پایان نامه با کلید واژگان مطالعات فرهنگی، سبک زندگی، جراحی زیبایی، ایدئولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

فارس) سروکار داریم. همانطور که ملاحظه میشود در اینجا با حاشیه ای مضاعف مواجه می شویم.

روششناسی مطالعات بازنمایی
همانطور که در بخش قبلی نیز توضیح داده شده به لحاظ روشی با توجه به نوع مواد مورد مطالعه در مطالعات بازنمایی، باروشهای تحلیل متن سروکار داریم. همانطور که در جدول آمده است در کنار روشهای نشانهشناسی و تحلیل گفتمان از تحلیل روایت و تحلیل محتوا، همچنین تحلیل تاریخی نیز استفاده شده است. نکته قابل تامل در اینجا نحوه کاربست روش در مسیر تحقیق است. در اینجا مسئله روش در مطالعات فرهنگی به طور کلی و در نسخه ایرانیش (با نگاهی اختصاصی) به انضمام تمامی مناقشات پیرامون آن مجددا خودنمایی می کند. مطالعه مفصل و دقیقتر برخی از نمونه ها حاکی از آن است که در مواردی مسئله روش تمایزات خود را با رشته های همسایه به هیچ وجه تشخیص نداده است به گونهای که چاشنی بینش روش شناختی نیز مدنظر محقق نبوده است حاصل آنکه روندکار و نتایج حاصل مشابهتی تام با کارهای انجام شده در شاخه های همسایه به دست می دهد. مقایسه موارد متعدد از مطالعات بازنمایی زنان و بازنمایی جنسیتی و همچنین قومیتی در گروه مطالعات فرهنگی و ارتباطات در داانشگاهها ادعای فوق را تایید کرد. درک نادرست از روش های مورد استفاده در برخی موارد در کنار مشخص نشدن هرچند نسبی مرزهای روش شناسی مطالعات فرهنگی ما را از وجود مشکلی مضاعف، آگاه ساخت. آنچه از مجموع کارها استنباط می شود این است که در پایان نامههایی که به طور خاص چارچوب های مفهومی و روشی در یک جمع بندی به خوبی مفصل بندی و نحوه کاربست روش تشریح شده است آشفتگی های روشی به حداقل رسیده است.

مطالعات میدانی
بخش مهمی از مطالعات میدانی در مطالعات فرهنگی کلاسیک به بررسی و شناخت انگیزهها و شکل و نوع مصرف و کنشگری خرده فرهنگها اختصاص یافته است. از دید ما میتوان مباحث پیرامون خرده فرهنگ ها را در بخش هایی از پایان نامههای مطالعات فرهنگی که حوزه اصلی کار خود را بر مطالعه میدان تحقیق متمرکز کرده اند نیز مطرح کرد. قبل از ورود به بحث پایان نامه ها ناگزیر از مرور بحث های اصلی شکل گرفته در این حوزه هستیم. شهابی در مقاله خود با عنوان «خرده فرهنگ ها در عصر جهانی شدن» (1388) به شکلی دقیق این روندها و مباحث اصلی آنها را بررسی میکند. وی در توضیح نحوه شکلگیری و انواع خرده فرهنگهای جوانان به شرایط و بستر وجودی آنها اشاره کرده و توضیح می دهد خرده فرهنگها در غرب (زادگاه اصلی آنها) اعضای خود را از میان طبقات کارگر جذب میکنند. این اعضا به شکل نمادین درصدد مخالفت و اعتراض نسبت به نابرابریهای موجود در نظام سرمایهداری هستند. اما وقتي راجع به خرده‌فرهنگ جواني در ايران صحبت مي‌كنيم، ديگر چنين كاركردي وجود ندارد. به این دلیل که در كشور ما اعضای خرده فرهنگها را جوانان طبقه متوسط به بالا و نه جوانان طبقه كارگر تشکیل میدهند. از طرفی دلیل اصلی به رسمیت نشناختن بخشی از خرده فرهنگها از سوی نظام حاکم به دلیل مغایرت آنها با هنجارهای متعارف در کشور بوده است. نکته دیگر اینکه کردارهای اعضای خرده فرهنگ ها همانطور که شهابی تاکید میکند شعورمند و آگاهانه نیست و لزوماً نمیتوان‌ آن را نشانه مقاومت و اعتراض تلقی کرد. این نکته در برخی پایان نامهها کم و بیش مورد توجه قرار گرفته است که در زیر به نمونههایی از آنها اشاره خواهم کرد. در این میان دو مورد مهم را باید مدنظر داشت. نخست به تفاوت میان رفتارها اعم از کنش و کردارهای فرهنگی خرده فرهنگها در ایران و غرب اشاره دارد و دیگری به تغییر مهمی که از دهه 90 به بعد در معنای کردارهای خرده فرهنگی رخ داده است.
