پایان نامه با کلید واژگان نقش برجسته

دانلود پایان نامه ارشد

بيشتر به هدف هاي مشاوره دست يابند. حتي خود فرويد که معمار روانکاوي درازمدت بود چندين مورد درمان تک جلسه اي را توصيف مي کند که نتايج موفتي رسيده است.
مي توان گفت مشاوره کوتاه مدت از آغاز قرن بيستم شکل گرفت و در قرن 21 جايگاه واقعي خود را بدست آورد. در حال حاضر دو شيوه مشاوره کوتاه مدت وجود دارد. نخست شيوه مشاوره تناقضي را بايد ذکر کرد که توجه اصلي در آن بر کاهش نشانه است.
دوم شيوه مشاوره متمرکز بر راه حل به جاي مشکل درمان جوست. اين شيوه متأخرتر و حاصل کارهاي دشازر(deshazer )است.
شيوه دشازر کوتاه مدت متمرکز به راه حل را به اختصار SFBC مي نامند.
( Solution – focused Berrif counseling)
مشاور کوتاه مدت متمرکز بر ر اه حل
سرشت انسان
مشاوراني که از روش SFBC استفاده مي کنند در بخش فوقاني نموداري قرار مي گيرند که در فصل 2 شکل 2-2 ارائه شد. به اعتقاداينان افرادي که در نقطه الف در نمودار احساس بدي دارند در صورتي که تغييرارت رفتاري مثبتي در زندگي آنها بوجود نيايد ناراحتي شان همچنان ادامه خواهد يافت. صرف بررسي اينمکه” چرا يک فرد احساس خوبي ندارد کمکي نخواهد کرد همچنانکه توجه صرف به پديده هاي مشاهده نشدني همچون احساسات، افکار و انگيزه ها را به جايي رهنمون نخواهد ساخت. رمز ايجاد بهبود در وضعيت فرد توجه به آنچه او انجام مي دهد است که ظاهراً مي تواند به ما کمک کنند و هدفها و نحوه دستيابي به آن هدفها را برايمان مشخص سازد. مشاوران طرفدار SFBC معتقدند که درمان جويان آنها با توجه نشان دادن به وضعيت حال و آينده شان بهتر نتيجه مي گيرند. درواقع SFBC را مي توان تنها نظريه مشاوره تلقي کرد که در آن جهت گيري آينده بر جهت گيري حال مقدم شمرده مي شود. به نظر مي رسد فلسفه SFBC آن باشد که درمان جويان با تمرکز بر مشکلات فعلي بجاي راه حلهاي آتي ممکن است در گرداب ناکامي ها و تعارضات حل نشده و گذشته شان فرو روند.
مشاوران طرفدار SFBC درمان جويان خود را در انتخاب کردن آزاد مي دانند و آنان را قر باني عامل وراثت تلقي نمي کنند. اين عده درباره افراد ديدگاهي مثبت دارند که اين با ديدگاه مشاوران طرفدار راجرز برابري مي کند. افراد اساساً عناصري خوب هستند و مي توانند بر شر غلبه کنند و رفتارهاي خوب را برگزينند. در نظر مشاوران طرفدار SFBC هر انسان اساساً فردي منطقي نيز محسوب مي شود که قادر است مشکلات خود را حل کند و بر تأثيرات غيرمنطقي در فرهنگ حاکم فايق آيد شايد نتوان رويکردي به مشاوره نظير SFBC يافت که در آن تا اين حد بر ديدگاهي انسانگرايانه نسبت به سرشت انسان تأکيد مي شود. تنها استثناء در فلسفه انسانگرايانه SFBC تأکيد بر نقش برجسته و فعاليتي است که از مشاور انتظار مي رود او بايد افکار درمانجو را به گونه اي جهت ببخشد که توجه او به نکات مثبت موجود در هدفها و برنامه هي مشاور که براي دستيافتن به آن مي کوشد معطوف باشد. حتي در اين زمان همواره بايد همکاري درمان جو را جلب کرد و مشاور همه تلاش خود را بکار مي بندد تا جنبه مثبت و نه نفي وضعيت درمان جو محور و مرکز ثقل مشاوره باشد.
