پایان نامه با کلید واژگان مهندسی ارزش، روش شناسی، بهبود کیفیت

دانلود پایان نامه ارشد

اشتياق زيادي به عقد قرار داد با آن را دارند. ولي شرکت لي فانگ در يک بازار متفاوت کار مي کند. اين شرکت به طريقي متفاوت موقعيت خود را در برابر تأمین کنندگان مستحکم ساخته است. قبلاً ذکر کرده بوديم که اين شرکت در اکثر موارد بيشتر از 50 درصد جريان مالي تأمین کنندگان خود را به خود اختصاص داده است. اين شرکت با همين مورد تأمین کنندگانش را به خود وابسته کرده است. زيرا حيات تأمین کنندگانش تا حد زيادي به اين شرکت وابسته است. در نتيجه در مذاکرات با تأمین کنندگانش مي تواند از اين مزيت به عنوان يک اهرم بسيار خوب استفاده کند.
سيستم اجرايي و تدارکات پيشرفته: هر دو شرکت سرمايه گذاري قابل توجهي در سيستم اطلاعاتي خود کرده اند که آن ها را قادر مي سازد با دقت زياد جريان کالاي خود را در شبکه هاي مشتري، توزيع، تدارکات و تأمین کنندگان دنبال کنند. در واقع تکنولوژي اطلاعاتي که در مدل هاي تجارت اين دو شرکت وجود دارد، آن ها را قادر ساخته که تأمین کنندگان خود را مديريت و بر کارايي آن ها نظارت کنند.
کارمندان خريد و تأمین حرفه اي: در هر دو شرکت خريد و تأمین اصلي ترين و با اهميت ترين فعاليت هايي هستند که در شبکه ي تأمین کنندگان مورد توجه قرار گرفته اند. کارمندان خريد و تأمین با جزييات امور برخورد دارند و مي توانند در بهبود برنامه زمان بندي تحويل، کاهش زمان تحويل و بهبود کارايي عمليات تحويل کالا، بهبود کيفيت محصولات و کاهش هزينه ها بسيار مؤثر واقع شوند. شرکت لي فانگ يک نمونه‌ی خوبي از شرکتي است که توانسته با موفقيت شبکه ي مشتريان را به شبکه ي تأمین کنندگان خود متصل کند.
2-2- مفاهيم و ادبيات مهندسی ارزش
مهندسي ارزش در زمان جنگ جهاني دوم هنگامی‌که دست‌يابي به مواد حياتي دچار مشكل شده بود در صنايع مطرح گرديد. اين مسئله ارائه راهكارهاي جايگزين براي مواد و طرح‌های موجود را موجب شد. در سال 1947 لاورنس دي‌ميلز يكي از مهندسين شركت جنرال الكتريك آمريكا موارد ممكن را مورد ارزيابي قرار داد؛ او طرحها و روشهاي متعددي براي مقابله با تغييرات آتي بيان كرد و روشي مناسب براي تعيين ارزش يك طرح ارائه داد. به كارگيري اين نظريه در صنايع، به سرعت در آمريكا فراگير شد و برگشت عظيم سرمايه را به همراه داشت؛ او اين حركت را آناليز ارزش نام نهاد. پس از آن در اواخر دهه شصت ميلادي، انجمن مهندسي ارزش آمريكا بنيان گزارده شد و سپس صنايع دفاع، شركتهاي ساختماني و مراكز صنعتي به‌تدریج مقرراتي در رابطه با الزام در اجراي مهندسي ارزش تصويب و به اجرا گذاردند ؛ تا جاييكه در اوایل دهه هشتاد ميلادي پيشنهاد اجراي مهندسي ارزش در صنايع دفاعي، مديريت خدمات عمومي، خدمات پستي و غيره مطرح و موجب موفقیت‌های چشمگير در كاهش هزينه‌ها در مرحله اجرا گرديد. در حال حاضر، بر اساس قوانين مصوب در ايالات متحده، كليه سازمانهاي اجرايي وابسته به دولت ملزم به ايجاد و بكارگيري روشهاي مؤثر مهندسي ارزش در پروژه‌هايي هستند كه با سرمايه‌اي بيش از يك ميليون دلار انجام مي‌گيرد.
