پایان نامه با کلید واژگان مطالعات فرهنگی، نشانه شناسی، تحلیل گفتمان، ایدئولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

که گرچه به لحاظ موضوعی از تنوع قابل قبولی برخوردار بودند اما در عمل نتایج کلیشهای و تکراری را رقم زدند. شناسایی گروههای فرودست همچون تبدلخواهان جنسیتی، معتادان، جانبازان، قربانیان تجاوز جنسی و انتخاب آنها به عنوان موضوع تحقیق شایسته و درخور تقدیر است حتی اگر تکرار کلیشه فرودستی در آنها عملا راهی به حل مسئله و بهبود وضعیت موجود نمییابد.
نقد مهم دیگری که میتوان به بخش دیگری از مطالعات بازنمایی نیز وارد دانست معطوف به پیشبینیپذیری بودن نتایج اغلب این مطالعات است به گونهای که اساسا تحقیق درمورد کیفیت و کمیت بازنمایی را بیمعنا میسازند چرا که نتیجه پیش از انجام تحقیق مشخص است.

مطالعات بازنمایی
همانطور که گفته شد مطابق با تقسیمبندی روژک در دومین برهه از چهار برهه مطالعاتی در این رشته، غلبه با مطالعات متنی بوده است. به گونهای که در این دوره تحلیلهای ادبی بررسی فرهنگ عامه زندگی روزمره، رسانه و فیلم شکل جدیدتری به خود گرفته، نقش فرهنگی رمزگان متنی و معانی منتج از متون اهمیت دوچندان مییابد و “فرهنگ تودهای که به شکل فزایندهای بازنمایی از جهان را در قالبهای ادبی و سایر متون روایی تحقق بخشید در مطالعات فرهنگی و با روش نشانه شناسی مورد توجه قرار گرفت” (روژک، 40: 2007). این دوره از فعالیتهای مرکز مطالعات فرهنگی بیرمنگام پیش از همه وامدار آثار و نوشتههای استوارت هال است. به گونهای که مبتنی بر شکلگیری ایدههای هال درباره ایدئولوژی و بازنمایی است و نوشتهها و آثار او درباره بازنمایی و اهمیت آن در فرهنگ رسانه محور امروزی این مفهوم را به یکی از بنیادیترین مسائل حوزه مطالعات فرهنگی تبدیل کرده است.
براساس تعاریف لغتنامهای، بازنمایی ابزاری برای نمایش واقعیت است و این هدف به واسطه رسانه‌ها صورت می‌گیرد. مطابق با این تعریف محیط رسانهای محیطی ایدئولوژیک تلقی میشود و تولیدکنندگان رسانهای نیز به تبع در چارچوبهای مشخص ایدئولوژیک فعالیت می‌کنند (واتسون و هیل108، 2006: 248). نکته‌ای که روژک نیز به درستی بدان اشاره می‌کند این است که نگاه مطالعات فرهنگی به مفهوم بازنمایی، نگاهی چندوجهی است و آنرا به زبان هال میبایست در «ترکیب‌بندی» با سایر مفاهیم مانند سیاست، قدرت، امر عامه پسند، ایدئولوژی و بازتولید قرار دارد.
به هرروی همانطور که روژک نیز خاطرنشان میسازد مطالعات بازنمایی بخش قابل توجهی از مطالعات فرهنگی را تشکیل داده و در هر چهار برهه آن را به عنوان یکی از مهمترین مسائل پیش روی خود مدنظر داشته است. قسمت اعظم این مطالعات در بحث بر سر موقعیت نابرابر گروههای حاشیهای و درواقع اقلیتها (ی مختلف) در جامعه شکل گرفته است. باید توجه داشت گرچه از ابتدا گروههای حاشیهای از جمله سیاهان و اقلیتهای نژادی از جایگاه مرکزی در مطالعات فرهنگی برخوردار بودند اما در دهههای 70 و 80 میلادی است که با اقبال مطالعات فرهنگی به مطالعات رسانه و بازنمایی گروههای حاشیهای در رسانهها شاخهای به نام مطالعات بازنمایی در مطالعات فرهنگی شکل میگیرد که با ورود مطالعات فمینیستی به مطالعات فرهنگی ابعاد تازهتری نیز به خود میگیرد. ورود گفتمان به مطالعات فرهنگی همراه با نگاه متنی به محصولات رسانهای مطالعات فرهنگی را به سویی میبرد که دستاورد دو دهه مذکور حجم انبوهی از مطالعات متنمحور میشود دستاوردی که بیش از گذشته مطالعات فرهنگی را آماج انتقادات مخالفان و حتی از داخل و از سوی متفکرین و پژوهشگران این حوزه قرار میدهد.
مطالعات فرهنگی از دریچه مطالعات بازنمایی
ایلوز وقتی هدف مطالعات بازنمایی در مطالعات فرهنگی را توضیح میدهد میگوید:
“به خوبی آنجا که به بازنمایی مربوط است مطالعات فرهنگی هدف سادهای دارد: «شناسایی فرایندی که طی آن قراردادهای معینی به نحوی نظاممند انتخاب میشوند تا جهان اجتماعی را بازنمایانند و از این رو، فهم شیوههایی است که در آن این بازنماییها در عوض، نماینده [معرف] نقطهنظر برخی و نمایش غلط نقطهنظر برخی دیگر است» (ایلووز، 2003: 222).

