پایان نامه با کلید واژگان هنر اسلامی، نقوش هندسی، دوره اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

میگردند و به کمال میگرایند. این بدان معنی است که هنر اسلامی، از یک علم هم کمتر دستخوش عواطف و هیجانات میشود و هنرمند اسلامی، به دلخواه شخصیت خود را تابع اصولی قرار میدهد و محو زیبایی کار خویش میگردد (عصام و پارمان، 1377، 10).
در نقش و نگارهای هندسی، مسایل قابل توجهی نهفته است که باید به آنها هم توجه کرد و حل این مسایل چه در اجرا و چه در طراحی آنها محاسبات خاصی دارد، که آن را میتوان آهنگهای کاشی کاری نامید، حرکت این ریتم هاست که نقش و نگار را به وجود میآورد. در نقش و نگارها خطوط عمودی و افقی، اشکال مختلف مساوی یا متشابه مورد استفاده قرار میگیرند. به طوری که ورای نقش و نگارهای هندسی هر یک از این آثار هنری یک اثر ریاضی نهفته است. پی بردن به کلیه مسایل مربوط به اثر، کاری دشوار است و ترکیب اشکال در زمینههای مختلف نیازمند تلاش پیگیر بوده است. مثلاً یک شکل کوچک با قواعدی که چند بار در یک زمینه تکرار میشود و نقش میآفریند باید تناسب و شکل خود را حفظ کند و این سلیقه استاد را مینمایاند. از جمله مسائلی که در ترسیم اجرای نقش و نگارها باید مورد توجه قرار گیرد، محاسبه هندسی وابسته و ترکیب اجزای مختلف با رنگهای متناسب وسایه روشنهای لازم می باشد. هنگام بررسی یک نقش قبل از هر چیز باید به ماهیت هندسی آن توجه کرد و بعد از این که نحوه تشکیل شکل هندسی نقش تشخیص داده شده میتوان آن را از نقطه نظر مصالح، موقعیت اجرا و مکان اجرای آن مورد توجه قرار داد.
بهرهگیری از شیوههای هندسی هنرمند را توانا ساخت تا با فراخ دستی در میدان گستردهای با سهولت و روشی درست، بیبرخورد با محدودیتهای دستگاه اعداد به کار پردازد. تناسبات میان اجزاء و کل در ترکیب شکلها، بیتوجه به محدودیت الگو و سرمشق و شیوه، با اندازههای خاص جریان مییابد. از این رو به یک کلیت پهناور در جهان اسلام دسترسی یافته شد که با ایمان اسلامی بر پایه این که همهی آفرینش هماهنگ و همسان هستند، سازگار است (همان، 12).
در حقیقت تلاش متمرکزی این چنین، جهت دستیابی به زیبایی، هماهنگی و نظم در شکلهای هندسی و تکرار بدیع آنها، در هیچ جایی سابقه نداشته است (عباس و سلمان، 1383، 48).
پایه و اساس نقشمایههای هندسی، بر کنار هم قرار دادن نقوش یا واحدهای کوچکی است که با ابزارهای ساده ترسیم میشوند اشتیاق به تجردگرایی، جستجو در توحید و شیفتگی به ستارهها را انگیزه های اصلی گرایش هنرمند اسلامی برای ترسیم نقوش هندسی دانستهاند (همان، 49) (شکل 3-31).

در هنر اسلامی ورای زیبایی حاصل از ترکیبات پیچیده اشکال، اندیشه و عقلانیت نهفته است که میتواند نمادی از حکمت الهی در زیبایی خلقت باشد و این وحدانیت، زمینه و پایه گوناگونیهای بیکران جهان است چنان که درکتاب هنر اسلامی آمده: «در واقع وحدت الوهیت در ورای همه مظاهر است، زیرا که سرشت آن که مجموع و کل است چیزی را در بیرون وجود خویش نمیگذارد. با این همه از طریق هماهنگی تابنده بر جهان است که وحدت الوهیت در جهان نمودار میشود و هماهنگی هم چیزی نیست جز «وحدت در کثرت، الوحده فی الاخره» به همانگونه که «کثرت در وحدت، الکثره فی الوحده» است در هم گرهخوردگی بیانگر یک جنبه و جنبهی دیگر است. ولی باز هم این مطلب اکتفا میشود که وحدت زیربنای همه چیز است، یعنی آنکه جهان از عامل واحدی پیریزی شده است» (بورکهات، 1365، 75).
