پایان نامه با کلید واژگان هنر ایران، هنر اسلامی، زبان تصویری

دانلود پایان نامه ارشد

ساسانی) شکل گرفته است. با عنایت به این موضوع که هنر ایران قبل از اسلام، در دورهی ساسانی (42-224 میلادی) یک هنر نمادین و تا حدودی متاثر از مذهب بوده، هنرمندان مسلمان بسیاری از نقشهای نمادین و قالبهای هنری قبل از اسلام را به عاریات گرفتند و به مرور زمان، مفاهیم نمادین بخشی از آنها را براساس جهان بینی اسلام تغییر داده و هویتی کاملاً اسلامی به آنها بخشیدند.
در تاریخ هنر ایران بسیاری از عقاید و تفکرات حاکم بر جامعه در نقوش آثار تزیینی تجسم یافته اند. در حقیقت این نقوش جهانی حاصل تجدید اندیشه و آرای متفکران و اندیشمندان است که به دست هنرمندان آن روزگار شکل گرفتهاند. از طرفی علاوه بر شکل ظاهر، رد بسیاری از شاخههای نمادین و اسطورهای هنر دوران قبل از خود را در این آثار میتوان یافت.آثار هنری سدههای اول دوره اسلامی ایران هم از این قاعده مستثنی نیست و حضور بسیاری از مولفههای نمادین هنر ایران باستان در آثار این دوره قابل دریافت است.
البته باید به این بافته و در چارچوب هنر اسلامی قرار گرفتهاند. این امر خود زاییده ذهن خلاق و پویای هنرمندان ایرانی در طول تاریخ است. شاید به همین دلیل است که طبری مینویسد: «پس از ایرانیان هیچ قومی، جز برای آنها، تاریخ پیوسته و بدون انقطاعی نداشته است» (یارشاطر و شیمل، 1381، 28).
رشد و شکوفایی پیوستهی هنر ایرانیان در دورهی معاصر نیز انکارناپذیر است، به صورتی که در پژوهش حاضر برای طراحی نشانهها به استفاده از نقوش ایرانی قبل و بعد از اسلام همت وزیدهاند و در تکامل شاخهی (طراحی نشانه) از هنر گرافیک با استفاده از نقوش کهن ایرانی در حفظ میراث تصویری ایران زمین دریغ نکردهاند. هنرمندان برای طراحی نشانه از نقوش ایرانی قبل و بعد از اسلام استفادهی فراوان کردهاند به صورتی که در طراحی برخی از نشانهها به بازسازی آن نقوش پرداختهاند و عین آن نقوش را به عنوان نشانه به کار گرفتهاند که کاملاً منطبق با خود نقش به کار رفته در دورهی قبل و بعد از اسلام میباشد. برخی دیگر از نشانهها با الهام از بخشهایی از یک نقش و گاهی فقط با اجرای صحیح گرافیکی آن موفق به طراحی یک نشانه شدهاند.

3-4 نشانههای متاثر از نقوش قبل از اسلام
آثار هنری هر دوره میتوانند ابزار مهمی در شناسایی وضعیت فرهنگی و تاریخی خاص آن دوره باشند. به عبارتی این گونه میتوان اذعان کرد که تغییرات اجتماعی، فرهنگی و مذهبی، توانسته است تاثیر مستقیمی در آثار هنری، خصوصاً نقوش ایجاد کند. لذا هنرمندان در طراحی نشانههای معاصر کوشیدهاند تا از مفاهیم فرهنگی، اجتماعی و مذهبی را که در نقوش آن زمان جلوهگر شدهاند؛ با زبان تصویری در طراحی نشانهها بیان کنند. در مجموع هنر ایرانی در پی آن نیست که جهان مادی را آن گونه که به حواس میآید، با همهی ناهماهنگیها و درشتیهای نامطبوع آن مجسم کند.
روند خلق آثار هنری ایران اغلب در چارچوب ارززشها، سنتها و مفاهیم درونی هنرمند شکل گرفته است. از قدیمیترین آثار بر جای مانده تا به امروز همواره شاخصههای ممتازی در هنر ایران به چشم میخورد. بسیاری از عواملی که در گذشته موجب تعالی هنر ایران بوده هنوز موجود و فراهم است. همان ظرافت و زیبایی، لطافت حسی و ابتکاری که قبلاً اعجاز میکرده است، امروزه نیز وجود دارد. اینک باید راهها و روشهای دستیابی و رسیدن به تعالی این هنر را شناسایی نموده و آن را دوباره احیا نمود.
در ادامه نشانههای را به صورت تطبیقی با نقشمایههایی که از آن تاتیر گرفتهاند را در کنار هم قرار دادهام که یا با الهام و استفاده از تمام نقش یا به صورت استفاده از جزیی از آن نقشمایه نشانه مورد نظر طراحی شده است. از جمله ویژگیهای این نشانهها تقارن، تعادل، وحدت شکل، توازن و تناسب می باشد (شکل 3-34-3-47).

