پایان نامه با کلید واژگان منابع محدود

دانلود پایان نامه ارشد

ي انساني.(منبع6)
➢ فقر عبارت است از عدم برخورداري از حداقل امكانات معاش و يا به تعبير ديگر عدم برخورداري از قوت لايموت.(منبع7)
➢ فقر يعني ناتواني انسان در تأمين حد كافي نيازمندي ‌هاي بنيادي خود به منظور رسيدن به يك زندگي آبرومند و شايسته به عنوان شرط لازم در رسيدن به كمال.(منبع8)
➢ يك جامعه شناس به نام”پيتر تاون سند”، فقر را فقدان منابع مورد نياز براي مشاركت در فعاليت ها و لذت بردن از استانداردهاي زندگي مي داند كه در جامعه متداولند.
در تمام تعاريف فوق، عدم دستيابي به امکانات اوليه تقريبا مشترک مي باشد.
مفهوم مورد نظر از فقر در اين پژوهش گرچه در برگيرنده اين ويژگي ها مي باشد اما از سنجه هاي اعلام شده در داخل كشور بهره گرفته است.
فقير کيست ؟
اصطلاح ” قفير ترين يا خيلي فقير” به کساني اطلاق مي شود که با درآمدي کمتر از 1 دلار در روز زندگي مي کنند و يا در نيمه پايين افرادي هستند که مطابق اعلام هر کشور، زير خط فقر محسوب مي شوند و غير فقير به کساني منسوب مي گردد که با درآمد بالاي يک دلار در نيمة بالاي خط فقر هستند.
فقرا گروه هايي از شهروندان هر جامعه اند که بر اساس معيارهاي فرهنگي و مصرفي و نيز کيفيت زندگي اجتماعي در سطحي پايين تر از حد قابل قبول قرار داشته و به همين اعتبار، محروم و نيازمند حمايت به شمار مي روند.(منبع9 )
1- 6 -2- انواع فقر
متداولترين تقسيم بندي فقر، طبقه بندي آن به فقر مطلق و نسبي است. ليکن تعاريفي که از فقر مطلق و نسبي شده است اندکي با هم متفاوت است:
• طبق تعاريف دايره المعارف (ريدينگ – 1977( :
فقر مطلق: فقري است که بر حسب خط يا جزيي از توزيع درآمد تعريف نشده باشد، بلکه بازگوي ناتواني مطلق در تامين نيازهاي ضروري و حياتي باشد.
فقر نسبي: فقري است که به اعتبار دارا بودن درآمدي واقع در زير يک رقم معين از توزيع درآمد تعريف مي شود.
• برخي ديگر از تعاريف فقر نسبي و مطلق:
فقر مطلق: عبارت است از عدم امکان دست يابي فرد فقير به امکانات متعارف زندگي با حداقل معين غذاي مناسب، مسکن و پوشاک فردي.
فقر نسبي: بر نوعي مقايسه استوار است و نشان مي دهد بخشي از افراد جامعه در مقايسه با ساير افراد از امکانات ناچيزي بر خوردارند.(منبع 5 )

فقر مطلق
هرگاه شخصي از تأمين نيازهاي اولية زندگي خود و افراد تحت سرپرستي اش ناتوان باشد و به عبارت ديگر از آن ميزان كالري يا پروتئين كه براي ادامةي حيات سالم لازم است برخوردار نباشند، دچار فقر مطلق است.(منبع 3 )
فقر نسبي
ممكن است گروهي از افراد يك كشور از توانايي لازم براي تأمين ‌نيازهاي اولية زندگي برخوردار باشند ولي به لحاظ اين كه درآمد و سطح زندگي آنان از متوسط درآمد جامعه پايين تر است در فقر نسبي به سر برند. همچنين هرگاه درآمد جامعه اي از سطح متوسط درآمد كشورهاي جهان پايين تر باشد، آن كشور در سطح كلان در فقر نسبي به سر مي برد. هر چند نيازهاي اساسي خود را تأمين كند.