در آغاز، اين تكنيك به نام آناليز ارزش ناميده شد و بعدها به نامهاي ديگري مانند مديريت ارزش، بهبود ارزش، كنترل ارزش و خريد ارزش به كار رفته است؛ نيروي دريايي ايالات متحده امريكا اين نام را به مهندسي ارزش تغيير داد تا بر روي قسمت مهندسي اين متدولوژي نيز تاكيد شود. با وجود تغيير نام، هدف مهندسي ارزش همانند قبل باقي مانده كه به مفهوم ايجاد كنترل براي مجموع هزينه‌ها در زمينه محصول-خدمات در طول عمر محصول است، بدون اينكه كيفيت فدا شود و يا قابليت اطمينان خدمات-محصول كاهش يابد.
اين واقعيت كه هزينه‌هاي غيرضروري معمولا در محصول و فرايند وجود دارد قابل تأمل است؛ ميلز نتيجه گرفته است كه هزينه‌هاي غيرضروري معمولا ممكن است به علل مختلف از جمله موارد زير باشد:
كمبود زمان كافي براي طراحي، كمبود اطلاعات، كمبود ايده، پيش‌داوريهاي منفي،  كمبود تجربه، ضعف در روابط انساني، چندمفهومي بودن، طراحي و تخمين بالاتر از حد نياز.
متدولوژي ارزش، سازمان را قادر به رقابت مؤثر و كارا در بازار خواهد كرد؛ زيرا با بكارگيري مهندسي ارزش سازمان مي‌تواند به اهداف زير دست يابد:
كاهش هزينه، افزايش سود، بهبود كيفيت، افزايش سهم بازار، انجام كار در زمان كوتاهتر واستفاده كاراتر از منابع.
ملاحظه مي‌شود كه براي به‌ ثمر رسيدن اهداف فوق فرايندي بايد طي شود و امكان نيل به اهداف با نگرش مقطعي تقریباً غيرممكن به نظر مي‌رسد ؛ از موارد فوق لزوم نگرش سيستمي احساس مي‌شود. يك سازمان بايستي در كنار كاهش هزينه، بهبود كيفيت،‌ افزايش سود، زمان كمتر، تخصيص بهينه منابع و غيره را مدنظر داشته باشد ؛ لــذا بــا سيستمي مواجه مي‌شود كه ارتباط سيال بين عوامل بـــرقرار مي‌كند و فرايند ارتباطات را در نظر مي‌گيرد. در مورد اين فرايند كه چرخه‌اي يكطرفه نيست مي‌توان گفت كه بهترين مدل نمايش يك سيستم مهندسـي ارزش، دياگرام جريان داده ها (DFD) است كه خاستگاه آن فناوري اطلاعات (IT) می‌باشد؛ اگر بتوان مهندسي ارزش را به كمك DFD نمايش داد آنگاه چگونگي ارتباطات اجزاي اصلي و فرعي سيستم و آنچه بين اجزا جاري مي‌شود به سهولت قابل پيگيري خواهد بود.
2-2-1-تعریف مهندسی ارزش
مهندسی ارزش17 روشی سیستماتیک، نظام‌یافته و مبتنی بر خلاقیت18 و کارگروهی19 برای حل مسئله، کاهش هزینه و بهبود عملکرد20 و کیفیت پروژه‌ها، محصولات و فرآیندها است. مهندسی ارزش به کمک گستره وسیعی از دانش و تجربیات متخصصین و با تمرکز بر کارکردهای21 پروژه، محصول یا فرآیند نتایج قابل اجرا برای بهبود را به سرعت ارائه می‌کند.
بر اساس تعریف مؤسسه بین‌المللی مدیریت پروژه22، مهندسی ارزش نگرشی خلاق به منظور بهینه‌سازی هزینه‌های چرخه عمر، صرفه‌جویی در زمان، افزایش سود، بهبود کیفیت، افزایش سهم بازار، حل مشکلات و استفاده بهینه از منابع می‌باشد.
بنابراین همانطور که بیان شد ارزش مفهومی چهار بعدی است که در شکل 2-4- نشان داده شده است و دارای يک مفهوم بسیار زيباست که قدمت آن به پيدايش انسان و تمدن او بر مي گردد

