پایان نامه با کلید واژگان هورمون رشد، مکان کنترل، عزت نفس

دانلود پایان نامه ارشد

است که اختلالات عاطفي و فيزيولوژيکي به هنگام مواجهه با تغييرات زندگي بيشتر است.
4- فشار220: فشار شامل انتظارات و خواست‌هايي در جهت رفتار به شيوه‌اي خاص مي‌باشد. فشار خود بر دو نوع است: 1- فشار براي انجام يک امر 2- فشار براي پيروي کردن از کسي.

2-1-6-2-3- عوامل مؤثر در واکنش به فشار رواني
افراد در برخورد با وقايع فشارزاي مشابه، معمولاً پاسخ‌هاي غيريکساني از خود نشان مي‌دهند. عوامل مختلفي مي‌توانند بر اين امر تأثير داشته باشند که در زير به برخي از آن‌ها اشاره مي‌شود.
آشنايي با عوامل فشارزا: هر چه با وقايع فشارزا آشنايي کمتري داشته باشيم و وقايع کمتر براي ما شناخته شده باشند، احتمال اينکه در مواجهه با آن‌ها دچار استرس (فشار رواني) شويم، بيشتر خواهد بود (موس221 و اسکافر 222، 1993، به نقل از تمنايي).
کنترل پذيري: يکي ديگر از عوامل مهم در واکنش به فشار رواني ميزان تصور فرد از امکان کنترل بر وقايع است. يعني هر چه فرد موقعيت را قابل کنترل تر درک نمايد آن را کمتر تهديد کننده ارزيابي خواهد نمود (همان منبع).
قابليت پيش‌بيني: عوامل استرس زاي عمده مثل بيماري سخت، يا از دست دادن شغل، اگر قابل پيش‌بيني باشند سختي کمتري خواهند داشت، زيرا اين امر به فرد اجازه مي‌دهد از قبل براي مقابله با آن مشکل آماده گردد. البته اين امر زماني صادق است که فرد بتواند در برابر واقعه فشارزا کاري انجام دهد. اگر فرد اين توانايي را نداشته باشد پيش‌بيني عامل استرس زا، تهديد کننده خواهد بود (همان منبع).
نزديکي به عامل فشارزا: اگر فرد از عوامل فشارزاي آينده اطلاع داشته باشد، معمولاً زماني که آن حادثه نزديک تر مي‌شود، فشار رواني بيشتري به همراه خواهد داشت. اگر تهديد در زمان آينده دور قرار داشته باشد، ميزان فشار رواني آن کمتر خواهد بود. در واقع فشار رواني در دوره انتظار بيشتر از زماني است که واقعه رخ مي‌دهد (موس و اسکافر، 1993، به نقل از تمنايي).
خوش بيني – بدبيني: يکي از عوامل تأثير گذار در واکنش نسبت به فشار رواني و مقاومت در برابر آن، بعد خوش بيني – بدبيني است. خوش بيني، يک تمايل کلي در جهت انتظار پيامد‌هاي خوب است. شواهد نشان داده افراد خوش بين عموماً انتظار پيامد‌هاي خوب را دارند و بيشتر از افراد بدبين که انتظار پيامد‌هاي بد را دارند، در مقابل فشار رواني مقاومت مي‌کنند و کمتر از افراد بدبين نشانه‌ها و علائم بيماري‌هاي جسمي‌را طي دوره‌هاي فشارزا گزارش کرده‌اند (شي ير223و کارور224، 1988، به نقل از تمنايي).
