پایان نامه با کلید واژگان مهارتهای ارتباطی، الگوهای ارتباطی، الگوهای ارتباط، تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه ارشد

مجاورت بدون صمیمیت، همیشه مخرب است. هنگامی که ارتباط متوقف می شود انرژی عشق به آزردگی و خشم تبدیل می شود و در نتیجه، منازعه های فراوان، طعنه های خجل کننده، انتقادهای مکرر، عدم علایق جنسی و یا پناه بردن به سکوتی یخ گونه را موجب می شود. زنی پس از توصیف الگوهای ارتباطی مختل خانواده اش گفت: « من در یک سیاهچال روانی زندگی می کنم نه در یک خانه». (بولتون22، ترجمة سهرابي،1381)
برای اداره کردن خانواده، ارتباط سالم از اهمیتی بسزا برخوردار است. پدر یا مادر بودن می تواند برای زوجهایی که در مهارتهای ارتباطی از کفایت لازم برخوردارند یکی از پاداش دهنده ترین و مسرت بخش ترین تجربه های زندگی باشد. اما زمانی که والدین بر مهارتهای لازم برای برقراری ارتباط صحیح و هماهنگ مسلط نیستند، تشویش، احساس بیگانگی و تنهایی ناشی از آن، هم برای آنان و هم برای کودکان،به یک اندازه مخرب است.
خوانندگان ستون نصایح خانم آن لندرز، در مجلۀ سیراکوس هرالد، وقتی متوجه شدند هفتاد درصد افرادی که به زمینه یابی او پاسخ داده اند از داشتن فرزند متأسفند دچار شوک روحی شدند. اگر چه نمونۀ انتخابی او نمونۀ واقعی جامعه نبود و گر چه لندرز اقرار کرد که خوانندگان دارای احساسات منفی، در مقایسه با افراد دارای احساسات مثبت، در پاسخ دادن به پرسشنامۀ او احساس جبر روانی بیشتری را تجربه می کنند (ودر نتیجه بیشتر احتمال داردکه به آن پاسخ دهند)، اما شواهد قابل توجهی در حمایت از نتایج کلی زمینه یابی او وجود دارد. (بولتون، ترجمة سهرابي،1381)
برقراری ارتباط سازنده گام مؤثری جهت شکوفایی استعدادها و قابلیتهای کودک است، هرچه روابط مادر و فرزند یا ارتباط کودک با سایر اعضای خانواده صمیمانه تر باشد و آنها از شیوه های مؤثر در برقراری ارتباط بهره جویند کفایتها و قابلیتهای کودک بیشتر شده و برای زندگی آتی مهیاتر می شود. (ابراهیمی قوام، 1374)
تحقیقاتی نشان داده است که سطح بالایی از ارتباط و مکالمۀ والد با نوجوان با سطح پایینی از ارتباط جنسی مخاطره آمیز (راجرز،1999) و مصرف مواد مخدر (صدیق سروستانی، 1382) در ارتباط است. همچنین، مطالعۀ آشبای ویلز و همکاران (2003) بر روی نوجوانان آمریکایی با میانگین سنی سیزده سال در بررسی تأثیر عوامل خانوادگی بر استفاده از مواد و رفتارهای جنسی نشان داد که ارتباط والدین و نوجوانان با رفتار مصرف مواد و فعالیت جنسی رابطه ای معکوس دارد و کیفیت ارتباط با والدین با خویشتن داری و ثبات کفایت مرتبط است. (خسروی، 1386)