شهابی درمورد اول خاطرنشان می سازد چهل تکهسازی در معنایی که دیک هبدایج در كتاب «خرده‌فرهنگ؛ معناي سبك» (۱۹۷۹) مدنظر داشت يعني تبديل يك امر عادي به يك امر سياسي از طريق انتقال عناصري از يك زمينه به زمينه ديگر و دادن معناي جديد به آن عنصر، رويكردي مدرن و سياسي است. اما چهل‌تكه‌سازي‌اي كه امروز در كشوري چون ايران و ديگر كشورهاي جهان سوم در حال اتفاق افتادن است، با اين ديدگاه هبدايجي قابل توضيح نيست. اين چهل‌تكه‌سازي ممكن است كه گاهي مدرن باشد، ولي در بيشتر اوقات يك بريكولاژ فرامدرن است؛ يعني لزوماً با انگيزه‌هاي سياسي انجام نمي‌شود، بلكه با اهداف فايده‌گرايانه صورت مي‌گيرد؛ به عبارت ديگر افراد براي تثبيت هويت در زندگي خودشان يا جلب توجه ديگران و… سراغ فعاليت‌هاي خرده‌فرهنگي مي‌روند. در ايران رفتارهاي خرده‌فرهنگي درواقع محلي براي چانه‌زني بر سر هويت شخصي و اجتماعي است.
در ایران دو دیدگاه غالب در مورد خرده فرهنگها وجود دارد؛ از یک سو رفتارهای مصرفی آنها منفعلانه و کورکورانه تلقی می شود و از سوی دیگر کسانی هستند که این رفتارها را به مثابه کنش هایی نمادین به منظور و با هدف مخالفت با هنجارهای موجود در جامعه توصیف میکنند. در حالی که در نگاهی دقیقتر همانطور که شهابی نیز اشاره میکند در کردارهای مصرفی اعضای این گروه ها نوعی پیوند زنی فرهنگی را شاهد هستیم؛ به این معنا که درصدد تلفیق عناصر بومی و وارداتی هستند. شهابی در اینجا با تفکیک بریکولاژ مدرن و فرامدرن از یکدیگر یادآوری میکند که در رفتارهای فرهنگی خرده فرهنگها لزوماً نمیتوان در پی معانی سیاسی و اعتراض گونه بود. در میان جوانان عضو خرده‌فرهنگ، به تعبیر شهابی «ارضای آنی» یا «لذت‌طلبی لحظه‌ای»، جست‌وجوی غیرمسوولانه‌ی لذت، هوس اجتماعی، مدگرایی و ماجراجویی می تواند رهیافت ارزشی اصلی به شمار آید.
در مورد تغییری که از آن در بالا صحبت شد نیز باید بگوییم در غرب (آمریکا و بریتانیا) نیز از دهه‌ی 90 به این سو ما شاهد غیرسیاسی شدن خرده‌فرهنگ‌های ویژه‌ی جوانان و تبدیل شدن آنها به اقلام مصرفی برای خوشایند مخاطبان بین‌المللی (حتی مخاطبان زیر 15 سال و بالای 30 سال) آنها هستند. صنایع سرگرمی غربی به ویژه گردانندگان شبکه‌های تلویزیونی موسیقی نقش مهمی در تضعیف پتانسیل رادیکالی و انقلابی این خرده‌فرهنگ‌ها ایفا کردهاند.
