پایان نامه با کلید واژگان مکان کنترل، سلامت روان، افراد مبتلا

دانلود پایان نامه ارشد

دارند.
به دليل آنکه مکان کنترل بيروني در صورت شديد بودن به طور آشکار موجب مشکلات روانشناختي جدي در فرد مي‌شود، تغيير در مکان کنترل بيروني توجه بسياري از پژوهشگران و درمانگران را به خود جلب کرده است. تغيير در مکان کنترل بيروني امکا ن پذير است زيرا مکان کنترل يک صفت نيست. بنابراين فرض نمي‌شود که به طور کلي در برابر تغييرات ثابت و مقاوم باشد. در برخي از مداخله‌هاي درماني در محيط‌هاي طبيعي و مداخلات مبتني بر روان درماني، کوشش‌هايي براي تغيير مکان کنترل بييروني انجام شده است (نوفرستي، 1381).
سلامت و بيماري دو مفهوم کاملا جدا از هم نيستند، بلکه به هم مربوطند. برداشت ما از مفهوم سالم بودن به عنوان وضعيت صحت جسماني، رواني و اجتماعي مثبت است. نه فقط نبود بيماري و آسيب، که اين وضع با گذشت زمان، در طول طيف فرق مي‌کند. رفتارهاي مردم تاثير بسزا بر سلامتشان دارد. مرگ‌هاي نا شي از عوامل عمده را مي‌توان به گونه‌اي چشمگير کاهش داد به شرطي که مردم تعدادي از رفتارهاي حافظ سلامت را به طور منظم در پيش گيرند (سارافينو52، 1383).
سلامت عمومي‌به عنوان عملکرد سازگار فرد در محيط پيرامون وي تعريف مي‌شود که مي‌تواند تحت تاثير عوامل مختلف، جسماني، رواني و اجتماعي قرار گيرد (ون ديکسهورم و وايت53، 2005).
همچنين سلامت عمومي‌به معني استعداد روان براي هماهنگ، خوشايند و موثر بودن در موقعيت‌هاي دشوار، انعطاف پذير بودن وبازيابي تعادل خود مي‌باشد. سازمان بهداشت جهاني سلامت عمومي‌را چنين تعريف مي‌کند: حالت سلامتي کامل فيزيکي، رواني و اجتماعي و نه فقدان بيماري يا ناتواني. سلامت درديدگاهي کلي نگر از جنبه‌هاي رواني-اجتماعي و فيزيکي مورد توجه قرار مي‌گيرد و رابطه آن با محيط نيز مد نظر قرار مي‌گيرد (بهرامي، 1373).
لذا سلامت بهينه افراد را قادر مي سازد تا تواناييهاي جسمي و رواني خود را به حد اکثر رسانيده، از استرس‌هاي ناشي از عوامل بين افراد جلوگيري کرده و زندگي اجتماعي، اقتصادي بارور و هماهنگ با محيط داشته باشد (ميلاني فر، 1378).
سلامت طبق تعريف سازمان بهداشت جهاني عبارت است از حالتي که درآن فرد از نظر سلامت جسمي، رواني و اجتماعي کاملا سالم است و در او هيچ نشانه‌اي از بيماري و روان رنجوري مشاهده نمي‌شود (سازمان بهداشت جهاني54، 2009).
سلامت روان، نيازي اساسي و براي بهبود کيفيت زندگي انسان، امري حياتي است (سازمان جهاني بهداشت، 2001).
سلامت روان با ويژگي‌هاي توانمند ساز دروني يا منابع دروني قدرت، ارتباط دارد. برخورداري از اين منابع دروني توانايي فرد را با وجود شرائط ناگوار و پيشامد‌هاي منفي براي رشد سازگارانه خود افزايش مي‌دهد تا سلامت روان خود را حفظ نمايد (جکلون55، 1997).