ترنر و روژک (2000) نیز ایده مشابهی دارند. از دید این دو متفکر فرض بنیادی مطالعات فرهنگی این است که از نمایش غلط109 یا عدم نمایش، شکلی از نابرابری به وجود میآید که مطالعات فرهنگی این امکان را پیدا میکند تا در توصیفات خود از جامعه به آن بپردازد و با آن مبارزه کند. سپس از این ایده نتیجه گیری میکنند که مطالعات فرهنگی پروژهای خاص و تاریخی علیه نابرابریهای نوظهور و مبارزه بر سر عدالت است. اساسا وقتی بازنمایی و مناسبات آن موضوع بحث باشد، مجموعه تلاشهاي نقادانه مبتنی بر نقد متون بصری است. بنابراین متنگرایی مطالعات فرهنگی را باید از این زاویه مورد بررسی قرار داد. به نظر میرسد پاشنه آشیل مطالعات فرهنگی دقیقا در همین نقطه قرار گرفته است. چرا که بسیاری از منتقدان آن را به شدت متنگرا، و به تعبیر ترنر و روژک (2000) «دکوراتیو» می دانند. به این معنا که به جای پرداختن به سیاست واقعی، همه تلاش خود را مصروف رمزگشایی متون کرده است.
بحث مهم دیگر به ابزارهای بازنمایی و گروههایی که به این ابزارها دسترسی دارند مربوط میشود. دور از ذهن نیست اگر مالکان ابزارهای بازنمایی، بازنمایی ناشایستی از گروههای فاقد دسترسی ارائه کنند یا اساساً ایماژهای آنها را نادیده بگیرند. چرا که در بحث از ابزارهای بازنمایی آرمان مطالعات فرهنگی میتواند استیفای حقوق همه شهروندان برای دسترسی به امکانهای ساخت و عرضه ایماژهای آنها باشد. درواقع، «عدم توانایی در شکل دادن به ایماژهای خود، به معنای محروم ساختن فرد از خودش است که در عوض، محنتی اجتماعی و واقعی را ایجاد میکند.» از این روست که بازنمایی، ما را به قلب مناسبات تحریف شدهای می برد که «ارزش افزودهای را برای کسانی به وجود میآورد که ابزارهای بازنمایی را در اختیار دارند» (ایلوز، 2003: 224).
از دید سییر (2009) مشکل اصلی در مطالعات بازنمایی و اساساً در مطالعات فرهنگی این است که عموما نقدهای مطالعات فرهنگی از نوع نقد محتاط و زیباشناختی است. دقیقاً همین ویژگی است که غالب تلاشهای مطالعات فرهنگی را بینتیجه میگذارد. سی یر دو نوع نقادی را از هم تفکیک میکند: نقادی قوی و نقادی محتاطانه. اولی ناظر بر درگیری مستقیم با قدرت موثر در جامعه است. بنابراین، به جای تاکید بر نشانهها و ردپای قدرت در متون به بیش از آن فکر میکند. پرسش مهمتری وجود دارد که چرا این تحریفها و فریبها ماندگارند؟ نفع چه کسانی را تعقیب میکنند؟ (نگاه کنید به سییر، 2009). حال اگر به پیروی از رضایی (1390) این را ترازی دیگر برای نقادی بدانیم که در مطالعات بازنمایی به آن پرداخته نمیشود با این تعبیر، مطالعات فرهنگی به پروژهای تبدیل می شود که از جامعهای عادلانه دفاع میکند که در آن هر فرد توانایی انجام برنامههای زندگیاش را دارد. چه بسا، عزت نفس، به تعبیری که در بالا آمده است، در جامعهای که در آن سیاست معنا، سیاست بازنمایی و سیاست هویت گرفتار عدم توزیع عادلانه ابزارهای بازنمایی است با خطراتی مواجه است. در چنین جامعهای سیاست رهاییبخش نمیتواند معطوف به تجدید بنای برابری در منابع مادی باشد بلکه تاکید بر تجدید بنای شأن و منزلت افراد است. چون شأن، مبتنی بر ایماژی است که هر فرد از خودش دارد و این ایماژ که از طریق فرایندهای بازنمایی در جامعه ساخته میشود میتواند به نحوی تحریف شده شکل گیرد.