با این توضیح در مطالعه خرده فرهنگها باید تفاوت ها و تغییرات توضیح داده شده در بالا را مورد توجه قرار دارد. در میان پایاننامهها نمونههایی آمده است که در برخی همان نگاه کلاسیک نسبت به خرده فرهنگها دنبال میشود و در برخی موارد تغییرات رخ داده و تفاوتهای بنیادین میان نمونههای ایرانی و غربی خرده فرهنگها در تحلیلها و نقدها مدنظر قرار بوده است. البته در تمامی نمونههای زیر توصیف و تبیین وضعیت خرده فرهنگ ها هدف اصلی نیست. اما از دید نگارنده می توان برخی مفاهیم و دستاوردهای مطالعات خردهفرهنگی را در تحلیل مطالعات میدانی موجود در میان پایاننامههای مورد بررسی البته با توجه به محورهای موضوعی آنها نیز به کار بست.
با توجه به بحث شهابی و دادههای بدست آمده از مطالعه جامعه آماری، محور اصلی این بخش از پژوهشهای دانشجویی را یکی از مفاهیم سه گانه زیر تشکیل می دهد:
الف- مقاومت و ابداع در کردار کنشگران؛ کانون عمده‌ی مطالعات فرهنگی به ویژه تا قبل از دهه 1990 میلادی را می توان بحث “مقاومت” دانست. هانطور که آزاد (1388) تاکید میکند عنصر مقاومت جز در مطالعات فرهنگی چندان مورد توجه قرار نگرفته است. از دید وی کانونی شدن عنصر سلطه و مقاومت اساساً نوعی اعلام جنگ با ساختارهای سیاسی و رسمی و گروههای صاحب سلطه و قدرت بوده است.در ایران نیز غالب دانشجویان مطالعات فرهنگی نیز این ایده را در سراسر پایاننامه خود دنبال میکنند. براین اساس باید گفت سبک زندگی مقاومت کننده در نمونه آماری این مطالعات بیشترین فراوانی برخوردار است. ابداع در مصرف کالاها و بارکردن معانی فرهنگی به مصرف کالاهای مادی یکی دیگر از محورهایی است که مفهوم مرکزی بخش مهمی از مطالعات مصرف فرهنگی را تشکیل می دهد.
” آرایش برای زنان به منزله راهی برای رهایی از سرکوب یا همنوایی مدنظر است؛ این وجه از آرایش زنان را در روابط با قدرت قرار می دهد… آرایش فرصتی برای تحقق جنسیت زنان و نه ابزاری برای خودشیفتگی منفعلانه یا بندگی یا ماسک گذاری برای پوشش است”(بنگران، 1389: 92- 91).
“محدودیت های جنسی و طبقاتی تشدید شده پس از انقلاب در مناطق محروم شهر و حتی استانهای همجوار تهران که با تضعیف شدن نسبی نقش خانواده در این مناطق همراه شده بود منجر به هجوم سیل‌آسای جوانان از جنوب شهر به مراکز میانی و شمالی شهر شد. دلیل این را در کاربری پاتوق آن ها محقق دانسته است. درواقع امکان تجمع گروهی و بدون اینکه کسی به صورتی جدی مزاحم گروه های جوانان شود”( کلانی، 1385: 280).
“به این دلایل از میان تیپ های شناسایی شده در پاتوق های غربی تنها موارد معدودی در ایران وجود دارد سبک زندگی قهرمانی، سبک زندگی زنانه، سبک زندگی مقاومت کننده و پرسه زن جای گرفتن افراد مورد مطالعه در هریک از این تیپ ها به میزان زیادی به شرایط اقتصادی اجتماعی خانواده های جوانان نیز بستگی داشته است”(همان: 283).