اين رفتارها در جهت حفظ سلامت منجر به بهبود باورها تصميم‌ها و مسائل رواني اجتماعي افراد مي‌شود. بهداشت زندگي آدمي‌به شدت تحت تاثير سبک زندگي افراد است. انجام رفتارهاي بهداشتي مي‌تواند خطر بيماري و مرگ زودرس افراد را کاهش دهد (ندر بلاک و لستر برسلاو56، 1965،به نقل از سارافينو،1391).
آموزش ايمن سازي در مقابل استرس مي‌تواند به منزله يک روش مداخله‌اي مفيد براي افزايش سلامت عمومي‌بيماران بکار رود (انصاري، 1388).
عديلي وهمكاران (2006)در زمينه جنبه‌هاي روان شناختي ديابت، تعداد 88 پژوهش انجام گرفته ازسال 1995 تا 2006 را به منظور ارتقاء پيامدهاي درمان‌هاي ارائه شده به اين دسته از بيماران، فراتحليل كردند. در اين مطالعه مشخص شد كه به طور كلي روان درمانگري از جمله درمان گري‌هاي شناختي- رفتاري در بهبود علائم جسمي و ناراحتي‌هاي هيجاني آن دسته ازبيماران ديابتي كه از افسردگي و اضطراب رنج مي برند، مؤثر است . همچنين همكاري نزديك بين متخصصان ديابت و روانشناسان مورد تاكيد قرار گرفت.
نتايج تحقيق ديگري از اکبري پور حاکي از اين است که آموزش ايمن سازي در مقابل تنيدگي به صورت معني‌داري سلامت عمومي‌گروه آزمايشي را در مقايسه با گروه کنترل بهبود بخشيده است.
هموگلوبين گلوکوزيته57، پروتئيني است که از لحاظ باليني مهمترين نشانگر پايش کنترل قند خون شناخته شده است. در واقع تاثير نوع درمان و بهبودي کنترل ميزان قند
خون را مي‌توان از کاهش hba1cدريافت اين شاخص به صورت درصد گزارش شده و با توجه به دامنه نرمال تعيين شده توسط هر آزمايشگاه قابل تفسير است.
در پژوهشي از پورشريفي (1386) آموزش شناختي رفتاري ومصاحبه انگيزشي به طور معني‌داري باعث کاهش هموگلوبين گلوکوزيته گرديده است.
انسان در زندگي نيازمند محيطي صميمي و ياراني است که حامي و همدم او باشند و زماني که فرد دچار بحران‌هاي رواني مي‌گردد اگر چنين محيطي فراهم شود که بتواند به آن پناه ببرد، در رفع بحران وي بسيار سودمند و موثر مي‌باشد. بيان مسائل و مشکلات بسيار زيادي که انسان را آزار مي‌دهد براي فردي نزديک و صميمي موجب تخليه اضطراب و نگراني مي‌شود و به فرد تسکين مي‌دهد. در زندگي اجتماعي و خانواده و محل کار همواره نياز به محيطي گرم و محبت آميز وجود دارد و در رفع اين نياز و احساس حمايت گروهي، فرد را در مواجهه با مسائل و مشکلات توانمندترمي سازد (برانول و شوماکر1986؛ به نقل از خواجه احمدي، 1382).
با توجه به مطالب ارائه شده به نظر مي‌رسد، در خصوص عوامل روانشناختي دخيل در کنترل بيماري ديابت” خصوصا تاثير عامل استرس ” تحقيقات بيشتري لازم است. از جمله اثر مديريت گروهي استرس بر تاب‌آوري، کانون کنترل سلامت، سلامت عمومي و هموگلوبين گلوکوزيته خون در افراد مبتلا به ديابت، تا بتوان به يک نتيجه گيري کلي تري بر روي بيماري ديابت دست يافت و در صورت مثبت بودن نتايج بتوان در مواجهه با بيماران ديابتي، در کنار مداخلات پزشکي معمول، به مداخلات روان شناختي توجه بيشتري گردد.
با توجه به نقش احتمالي متغيرهاي مهمي چون مکان کنترل سلامت و تاب‌آوري وسلامت عمومي‌درکنترل بيماري ديابت وفقدان تحقيق در فرهنگ ما در مورد اين موضوع، تحقيق حاضر در پي آن است که تاثير مديريت استرس را بر اين متغيرها در بيماران ديابتي بپردازد.

