پایان نامه با کلید واژگان مهندسی ارزش، سلسله مراتبی، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

زنجيره ارزش سازمان هاي مشابه و رقيب يکسان فرض شود. به عنوان مثال، از آن جا که ماهيت فعاليت کليه شرکت هايي که در صنعت خودرو سازي مشغول‌اند تا حد زيادي يکسان است، لذا تصور مي شود که داراي زنجیره‌ی ارزش يکساني نيز هستند، اما بايد گفت چنين تصوري درست نيست. به بيان پورتر، زنجیره‌ی ارزش هر سازمان و روش انجام هر فعاليت، بيانگر ويژگي هاي خاص آن است و تحت تأثیر عواملي هم چون راهبرد هاي سازمان، نگرش هاي لازم جهت راهبردهاي آن، منابع اقتصادي و ارزش هاي حاکم بر سازمان است. مقايسه و تشخيص ميزان تمايز زنجیره‌ی ارزش رقبا به انجام مطالعات و بررسي هاي متعددي در دامنه فعاليت هاي متنوع هر رقيب و در نظر گرفتن درجه هم بستگي رقبا احتياج دارد.
2-3- نقش نمودار FAST در مدیریت زنجیره تأمین
آرگوس، اشاره به موجود افسانه ای با چشم های فراوان دارد که قادر است هر چیزی را از هر جهات مختلف ببیند. نظریه آرگوس از فرضیهی ارتباطات کار کرد استفاده می کند و ما را تشویق به ساخت نموداری بر مبنای دانش و درک مشترک در مسائل می کند که با ترسیم نمودار FAST این کار را انجام می دهد (شکل 2-9)؛ بنابراین یک مسئله بایستی به شما بگویید که مشکلش چیست؟
(بیرقی، 1389) شما نمی توانید برای رضایت خود، مسئله را تغییر دهید و فکر کنید راه حل آن را می دانید. با این روش شرکت کنندگان مجبور می شوند به صورت عمیق در مورد مسئله فکر کنند؛ زیرا کارکردها آن گونه که در ابتدا تعریف می شوند، نمی توانند با منطق چرا و چگونهی سیستم منطبق شوند. تیم باید در تفکر خود، با تغییر قوانین و انجام هر کار ممکن، برای ترسیم نمودار تلاش کند که الزامات منطقی در آن نمودار ها رعایت شده باشد. این تلاش و کوشش، بصیرتی ایجاد می کند که فکر افراد تیم را برای درک بهتر عاقبت پروژه؛ از هرکس دیگری که به آن نگاه کرده، بازتر می کند. آنگاه نمودار کامل شده، نمایش ترسیمی از پروژه است و هر کس را مطمئن می کند که کار به صورت کامل تعریف شده است.
شکل 2-9 جانمایی نمودارآرگوس یا FAST

2-3-1- نمودار FAST در مهندسی ارزش:
فاز تحلیل کارکرد، دومین فاز شش فاز مطالعه مهندسی ارزش است. کارشناسان مهندسی ارزش این فاز را قلب مهندسی ارزش می‌دانند. در این فاز کارکرد اصلی پروژه با استفاده از نموداری با عنوان “تحلیل کارکرد (FAST) استخراج و کارکردهای پر هزینه، پر ریسک و پر فرصت پروژه مشخص میشود تا در فاز خلاقیت، تیم مطالعه بر روی این کارکردها ایده پردازی کند (بیرقی، 1389).
تسلط و اشراف در ترسیم نمودار برای همه دست اندرکاران مهندسی ارزش علی الخصوص افراد علاقه‌مند به تسهیل گری و راهبری کارگاه های مطالعات مهندسی ارزش امری لازم به حساب می‌آید. این تسلط شامل آشنایی مناسب با تاریخچه و نقش این نمودار و همچنین کسب توانایی ترسیم و تحلیل آن می‌باشد. لازمه این مسئله این است که نمودار FAST از جنبه های گوناگون مورد بررسی قرار گرفته و رویكرد واحدی در تیم مهندسی ارزش به آن ایجاد گردد شاید بتوان ویژگی های منحصر به فرد این روش، مثل ساختار دو بعدی و سلسله مراتبی، گویایی و سادگی را از دلایل تداوم این روش دانست.