ساير انواع فقر:
گالبرايت، دو نوع فقر را در جوامع مورد مطالعه قرار داده است:
– فقر موردي: فقري که در برخي جوامع، گريبانگير عده قليلي مي شود و اقليت اين جوامع را در بر مي گيرد.
– فقر عمومي: فقري که همه افراد جامعه به جز عده قليلي دچار آن مي باشند.( منبع4 )
در دايره المعارف جامعه شناسي نيز علاوه بر فقر مطلق و نسبي انواع زير براي فقر تعريف گرديده
است:
I. فقر شرم آور: فقري است ناشي از وضعيت کساني که از زندگي در بدنامي رنج مي برند.
II. فقر جزيره اي: قلمرويي است که در آن همه يا تقريبا تمامي افراد آن فقيرند.
III. فقر چرخه زندگي: فقري که افراد مشخص در مراحل خاصي از چرخه زندگي به آن مبتلا مي شوند.
IV. فقر اوليه يا نخستين: فقري که ناشي از ولخرجي و اسراف نباشد.
V. فقر ثانويه: فقري که در اثر اسراف ولخرجي ايجاد مي شود.
VI. فقر ثالث: فقري که با وجود درآمد کافي به دليل در دسترس نبودن کالاها و خدمات ايجاد مي شود.
VII. فقر موردي: فقري که از خصوصيات فردي يا خانوادگي افراد ايجاد مي شود (صورتي ديگر از تعريف گالبرايت در فوق).
VIII. فقر بحران زاد: فقري که از بحرانهايي نظير آسيب ديدگي، بيماري و يا بيکاري ناخواسته ناشي شود.
يكي از محققين (منبع 3 ) اقسام فقر را اينگونه مي شمارد:
1- فقر جسمي: شخصي كه نقص عضو دارد دچار فقر جسمي است؛ بدين ترتيب، معلولان در شمار فقيران جاي دارند، هر چند از ابعاد ديگر در درجات بالايي از توانگري باشند. البته چنين فقري اغلب با عدم حمايت هاي لازم به فقر مالي نيز مي انجامد.
2- فقر فرهنگي: فقر ناشي از بيسوادي و ناداني است.
3- فقر روحي (ذهني): گروهي عليرغم برخورداري از مواهب طبيعي بسيار، همواره خود را نيازمند مي پندارند؛ در انديشة افزايش دارايي خويش به ‌سر مي برند و از مشاهده مردم داراتر در حسرت فرو مي روند.
4- فقر مالي: اين نوع فقر، كه موضوع اصلي بحث است، فقر مالي، فقر اقتصادي، فقر معيشتي و محروميت نيز خوانده مي شود. فقر مالي خود بر چند نوع است:
I . فقر انتخابي «ارادي»
فقر انتخابي يعني آن كه خود فقر مراد شخص باشد يا به ‌سبب عواملي كه او در ايجاد آن ها نقش داشته، پديد آيد.
 الف) فقر انتخابي مثبت
گاه ممكن است شخص در مقطع زماني خاصّي، با در نظر داشتن هدفي والا، سختي و مشقّت را تحمل كرده و در زندگي فقيرانه به ‌سر برد، چنان كه زندگي برخي از دانشمندان نشان دهندة فقر انتخابي و خود خواسته آن هاست. ناگفته پيداست اين گروه هرگز در پي فقر نبوده اند؛ بلكه به ‌جهت ‌ترجيح دادن دانش بر رفاه و آسايش مادي در فقر به ‌سر بردند؛ به گونه اي كه اگر جمع دانش و ثروت بر ايشان ممكن بود، هرگز تن به فقر نمي سپردند. گاه گزينش فقر به ‌سبب اهداف متعالي الهي است.
ب) فقر انتخابي منفي
گروهي به رغم برخورداري از ثروت يا اسباب فراهم آوردن آن، به ‌سبب برداشت هاي نادرست از تعاليم ديني فقر را برمي گزينند. گاه فرد بطور مستقيم ‌فقر را انتخاب نمي كند؛ بلكه آگاهانه يا ناآگاهانه كاري مي كند كه نتيجه اي جز فقر ندارد؛ در اين مورد هر چند انتخاب آگاهانه تحقّق نيافته، ولي به هر حال ‌تهيدستي گزينش شده است.