حمايت اجتماعي: حمايت اجتماعي به انواع مختلف کمک‌ها و منابعي گفته مي‌شود که توسط اعضاء شبکه اجتماعي به فرد منتقل مي‌شود. حمايت اجتماعي، شامل حمايت‌هاي مادي، عاطفي و هيجاني است که فرد از ديگران دريافت مي‌کند و بر سلامتي او تأثير قابل ملاحظه‌اي دارد. حمايت اجتماعي به عنوان يک محافظ براي افراد داراي استرس بالا، تأثيرات منفي و عوامل استرس زا را کاهش داده و تأثير مثبتي بر سلامتي دارد. تنها و منزوي بودن با غمگيني، سردي و ضعف همراه است. در حالي که بودن با دوستان و خانواده با شادي، گرمي و سلامتي در ارتباط است. فقدان روابط اجتماعي با افزايش احتمال خودکشي همراه است ولي به خودي خود فشارزا نمي‌باشد، بلکه حمايت اجتماعي زماني اثر دارد که عوامل فشارزا وجودداشته باشند. براي کسي که استرس کمي‌تجربه مي‌کند، فقدان حمايت اجتماعي تأثيرات منفي استرس را کاهش مي‌دهد (کوباسا 225، مدي 226و کوهن227، 1982، به نقل از تمنايي).
سخت رويي: سخت رويي يک ويژگي شخصيتي است که با مسئوليت، چالش و کنترل مشخص مي‌شود و با مقاومت بيشتر در برابر استرس ارتباط دارد. شخص سخت رو، فردي است که در براير استرس مقاوم بوده و به نظر مي‌رسد در سه زمينه با ديگران متفاوت مي‌باشد:
اول اينکه سطح بالايي از مسئوليت را نشان مي‌دهد، يعني کارهاي خود را با تمام وجود انجام داده و تمايل زيادي براي درست انجام دادن کارها دارد. دوم اينکه آن‌ها تمايل دارند تغيير را به عنوان چالش در نظر بگيرند نه به عنوان تهديد يا فشار و بالاخره اين افراد احساس خوبي در کنترل وقايع زندگي وپيامدهاي آن را دارند. در مجموع اين ويژگي‌ها به فرد کمک مي‌کند مقاومت بيشتري در برابر استرس نشان دهد (همان منبع).

2-1-6-2-4-عوامل کاهش دهنده فشار رواني
از جمله عوامل کاهش دهنده استرس مي‌توان موارد ذيل را ذکر کرد (وارد، 1373).
– ارزيابي شناختي: چنين ارزيابي در مقايسه با خود واقعه، نقش تعيين کننده‌اي در فشارزا بودن آن دارد تحمل درد زايمان براي زني که مشتاقانه در انتظار تولد طفل خود مي‌باشد خيلي آسان تر از زني است که نمي خواهد بچه دار شود.
– احساس کارآيي: احساس اين که فرد در يک موقعيت فشارزا، قادر به کنترل شرايط است از ميزان فشار رواني مي‌کاهد. موقعيت‌هاي اضطراري براي بسياري از مردم فشارزا خواهد بود، مگر کساني که براي چنين شرايطي آموزش ديده باشند، مانند افراد پليس، آتش نشاني و. . . که در اينگونه موارد افراد آموزش پاسخ‌هاي اتوماتيک و آموخته شده را نشان مي‌دهند.
– اعتماد به نفس: در صورتي که شخص بر قابليت خود جهت مقابله با فشارزا‌ها اطمينان داشته باشد، فشار رواني کمتري را احساس مي‌کند.
– منابع روانشناختي: ويژگي‌هاي شخصيتي هستند که افراد از درون خود دريافت مي‌کند يا در برابر تهديدهاي اعمال شده توسط محيط واکنش نشان دهند. عزت نفس، احساس تسلط و کفايت و فشار رواني دارد (همان منبع).
منابع اجتماعي: حمايت اجتماعي، شبکه خانواده‌ها، همکاران، همسايگان، دوستان و. . . را شامل مي‌شود. حمايت اجتماعي غالباً با حمايت عاطفي يکسان فرض مي‌شوند اما ممکن است منابع ملموس تري مانند اطلاع رساني و کمک همکاران را نيز در بر گيرد. در حالي که منابع روانشناختي حاکم از افکار و ويژگي‌هاي شخصي فرد است، منابع اجتماعي حمايت‌هايي را نشان مي‌دهد که توسط افراد ديگر صورت مي‌گيرد (همان منبع).
رفتارهاي ويژه مقابله‌اي: اين مکانيزم، تلاش‌ها و کارهاي عيني و محسوس افراد را جهت مبارزه با رويدادهاي فشارزاي زندگي نشان مي‌دهد. پاسخ‌هاي ويژه مقابله اي، ممکن است متأثر از منابع روانشناختي افراد و منابع اجتماعي و عوامل زيستي باشد (فريدمن و هوارد، 2001؛ به نقل از شعاع، 1382).