2-3-2- هدف از ترسیم نمودار FAST:
1- هدف از ترسیم نمودار FAST، رسیدن به جواب این سؤال است که “چرا بسازیم؟”و به چگونه ساختن محصول یا پروژه در اولویت بعدی می پردازد (بیرقی، 1389).
2- ترسیم منطقی نمودار FAST از وظایف اصلی تسهیل گر، راهبر و سایر اعضای تیم مطالعه است، از این رو یادگیری ترسیم صحیح این نمودار برای کلیه راهبران مطالعات مهندسی ارزش امری ضروری است.
3- هدف FAST، استخراج کارکردهای اصلی پروژه شامل کارکردهای پر هزینه، پر ریسک و پر فرصت محصول یا پروژه است تا در فاز خلاقیت اعضای تیم مطالعه بر روی آن کارکردها ایده پردازی کنند.
2-3-3- معرفی و تعیین کارکرد
تعیین کارکرد، ضروری ترین عنصر در مهندسی ارزش است زیرا همه هزینه ها مربوط به کارکرد است. مایلز می گوید که تعریف کارکرد محصول، کلید آنالیز ارزش و مهندسی ارزش است. کارکرد، آن چیزی است که باعث می شود یک محصول یا خدمت بکار گرفته شود یا بفروش برسد به عبارت دیگر کارکرد محصول دلیلی است که مشتری برای آن پول می پردازد تا از محصول استفاده کند (خسروی و معاضدی، 1380).
قوانین تشریح کارکرد با یک اسم و یک فعل عبارت است از:
1- نیاز مصرف کننده به محصول را مشخص کند.
2- فعل باید جواب سؤال (چه می کند؟) را بدهد و اسم باید جواب سؤال (چه چیزا را؟)
3- از بکاربردن افعال مجهول یا غیر مستقیم مانند (تهیه می شود) و (حمایت می شود) و … اجتناب شود.
به طور کلی در تعریف کارکرد باید به این سؤال پاسخ داده شود: (این محصول چه کاری را انجام می دهد؟)
2-3-4- مدل سازی کارکردها
کارکرد ها را باید به صورتی مرتب کرد که آنالیز کارکرد با دقت انجام شود و بتوان روابط بین کارکردها را به خوبی دید و مقایسه کرد. دو نوع مدل سازی کارکرد در مهندسی ارزش به‌صورت عمده وجود دارد (خسروی و معاضدی، 1380):
1- مدلسازی سلسله مراتبی منطقی کارکرد
2- روش سیستم های آنالیز کارکرد (FAST) که خود به سه روش متفاوت قابل تفکیک می باشد:
الف- FAST کلاسیک
ب- FAST تکنیکی40
ج- FAST مشتری گرا/ کاربر41
2-3-4-1- مدل سلسله مراتبی کارکرد، یک نمایش گرافیکی از یک مسئله پیچیده واقعی می باشد. در رأس مدل هدف کارکرد اصلی یک پروژه یا محصول قرار دارد و در سطوح بعدی، کارکردهایی که باید جهت تأمین هدف کارکرد اصلی ذکر شده در مرتبه بالاتر، انجام گردند، نشان داده می شوند. در هر مرتبه از عمل شکست فعالیت ها و در هر ردیف زیرین باید حداقل دو کارکرد وجود داشته باشد و در غیر اینصورت کارکرد مرتبه بالاتر شکسته نمی شود. شکل 2-10 یک نمونه ساده از مدل سلسله مراتبی کارکرد درباره وسیله کنترل از راه دور ماشین های تراش را نشان می دهد.

شکل 2-10 مدل سلسله مراتبی کارکرد

2-3-4-2روش سیستم های آنالیز کارکرد (FAST)
سه روش متفاوت قابل تفکیک است که در ادامه هریک از آنها را که قبلاً نام بردیم با اختصار توضیح خواهیم داد.