3-4-1 نشانههای متاثر از نقشمایههای هندسی قبل از اسلام

3-4-2 نشانههای متاثر از نقشمایههای گیاهی قبل از اسلام

3-4-3 نشانههای متاثر از نقشمایههای حیوانی قبل از اسلام

3-4-4 نشانههای متاثر از نقشمایههای انسانی قبل از اسلام

3-6 نشانههای متاثر از نقوش دورهی اسلامی
در جهان هیچ چیز تمام معانیش محدود به شکل ظاهری آن نمیشود بلکه هر نمودی متضمن بودی است و برای هر ظاهری باطنی وجود دارد. هنر مقدس هنری است که اشاره دارد به صورتهایی مثالی از عالم بالا که مربوط به معرفت وجود و هستی شناسی است.
نشانهی تصویری رساننده معنای سری و رمزی میباشد نشانههای هنری تا زمانی ماندگار باقی میمانند که آنچه بدان ارتباط داده میشوند معنیدار باقی بماند وقتی این معنای ناپدید شد و یا اهمیت خود را از دست داد آن شکل نیز ناپدید میشود و یا اینکه معنای جدید کسب میکنند. در هنر اسلامی هر طرح و نقش علاوه بر مضمون و زیبایی ظاهریاش دارای یک معنای درونی میباشد که چشم جستجوگر بیننده از پس ظواهر زیبا بدنبال یافتن آن رمز دورنی میباشد معنایی که به عالم باطن باز می گردد. شکلها و نمادهای هنر مقدس این رمزواره خود را همیشه به همراه دارند و هر زمان که بیننده با کنار گذاشتن و گذشتن از کنار حواس خود صورتهای زیبای ظاهری را رها کند پی به زیبایی ذاتی نقوش میبرد که زیبایی امری درونی است و خارج از ذهن بیننده.
از نظر اسلام هنر الهی بیش از هر چیزی نشان دهنده وحدت الهی در جمال و نظم عالم است وحدتی که میتوان آن را در هماهنگی و انسجام عالم کثرت و در نظم و توازن جهان مشاهده کرد جمال دارای همه این شرایط میباشد استنتاج وحدت از جمال عالم همان حکمت است هنری از نظر اسلام مقدس به شمار میآید که از پس از تمام زیباییهای دنیوی به روح مدد میرساند تا از کثرت تشویش آمیز رها گردد و راهی به سوی وحدت بیانتها میگشاید.
هنرمندی که خاطر نخستین خود را از جمال مطلق به همراه دارد سعی میکند تا آنجا که ممکن است و محدودیتهای هنری به او اجازه میدهند آن خاطره را بر روی اثر خود زنده کند هر چه بیشتر بتواند این زیبایی را از درون خود به بیرون انتقال دهد اثر هنری او دارای اصالت بیشتری خواهد بود؛ شرط اصالت هنری در اسلام این است که هنرمند آگاه به دو اصل باشد ارزش وجودی خود و قوانینی باقیمانده از سنت که این دو باعث پرهیز از هر آنچه که زاید و بدون کارایی است میشود.
در ادامه نشانههای را به صورت تطبیقی با نقشمایههایی از دورهی اسلامی که از آن تاتیر گرفته اند را در کنار هم قرار دادهام که یا با الهام و استفاده از تمام نقش یا به صورت استفاده از جزیی از آن نقشمایه نشانه مورد نظر طراحی شده است که میتوان از ویژگیهای این نشانهها تقارن، تعادل، وحدت شکل، توازن و تناسب میباشد (شکل 3-48-3-59).

