پایان نامه با کلید واژگان منابع معرفت، عقل و نقل

دانلود پایان نامه ارشد

ن دو سطح تجربي و فراتجربي علم ديني در نظر مي‌گيرند و نيز تفاوت‌هايي كه بين رشته‌هاي علمي گوناگون از نظر ميزان تأثير پذيري از آموزه‌هاي ديني وجود دارد، سه تعريف از علم ديني ارائه مي‌دهند:
«تعريف يكم: علم ديني – با تأكيد بر نمونه متعارف علوم طبيعي يعني فيزيك و رشته‌هاي مشابه آن در سطح تجربي- عبارت است از منظومه‌اي معرفتي درباره جهان واقع مادي كه ضمن اخذ مباني متافيزيك خود از دين به روش تجربي مستند باشد.»35
بنابر اين تعريف در علوم طبيعي، تكيه زدن بر مباني متافيزيكي اخذ شده از دين، در اتصاف آن‌ها به ديني بودن كفايت مي‌كند.
«تعريف دوم: علم ديني- با تأكيد بر علوم اجتماعي و برخي علوم طبيعي مانند طبّ و در سطح تجربي- عبارت است از منظومه‌اي معرفتي درباره جهان واقع مادي كه از نظر مباني متافيزيك و ساختن فرضيه‌ها و نظريه‌ها به دين متكي و از نظر داوري به روش تجربي مستند باشد.»36
طبق اين تعريف براي تحقّق علم ديني در حوزه علوم اجتماعي و نظاير آن، علاوه بر اتكای مباني متافيزيكي بر دين لازم است دين در مقام گردآوري و ارائه فرضيه و ساختن نظريه نيز مشاركت نمايد و در نهايت اين فرضيه‌ها و نظريه‌ها در مقام داوري بايد تن به آزمون تجربي دهند.
«تعريف سوم: علم ديني – شامل هر دو سطح تجربي و فراتجربي- عبارت است از منظومه‌اي معرفتي در باره جهان واقع كه به روش‌هاي معتبر وحیاني، تجربي و عقلي مستند باشد.»37
ماحصل ديدگاه ايشان درباره ماهيت علم ديني در حوزه علوم اجتماعي و نظاير آن اينست كه علم ديني سه مؤلّفه اساسي دارد: اول آنكه مباني متافيزيكي آن بر آمده از دين است، دوم آن‌كه دين در مقام گردآوري و ساختن فرضيه‌ها و نظريه‌ها حضوري جدّي دارد، سوم آن‌كه فرضيه‌ها و نظريه‌هاي به دست آمده از دين در مقام داوري، بايد تن به آزمون تجربي دهند.
د) اتكا به مباني متافيزيكي الهي، به رسميّت شناختن عقل معتبر و استفاده از متون ديني (آيت الله جوادي آملي)
آيت الله جوادي آملي گرچه كتابي مستقل و منسجم درباره علم ديني تأليف نكرده‌اند امّا در كتاب منزلت عقل در هندسه معرفت ديني، به مناسبت ديدگاه خود را درباره اسلامي كردن علوم و دانشگاه‌ها بيان كرده‌اند. ايشان علوم تجربي موجود را معيوب مي‌دانند چراكه بر مباني متافيزيكي الحادي و غير ديني تكيه زده است38 و راه حل اسلامي شدن علوم را اين‌گونه ابراز مي‌كنند: «داشتن دانشگاه اسلامي منوط به داشتن علوم اسلامي است و اين علم زماني فراهم مي‌شود كه اوّلاً علم را به حريم هندسه معرفت ديني راه دهيم و چتر دين را بر سر آن بگسترانيم و ثانياً طبيعت را خلقت ببينيم و ميان طبيعت شناسي و الهيّات وفاق و آشتي برقرار كنيم و از سير افقي فقط در مسير علم دست برداريم و هرگونه فكر ناب، انديشه سَرَه و عقل صرف و رهاورد علم صائب را موهبت الهي بدانيم كه به انسان عطا كرده است.»39
بنابراين ايشان از دو مقوّم اساسی در علم ديني و اسلامي سخن مي‌گويند؛ يكي آن‌كه علم صائب، منبع معرفت دين و محصول آن ديني و اسلامي است و ديگر آن‌كه مباني متافيزيكي علوم اسلامي، الهي و متّخذ از دين است.