الف) مدل کلاسیک:
مفاهیمی که در آنالیز کلاسیک عموماً بکار گرفته می شوند عبارتند از:
• کارکرد مستقل: کارکردهایی که وابسته به کارکرد قبلی یا روش انتخاب شده برای انجام کارکرد نیستند مکان این کارکردها در بالای مسیر کارکردها است. این کارکردها در درجه دوم اهمیت قرار دارند و بستگی به ماهیت و طبیعت پروژه یا مسئله مورد توجه قرار می گیرند. کارکرد مستقل در جواب سؤال (چه اتفاق دیگری در هنگام به وقوع پیوستن این کار کردها روی می دهد؟) است.
• فعالیت: روشی را که برای انجام دادن یک کارکرد یا مجموعه ای از کارکردها انتخاب می شود فعالیت گویند. (البته امروزه فعالیت را در نمودارهای FAST نشان نمی دهند و بجای آن کارکرد مستقل را در بالا و پایین کارکرد مورد نظر ترسیم می کنند). فعالیت در جواب سؤال (چه زمانی این کارکرد ثانوی روی می دهد؟) است. جواب این سؤال نیز با یک فعل و یک اسم داده می شود.
ب) مدل تکنیکی
مفاهیمی که در آنالیز کارکرد تکنیکی عموماً بکار گرفته می شوند عبارتند از:
• کارکرد های All The Time: کارکردهایی که همیشه فعال هستند مانند اطلاعاتی که حاوی اسم شرکت، نام محصول و سایر اطلاعاتی که بر روی یک مداد و یا خودکار درج می شوند. این اسامی برای نشان دادن اطلاعات و آگاهی دادن به مشتری است. چه مشتری از نمودار و یا از خودکار استفاده کند و یا استفاده نکند.
• One Time Function: نوعی از کارکردها هستند که فقط یکبار در سال یا زمان یا پریود حاضر تکرار می شوند و دیگر تکرار نمی شوند؛ یعنی احتمال دارد هنگام مطالعه مهندسی ارزش و آنالیز کارکرد بر روی پروژه خاص، این کارکرد اتفاق نمی افتد؛ مانند اینکه در کارخانه ای یک Batch فقط یکبار فرستاده می شود.
به طور خلاصه تفاوت عمده بین FAST کلاسیک و FAST تکنیکی در جایگذاری کارکردها در جهت “When” است. در مدل FAST تکنیکی کارکردهایی که در تمام زمان روی می دهند در بالای مسیر بحرانی قرار می گیرند و کارکردهایی که در یک مرتبه در جهت “When”، روی می دهند در زیر مسیر بحرانی قرار می گیرند مانند شکل 2-11.
در مدل FAST کلاسیک، کار کردهای All The Time و One Time مشخص نمی شوند برای اینکه مدل FAST دارای بعد زمانی نیستند. مدل FAST بعد از کامل شدن ارزش گذاری می شوند.
در FAST کلاسیک، کارکردهای مستقل در بالا و فعالیت ها در زیر مسیر بحرانی نشان داده می شوند. همچنین در FAST کلاسیک همه کارکردها باید به طور منطقی به هم متصل باشند (خسروی و معاضدی، 1380).

شکل 2-11-نمونه ساختار کلی FAST تکنیکی
2-3-5- ترسیم نمودار FAST تکنیکی
با توجه به اهمیت نمودار FAST تکنیکی و کاربرد روز افزون آن، در ادامه به تشریح روش گام به گام ترسیم آن می پردازیم (بیرقی، 1389):
گام اول: تمامی کار کردهای استخراج شده توسط تیم را با قالب استاندارد تعریف کار کرد (فعل + اسم) بروی کاغذ یاداشت می کنیم. استفاده از برچسب‌هایی که دارای کمی چسب در یک سمت هستند، ترجیح دارد؛ زیرا می توان در هنگام کار، به سهولت ترتیب قرار گیری و ارتباطات آن را اصلاح نموده.