استرس مي‌تواند بر رفتار تأثير بگذارد و رفتار نيز خود ممکن است باعث بيماري يا تشديد وضعيت بيمار شود (باوم، 1994). ارتباط رفتاري ميان استرس و بيماري را مي‌توان در بسياري موقعيت‌هاي استرس زا، از جمله هنگام طلاق مشاهده کرد. در بسياري از موارد، در طي يک سال پس از جدايي، والدي که سرپرستي کودکان را بر عهده مي‌گيرد، نمي‌تواند مانند گذشته به کودکان رسيدگي کند (والرستاين، 1983). تغييرات رفتاري ناشي از موقعيت‌هاي استرس زا، شرايط را براي هم? اعضاي خانواده ناسالم مي سازد، از جمله به صورت ايجاد بي نظمي‌در وعده‌هاي غذا و ساعت خواب، به تأخير افتادن مراقبت‌هاي بهداشتي و پيروي نکردن از دستورهاي پزشک.
تحقيقات نشان داده است که در شرايط بسيار استرس زا، افراد به گونه‌اي عمل مي‌کنند که احتمال ابتلا به بيماري يا آسيب ديدگي را در آنان افزايش مي‌دهد (ويب و مک کالوم 228، 1986). براي نمونه، مصرف سيگار، الکل و قهوه در اين افراد بيشتر مي‌شود (بائر 229 و همکاران، 1987؛ کانوي، ويکرز 230، وارد وراي، 1981). مصرف اين مواد با ايجاد بيماري‌هاي متعددي ارتباط دارد. افزون بر اين، عواملي رفتاري، مانند مصرف الکل يا بي احتياطي، احتمالاًدر ميزان بالاي تصادم در افراد دچار استرس، نقش دارد. پژوهش‌ها نشان داده است که کودکان و بزرگسالاني که بيش از اندازه استرس دارند، بيشتر احتمال دارد که به آسيب‌هاي ناشي از حوادث اتفاقي در منزل، هنگام بازي، محل کار، و حين رانندگي دچار شوند (جانسون 1986؛ کوئيک و کوئيک، 1984به نقل از سارافينو،1387).
استرس، فيزيولوژي و بيماري: استرس در سيستم‌هاي فيزيکي بدن تغييرات فراواني ايجاد مي‌کند که مي‌توانند بر سلامت اثر بگذارند. به هنگام استرس، ارتباط روشني ميان بيماري و ميزان واکنش پذيري سيستم ايمني، قلبي عروقي و غدد درون ريز يافت شده است (سارافينو، 1387).
تغييرات فيزيولوژيک بدن در در پاسخ به استرس: هورمون‌هاي آزاد کننده‌ي کورتيکوترپين231 و آرژنين و ازوپرسين232 در پاسخ به استرسور به داخل سيستم باب (پورتال) هيپوفيزي ترشح مي‌شوند و نورون‌هاي هسته‌هاي پارا ونتريکولار233 هيپوتالاموس را فعال مي‌کنند.
لوکوس سرولئوس (برجستگي رنگدانه‌اي واقع در زاويه‌ي فوقاني کف بطن چهارم مغز) و ساير گروه‌هاي سلولي ايجاد کننده‌ي نورآدرنالين بصل النخاع و پل مغزي234 که در مجموع، سيستم LC/NE ناميده مي‌شوند و از اپي نفرين (آدرنالين) مغز براي به اجرا در آوردن واکنش‌هاي خودکار و عصبي درون ريز (نورواندوکرين) استفاده مي‌کنند و به عنوان سيستم هشدار دهنده‌ي کامل وهمه جانبه عمل مي نمايند.