1-3- ضرورت و اهميت پژوهش
هر چه بيشتر از قرن بيست و يکم مي‌گذرد بيشتر شاهد جهاني شدن، تغيير در سبک زندگي مردم و صنعتي شدن هستيم که يکي از نتايج اين پيشرفت‌ها، تغيير در الگوي بيماري‌هاست. امروزه به سبب پيشرفت‌هاي علمي و پزشکي بيماري‌هاي عفوني جاي خود را به بيماري‌هاي مزمني چون سرطان، بيماري‌هاي قلبي-عروقي و ديابت داده است(ناريان58، 2000).
هر کس مدتي با مشکلات مربوط به بيماري‌هاي مزمن خود يا عزيزانش گرفتار شده باشد بزودي در مي يابد که چند نقطه ضعف جدي در امر درمان وجود دارد. شايد يکي از مهمترين جنبه‌هايي که مورد غفلت قرار گرفته است رويکرد کل نگر به انسان است. گاه فراموش مي‌کنيم که با انسان دردمندي مواجه هستيم که کژکاري بخشي از جسم او، تمام وجودش را متالم ساخته واو را دچار استرس‌هاي فراواني نموده است. کم توجهي به اين امر مهم رابطه درماني را به يک رابطه خشک مکانيکي تقليل داده است و حمايت‌هاي مشاورين روانشناس جامعه کنوني ما در اين امر بسيار ناکارآمد و هزينه بر است. متاسفانه کم توجهي به بعدمهم سلامت روان، رابطه پزشک وبيمار را به يک رابطه خشک مکانيکي تقليل داده است. کمبود مشاورين کارآمد وعدم پوشش بيمه اي مراکز مشاوره کمبود و ناکارآمد بودن مراکز حمايتي بيماران مزمن جسمي ومشکلات ناشي از کمبود دارو، بالا بودن هزينه درمان، نا کارآمد بودن بيمه‌هاي حمايتي باعث بالا رفتن استرس و بدنبال آن تشديد بيماري جسمي‌در اين افراد مي‌گردد. اکنون زمان آن فرا رسيده است که زنگ خطر براي برنامه ريزان آموزش ودرمان کشور نواخته شود که در صورت ادام? اين روند و فقدان چاره انديشي عاجل، مهم ترين و در عين حال ساده ترين پيش نياز‌هاي يک درمان جامع و موثر، در ميان گرد و غبار ناشي از سبقت مهار گسيخته در دستيابي به تکنولوژي‌ها و تکنيک‌هاي گران قيمت و پيشرفته، گم و به دست فراموشي سپرده شود(رضاعي، 1391).
در طول دهه‌هاي گذشته، جنبه‌هاي روان شناختي ديابت نظر بسياري از متخصصان را به خود جلب كرده است؛ زيرا ديابت به عنوان يكي ا ز پر زحمت ترين بيماري‌هاي مزمن از لحاظ هيجاني و رفتاري به شمار مي آيد. در اين ميان انگيزش بيمار نقش اساسي در مديريت بيماري ديابت دارد، افراد داراي سلامت روان شناختي ضعيف، انگيزه و قدرت هيجاني كافي براي مديريت ديابت خود را ندارند(عديلي، لاريجاني و حقيقت پناه، 2006).
عوامل اجتماعي و رواني نه تنها بر کيفيت زندگي تاثير گذارند، بلکه اغلب در مشخص شدن نتيجه مقابله با يک بيماري مزمن نقش مهمي ايفاءمي‌کنند. به ويژه در مراقبت از ديابت که تا حد زيادي به عوامل رواني اجتماعي فرد براي مديريت و دستيابي به کنترل مناسب اين بيماري وابسته است(کنت،‌هاس، راندل، لين، تورپ وهمكاران59، 2010، به نقل از اميري 1389).