اساس تشکیل یک نقش و نگار، یک شکل هندسی اولیه است. که با خطهای کور به دست می آید و به آن هندسه مسطحه میگویند. خطوط گرهها که به ترتیب تکراری میباشند از روی هندسه به دست میآیند، که از نظر دید حکم نقش اصلی را ایفا میکنند و هماهنگی هر کدام از شکلهای جزء به دست آمده با شکلهای قرینه تطابق دارند. لذا در هر شکل باید توجه خاصی نیست به هماهنگی اشکال و موزون بودن خطوط نسبت به یکدیگر مبذول داشت. در هر شکل هندسی که تشکیل نقش و نگار را می دهد باید خطوط به طریقی قرار گیرند که تناسب توجه بیننده را جلب کند.
این قواعد باعث میشود میان اجزا و کل شکل هماهنگیهای لازم را ایجاد کرده و بدین وسیله عنصر وحدت را (که از اصول اولیه در هنر اسلامی است) در عین کثرت عیان سازد.
نقوش هندسی در اصل تلفیق اشکالی مانند: مثلث، مربع، پنج ضلعی، شش ضلعی و هشت ضلعی و ستاره با یکدیگر هستند که تکرار و ترکیب آن با نقوش ساده، اعم از گیاهی و حیوانی، باعث پدید آمدن فرم ها و شبکههای زیبایی میشود. هم چنانکه قبلاً اشاره شد این فرمها در اکثر آثار هنری ایرانی، اعم از تزیینات معماری، شامل کاشی کاری، گچبری، آینه کاری، مقرنس، آجرکاری و نیز در هنرهای سنتی مانند فلزکاری، مشبک کاری، پارچه بافی و همچنین پنجره های چوبی قدیمی به وفور دیده میشوند.
بررسی تاریخی این آثار نشان میدهد که به کارگیری هندسه و طراحی مبتنی بر آن در جهان اسلام جایگاه ویژهای دارد. «طرحهای هندسی، طرحهایی بسیار ساده هستند که با استفاده از پرگار و خط کش و دانستن نحوهی رسم مثلث، مربع، چند ضلعیها و ستاره ترسیم میشوند و با تکرار، تقسیمات جدیدی پدید میآورند» (کشاورزی وشیخانی، 1385، 12).
«طرحها و نقوش هندسی از امتیازات انحصاری هنر اسلامی نمیباشد بلکه در هنر اسلامی است که گسترده شده و دارای ضابطهای مشخص و منطقی میگردند و به کمال میگرایند. آنچه در طرحهای هندسی به لحاظ زیباییشناسی مهم است همانا کیفیت است نه کمیت. در اینجا هنرمند (اسلامی) ذهن و نیروی تصور خود را با ابتکار و نوآوری به کار میگیرد و قواعد کاملی استخراج میکند» (عصام و پارمان، 1377، 52) تا میان اجزا و کل شکل هماهنگیهای لازم را ایجاد کرده و بدین وسیله عنصر وحدت را ( که از اصول اولیه هنر اسلامی است) در عین کثرت عیان سازد.