با یک رابطه خوب می توان از مشکلات و انحرافات رفتاری نظیر اعتیاد (ر.ک نیک فرید و عبدالخالقی، 1386) مشکلات جنسی (دی فریتاس، ترجمه سارا رئیسی طوسی، 1383) اختلالات روانی نظیر اختلال سلوک-بزهکاری، افسردگی، اختلال تغذیه، اختلال هویت جنسی، عزت نفس پایین ، انواع اختلالات اضطرابی (برای اطلاعات بیشتر درباره این اختلالات ر.ک: جانگسما و همکاران، ترجمه دکتر علی صاحبی و همکاران، 1385) و هزاران بلای در کمین دیگر، پیشگیری نمود. (پژوهنده، 1388 )
داشتن رابطه ی انسانی و درست، با کودک و نوجوان، حیاتی ترین مرحله ی کار و اثربخش ترین عامل موفقیت در تعلیم و تربیت او محسوب می شود .رابطه ی انسانی موفق، رابطه ای است که تغییرات مطلوب را در فرد ایجاد می کند و بین دونفر تفاهم لازم را بوجود می آورد . نخست شما با کودک رابطه برقرار می کنید و سپس تعلیم و تربیت او آغاز می شود. (به پژوه،1375)
ایجاد رابطه، مهم ترین قدم در فرایند تغییر رفتار است. این یکی از اصول اولیه در فرایند درمان روان شناختی و مشاوره است. بسیاری از رویکردهای روان درمانی و مشاوره، رابطه را مهم ترین جزء درمان یا مشاوره می دانند و بر این باورند که دانش و تخصص در درجۀ دوم اهمیت قرار دارد. این اصل برای سایر افراد که نه درمانگر و نه مشاورند نیز صادق است. به طور کلی، ما به کسانی اجازه اظهار نظر درباره رفتار خودمان می دهیم که با آن ها آشنایی کم یا زیادی داشته باشیم و هر چه میزان نزدیکی عاطفی ما با آن ها بیشتر باشد، میزان تاثیرگذاری آن ها بر ما نیز بیشتر خواهد بود. (پژوهنده، 1388)
ارتباط مایۀ حیات هر رابطه است. هنگامی که ارتباطی بی پرده، واضح و با احساس روی می دهد، رابطه تقویت می گردد اما زمانی که به صورت تدافعی، پرخاشگرانه و نامؤثر برقرار می شود رابطه را تضعیف می کند. وقتی جریان ارتباط به شکل وسیعی مسدود می شود، رابطه به سرعت رو به اضمحلال می رود و سرانجام می میرد. در جایی که مهارتهای ارتباطی وجود ندارد، عشق- میان همسران، عشاق، دوستان، والدین و فرزندان- به مقدار زیادی کاهش می یابد. برای برقراری روابط رضایت بخش، باید روشهایی کشف شوند که به ما کمک کنند تا حداقل بر روی بخشی از شکاف های بین فردی ما و دیگران پل زده شود. (بولتون، ترجمة سهرابي،1381)
2- 1- 3 ) انواع رابطه:
برخی اوقات، تمایز گذاردن میان پنج نوع رابطۀ بین فردی می تواند بسیار سودمند باشد:
1- روابط بسیار مغذی- که به مقدار زیادی برای زندگی انسان مفید هستند؛
2- روابط نسبتاً مغذی- که تاحدی در رشد انسان یا لذت بردن او از زندگی سهیم می باشند؛
3- روابط بی تأثیر- برخوردهایی خنثی با دیگران که برای انسان فایدۀ خاصی ندارند؛
4- روابط نسبتاً سمی- که خود بودن فرد و یا لذت بردن او از زندگی را کاهش می دهند؛
5- روابط بسیار سمی- که به مقدار زیادی توقع آمیز، پرخاشگرانه و یا عصبی کننده هستند و فرد را دچار افت عاطفی شدید می کنند. (بولتون، ترجمة سهرابي،1381)