ايمان راسخ مشاور ان طرفدار SFBC را به توانايي درمان جو در حل مشکلاتش مي توان در اين شعار آنها بازيافت.” پيوسته به نيمه پر ليوان نظر داشته باش و از نيمه خالي آن چشم فرو بند حالت وسط نيز وجود ندارد.” به عبارت ديگر وقتي فرد بر موقعيت هاي خود تکيه مي کند تا بر شکستهايش به موفقيت بيشتري نايل مي شود. تغييرات مثبت و مفيد احتمالاً وقتي بيشتر حادث مي شود که فرد قوتها و توانايي هاي خود را مدنظر قرار داهد تا ضعفها يا کاستي ها. در مان جو بايد به خاطر داشته باشد که سرشت آدمي طوري است که ميل به صحبت درباره موفقيتهايش در زندگي بيشتر از ميل به صحبت درباره ناکامي ها و شکستهايش است.
مشاوران طرفدار SFBC مي کوشند هر آنچه را که در تفکر در مان جو با عقل سليم جور در مي آيد تقويت و تشويق کنند. براي مثال هر ايده خود را ميتوان اينگونه وارسي کرد و آزمود که آيا در وضعيت درمان جو بهبود بوجود مي آورد يا نه. اسکلر( 1997) و ديگران بر محک زدن دانش عمومي درمان جو خود با نکات عمل گرايانه زير که به زباني خودماني وروزمره بيان شده اند تأکيد مي کردند.
1- اگر کاري که ميخواهي بکني به دردسرش نمي ارزد به انجام کار رغبت نشان نده.
2- اگر مي داني کاري که مي خواهي بکني تا حدي موفقيت آميز خواهد بود، با اعتماد پيش برو و سعي خود را بر آن بخش از کار متمرکز کن که موفقيت آميز است
3- اگر کاري که مي خواهي بکني ارزش آن را دارد که انجامش بدهي، از هر راه ممکن آن را انجام بده.
به عبارت ديگر زماني که مي داني چه چيزي موفقيت آمز است و چه چيزي نه کاري که ميداني موفقيت آميز است انجام بده و کاري را که ناکامي در پي دارد متوقف کن.
بطور خلاصه مشاوران طرفدار SFCB اساس کار خود را بر مفاهيم زير درباره سرشت انسان قرار مي دهند:
1. هر فرد اساساً انساني خوب در نظر گرفته مي شود که قاد راست بطور منطقي فکر کند و آزادانه دست به انتخاب بزند. با اين حال، به نظر مي رسد افراد بدون راهنمايي و هدايت مشاو ر بيشتر مايلند برجنبه هاي منفي زندگي خود تکيه کنند.
2. زماني که در جريان مشاوره تمرکز فرد از جنبه هاي منفي به جنبه هاي مثبت تغيير يافت، افراد ترجيح مي دهند درباره نکات مثبت زندگي شان صحبت کنند.
3. افراد قادرند بر عقل سليم خويش تکيه کنند به شرط آنکه فرصت بيابند شيوه هاي حل مسئله مبتني بر عقل سليم را تشخيص دهند.
4. افراد وقتي تغييرات مثبتي در رفتارشان بوجود مي آورند در مقايسه با زماني که بر مؤلفه هاي شناختي و عاطفي موقعيت کار مي کنند بهتر به مشاوره پاسخ مي دهند. براي کودکاني که ممکن است به علت ناتواني در تفکر انتزاعي به مشاوره شناختي- عاطفي پاسخ ندهند توجه به تغيير رفتار بسيار مفيد است.
5- وقتي تصميم گيري مشاوره بر زمان حال و آينده است افراد بهتر به مشاوره پاسخ مي دهند تا وقتي که توجه به گذشته است و اينکه چرا مشکلي دارند که قادر به حل آن نيستند.
