پایان نامه با کلید واژگان نمایشنامه، جهان خارج، هنرهای زیبا

دانلود پایان نامه ارشد

312).

5 – 6 – 1.ظرفیت‌های نمایشی:

منظور از ظرفیت نمایشی، توان یا امکان بالقوه ی تبدیل پذیری داستان یا قصه از نظر محتوا و شکل به اثر نمایشی است.اصولاْ یک جریان به صورت یک واقعه ی طبیعی در جهان خارج و یا در ذهن به عنوان یک تجربه در زندگی انسان اتفاق می‌افتد.(خبری،1387: 108).
مناظره، تجربه‌ای بیانی از انسان است که بر مبانی تضاد و تنافی ناشی از تجربه زیستی، دینی و یا فردی انسانها شکل گرفته و با گفت وگوی شفاهی و به صورت زنده استمرار پیدا کرده است. سؤال این است که آیا هر تجربه‌ای که ذهن یا در جهان خارج انجام می‌پذیرد، قابلیت نمایشی دارد؟
تجربیات زندگی انسان می‌تواند ظرفیت‌های متفاوت در هنرهای مختلف داشته باشد. تجربه‌هایی که در دنیای تجربه‌پذیر انسان اتفاق می‌افتد، دارای تم است، و این عنوان به عنوان‌های سینمایی، نقاشی، موسیقی، نمایش و دیگر هنرها تقسیم می‌شود. ظرفیت نمایشی یعنی: ظرفیت عنوان نمایشی یک جریان یا واقعه یا تجربه در زندگی انسان. (خبری، 1387: 108).
اگر قائل باشیم بین ظرفیت نمایشی و وضعیت نمایشی رابطه وجود دارد، ناگزیرم استناد کنیم به جمله‌ای از ژرژ پولتی در کتاب سی و شش وضعیت نمایشی. ژرژ پولتی بر این باور است که کلیه پیرنگ‌های ممکن، تنها گونه‌های مختلف از سی و شش پیرنگ اصلی است. او در تعریف و تبین این پیرنگ‌ها اذعان می‌کند که در واقع پیرنگ‌ها محصول تعارض‌های بنیادی عاطفی انسان می‌باشد و کلیه آثار ادبی بر آنها استوار است.(پولتی، ال احمد، بیاتی، 1390: 1).
اگر بخواهیم ردپای مناظره را در وضعیت‌های مطرح شده از طرف ژرژ پولتی بیابیم، باید برویم سراغ وضعیت سی‌و یکم که از آن با عنوان “تعارض با یک خدا ” نامبرده شده است. پولتی بیان می‌کند از میان تمامی وضعیت‌ها، تعارض با یک خدا کهن‌ترین وضعیتی است که به آن پرداخته‌اند. در بنای شگرف و عظیم این وضعیت، می توان تمامی ساختمان نمایشی سایر وضعیت‌ها را گنجاند. ( (پولتی، ال احمد، بیاتی، 1390: 156).
با پذیرش ادعای ژرژ پولتی در مورد تأثیرگذاری وضعیت” تعارض با یک خدا” بر سایر وضعیت‌ها، روشن می شود که مناظره قدیمی‌ترین وضعیت نمایشی است و در به وجود آمدن سایر وضعیت‌های نمایشی دخیل است.این بیان با شاهدی از کتاب قصص الانبیاء استاد عبدالوهاب النجار تحت عنوان(الجدال فی القران) کامل می‌شود. ایشان از یک نوع مناظره بین ابلیس و پروردگار به هنگام خلق آدم و امر به سجده برآن، یاد می‌کند. (شریعتی سبزواری، 1390: 25-26).
آیات ذیل به این موضوع اشاره دارد؛
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرين‏( البقرة : 34)
وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ لَمْ يَكُنْ مِنَ السَّاجِدين(‏الأعراف: 11)
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ قالَ أَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طينا(الإسراء : 61)
ذات اقدس الهی از ابلیس پرسید: چرا مخلوقی را که با دست قدرت آفریدم و از روح خود در آن دمیدم سجده نکردی؟
ابلیس گفت: مرا از آتش که دارای نور، نیرو و حرارت است آفریدی و آدم را از خاک تیره و ظلمانی، بدین دلیل من افضل و اشرف هستم و بر آدم، سجده نمی‌کنم!
دامنه ی بحث خیلی گسترده است، با تأملی در مکتوبات به روشنی معلوم می گردد که کلیه قصه‌ها، حکایت‌ها و داستان‌ها از قابلیت و ظرفیت نمایشی برخورد دارند. شاهد این مدعا عناوین استفاده شده در پایان‌نامه‌ها می‌باشد. بسیاری از پایان‌نامه‌ها در حوزه ی ادبیات دراماتیک با عنوان قابلیت نمایشی، ظرفیت نمایشی و جنبه نمایشی تدوین شده‌اند.
آنچه نقطه اشتراک این گزاره‌های ادبی است، پرداختن آنها به موضوعات مشترک است. برای نمونه، بررسی عوامل نمایشی در حماسه ی رستم و اسفندیار، از حمید ایزدپناه، دانشکده هنر و معاری تهران، بررسی قابلیت‌های نمایشی در هفت حکایت از کلیله و دمنه، از اعظم مسیبی، دانشگاه آزاد اسلامی تهران. بررسی عناصر نمایشی در قرآن، مهدی حاجی میرصادقی، دانشکده هنرهای زیبا.
بررسی جنبه‌های نمایشی در شعر نو فارسی، غلامحسین دریانورد، دانشکده هنرهای زیبا. ده‌ها مقاله و پایان‌نامه با همین عنوان را می بینیم، در واکاوی این موضوع به دو نکته اساسی پی‌می‌بریم. اول اینکه اکثر افرادی که درباره‌ی جنبه‌ها، قابلیت‌ها، ظرفیت‌ها، عوامل و عناصر نمایشی سخن گفته‌اند، تعابیر و تعاریف دلخواه خود را از این عناوین ذکر کرده‌اند. نکته دوم اینکه وجه اشتراک اکثر نوشته ها بیانگر استفاده ی نویسندگان محترم، از نظریه ی واحدی است که ساختارهای متفاوتی از آن وجود دارد، به طوری که در بیشتر پایان‌نامه‌ها (شخصیت، گفت وگو، زمان، مکان، طرح، ساختار و نتیجه‌گیری) وجود دارد. البته بعضی از ظرفیت‌های نمایشی را با رویکرد قصه اثر پیش می‌بردند که نهایتاْ با استفاده از تقسیم بندی‌های داستانی به بررسی قصه می پردازند. برای نمونه؛ دکتر علی اصغر غلامرضایی در کتاب درآمدی بر ساختار روایت در قصه‌های قرآنی، در فصل سوم کتابش ذیل عنوان عناصر قصه‌های قرآن، عناصر قصه‌های قرآنی را با پیرنگ، شخصیت، گفت و‌گو، حادثه، مکان، زمان، کشمکش، درنگ‌و‌تأخیر و غافلگیری، تشویق و تعلیق بررسی می‌کند. اما دکتر محمدعلی خبری در کتاب حکمت، هنر، زیبایی و عناصر نمایشی قصه ی یوسف علیه السلام ، از زاویه ی دید داستان، طرح داستان، ساختمان و ساختار داستان، اندیشه و محتوا، کشمکش، شخصیت‌ها، گفت وگو در داستان، زمان، مکان و نتیجه‌گیری، بررسی خود را آغاز می کند. در همین مقایسه ساده معلوم می گردد که این تقسیم بندی ها بیشتر متأثر از نگاه نویسندگان محترم است البته همه ی نویسندگان محترم از اشتراکات بحث استفاده می نمایند.