3-2-2-1-3 نقوش حیوانی و انسانی
«هنرمند مسلمان ایرانی علاوه بر ابداع نقشهای نمادین مطابق با فرهنگ اسلامی، بسیاری از نقشهای نمادین ایران باستان را تعدیل و با هماهنگ ساختن آنها با جهان بینی، اسلامی این نقشها را مجدداً احیا نمودند» (خزایی، 1384، 131) و پس از سادهسازی آنها، به گونهای تجریدی از این نقوش استفاده کردند. از جمله این طرحها میتوان به نقوش انسانی و حیوانی اشاره کرد که علت استفاده از این طرحها در دوره ی اسلامی، مفاهیم نمادین آنها هم چنین اعتقاد مردم به علم نجوم در این دوره میباشد. زیرا در علم نجوم برای نمایش صور فلکی، صورتهای انسانی و حیوانی (به صورت تخیلی) در نظر گرفته میشد.
با این که در قرآن مجید، هیچ نص صریحی دربارهی منع نقاشی از موجودات جاندار وجود ندارد، اما باور به منع و تحریم این گونه تصاویر همواره وجود داشته است (فرای، 1388، 159). در دوره اسلامی، هدف هنر، ایجاد فضایی است که بشر را در مسیر شناخت شأن ازلی خویش یاری رساند؛ پس از هر آنچه بتواند حتی بطور نسبی و موقت به صورت بت درآید، پرهیز میکند (بورکهات، 1365، 16). این منع، خصوصاً در مورد تزیین با تصاویر آدمی، نمود جدی تر به خود میگیرد (زکی، 1366، 288). از نظر برخی از محققان، این تحریم برای جلوگیری از آلوده شدن دین اسلام با بت پرستی اعمال شده است. بالاخره میتوان گفت که عموماً اشکال تزیینی انسانی و حیوانی در روشهای فنی ایران بعد از اسلام، حلقههایی بوده که سلسله یا زنجیره متصلی را تشکیل میداده است. مثلاً تصویر یک انسان یا حیوان مقصود بالذات نبوده، بلکه فقط برای تزیین به کار میرفته است؛ به این معنا که هنرمند ایرانی، انسان و یا حیوان را برای نمایاندن آن در صنایع خود نمیآورد، بلکه مقصودش از کشیدن آن تصویر، زینت دادن به صنعت خود بوده است و به همین دلیل غالباً این تصاویر در دوایر یا خطها و یا اشکال هندسی دیگر به صورت منفرد، رو به رو و یا پشت به هم قرار داده میشد (همان، 291).
از این نقوش انسانی، کمتر شیوهی بیانی متمایزی در تزیینات یافتهاند و همواره با ویژگیهای نقوش انسانی تصویرسازی کتابها ترسیم شدهاند (فریه، 1374، 107) و درقالب صحنههای زندگی، تک چهره یا نقوشی با باورهای افسانهای مانند دیو، فرشته و خورشید خانم به تصویر کشیده شدهاند.

3-3 کاربرد نقوش ایرانی در طراحی گرافیک
اگر به گرافیک ایران برگردیم بدون شک هنرمندان گرافیست از یک گنجینهی تصویری و تزیینی برخوردار هستند. «هنرهای تصویری ایران منبع عظیمی از نقوشی است که در نهایت استادی و هنرمندی و با بیانی موجز و مفید طراحی شدهاند. نقوش قالیها،کفپوشها، پارچهها، گچ بریها، حکاکیها، نقاشیها و مجسمهها نمونههای بینظیر هنرمندانهای از سادهشدن شکلهای طبیعی هستند که میتوانند سرمشق گرانبهایی برای مطالعه و الهام باشند. ترمیم حتی تمام این نقوش و نوشتهها کاملاً با اصول امروزی گرافیک منطبق است؛ زیرا که اصول فنی امروزی براساس تجربیات استادان گذشته ترتیب یافته است» (ممیز، 1384، 13).