نظريه مشاوره
مشاوران طرفدار SFBC شعارشان اين است” تلاش کن از بهتر به بهترين ارتقاء يابي” اين روش مشاوره بر اين نظريه استوار است که فرد وقتي جنبه هاي مثبت زندگي خود تکيه مي کند بهتر پاسخ را مي دهد. براي هر مشکل مي توان استثناهايي قايل شد که همانها نيز به راه حل آن مشکل تبديل مي شوند. براي مثال از کودکي که در کلاس دوستي ندارد مي توان خواست به مواقعي بينديشد که براي گشودن باب دوستي با بچه هاي جديد برايش پيش مي آمده است. او نيز حتماً چنين مواقعي را به ياد مي آورد و پاسخ مي دهد” بله، يک روز جين از من خواست که با او ناهار بخورم و واقعاً لحظات خوبي با او داشتيم مشاور نيز آنگاه بر همين تجربه کودک تکيه مي کند و ا زاو مي خواست توضيح دهد چگونه جين طرف او کشيده شده و او چه کار مي تواند بکتند تا اين اتفاق باز هم بيافتد.
روش SFBC بر اين فرضيه استوار است که تغييراتي جزئي در رفتار، تغييراتي بزرگتر را بدنبال خواهند داشت. اين تغييرات جزئي در رفتار لحظاتي در زندگي محسوب مي شوند شبيه به لحظاتي که نيوتن افتادن سيب را از در خت مشاهده کرد و قوانين فيزيک خود را بر آن بنا نهاد. فردي که حرکتي ندارد همچنان بي حرکت خواهد ماند، در حاليکه فرد پر جنب و جوش همواره با جنب و جوش خواهد بود.و دليل بسياري از درمان جوياني که براي مشاوره نزد ما مي آيند نداشتن تحرک و نشاط در زندگي است. براي به حرکت واداشتن اين افراد بايد بر تغييرات جزئي در رفتار تأکيد کرد. براي مثال از درمان جويي که با درس رياضي ميانه خوبي ندارد بايد بخواهيم بجاي کل تکاليف رياضي خود تنها به انجام دادن اندکي از آن اکتفا کند و اين کار بر اين نظريه استوار است که او براي شروع حرکت نيازمند تشويق و موفقيت است. بعلاوه، روشهاي SFBC براي مشاوراني مفيد است که مي خواهند بر نظريه تغيير نقش2 تأکيد کنند. تغييرات اندکي که يک شخص در روابط خود با ديگران بوجود مي آورد، سبب مي شود که ديگران نيز در روابطشان تغيير نقش بوجود آورند. براي مثال، مري متوجه مي شود وقتي به برادرش چيز خوبي مي گويد او نيز در رفتارهايش با وي بهتر مي شود. جورج درمي يابد وقتي تکليف هاي درسي و کارهاي مربوط به خودش را در خانه بدون تذکر نق زدن ديگران انجام مي دهد والدينش نيز با او بهتر همکاري مي کنند. SFBC همچنين بر اين نظريه استوار است که براي آنکه هدف ها نتيجه بخش و مفيد باشد، بايد به شکلي مثبت و مشاهده شدني بيان ومشخص شوند. افراد براي دستيابي به هدف هايي که قابل اندازه گيري و مشخص هستند بهتر عمل مي کنند. براي مثال اگر هدفي که براي کودکي تعيين مي کنيم عبارت باشد از” انجام دادن يک تکليف در سي روزانه، او بسيار موفق تر خواهد بود تا به او بگوئيم” بهتر درس بخواند” مشاوران رفتار گر و واقعيت درمانگر بر اين نکته اتفاق نظر دارند که درمان جويان در تکليفهايي که قابل مشا هده و ثبت شده ني اند بهتر عمل مي کنند. اگر به جاي اينکه بر اي درمانجوهدف مثبتي تعيين کنيم، به او بگوييم” تو از عهده اين کار بر نمي آيي”. بخت او براي موفق شدن زياد نخواهد بود. براي مثال بجاي تعيين هدفي همچون” مي کوشم کسي را از خودم عصباني نکنم.” بهتر است درمان جو از تشويق به هدفي کنيم، مثل” من مي کوشم هر روز به يک نفر محبت کنم.”