شکل 2-4-ابعاد راهبردی ارزش
در صورتي که عملکرد تغيير نکند، ارزش با هزينه نسبت معکوس دارد. هم چنين افزايش در ارزش لزوماً افزایش در هزينه را به دنبال ندارد. چرا که با افزايش عملکرد به شرط اين که توسعه يا بهبود عملکرد مطلوب باشد مي توان به اين نتيجه رسيد که به عنوان نمونه در ادامه چند نمونه از تابع های تعریف شده برای ارزش را نشان خواهیم داد

مهندسي ارزش با تکيه بر آناليز ارزش شکل گرفته است. با دریافت اطلاعات پروژه یا محصول، ورودی مورد نیاز مهندسی ارزش فراهم شده و پی از انجام آن، راه‌حل‌های و گزینه‌های جایگزین به عنوان خروجی مهندسی ارزش به منظور کاهش هزینه و ارتقای کیفیت پروژه یا محصول ارائه می‌گردد.

شکل 2-5: شمای کلی مطالعه ارزش
فرآیند مهندسی ارزش در قالب سه گام عمده انجام می‌شود که به ترتیب عبارتند از: 1- گام پیش‌مطالعه23 2- گام مطالعه اصلی24 3- گام پس‌مطالعه25 (مطالعه تکمیلی). هر یک از این سه گام به فازها یا فعالیت‌های مهمی تقسیم می‌شوند که به تفکیک ارائه خواهند شد.