3-6-1 نشانههای متاثر از نقشمایههای گیاهی دوره ی اسلامی

3-6-2 نشانههای متاثر از نقشمایههای هندسی دوره ی اسلامی

3-6-3 نشانههای متاثر از نقشمایههای حیوانی- انسانی دوره ی اسلام

فصل چهارم
بررسی نقشمایههای هندسی

یکی از تظاهرات زیبایی، در نظم و تناسب هندسی تحقق پیدا میکند. نظم و تناسب را در ساختمان جهان و انسان و حتی جلوههای متنوع طبیعت میتوان دید.
نقوش هندسی که با زبانی تجریدی جنبه تنزیهی وجود را یادآوری میکنند، در آثار هنری فراوان به چشم میخورند. هندسه جوهر مجرد اشکالی است که در طبیعت وجود دارد. در اشکال هندسی تعداد افراد به وحدت میرسند و میتوان مثل حضور مصداقها در مفهوم کلی، حضور افراد را در اشکال هندسی ادراک کرد. استعداد و صفات ویژهای که در اشکال در عین ارتباط با اعیان خارجی، منشای مستقل از اعیان خارجی دارند، آنها را مستعد نقش رمزی و سمبلیک کرده است که مصادیق آن را درجهان، هنر و ادبیات ملاحظه میکنیم. درک این زیباییها و استعدادهای نهفته در هنر و ادبیات به تزکیهی روحی مخاطبان هنر میانجامد و حس نجابت و ادب و اخلاق را در آنان تقویت میکند و وجدان را در ایشان به صورتی نهفته جایگزین خشونت و حقیقت گریزی میکند.
4-1 جایگاه نقشهای هندسی در هنرهای سنتی ایران
در آغاز برای جایگاه نقشهای هندسی در هنرهای سنتی نیازمند به مطالعات گسترده و دانش کافی می باشیم. تشخیص چنین جایگاهی منوط به درک متقابل هنرهای سنتی و خاستگاه آن از یک سو و شناخت مبانی و مبادی نقش‌های هندسی از سوی دیگر می‌باشد.
به تبع اینکه «هنر اسلامی را که ریشه در وحی نبوی دارد در زمره‌ی هنرهای «مینوی و قدسی» به شمار می‌آورند» (ضیمران، 1380، 26) و علت آن را این می‌دانند که واجد «منش و ماهیتی فرا طبیعی» (همانجا) است، [به اعتقاد تیتوس بورکهارت] صورت چنین هنری نیز باید از فرم‌های مینوی و روحانی برخوردار باشد.
هنرهای سنتی برای ظهور و بروز ویژگی‌ها و خاستگاه فرهنگی و هنری خویش در پی محمل و بستری است که تمام و کمال قابلیت پوشش استعدادهای آن را داشته و صورتی در خور و شایسته‌ی معنا و محتوای آن باشد. از سوی دیگر «هیچ مذهبی بدون هنر قادر به آفرینش فضایی مناسب برای نمودها و تجلیات زمینی خویش نخواهد بود». بنابراین مادامی که دین و فرهنگی چنین پویا و ارزشمند (دین اسلام) در پی ظهور و بروز در ساحت هنر است، کدام ظرفیت‌ها و شاخه‌های هنری مجال حضور آن را فراهم می‌نماید، یا به تعبیری دیگر مجال ظهور و بروز چنین ساحتی و چنین پیام و محتوایی کدامین صورت‌ها می‌تواند باشد.  
شایسته است در ابتدای امر تعریفی صحیح از هنرهای سنتی ارائه شود تا ارزش و جایگاه سنت و هنرهای آن در هر فرهنگ وتمدنی شناخته شود. سنت در تعریف اخیر به لحاظ بعد ماندگار و جاویدانش که همیشه در تمامی شئون زندگی امروز و آینده‌ی ما حضور داشته و خواهد داشت به هیچ روی تعریفی مترادف با کهنگی و سنتی بودن نمی‌یابد.
شناخت آنچه در هنرهای سنتی ماندگار است امری است حیاتی و درخور بررسی و تحقیق، چرا که درک و دریافت آن و ملبس کردن هنر و صورت‌های هنری به آن آفرینش هنری را ماندگار و رنگ و بوی کهنگی و زمانمندی را از رخسار آن زدوده، در تمامی اعصار ماندگار و جاویدان می‌گرداند. «این سنت است که با نقل و انتقال الگوهای مقدس، اعتبار روحانی صورت‌ها را تضمین می‌کند» (بورکهارت، 1369، 8).
بنابراین تعریف، صورت هنرهای سنتی و تأویل و تفسیری از نوع تفکر مینوی و مابعدالطبیعه است که پیوند عمیق با مفاهیم دینی برقرار می‌سازد و به لحاظ اینکه مفاهیم دینی نیز اصالت خویش را از سرچشمه وحی دریافت می‌کند، پویا، ماندگار و اصیل خواهد بود.
سنت در تعریف اخیر «دارای خاستگاه ازلی و جاودان و مینوی24 و ساخته‌ی دست و ذهن بشر نیست. اگر در مواردی به ساحت‌های روحانی نیز مربوط نباشد در هر حال به ساحت‌های متافیزیک25 متصل می‌شود. هنر سنتی در دامن چنین تعریفی از سنت می‌شکفد و از آنجایی که سنت، به امر قدسی26 نزدیک است و با دین سر و سری عمیق دارد، مقوله‌ای است پیچیده» (رهنورد، 1381، 1).
«از آن جایی که هنر سنتی، در پی آن است که مفاهیم متعالی27 را از عالم مفاهیم بلند و معقول به عالم محسوس و آن هم به صورت شکل و فرم و محتوی وارد کند، بنابراین، کل تلاش در هنر سنتی، برای تبدیل ماده به معنا و تبدیل معنا به ماده است، چرا که ماده به مفاهیم مینوی و مفاهیم مینوی به ماده ترجمه و تبدیل می‌شود» (همان، 2).
در تمامی هنرهای سنتی چنین روحیه‌ای حاکم می‌باشد و همیشه هنرمندان در پی صورت بخشیدن به اصول و مبانی فلسفی و اعتقادی ملحوظ در باورها و عقاید دینی می‌باشد. لاجرم چنین گرایشی با سنت به معنای اخیر عجین بوده و انطباق پیدا می‌کند.
برای روشن شدن بهتر مطالب، مبحث فوق‌الذکر را با یک مثال همراه می‌کنیم. «خوب می‌دانیم که تمدن چینی مبتنی است بر یافت آن چیزی که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان هنر اسلامی، نقوش هندسی، دوره اسلامی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان نقوش هندسی، عدم تمرکز، هنرمندان ایرانی