ظرفیت‌های نمایشی:
1- شخصیت:
شخصیت در اثر روایتی و نمایشی، فردی است که کیفیت روانی و اخلاقی او در عمل او و آنچه می‌گوید و می‌کند، وجود داشته باشد.
شخصیت اصلی(‌protagonist) : فردی را که محور مرکز داستان کوتاه و رمان یا نمایشنامه و فیلمنامه قرار می‌گیرد و نویسنده سعی می‌کند که توجه خواننده یا بیننده را به او جلب کند، شخصیت اصلی می‌گویند. (میرصادقی، 1377: 175)
شخصیت مخالف(antagonist) : حریف و هماورد اصلی شخصیت اصلی در داستان به خصوص در نمایشنامه را شخصیت مخالف گویند. (میرصادقی، 1377: 179)
عمده‌ترین بخش کتاب‌های داستان نویسی، سناریونویسی، نمایشنامه نویسی را مبحث شخصیت تشکیل می‌دهد. اما در بوطیقای ارسطو اولویت داده شده و شخصیت دردرجه دوم اهمیت قرار دارد. آنچه مسلم است اینکه شخصیت و طرح اساساً از یکدیگر جدای پذیر نیستند. و ما اگر در تعاریف آنها را جدا از یکدیگر مطرح می کنیم صرفاً برای شناساندن این مفاهیم است.
ارسطو شخصیت را چنین تعریف می‌کند : تراژدی در اصل تقلید آدمیان نیست، بلکه تقلید اعمال است. تقلید زندگی است، تقلید نیک بختیها و بدبختی‌هاست. درحقیقت، تمام نیک بختیها و بدبختی‌های آدمی صورت عمل به خود می‌گیرد و غایت زندگی نیز خود نوعی عمل و فعالیت است، نه کیفیت. (ارسطو،1353:47)
ازدیدگاه ارسطو منظور از شخصیت آن ویژگیهای خاصی است که ما به وسیله آن اشخاص را در حین عمل می‌شناسیم. و او بر عمل تأکید دارد. ارسطو جدایی ناپذیری کنش و شخصیت را به خوبی مطرح می‌کند.