ايشان درباره مؤلّفه اول در اين كتاب به طور مفصّل به بحث پرداخته‌اند و ماحصل آن بحث‌ها اين است كه عقل معتبر در معناي گسترده‌اش40 (عقل تجربي، عقل نيمه تجريدي، عقل تجريدي و عقل ناب) مانند نقل معتبر، منبع دين و محصول آن قطعاً ديني و اسلامي است.41
ايشان تصريح مي‌كنند:
«علم فيزيك در شرايطي كه مفيد يقين يا طمأنينه عقلائيه است و در مرز فرضيه و وهم و گمان به سر نمي‌برد، يقيناً اسلامي است، هر چند شخص فيزيكدان، ملحد و يا شاكّ باشد.»42
در ادامه ايشان دوباره تأكيد مي‌كنند:
«ما هرگز فيزيك و شيمي غير اسلامي نداريم، علم اگر علم است، نمي‌تواند غير اسلامي باشد؛ زيرا علم صائب تفسير خلقت و فعل الهي است و تبيين كار خدا حتماً اسلامي است، گرچه فهمنده اين حقيقت را درنيابد و خلقت خدا را طبيعت بپندارد.»43
به نظر مي‌رسد بين اين مطلب كه علم اگر مفيد يقين و اطمينان عقلایي باشد، اسلامي و ديني است با اين مطلب كه علوم تجربي موجود معيوبند چرا كه از مباني متافيزيكي الحادي و غير ديني تغذيه مي‌كنند،44 سازگاري وجود ندارد. اگر علوم تجربي موجود به دليل تكيه زدن بر مباني متافيزيكي غير الهي معيوبند، مفيد يقين و اطمينان عقلایي بودن آن‌ها موجب اتصاف آن‌ها به اسلامي و ديني بودن نمي‌گردد. مشكل علوم تجربي موجود اگر مباني متافيزيكي آن‌هاست، پس يقيني بودن و افاده اطمينان عقلایي، مشكل آن‌ها را بر طرف نمي‌كند.
به نظر مي‌رسد آن علمي كه به تعبير ايشان اسلامي و ديني است و نمي‌تواند غير اسلامي باشد، علم در مقام ثبوت و نفس الأمر است نه علوم موجود در عالم اثبات و تحقق خارجي و تاريخي. علوم خارجي موجود اگر تكيه بر مباني متافيزيكي غير الهي زده باشند، به فرض مفيد يقين و اطمينان عقلایی هم باشند، باز اسلامي و ديني نيستند. ممكن است در اين‌جا تفكيكي ميان علوم طبيعي و علوم انساني قائل شد و ادّعا كرد مباني متافيزيكي غير الهي بر علوم طبيعي تأثيري ندارند و يا تأثير آن‌ها بسيار ناچيز است كه در اين صورت محصول اين علوم طبيعي اگر مفيد يقين يا اطمينان عقلایي باشد، طبق نظر آيت الله جوادي آملي، تفسير خلقت و فعل الهي و در نتيجه اسلامي خواهد بود.