از نگاهی دیگر، روابط آدمی دربرگیرندۀ ابعاد کلامی و غیرکلامی است. بعد کلامی همان گفتار و واژه هایی است که فرد برای بیان مقاصد، نظرات و خواسته هایش از آن بهره می جوید و بعد غیر کلامی شامل ژستها، حالتهای چهره، ادا و حرکات، فاصلۀ ایستادن، تن صدا، وضعیت قرار گرفتن بدن در موقع صحبت کردن و … است که با گفتار فرد همراه است. هرگاه بین این دو بعد هماهنگی باشد، میزان مقبولیت و اثربخشی ارتباط به میزان قابل ملاحظه ای افزایش می یابد. اما اگر بین این دو بعد ناهماهنگی باشد فرد دچار تعارض در درک معنی پیام شده و در صدق گفتار طرف مقابل تردید می کند و در نتیجه اعتبار پیام کاهش می پذیرد. (ابراهیمی قوام، 1374)
2- 1- 4 ) فرایندهای تعاملی23:
وقتی دو یا چند نفر در حال تعاملند واقعاً چه روی می دهد؟ روشهای ممکن برای مطالعه و توضیح فرایندهای تعاملی چه هستند؟ ما لااقل در سه سطح در پی تبیین تعاملات مردم هستیم:
1) ممکن است توجه خود را به نظامهای در برگیرنده و بزرگتر اجتماعی، سیاسی و اقتصادی متوجه سازیم که تأثیر قابل توجهی بر نگرشها و رفتارهای شخصی دارند. این را رویکرد جامعه شناختی کلان می نامیم. ایدۀ زیر بنایی آن جبرگرایی اجتماعی است: نظامهای اجتماعی و هنجارها بطریق علی نحوۀ رفتار افراد را تعیین می کنند. عواملی چون طبقۀ اجتماعی، نژاد، درآمد یا نظام سیاسی حاکم همگی بر رفتارهای تعاملی ما تأثیر می نهند. مردم طبقۀ متوسط در مقایسه با طبقۀ کارگر بنحو متفاوتی تعامل می کنند، و بسیاری از اشکال تعامل خودانگیخته و رایج در جوامع غربی در خزانۀ تعاملی افرادی که در جوامع سنتی یا کشورهای استبدادی زندگی می کنند، کلاً وجود ندارند.
2) دومین شیوۀ مطالعۀ فرآیندهای اجتماعی از نقطه نظر فردی است. ما این را رویکرد روانشناختی می نامیم. عواملی چون تربیت، هوش، ظاهر جسمانی، نگرشهای فردی یا مهارتهای ارتباطی همگی در نحوۀ تعامل مردم با سایرین نقش مهمی ایفاء می کنند…. اغلب ما دربارۀ افراد، ویژگیها و انگیزه های آنها نظریه های شخصی داریم که نحوۀ رفتار ما را با آنها تعیین می کنند.
3) سومین شیوه، بررسی فرایندهای تعاملی در سطح خودشان و نه قابل کاهش به توضیحات اجتماعی یا فردی است. بجای این فرض که تعامل بین مردم محصول متغیرهای اجتماعی یا فردی می باشد، بحث را برعکس می کنیم و مطرح می کنیم که سیستمهای اجتماعی وسیعتر و شخصیتهای منفرد خود مخلوق جریان تعامل اجتماعی هستند. لازم است به خاستگاههای این عقاید که اغلب در نوشته های تعامل گرایان سمبلیک چون جرج هربرت مید24(1934)، کولی25 (1902) و دیگران ( استن و فاربرمن26 ؛ 1970؛ و غیره) بوضوح بازنمایی شده اند، توجه کنیم. طبق این نظرگاه، وقتی افراد با همدیگر تعامل می کنند چند چیز روی می دهد.از آنجا که ما موجودات باهوشی هستیم که قادریم تجربۀ خود را نمادسازی و انتزاع کنیم، نتیجۀ هر تعامل جدید این خواهد بود که دربارۀ طرق صحیح رفتار در آن وضعیت، دانش و انتظاراتی را پی ریزی کنیم.