“فرآیند تولید فضا در تهران هیچ گاه معطوف به ایجاد فضاهای گفتگویی نبوده و توجهی به علایق و نیازهای آزادی و خودمختاری شهروندان نشده است. در نتیجه پراتیک های روزمره شهروندان تحت انقیاد فضاهای حاکم قرار می گیرند و شهروندان از شهری که در آن زندگی می کنند بیگانه می شود. ولی می توان در زندگی روزمره شهروندان پراتیک هایی را مشاهده کرد که از یک سو بیانگر سلطه فضاهای سیاست گذاران در شهر و از سوی دیگر موید تلاش های شهروندان برای رهایی از فضای حاکم است”(وقایع نگار،1389: چکیده).
“وضعیت تهران اینگونه نبوده است؛ عقب نشینی اعضای جامعه در شهر تهران و سلطه بازنمایی فضا و جدایی و بیگانگی شهروندان با شهر و سلطه گفتار رسمی نتیجه این جدایی تکه تکه شدن شهر و تبدیل آن به قطعاتی مجزا از هم بوده است”(همان: 105-106).
“مشاهدات و مصاحبه ها نشان دهنده رشد گونه های فراغتی در این مراکز است اولا حضور فراوان این گونه از خریداران موجب بروز واکنش های ماموران داخلی و انتظامی و گشت ارشاد در مرکز خرید بوستان شده است به طوری که حضور ماموران در ساعات مختلف تغییرات در معماری این مرکز کاهش قدرت خرید و در نتیجه کاهش گونه خریداران اقتصادی منفعت جو نه تنها نشان دهنده گسترش گونه فراغتی خریداران در این مرکز است بلکه چالش هایی نیز بین ایدئولوژی حاکم و فضاهای طراحی شده و استفاده از این فضاها ایجاد کرده است”(حسین آبادی، 1387: 111).
در دو پژوهش اخیر که در یکی فضاهای شهری به طور کلی و در دیگری فضاهای خرید موضوع تحقیق قرار گرفته اند فضا به مثابه محمل اعمال ایدئولوژی حاکم تصور و سعی شده تا نحوه برخورد شهروندان و خریداران در مقابل این اعمال فشار از بالا به آن ها توصیف و تبیین شود.

ب- هویت یابی؛ این جاست که شهابی از بریکولاژ فرامدرن یاد کرده و بخش قابل توجهی از کنش های جوانان را متاثر از اهداف فايده‌گرايانه توصیف میکند؛ درواقع این افراد براي تثبيت هويت در زندگي خودشان يا جلب توجه ديگران و… سراغ فعاليت‌هاي خرده‌فرهنگي مي‌روند. شهابی در دیدگاهی گستردهتر رفتارهاي خرده‌فرهنگي را در ایران محلي براي چانه‌زني بر سر هويت شخصي و اجتماعي میداند.
“باید با نگاهی دوباره به این پدیده نگریست و به عبارتی از نو آنرا شناخت و بسیاری از انتقادات نسبت به این مسئله را کنار گذاشت برای این دسته از زنان جراحی صرفا کوششی برای تامین رضایت فردی نه مقاومت در برابر فرهنگ مسلط و یا رفتاری غرب زده یا ناشی از اختلالات روانی در فرد بوده است. تفسیرها و نگاه هایی که این زنان نسبت به پدیده واحدی به نام جراحی زیبایی داشتند متفاوت و از منابع متفاوت هویتی اتخاذ شده است. تصمیم اکثریت‌زنان در خصوص انجام جراحی زیبایی را می توان اقتضای جامعه مدرن در توجه نمودن به ظاهر و محملی برای کسب هویت و منزلت در نظر گرفت. فشارهایی که از هر سو به یک زن وارد می شود او را به سوی زیباسازی و ابزارهای مرتبط با آن نظیر رژیم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان مطالعات فرهنگی، نشانه شناسی، تحلیل گفتمان، ایدئولوژی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان مطالعات فرهنگی، زندگی روزمره، جامعه آماری، سبک زندگی