II . فقر غير ارادي
طبق ديدگاه بانك جهاني فقر را نمي توان تنها بر مبناي درآمد و محروميت مادي سنجيد، بلكه عقب ماندگي در آموزش و بهداشت هم جزيي از آن است و به طور كلي مفهوم فقر، آسيب پذيري، بي پناهي و بينوايي را نيز در بر مي گيرد.
در گزارش كارگاه جهاني پيرامون فقر، سلامتي و توسعه، فقر و افراد فقير توسط “اوشا.اس. نايار” اينگونه طبقه بندي گرديده است:
* فقر موروثي: فرزنداني كه والدين فقير دارند، خود والديني فقير خواهند بود و اين فقر طي چند نسل ادامه خواهد يافت.
* فقر ناگهاني: به دليل بحران هاي ناگهاني نظير سيل و زلزله عارض مي شود.
* فقر موقت: در شرايطي نظير جنگ و به طور كوتاه مدت عارض مي شود.
* فقر جديد: شامل افرادي مي شود كه هم اكنون فقير نيستند ولي در مرز فقر قرار دارند و در صورت وقوع كوچكترين بحران، به فقرا مي پيوندند كه در آن صورت فقراي جديد محسوب مي شوند.
* فقر نسبي: دسترسي به امكانات اوليه دارند و در امكانات ثانويه دچار فقر مي باشند.
* فقر پنهان: فقر افرادي كه دور از دسترس هستند و كسي درباره آنها اطلاعي ندارد.
* فقر بومي: در يك منطقه جغرافيايي شيوع مي يابد و توليد اندك و منابع محدود ناحيه مسبب آن است.
* فقر متراكم: انبوهي از مردم فقير در محله هاي كوچك و شلوغ زندگي مي كنند.
* فقر نهايي: درباره افرادي است كه از ابتداي زندگي بي بضاعت بوده اند و تا آخر عمر فقير خواهند ماند.
* فقر مطلق: طبق تعريف “رابرت مك نامارادر” گزارش فقر آكسفام، شرايطي از زندگي است كه انسان به سوء تغذيه، بي سوادي، بيماري، قحطي، محيط آلوده، مرگ و مير زياد اطفال و انواع شيوه هاي ناشايست زندگي دچار باشد.
دكتر محمد علي برزگر نماينده سازمان بين الملليPHM (تلاش مردم براي سلامت) در تقسيم بندي خود فقر را به انواع زير طبقه بندي مي كند:
1- فقر كالري: افرادي كه در روز كمتر از 2250 تا 2500 كالري دريافت كنند در اين ديد فقير محسوب مي شوند.
2- فقر در آمد: طبق تعريف بانك جهاني در اين طبقه بندي به افرادي كه روزانه كمتر از يك دلار حقوق دريافت مي كنند، فقير مطلق و به كساني كه كمتر از 2 دلار و بيشتر از يك دلار در روز درآمد دارند، فقير نسبي اطلاق مي شود.
3- فقر سبد نيازهاي اساسي روزانه: اشخاصي كه به هر دليل قادر به تامين نيازهاي اساسي روزانه خود و خانواده خود، از قبيل خوراك، پوشاك، مسكن، امكانات آموزشي و بهداشتي نيستند در اين گروه قرار مي گيرند.
4-فقر شاخص هاي توسعه انساني: فقراي اين گروه از شاخص هاي توسعه انساني محروم و يا به آنها دسترسي كمي دارند. اين شاخص ها عبارتند از: اميد به زندگي، پيشگيري ازمرگ و مير كودكان زير 5 سال، امكان آموزش ابتدايي اعضاء خانواده، دسترسي به آب آشاميدني سالم، برخورداري از سيستم دفع زباله مناسب و دسترسي به خدمات بهداشتي و درماني است.