گام دوم: کار کردهای تکراری را حذف کنید
گام سوم: نمونه نسبتاً بزرگ، از ساختار استاندارد FAST تکنیکی را در مقابل دیدگان اعضای تیم نصب می کنیم.
گام چهارم: کارتهایی را که بروی آنها کارکردهای اصلی را نوشته ایم، از کارتهای که کارتهای ثانویه بروی آن نوشته شده است. جدا می کنیم
گام پنچم: از تیم بپرسید: (عملاً، این کارکرده چگونه انجام می شود؟)
پاسخ این سؤال، کارکرد اصلی پایه را نشان می دهد که باعث کارکرد سطح برتر شده است. پاسخ، باید در بین کارتهایی که قبلاً تهیه کرده اید موجود باشد؛ اگر نیست، شاید لازم است یک کارکرد جدید را تعریف کنید یا یکی از کارکردهای موجود را بازنگری کنید. این کارکرد را در سمت راست کارکرد سطح برتر قرار دهید.
گام ششم: از تیم بپرسید: (عملاً، این کارکرده چگونه انجام می شود؟)
پاسخ این سؤال، کارکرد ثانویه ضروری را نشان می دهد که باعث کارکرد اصلی پایه شده است. پاسخ، باید در بین کارتهایی که قبلاً تهیه کرده اید موجود باشد؛ اگر نیست، شاید لازم است یک کارکرد جدید را تعریف کنید یا یکی از کارکردهای موجود را بازنگری کنید. این کارکرد را درسمت راست کارکرد اصلی پایه قرار دهید.
گام هفتم: این فرایند را تکرار می کنیم تا تمامی کارکردهای ثانویه ضروری از چپ به راست مرتب شده و نهایتاً، کارکردها منشأ در انتها سمت راست نمودار قرار گیرد.
گام هشتم: حال، توجه تیم را به کاکرد منشأ معطوف می کنیم. می پرسیم: (چرا باید این کارکرد انجام شود؟)
گلوگاه کنترلی42 اول:
اگر کارتی که (بلافاصله در سمت چپ) کارکرد منشأ قرار دارد، پاسخ سؤال ما باشد؛ ترتیب و ارتباط دو کارکرد باهم صحیح است. در غیر صورت، یکی از آنها باید اصلاح یا حذف گردد.
گام نهم: پرسش فوق را در مورد کارت های سمت چپ بعدی تکرار می کنیم؛ و این کارتها را به ترتیب تا رسیدن به اولین کارت سمت چپ نمودار (کارکرد اصلی سطح برتر) ادامه می دهیم.
گلوگاه کنترلی دوم:
کاملا طبیعی است که در این فرآیند؛ تعدادی از کارت ها حذف شوند، ترتیب قرار گیری آنها تغییر کند یا تعریف جدیدی برای آنها مطرح شود.
گام دهم: در مورد تک تک کارکردهای مسیر اصلی، از خود بپرسید: (اگر ما این کار را انجام ندهیم؛ آیا کارکرد اصلی هنوز قادر به انجام وظیفه خود خواهد بود؟)
گلوگاه کنترلی سوم:
اگر پاسخ، مثبت است؛ کارکرد مزبور باید از مسیر اصلی خارج گردد. کارکردهای باقیمانده، کمک شایانی به یافتن مسیر بحرانی و نهایی می نمایند.
گام یازدهم: پیدا کردن مسیر بحرانی نهایی وقت گیر است.
گلوگاه کنترلی چهارم:
تمام تلاش خود را به‌کارگیرید تا تعداد کل کارکردها در مسیر بحرانی نهایی، بین دو خط محدوده؛ به 3 تا 5 کارکرد (ستون) محدود شود.
گام دوازدهم: جاگذاری کارکردهای پشتیبان، با شناخت روابط و به کمک سؤال‌های منطقی مربوطه؛ از جمله:
(چه وقت این کار رخ می دهد؟) و (و این کار کرد، همزمان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان مهندسی ارزش، بهبود کیفیت، ارزش افزوده Next Entries پایان نامه با کلید واژگان روش های ارزیابی، عملکرد شرکت