سيستم عصبي خودکار واکنش سريع نسبت به استرس را که والترکانن آن را واکنش ستيز ـ گريز235ناميده است ارايه مي نمايد. در اين واکنش، دستگاه عصبي سمپاتيک، درگير و دستگاه عصبي پاراسمپاتيک، آزاد مي‌شود و در اين واکنش، دستگاه خودکار (اتونوم) ارگانيسم را آماده‌ي مبارزه يا فرار مي‌کندکه به آن محورهيپوتالاموس-هيپوفيز-آدرنال (HPA) گفته مي‌شود، بخش عمده‌ي سيستم نورو اندوکرين است که تعامل‌هاي ميان هيپوتالاموس، هيپوفيز و غده‌ي فوق کليه را در بر مي‌گيرد.
اين محور نيز در اثر آزاد شدن CRH و AVP فعال مي‌شود و در نتيجه، هورمون آدرنورکوتيکو تروپيک (ACTH) از هيپوفيز به جريان خون عمومي‌بدن آزاد مي‌شود که به ترشح کورتيزول و گلوکوکورتيکوييد‌هاي ديگر از قشر غده‌ي فوق کليه مي انجامد. اين کورتيکوييد‌ها تمام بدن را در پاسخ ارگانيسم نسبت به استرس فرا مي‌گيرند و در نهايت منجر به خاتمه‌ي واکنش از طريق فيدبک بازدارنده مي‌شوند. استرس مي‌تواند به طور قابل ملاحظه بر بسياري از سيستم‌هاي ايمني بدن تأثير بگذارد. واژه‌ي “ايمني شناسي رواني عصبي” (سايکونوروايمونولوژي) به منظور توصيف تعامل‌هاي ميان وضعيت وضعيت رواني، عصبي و ايمني و نيز بررسي درباره‌ي ارتباط‌هاي ميان اين سيستم‌ها به کار مي‌رود.
استرس مزمن نيز موجب اختلال رشد و تکامل کودکان مي‌شود که اين اختلال در نتيجه‌ي کاهش ميزان توليد هورمون رشد به وسيله‌ي غده‌ي هيپوفيز روي مي‌دهد (منجمي، 1387).
رابطه ميان استرس و ايجاد بيماري‌هاي عفوني: تحقيقات نشان داده‌اند که پاسخ اوليه ايمني به واسطه‌ي سلول انجام مي‌شود و متغير‌هاي روان شناختي بر ميزان بهبود مونوکلئوز عفوني236 و آنفولانزا237 و آسيب پذيري فرد نسبت به سرماخوردگي ناشي از رينو ويروس‌ها238 و بيماري تولارمي239 تأثير مي‌گذارد. ضايعات عود کننده‌ي تبخال240 ساده و تبخال تناسلي بيشتر در بيماراني که مبتلا به افسردگي باليني هستند و يا يک استرس غير عادي را تجربه کرده‌اند ديده مي‌شوند. استرس زياد و وضعيت نامساعد رواني، مقاومت فرد در برابر سل241 را کاهش مي‌دهند و بر سير بيماري تأثير مي‌گذارند. حمايت‌هاي اجتماعي در بهبود سل نقش دارند. مطالعات ديگر نشان داده‌اند که شروع و تشديد سل، اغلب با استرس حاد و مزمن در ارتباط است. در يک مطالعه مشخص شد که عفونت با ويروس آنفلوآنزاي B با سازگاري و انسجام خانوادگي ارتباط دارد. در مطالعه‌ي ديگري هم نشان داده شد که احساس ناخشنودي در زندگي، ترشحات بيني ناشي از عفونت را افزايش مي‌دهد. اگر چه بسياري از مردم در معده‌ي خود هليکوباکتر پيلوري را دارند ولي همه‌ي موارد به زخم معده تبديل نمي‌شوند و زخم‌هاي مزبور به طور سنتي با استرس مرتبط شناخته شده‌اند. ميزان بروز بعدي عفونت‌هاي تنفسي فوقاني و بيماري آلزايمر (در زنان) در دانشجوياني که در برابر وقايع استرس زا (مثل امتحان) با پرخاشگري غير انطباقي يا تغييرات عاطفي واکنش نشان مي‌دهند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان منابع استرس، افراد مبتلا، منبع کنترل Next Entries پایان نامه با کلید واژگان عروق کرونر، عروق کرونر قلب، سرطان پستان