5- فقر فرصت ها: با در نظر گرفتن شاخص هاي توسعه انساني مذكور در بند 4، در صورت محروم بودن طبقات وگروههايي خاص از اين شاخص ها فقر فرصت ها پديد مي آيد. براي مثال اگر به دلايلي روستائيان، مهاجران، زنان، اقليت ها و معلولين فرصت برخورداري از اين امكانات را نداشته باشند.
1- 6 – 3- سنجه هاي فقر
براي اين كه تعريف شود فقير در اين تحقيق به چه كسي اطلاق مي گردد، لازم است كه معيارهاي مختلف سنجش فقر مورد بررسي قرار گيرد. لذا در اينجا به بررسي سنجه هاي فقر مي پردازيم كه بخش هايي از آن از كتاب” توسعه و نابرابري ” محمد جواد زاهدي برگرفته شده است:
سنجش فقر به منظور مقايسه موقعيت ها صورت مي پذيرد و هدف از آن اين است كه روشن شود كه از وضعيت هاي داده شده كدام يك با فقر بيشتري همراه است. اين مقايسه ممكن است ترتيبي يا عددي باشد. در مقايسات ترتيبي، افزايش يا كاهش نابرابري در طول زمان و بر حسب مكان و يا تاثير پذيري آن از سياست ها مورد توجه قرار مي گيرد، درحاليكه در مقايسه عددي تفاوت موجود در ميزان رفاه(يا به عكس ميزان فقر) بر حسب مقادير كمي بازگو مي شود. نكته مهمي كه در سنجش فقر بايد مد نظر داشت، شرايط منظومه اي يا حوزه اي مقايسه است؛ به اين معني كه ممكن است شخص ياخانواده اي در منظومه يا مجموعه شرايط مكاني و زماني ويژه اي فقير ارزيابي شود، ولي در مجموعه يا حوزه ديگري متوسط يا حتي مرفه تلقي شود.
نظريه مورد اجماعي درباره سنجه هاي نابرابري اجتماعي وجود ندارد، نظريه هاي موجود در اين زمينه كلي بوده و برحسب روشهاي به كار گرفته شده در سنجش نابرابري و فقر تعريف مي شوند. اين روشها را مي توان به پنج گروه زير طبقه بندي كرد:
1- رويكردهاي مفهومي سنجش رفاه
اين رويكردها مجموعه روش هايي را در بر مي گيرد كه نحوه دسترسي به مولفه هاي رفاه اساس داوري است.در اين راستا برخي صرفا به جنبه هاي رفاهي مادي نظير ميزان دسترسي به برخي كالاها و برخي به جنبه هاي كمتر مادي توجه دارند. شالوده رويكرد رفاه گرا بر رتبه بندي ترجيحات نسبت به كاللاها مبتني است و با تابع مطلوبيت نشان داده مي شود. طبق نظر “آمارتياسن” رفاه خوب زيستن است كه همانا توان زندگي طولاني، خوب تغذيه شدن، سالم بودن، با سواد بودن و نظاير آن را در بر مي گيرد. در مقابل رويكرد رفاه گرا، رويكرد عدم رفاه است كه بر اساس محروميت از برخي كالاها تعريف و طيف وسيعي از محروميت سنجي هاي مادي و معنوي را در بر مي گيرد. در هر دو رويكرد رفاه گرا يا عدم رفاه گرا، روي كالاها و خدماتي معين تاكيد گذاشته مي شود، با اين فرق كه در رويكرد رفاه گرا سنجه ها اساسا معطوف به دسترسي به كالاها و خدمات مصرفي است، ولي در رويكرد عدم رفاه گرا، عدم دسترسي يعني اشكال ويژه محروميت كالايي، مثلا تغذيه ناكافي، پوشاك نامناسب و يا مسكن فقيرانه مورد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان مواد مخدر Next Entries مقاله رایگان با موضوع قضا و قدر، آداب و رسوم، ظلم و ستم