شکل 2-6: مراحل مطالعه ارزش
مهندسی ارزش را می توان در بخش اصلی تقسیم بندی کرد:
1- پیش کارگاهی26:
الف- هدف: برنامه ریزی و سازماندی مطالعه ارزش
ب- پرسش های بنیادی: چه کار هایی باید انجام شود تا برای مطالعه ارزش آماده شویم؟
2- کارگاه: شامل شش فاز متوالی است:
الف- فاز آماده اطلاعات27: هدف از آن شناخت وضع موجود و ضرورت هایی که فرآیند تصمیم گیری را تحت تأثیر قرار می دهد. این فاز مکمل مرحله پیش کارگاه است. اعضای تیم به ارائه مفاهیم اصلی از نظر طراح، محصول و فرایند پرداخته؛ شناسایی و اولویت بندی پی آمد های مهم به کمک ابزارهایی همچون تحلیل پارتو28 انجام می گردد. پی آمد های این فاز، رسیدن اعضای تیم به سطح از درک مشترک نسبت به ویژگی های فنی، تکنیکی و اجرایی پروژه می باشد.
ب- فاز تحلیل کارکرد29: هدف از این فاز، نگاه به پروژه از دیدگاه وظیفه ای است. توجه به این نکته که پروژه چه کارهایی باید انجام دهد؛ بجای تصوّری که اکنون از عملکرد پروژه وجود دارد. پرسش بنیادی در این فاز، آن است که عملکرد پروژه کدامند و ارتباط بین آنها چگونه است؟ در این فاز، هم افزایی گروهی برای شناسایی عملکرد پروژه و رسم نمودار تحلیل کارکرد از اهمیت ویژه برخوردار است. پی آمد این فاز، اطمینان یافتن از برآورده شدن نیازهای ذی نفعان، رسیدن به درک جامع و شناسایی عملکردهای نامناسب و کاهش دهنده انرژی پروژه خواهد بود.
ج- فاز خلاقیت30: هدف از این فاز، خلق چندین ایده جدید برای انجام کار به روش متفاوت است. پرسش اساسی در این فاز عبارت است از: چگونه به روشی می توان کارکردهای پروژه را محقق ساخت؟ یکی از روش های متداول که برای خلق ایده های گوناگون بکار می رود، تکنیک طوفان مغزی است. پی آمد این فاز، دستیابی به طیف وسیعی از اید هاست؛ انواع گوناگونی از گزینه های ممکن که می توان کارکردها را با هدف تقویت ارزش پروژه، محقق ساخت.
د-فاز ارزیابی31: هدف از این فاز، کاهش تعداد ایده ها و تهیه فهرست کوتاهی از ایده های دارای پتانسیل بالا برای بهبود پروژه است. تیم در این فاز بدنبال یافتن ایده هایی است که ارزش بررسی دقیق تر را دارا هستند. یکی از ابزارهایی که برای گزینش و اولویت بندی ایده ها استفاده می شود، هزینه دوره ی عمر32 است. پی آمد این فاز، تولید فهرستی متمرکز شده از مفاهیمی است که تضمین کننده بهبود کیفیت، در صورت توسعه یافتن به شکل راه حل های مبتنی بر ارزش خواهند بود.
ه-فاز توسعه33: هدف این فاز، تحلیل دقیق تر فهرست کوتاه و ایده ها و توسعه ایده هایی است که شایستگی تبدیل شدن به گزینه های روش شناسی ارزش را دارا هستند. پرسش های بنیادی در این فاز عبارتند از: تعریف دقیق‌تر هر ایده ی انتخاب شده چیست؟ دلیل مستدل برای انجام این تغییر چیست؟ کدام دو ایده، ناسازگار و کدام مستقل از هم هستند؟ یکی از فعالیت های متداول از این فاز، ارزیابی و تخصیص داوری هایی مبتنی بر ریسک و هزینه هاست. پی آمد های متداول در این فاز، خلق ایده هایی با ریسک کم، متوسط و بالاست. این ایده ها به عنوان گزینه هایی که اهداف راهبردی مطرح شده در مرحله پیش کارگاه را مورد توجه قرار می دهند، برای تصمیم گیری در اختیار مدیر ارشد قرار می گیرند.
ی- فاز ارائه34: هدف این فاز، ارائه گزینه های روش شناسی ارزش به تصمیم گیرندگان نهایی، تیم مدیریت و سایر ذی نفعان پروژه است. پرسش بنیادی در این فاز، چنین است: چگونه می توان به تیم پروژه و مدیریت ارشد یاری رسانیم تا تصمیم هایی آگاهانه تر و منطبق بر برنامه هایی راهبردی خویش اتخاذ نمایند؟ یکی از فعالیت های متداول در این فاز، پیشنهاد کردن ایده های نوآورانه و دارای پاداش همراه با ریسک35 جهت انتخاب گزینه های ارزشمند برای اجراست. پی آمد متداول این فاز، اطمینان از درک صحیح و معقول از گزینه های روش شناسی ارزش توسط مدیریت و ذی نفعان کلیدی، همراه با ایجاد علاقه و اشتیاق در آنان جهت تصویب ایده های ارزشمند برای اجرا است.
3-مرحله پس کارگاه: هدف این مرحله، اطمینان از اجرای صحیح و حصول منافع ناشی از مطالعه ی ارزش می باشد. پرسش بنیادی در این مرحله متوجه تغییرات پروژه و نحوه مدیریت آنها توسط تیم پروژه است. یکی از فعالیت های متداول در این مرحله، پیگیری و دستیابی به ارزشهای ناشی از گزینه های اجرا شده و تایید سودمندی های تغییرات انجام شده است. نتیجه متداول این مرحله، تصمیم گیری ذی نفعان کلیدی پروژه بر اساس نتایج مطالعات ارزش و ایجاد تغییرات اساسی بر مبنای گزینه های روش شناسی ارزش است.

2-2-2- تعریف برنامه‌ریزی ارزش
به‌کارگیری متدولوژی مهندسی ارزش در مراحل آغازین برنامه‌ریزی مفهومی یک برنامه یا پروژه، برنامه‌ریزی ارزش نامیده می‌شود. در این مرحله طراحی مفهومی هنوز قطعی نشده و می‌توان تکنیک‌های بهبود ارزش، به ویژه نمودار تحلیل کارکرد را برای انتخاب

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان اعتماد متقابل، حسابداران Next Entries پایان نامه با کلید واژگان مهندسی ارزش، بهبود کیفیت، ارزش افزوده