ايشان در توضيح ديدگاه خود درباره علم اسلامي مي‌افزايند:
«نبايد تصوّر كرد علم اسلامي يعني فيزيك و شيمي اسلامي تافته‌اي جدا بافته از علوم طبيعي رايج است … حقيقت آن است كه اسلامي كردن علوم به معناي رفع عيب و نقص حاكم بر علوم تجربي رايج است … نه آن‌كه اساس علوم رايج را ويران كرده و محتواي كاملاً جديدي را در شاخه‌هاي مختلف علوم انتظار بكشيم.»45
نكته‌اي كه در اين‌جا به ذهن مي‌‌رسد آن است كه اگر عيب و نقص عمده علوم تجربي موجود، مباني متافيزيكي الحادي آن باشد46 چگونه و به چه روشی مي‌توان اين نقص را بر طرف كرد؟ آيا اين مباني در تار و پود مسائل علم و نظريه‌ها رسوخ نكرده است و صرفاً با تغيير نگاه عالمان آن علم به جهان و طبيعت اين نقيصه بر طرف مي‌گردد؟
آخرين نكته‌اي كه درباره ديدگاه آيت الله جوادي آملي درباره علم ديني لازم است ذكر شود آن است كه ايشان سهم مهمّي براي منابع نقلي در ساحت علوم قائلند. ايشان در اين خصوص ابزار مي‌كنند:
«نبايد گمان برد منابع نقلي دين، هيچ سهمي در ساحت علوم ندارند … كساني كه چنين مي‌انديشند از اين نكته غافلند كه در حوزه علوم نقلي نيز چنين نيست كه تفصيل مسائل نقلي به وضوح و روشني بيان شده باشد … سخن از لزوم اجتهاد و استنباط و تفريع فروع از اصول است … اگر همان‌طور كه فقهاي عظام در اين دست روايات فقهي و اصولي تأمل مي‌كنند، عالمان علوم طبيعي نيز در مورد آيات و روايات كيهان شناختي و مربوط به طبيعت تأمّل كنند، بركات زيادي نصيب علم تجربي خواهد شد.»47
ه‍) اتكا به مباني فلسفي الهي و استفاده از منابع معرفتي معتبر در جهت غايات اسلامي (حسين سوزنچي)
دكتر حسين سوزنچي يكي ديگر از موافقان و طرفداران علم ديني در كتاب معنا، امكان و راهكارهاي تحقّق علم ديني ابتدا بحثي مبسوط درباره ماهيت علم و دين مطرح مي‌كنند. در ادامه پس از تقرير و گزارش ديدگاه‌هاي انديشمندان ايرانی در باب علم ديني، در صدد ارائه ديدگاه خود درباره ماهيّت علم ديني بر مي‌آيند كه به نظر مي‌رسد ديدگاه ايشان در واقع توضيح و تبيين ديدگاه آيت الله جوادي آملي درباره علم ديني است.
ايشان در باره ماهيّت علم ديني يا اسلامي مي‌نويسند:
«در هر موضوعي از موضوعات كه علمي توليد مي‌شود، اگر آن علم:
اولاً بر مباني معتبر فلسفه الهي (يعني نگرش توحيدي و لوازم فلسفي آن) تكيه كند؛
ثانياً از منابع معرفتي مورد قبول اسلامم (عقل و نقل) تغذيه كند؛ و
ثالثاً در راستاي غايات مورد نظر اسلام باشد؛
آن علم يك علم اسلامي است؛»48
از نظر ايشان علم ديني چند مؤلّفه اساسي دارد: اوّل آن‌كه مباني و پيش فرض‌هاي متافيزيكي آن الهي و بر گرفته از دين باشد. اين ملاك در ديدگاه نويسندگان دیگر نيز از جمله دكتر گلشني، آقاي بستان مورد تأكيد و تأييد قرار گرفت. دوم آن‌كه منبع معرفتي علم مورد نظر، عقل و نقل معتبر باشد. اساس اين ملاك همان‌طور كه گذشت، مباحث آيت الله جوادي آملي در كتاب منزلت عقل در هندسه معرفت ديني است. در آن‌جا ايشان ابتدا معناي وسيعي براي عقل در نظر گيرند: عقل تجربي، عقل نيمه تجريدي، عقل تجريدي و عقل ناب.49 سپس استدلال مي‌كنند همان‌طور كه نقل معتبر منبع دين است، عقل معتبر نيز منبع معرفت دين و كاشف از فعل يا قول خداوند است و محصول آن قطعاً ديني و اسلامي خواهد بود.50 سومين معيار و ملاكي كه دكتر سوزنچي ذكر مي‌كنند، تداعي كننده نظر شهيد مطهري در اين باره است. بحث علم ديني گرچه در دوران ايشان به اين صورت مطرح نبوده است ولي ايشان به صراحت در جايي ابراز مي‌كنند: «هر علمي كه به حال اسلام و مسلمين نافع است و براي آن‌ها لازم است آن را بايد از علوم ديني شمرد.»51
