مهارت هاست که این مهارت ها به توانایی فرد در اداره و نظارت بر احساسات خودش و هم چنین در سنجش دقیق حالت های احساسی دیگران و نفوذ بر نظریات دیگران کمک می کند(گلمن،1995).
به طور کلی گلمن مفهوم هوش هیجانی را در دو بعد وسیع تفسیر کرد که مهارت های فردی 99و اجتماعی100 نام داشتد. مهارت های فردی خودآگاهی، خود تنظیمی، خود برانگیختگی و مهارت های اجتماعی مهارت های همدلی و ارتباطات موثر می باشد(گلمن،1995).
به عبارتی سه مهارت اول با شناسایی، استدلال، تسهیل و درک احساسات درونی فرد مرتبط است و فرد می تواند بر اساس آن در خود انگیزه ایجاد و تعهد کند که آماده ی ورود به مرحله بعد یعنی ارتباطات موثر است.دو مهارت بعدی در ارتباط با دریافت، شناخت، درک احساسات، انگیزه ها و حالت های درونی دیگر فرد است، که با آگاهی ازآن ها می توان روابط سالم و موثری با آن ها برقرار کرد.گلمن در کتاب هوش هیجانی خود بیان می کند که توانایی های ذکر شده درالگو لازم هستند،ولی کافی نیستند(گاردنر و استاف،2001).

شکل2-3. الگوی هوش هیجانی گلمن
2-2-2-10. سیرتاریخی هوش هیجانی:
حس تسلط بر نفس خود، یعنی توانایی مقاومت در برابر طوفان های هیجانی که سرنوشت بر پا می دارد، از زمان سقراط به عنوان صفتی پسندیده مطرح بوده است.
دوبوا فرهیخته یونانی، لغت یونانی باستانی Sophrosyne را که معادل آن بوده است به معنای”تفکر و هوش در اداره زندگی شخصی، تعادل وخرد متعادل” ترجمه کرده است. رومی ها و کلیسای قدیمی مسیحیت آن را temperantion خوانده اند که به معنای فک نفس، فرو نشاندن هیجان های افراطی بوده است.هدف، دست یابی به تعادل است نه سرکوب کردن هیجان ها. هر احساسی در جای خود، ارزش واهمیت خاص خود دارد. زندگی بدون شور و احساسات، به زمین بایر سنگینی می ماند که سرشار از بی حاصلی است و از غنای زندگی بریده و مجزا شده است.اما به نظر ارسطو، احساس مناسب

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان هوش هیجانی، تنظیم هیجان، خودآگاهی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان هوش هیجانی، خشونت علیه زنان، سلامت روان