هدفهايي همچون” تو نمي داني” يا” تو از عهده بر نمي آيي” اين تأثير معکوس و منفي را بر درمان جو بر جاي مي گذارد که او را به انجام کار هايي که نبايد انجام دهد ترغيب مي کند. براي مثال، بدترين هدف براي شخصي که رژيم غذايي دارد آن است که خود را اينگونه سرزنش کند:” به غذا فکر نکن!” اقدام رئيس جمهور کلينتون در کاهش مصرف سيگار در بين نوجوانان يک نمونه از هدف منفي محسوب مي شود که تا حدي علت مصرف زياد سيگار در روزهاي اخير توسط نوجوانان است. کلينتون در صحبت هاي خود سيگار را به ميوع ممنموعه يا لذت نامشروع تشبيه کرد.
بروس( 1995) چهار رکن عمده زير را براي SFBC بر مي شمارد.
1- ايجاد توافق مشترک بين مشاور و درمان جو براي اقدام دو نفره عليه مشکل و علت هاي آن.
2- شناخت قوتها و توانائيهاي درمان جو و تکيه بر آنها بمنظور اعتمادسازي در درمان جو به توانائيهايش براي ايجاد تغييرات مثبت در زندگي.
3- اجراي شيوه هاي مشاوره فعال وتلفيقي و مداخله. از جمله ايفاي نقش، تکليف منزل، مواجهه، تغيير، تجسم و بازسازي براي کمک به درمان جو تا به هدف هاي تعيين شده دست يابد.
4- تعيين هدفهاي روشن، عيني و قابل اندازه گيري تا مشاور ودرمان جو بتوانند پيشرفت خود را ارزشيابي کنند.
در شيوه مشاوره SFBC بر تصويرسازي عيني و بياني تأکيد مي شود تا براي درمان جو مشکل و موقعيت مشکل آفرين توصيف شود. از درمان جو خواسته مي شود به دقت بيان کند چه اتفاقي مي افتد، چه کسي در مسئله دخالت دارد،چه چيزي گفته مي شود و چه کارهايي انجام مي گيرد. بروس
( 1995)چهار نوع مداخله سودمند را به تفصيل بيان مي کند.
1- به درمان جوي که مايل است يک واکنش غير مؤثر را در موقعيتهاي مشکل آفرين تکرار کند اين طور توصيه کنيد:” به شيوه متفاوتي عمل کن.”
2- به درمان جويي که در کنترل رفتارهاي تکانشي خود مشکل دارد، اين توصيه را بکنيد:” وقتي بر تمايل و خواسته ات غلبه مي کني به آنچه انجام مي دهي توجه کن.”
3- به درمان جويي که به اشتباه اين ذهنيت را پيدا کرده که هيچوقت چيز خوبي در انتظارش نيست اينطور توصيه کنيد:” تو مي تواني درباره تجربه خود که در يکي از روزهاي مدرسه داشته اي صحبت کني.”
4- به درمان جويي هم که در پرهيز از موقعيت ها و روابط دردسرآفرين مشکل دارد. اينطور توصيه کنيد:” هنگام مواجهه با چنين موقعيت هايي توجه کن و يادداشت بردار.” توجه و دقت درمان جو در چنين مواقعي به او کمک مي کند تا موارد خوب و بدي را که در موقعيتهاي دردسرآفرين اتفاق مي افتند. تشخيص دهد؛ اما بهترين فايده اين کار نيزآن است که نقش او از تعامل کننده به مشاهده کننده مبدل شود. تغيير نقش يک نفر در يک گروه تغيير نقش طرفهاي ديگر را نيز در آن تعامل

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، عزت نفس Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درمورد آیات و روایات، جمع آوری اطلاعات، مذاهب اسلامی