درنهایت تمام نظامهای اجتماعی گسترده برای نظم و قاعده مندی و پیش بینی پذیری خود، بر اینگونه انتظارات مشترک اعضاء متکی هستند و در طی تعاملات روزمره است که نظامهای اجتماعی برقرار، ابقاء یا تغییر داده می شوند. اما تعاملات ما با دیگران نیز منبع عمده ای برای دید ما از خود و شخصیتهای پایدارمان هستند. در نتیجۀ تعامل با دیگران مجبوریم عقایدمان را دربارۀ خود پابرجا ساخته، از آن دفاع کنیم و در صورت لزوم در آنها تجدید نظر کنیم. بنا به این دو مفهوم است که دانشمندان تعامل گرای سمبلیک معتقد بودند تعامل منبع واقعیات اجتماعی و شخصی است. (پی فرگاس، ترجمة بيگي، 1373)
2- 1- 5 ) سدهای ارتباطی27:
با وجود آن که ارتباط بین فردی جزو بزرگترین پیشرفت های بشر به شمار می آید، اما انسان های معمولی قادر به برقراری یک ارتباط خوب و مؤثر نیستند…. گاهی اوقات، افراد به دوست در حال صحبت خود خیره می شوند و ذهن خود را رها می کنند تا به سمت موضوعات دیگر منحرف شود… ارتباط نامؤثر موجب فاصلۀ بین فردی عمیقی می گردد که در همۀ جنبه های زندگی و همۀ بخش های جامعه تجربه می شود. (بولتون، ترجمة سهرابي، 1381)
بسیاری از افراد، الگوهای ارتباطی کارآمدی را در محیط منزل خود داشته اند. معدود افرادخوشبختی که از نعمت الگوهای اثربخش برخوردار بوده اند، در هنگام برقراری ارتباط مناسب، «اشخاص طبیعی» به نظر می آیند. با وجود این، طبیعی به نظر رسیدن آنان، بیشتر محصول شانس خوب آنان در داشتن امکانات لازم برای یادگیری نحوۀ برقراری ارتباط ثمربخش از دوران کودکی بوده است. اما برقراری ارتباط ضعیف را، افراد خیر خواهی به ما آموخته اند که خود، راههای نامناسب برقراری ارتباط را از دیگران یاد گرفته اند. به این ترتیب، در مورد مسائل مربوط به ارتباط، در واقع، بسیاری از ما قربانیان قربانیانی دیگر هستیم.
ما، این فرایند آموزشی نامناسب را ، ابتدا در سنین پایین تجربه می کنیم. والدین یا جانشینان آنها، برخی از رفتارهای غیر کلامی مثل لبخند زدن را پاداش داده اند و نارضایتی خود را از برخی رفتارهای غیر کلامی دیگر، مثل «قشقرق راه انداختن» ابراز کرده اند. (بولتون، ترجمة سهرابي،1381 )
بزرگسالان مهم زندگی ما، علاوه بر تذکر کلامی، الگوهای عملی نیز از شیوه های رفتاری خاص ارائه می کردند. شاید آنان، احساسات خود را به ندرت بروز می دادند. شاید کنایه آمیز و تحقیر آمیز صحبت می کردند و یا با خشم فریاد می کشیدند. اما به هر حال همۀ ما به عنوان کودک، از نمونه های رفتاری افراد مهم زندگی خود نیز، به اندازۀ تعلیماتشان، چیزهایی آموخته ایم. هنجارهای فرهنگی و جامعه ای، اغلب، آموزش هایی را که کودکان دریافت کرده اند مورد تقویت قرار می دهد. برخی از این هنجارها، نسبت به چند دهۀ قبل، از استحکام کمتری برخوردارند، اما بسیاری دیگر، هنوز هم دارای پایداری و استحکام زیادی هستند.
با وجود آن که در اغلب ما، میل شدیدی برای برقراری ارتباط ثمربخش وجود دارد، چرا چنین ارتباطی، تا این حد دشوار و نادر است؟ یکی از دلایل اصلی این امر، آن است که مردم، نوعاً، سدها و موانع ارتباطی را ناآگاهانه در گفتگوهای خود وارد می سازند. برآورد شده است این سدها، در نود درصد موارد، هنگامی به کار می روند که یک یا هر دو طرف گفتگو دچار مشکلی است که باید حل شود و یا نیازی دارد که باید ارضاء شود.
سدهای ارتباطی، پاسخ های دارای احتمال خطر بالا به شمار می آیند- یعنی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان فرایند پژوهش، قابلیت اعتماد، بهداشت و سلامت، دانش آموزان دختر Next Entries پایان نامه با کلید واژگان ابراز وجود، مهارتهای ارتباطی، کودک و نوجوان، انعطاف پذیری