2- دیالوگ:
ارسطو گفتار را این گونه تعریف می‌کند: مراد از گفتار عبارت است از: تبیین و بیان فکر به وسیله الفاظ و البته صفات و مختصات آن، هم در آنچه به نظم نوشته می‌شود و هم در آنچه به نثر نوشته می‌شود، یکی است (زرین کوب، 1385: 124 – 125).
ارسطو در پوئتیک گفته است: ((گفتار قهرمان تراژدی در مقام چهارم است و چنانکه پیش از این گفتیم، گفتار وسیله بیان افکار است. (قادری، 1388 : 299).
زبان در نمایشنامه، یک هیئت کلی دارد و به دو بخش عمده تقسیم می‌شود: 1- به شرح وقایع و توصیف صحنه‌ها می پردازد.2- دیالوگ که از زبان پرسوناژها ارائه می‌شود. دیالوگ عیناً و به همان گونه که نویسنده آورده به مخاطب می‌رسد. (قادری، 1388 : 300).
درام نویس برای ارتباط با مخاطب باید به مهارت خود در دیالوگ نویسی متّکی باشد، بی آنکه بتوانیم از عناصر دیگر درام، ذره‌ای چشم پوشی کنیم. عناصر دیگر هم در دیالوگ، نمود عریان‌تری به خود می‌گیرند. (قادری، 1388: 316).
آثار سینمایی که عنصر کلام را به عنوان مهمترین تکنیک خود مورد توجه قرار می‌دهند، معمولا تأثیر پذیرفته از هنر تئاتر هستند. دراین آثار شاهد رد و بدل شدن دیالوگ‌های هستیم که گاه از فرط تراشیدگی، همچون جمله های قصار در اذهان جا می‌گیرد یا حتی نماینده ومعرّف سبک یا گونه‌ای از سینما می‌شود.
گفت وگو در فیلمنامه کارکردهای مختلفی دارد:
1. کارکرد اطلاع رسانی: پیشرفت داستان و اوج گیری نمایشی آن مشروط به شرط دلالت طلبی داده‌ها.
2. کارکرد شخصیت سازی: گفت وگو گاه به کار مشخصه‌های لحظه‌ای شخصیت می‌آید یا گاه شرایط عمومی شخصیت را می‌پروراند و باز می‌نمایاند.
3. کارکرد کنش و نمایشی کردن کنش: گفت وگو در عمل صحنه شرکت مستقیم می‌جوید.
4. کارکرد تفسیری: گفت وگو موقعیت، کنش و رفتار شخصیت‌ها را تفسیر می‌کند. (وانوا، 1379: 251- 253).