مردم مسئوليت اخلاقي و وظيفه عمومي‌دارند که شيوه زندگي سالمي‌داشته باشند تا باري بر دوش جامعه نگذارند. افراد مي‌توانند اين گونه فشارها را با تغييراتي چند در رفتار خود، مانند رانندگي با سرعت کمتر و خوردن غذاهاي که ميزان کلسترول کمتري دارد، کاهش دهند. (نولز60، 1977، به نقل از سارافينو، 1383).
ديابت بيماري خاموش خطرناکي است و عمدتا تا زماني نقاب از چهره بر مي‌دارد که ديگر کار از کار گذشته است. اين بيماري که يکي از معضلات جهان امروزي است و متاسفانه روند رو به رشد نيز دارد، ديابت يک تبهکار همه فن حريف است. هرچند خود به تنهايي از پس هر بدن تنومندي بر مي آيد، در اکثر موارد کار جمعي را به تکروي ترجيح مي‌دهد. کاري ترين سلاح در نبرد با ديابت شيوه سالم زيستن است که عمده آن را تغذيه مناسب، وزن متناسب، تحرک ومديريت استرس تشکيل مي‌دهد. با اين سلاح، هم مي‌توان سد محکمي‌در برابر ديابت ساخت و هم در صورت ابتلا مي‌توان آن را به زنجير کشيد و گرنه بايد منتظر عوارض ناگوار و وخيم آن نشست (وجداني، 1391).
علاوه بر اين ديابت يکي از مشکل‌هاي جدي، تهديد کننده، در حال گسترش، و هزينه بر سلامت است. اين بيماري در سراسر جهان شايع بوده و شيوع وبروزآن در بسياري از جمعيت‌ها در حال افزايش است. ديابت که با ايجاد سوخت و ساز گلوکز، چربي و پروتئين ظاهر مي‌شود، به طور ويژه شامل اختلال‌هايي در توليد و استفاده از هورمون لوزوالمعده‌اي يعني انسولين است که براي سوخت و ساز گلوکز ضروري است. ملاک اوليه تشخيص ديابت عبارت است از سطح بالا و نابهنجار گلوکز در جريان خون (گاندر-فردزيک، کاکس و کلارک61؛ 2002، به نقل از ؛ پورشريفي، زماني، مهرياروبشارت، 1386).
ديابت بيماري مزمني است كه ادار? آن، نقش به سزايي در كاهش عوارض اين بيماري دارد و كنترل ديابت به دليل ماهيت خاص بيماري به تزريقات مكرر انسولين، سنجش قند خون در چندين نوبت، اصلاح وضعيت كلي زندگي و تغييرات رژيم غذايي نياز دارد و ميتواند به عامل تنش زاي قابل ملاحظه اي در مبتلايان آن تبديل شود.
در طول 10 سال گذشته تعداد افراد مبتلا به اختلال مزمن ديابت مليتوس(قند شيرين) در سراسر جهان به نحو چشمگيري افزايش يافت و انتظار مي‌رود اين روند همچنان ادامه يابد. به عنوان يک طبقه تشخيصي ديابت شامل اختلالات متعددي است اما دو نوع شايعتر آن عبارتند از ديابت نوع 1 و نوع 2. دست کم 4/1 ميليون نفر در بريتانيا دچار ديابت هستند و احتمالا يک ميليون نفر ديگر نيز مبتلا هستند اما اختالشان تشخيص داده نشده است. تقريبا 85 درصد افراد شناسايي شده دچار ديابت نوع 2 هستند. وجه مشترک هر دو نوع ديابت افزايش سطح گلوکز خون است. افزايش غير طبيعي گلوکز خون پيامد‌هاي نامطلوبي هم در کوتاه مدت و هم در بلند مدت دارد (آلدر، 1391).
بيماري ديابت در ايجاد مشکلات بهداشتي ناتوان کننده متنوعي دخالت دارد و هر سال علت غير مستقيم حدود صد هزار مرگ است. ابتلا به بيماري ديابت شانس بروز بسياري از مشکلات

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان کانون کنترل سلامت، منبع کنترل، مکان کنترل Next Entries پایان نامه با کلید واژگان افراد مبتلا، هورمون رشد