بازنماییِ مطالعات بازنمایی در ایران
حدود 21 درصد (یک پنجم) از کل جامعه آماری این پژوهش به بررسی کمی و کیفی بازنمایی گروه یا بخشی از جامعه در رسانه ها اختصاص دارد. در جدول زیر عناوین بر اساس دانشگاههای مربوطه به ترتیب زمانی آمده است:

جدول (7-6): توزیع پایان نامه های بازنمایی در گروه مطالعات فرهنگی سه دانشگاه

ردیف
عنوان
سال
روش
دانشگاه علامه طباطبایی
1
بررسی انتقادی بازنمایی فرهنگ سیاسی در گفتمانهای روشنفکر دینی ایران معاصر
1386
تحلیل گفتمان
2
سیاست های بازنمایی: جنسیت در آثار نویسندگان زن ایران
1386
تحلیل گفتمان
3
بازنمایی بینش تراژیک در ادبیات داستانی ایران (بررسی چهار داستان صادق هدایت)
1387
تحلیل گفتمان
4
بازنمایی فضای انقلاب مشروطه و جریان کشف حجاب در ایران (با تکیه بر مفهوم فضای عمومی و وارونه)
1387
تحلیل تفسیری –تاریخی
5
بازنمایی فرهنگ سیاسی در مجلات طنز قبل و بعد از انقلاب اسلامی(مطالعه موردی مجلات توفیق و گل آقا)
1388
نشانه شناسی
6
الگوهای رمزگشایی فیلم بدون دخترم هرگز در میان مخاطبان ایرانی
1388
نشانه شناسی و مصاحبه عمیق
7
بازنمایی هویت های فرودست در رمانهای دوره پهلوی اول
1389
مطالعه نشده
دانشگاه علم و فرهنگ
8
بررسی نحوه‌ی بازنمایی زنان در برنامه جمعه ایرانی رادیو
1386
تحلیل محتوای کیفی
9
بازنمايي زندگي روزمره در شهر تهران از خلال رمان هاي دوره رضاشاه
1387
تحلیل محتوای کمی و کیفی
10
تحليل گفتمان سفرنامه هاي اروپاي دوره مشروطه
1388
تحلیل گفتمان
11
بازنمایی جنسیت در گفتمان رمان های دوره اصلاحات(84-75)
1388
تحلیل گفتمان
12
بررسی نحوه بازنمایی جنسیتی سریال‌های تلویزیونی سال ۱۳۸۷(سریال‌های مرگ تدریجی یک رویا و ترانه‌ی مادری)
1388
نشانه شناسی
13
بازنمایی اسطوره امر مقدس در تصاویر جنگ (نقاشی و عکس)
1389
نشانه شناسی
دانشگاه تهران
14
بازنمایی خانواده در آگهی های  تبلیغاتی تلویزیون
1387
نشانه شناسی
15
بازنمائی فرهنگی بازی های رایانه ای
1387
تحلیل روایت و تحلیل گفتمان
16
گفتمان، هویت، ایدئولوژی( بازنمائی هویت ایران در بی بی سی)
1387
تحلیل گفتمان
17
تصویر شهر تهران در سینمای داستانی ایران