2- کشمکش:
کشمکش: کشمکش(conflict)در لغت مرکب از کَش(امر) و مَکَش(نهی) کنایه از کشاکش و گفت وگو، جر و بحث، جنگ و نزاع و زد و خورد است. در اصطلاح داستان تعارض دو نیرو یا دو شخصیت با یکدیگر است. تنش در یک موقعیت بین شخصیت‌ها یا تضاد واقعی شخصیت‌ها را، کشمکش گویند. (حنیف، 1389: 48).

جمال میرصادقی در کتاب واژه نامه هنر، داستان نویسی کشمکش را دارای چهار نوع می‌داند:

1- کشمکش جسمانی، وقتی است که دو شخصیت درگیری جسمانی دارند و به زور و نیروی جسمی متوسل می‌شوند.
2- کشمکش ذهنی، وقتی است که دو فکر باهم مبارزه می‌کنند.
3- کشمکش عاطفی، وقتی است که عصیان و شورشی در میان باشد تا درون شخصیت داستان را متلاطم کند.
4- کشمکش اخلاقی، وقتی است که شخصیت داستان با یکی از اصول اخلاقی و اجتماعی به مخالفت برخیزد. (میرصادقی، 1377: 221-222).

فصل دوم ‌: مبانی نظری تحقیق

یکم: بررسی تحقیقات پیشین:

موضوع پژوهش در این پایان‌نامه به خاطر ورود به حوزه ی مطالعات بین رشته‌ای، از دو نگاه در حوزه ی تحقیقات پیشین می‌تواند مورد بررسی قرار بگیرد. اول اینکه با توجه به عنوان پژوهش، لازم است گزارشی درباره ی ظرفیت‌های نمایشی و توابع آن بیان گردد و دیگر اینکه، به گستره ی تاریخی بحث، که یکی از حساس‌ترین دوره‌های تاریخی شیعه می باشد و اختلاط این گستره ی تاریخی به موضوع مناظره، اشاره شود.
با عنوان (بررسی ظرفیت های نمایشی در مناظرات امام جواد علیه السلام ) کار پژوهشی انجام نگرفته است. البته در مورد ظرفیت‌ها، قابلیت‌ها و جنبه‌های نمایشی در قصه‌های قرآنی و داستانهای کهن ایرانی، کتاب‌ها و مقالاتی نوشته شده است. همچنین در مورد جنبه‌های نمایشی در داستان‌ها و قصه‌های دفاع مقدس نیز کارهای شایسته‌ای انجام شده است. با توجه به اینکه بررسی عناصر نمایشی در حوزه‌ی زندگی و داستان‌های معصومین کار تازه‌ای است به نظر می‌رسد دانشکده صدا و سیما قم با ارائه چندین پایان نامه با موضوع مورد بحث، توانسته سهم خوبی در پرداختن به سوژه‌های دینی داشته باشد.
زندگی حضرت امام جواد علیه السلام به عنوان شخصیتی که کل پژوهش در صدد بیان کیفیت مناظرات ایشان است با نگاهی به سیر تاریخی علمای شیعه، نحوه ی روایتشان از زندگی امام جواد علیه السلام معین می‌گردد. اگر کتاب “الارشاد” شیخ مفید را جزء اولین کتب شیعی که به زندگی معصومین پرداخت قلمداد کنیم، در آن کتاب حدود بیست صفحه به امام جواد علیه السلام اختصاص یافته است. قرن پنجم، جشمی بیهقی در “فضائل الطالبیین” در صفحاتی مختصر به زندگی امام جواد علیه السلام اشاره می‌کند. یکی دیگر از علمای قرن پنجم، حسین بن عبدالوهاب است که در کتاب “عیون المعجزات”،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان امام رضا (ع) Next Entries پایان نامه با کلید واژگان نمایشنامه، علامه مجلسی، نقد تاریخی