هنرهای تجسمی ایران چه قبل و چه بعد از اسلام به خاطر شرایط خاص خود یک هنر تزیینی با تنوع فراوان بوده است. به طور مثال اگر به خط کوفی ایران نگاه کنیم انواع بسیار زیادی طراحی حروف کوفی داریم. این تنوع به صورت منحنی، هندسی، گیاهی، حیوانی و حتی طراحی حروف در غالب فرمهای انسانی هم دیده میشود. بر همین اساس رعایت تمام اصولی که امروز در هنر گرافیک وجود دارد در هنرهای تزیینی ایران دیده میشود؛ و با نگاهی به بسیاری از نشانهها میتوان مشاهده نمود که هنرمند با الهام از یک نقش سنتی و گاهی فقط با اجرای صحیح گرافیکی آن موفق به طراحی یک نشانهی زیبا مطابق با اصول فنی امروزی گردیده است که بیشتر این نقوش تزیینی از اصول زیباییشناختی که در هنر معاصر مطرح است برخوردار میباشند.
با نگاهی به آثار تجسمی هنر ایران در مییابیم از دوران پیش از تاریخ، دورهی باستان، دورهی اسلامی، تا امروز تزیین از جایگاه والایی برخوردار میباشد. هنرمندان ایرانی بسیار مشتاق بودند آثار خود را در قالب طرح و شکلهای زیبایی ارائه دهند. آنها معتقد بودند ظرافت تزیینی آثار و اشیا نه تنها آنها را از زشتی میرهاند بلکه ارزشهای معنوی را در عرصههای ذوقی مردم بیدار میکنند. «هنرمندان همچنین بر این باور بودند که همواره ارزشها و مفاهیم نمادین آثارشان حتی اگر زمانی هم برای مخاطبین خود، پیامی القا نکنند، از راه تزیین بر جای میمانند و ارزشهای ویژه خود را حفظ میکنند» (خزایی، 1384، 19).
روند خلق آثار هنری ایران اغلب در چارچوب ارزشها، سنتهای کهن و مفاهیم درونی هنرمند شکل گرفته است. هنرمندان کمال مطلوب، تجرید و ایجاز را بر واقعیت و طبیعتگرایی ترجیح دادهاند. در اغلب نقوش، هنرمند علاوه بر زیبایی شکل ظاهری نقش، به فضای منفی نقش و ایجاد تعادل بین فضای مثبت و منفی نقش هم عنایت داشتهاند. در تایید این نظر میتوان به نقش بز کوهی در جامهای منقوش شوش در هزاره ی چهارم قبل از میلاد که هیکل و شاخهای بز به شیوهای کاملاً تجریدی طرح شده اشاره نمود (شکل 3-32).
حضور شاخههای تزیینی در هنر ایران دورهی اسلامی بسیار چشمگیرتر است. این ویژگی و تاکید بیشتر در تزیینات را میتوان در نقوش آثار هنر اسلامی از همان سدههای اول دوره اسلامی بویژه در سفالهای نیشابور در دورهی سامانیان و پارچههای دورهی آل بویه مشاهده کرد (شکل 3-33).

هنرمند با طرح چند سطح کاملاً تجریدی به شیوهی اسلیمی نقش پرنده را به سادهترین حد ممکن طرح کرده است. شایان ذکر است عدهای از مستشرفین علت تجریدی و تزیینی بودن هنر ایران دورهی اسلامی را منع تصویرگری در دین اسلام میدانند و معتقد هستند که هنرمندان برای رفع این خلا به تجرید و تزیین روی آوردهاند. بررسی نقوش قبل از اسلام (از جمله نقوش سفالینههای شوش، تپه حصار، دامغان و…) که از تجرید مفرطی برخوردار هستند و حضور هزاران نقش انسانی و حیوانی در هنرهای تزیینی دوره اسلامی این نظریه را باطل میکند (خزایی، 1384، 20).
هنرهای تزیینی دورهی اسلامی از ابتدا به خودی خود مستقل به وجود نیامدهاند بلکه با به کارگیری بسیاری از عناصر تزیینی هنرهای ایرانی مرسوم در آن زمان (عصر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان هنر اسلامی، هنر ایران، اماکن مذهبی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان هنر ایران، هنر اسلامی، زبان تصویری