و) استخراج علوم انساني اسلامي از متون ديني به روش اجتهادي (مدل پاد)
دكتر مهدي علي پور و دكتر سيد حميدرضا حسني مطرح كنندگان پارادايم اجتهادي دانش ديني (پاد)، علوم انساني اسلامي را چنين تعريف مي‌كنند: «مراد ما از علوم انساني، علمي است كه بر پايه منابع و متون ديني به روشی خاص كه روش اجتهادي ناميده مي‌شود و اين نوشتار عهده دار تبيين آن است، استخراج مي‌شود.»52
بدون ترديد پيش فرض اين تعريف از علوم انساني اسلامي آن است كه منابع و متون ديني، حاوي گزاره‌هايي مربوط به علوم انساني هستند. ايشان متوجّه اين پيش فرض هستند و پس از ذكر تعريف بلافاصله تصريح مي‌كنند:
«به گمان ما دين و متون ديني، متولّي تعليم و تبيين علوم انساني هستند؛ از اين رو متضمّن محتواي ناظر به گزاره‌هاي علوم انساني مي‌باشند.»53
در برابر اين ادّعاي مهم ممكن است به ذهن متبادر شود كه مقصود آن‌ها از علوم انساني، علومی چون فلسفه، اخلاق، فقه، حقوق و مانند آن باشد كه به نحوي با انسان و زندگي او در ارتباط است و مراد آن‌‌ها علوم انساني رايج و مشهور نباشد. ايشان با صراحت و اطمينان تامّ ابراز مي‌دارند:
«مراد از علوم انساني در اين نوشتار، آن چيزي است كه امروزه در دانشگاه‌ها و مراكز علمي دنيا به عنوان علوم انساني و نيز علوم الهياتي تلقي مي‌شود؛ از قبيل روان شناسي، علوم اجتماعي، علوم تربيتي و … كلام، فلسفه، اخلاق، فقه و حقوق و …»54
آن‌ها حاصل مدّعاي خود را عامّ مي‌دانند كه شامل توليد علوم تجربي از دين نيز مي‌گردد امّا اين‌كه آيا مي‌توان از دين گزاره‌هاي ناظر به طبيعت و مربوط به علوم تجربي را نيز استخراج كرد و با فرض چنين قابليتي درباره چگونگي و چيستي گزاره‌هاي علوم طبيعي ديني، نفياً و اثباتاً نظري ندارند.55
تا اين‌جا دو مؤلفه مهم در تعريف ايشان از علوم انساني اسلامی مورد توجه قرار گرفت. يكي آن‌كه منابع و متون ديني متضمّن محتوايي ناظر به علوم انساني رايج هستند و ديگر آن‌كه علوم انساني اسلامي با «روش اجتهادي» از اين منابع و متون استخراج مي‌گردند.
آن‌ها در ادامه روش اجتهادي را اين‌گونه تعريف مي‌كنند:
«روش اجتهاد ديني، پژوهش، سنجش، استدلال و اكتشاف گزاره‌هاي ديني بر مبناي دو منبع كتاب (قرآن) و سنّت است با به كارگيري چهار دليل: كتاب، سنّت، عقل و اجماع.»56
همچنين براي روشن‌تر شدن معناي «روش اجتهاد ديني» مراحل روش اجتهاد ديني براي حلّ يك مسأله را اين‌گونه گزارش مي‌كنند:
«يك) پژوهش از كلّ منابع مربوط به مسأله مورد تحقيق، اعم از همه آيات و نيز نصوص احاديث موجود. همچنين پژوهش در اسناد احاديث و نيز پژوهش در امكانات و اقتضائات معنايي و دلالي متن و تعريف‌هاي فنّي، در اين مرحله قرار مي‌گيرد.
دو) آنگاه با سنجش امكانات معنايي متن از ميان آن‌ها براساس شواهد و دلايل كافي، معناي متعيّن يا مرجّح را بر مي‌گزينيم.
سه) در ادامه با به كارگيري استدلال و استفاده از صورت‌هاي منطقي و قياسي به استدلال مي‌پردازيم و در نهايت به كشف مشروط واقع دست مي‌يابيم.»57
بايد اذعان كرد شرح و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان جهان اسلام، حوزه و دانشگاه، طرح پژوهش Next Entries پایان نامه با کلید واژگان جهان اسلام