1387
تفسیرانتقادی و نقد درونی(بازنمایی انتقادی)
18
بازنمائی مردسالاری در سینمای ایران
1388
روش تاریخی
19
بازنمائی مفهوم تجربه دین در سینمای ایران بعد از انقلاب اسلامی
1388
نشانه شناسی
20
تحلیل نشانه شناختی بازنمائی هویت دینی و ایرانی در سینمای ایران
1388
تحلیل گفتمان
21
بازنمائی یهود و صهیونیسم در مجموعه های تلویزیونی مرتبط با مسئله فلسطین 1384 تا 1388
1388
نشانه شناسی و تحلیل روایت
22
بررسي مقايسه اي نحوه بازنمايي هويت كردي در آثار فيلم سازان كرد و غيركرد
1388
تحلیل گفتمان
23
بازنمائی زندگی روزمره جوانان ایرانی در سینما با نگاهی به 4 فیلم برگزیده دهه 80 ایران
1389
نشانه شناسی

از دید ما از سه دریچه میتوان وضعیت مطالعات بازنمایی ایرانی را مورد نقد و بررسی قرار داد: سنت های مطالعاتی، موضوع های انتخاب شده و روش مورد استفاده

دو سنت مطالعه بازنمایی در ایران
پژوهشهای بازنمایی عموما از دو حالت خارج نیستند. در هریک از این دو که از آنها میتوان با نام سنتهای مطالعات بازنمایی نیز یاد کرد هدف، مسیرکار و روش انجام مطالعه متفاوت خواهد بود(کاظمی،1390).
سنت نخست؛ که میتوان از آن با عنوان بازنمایی نشانه شناسانه یاد کرد از دل سنت بیرمنگامی مطالعات فرهنگی برآمده است و با متن به عنوان رسانه و با رسانه به عنوان متن برخورد میکند، مشابه کاری که جان فیسک در مطالعات خود انجام داد. بخش دیگر این پژوهشها را مطالعات تحلیل انتقادی گفتمان آنچنانکه در مطالعات وندایک، فرکلاف یا لکلا و موف بررسی شده است تشکیل میدهد. در این سنت نظری، ردپای الگوی نظری گرامشی به خصوص مفهوم هژمونی بسیار برجسته است.
سنت دوم: تفسیرانتقادی متن؛ مطالعات بازنمایی متن با مطالعات انتقادی زندگی روزمره که هاله لاجوردی بر اساس آن کار خود را دنبال کرده است مواجه میشویم. این سنت از دیدگاههای نظریهپردازان انتقادی چون لفور و هلر متاثر بوده است. لاجوردی با تاسی از چنین نظریاتی کتاب «زندگی روزمره در ایران» را نوشت. تفاوت مهم دو سنت در اینجا آشکار میشود که در سنت نخست بازنمایی صورت گرفته و محقق درصدد افشاکردن آن برمی‌آید. درحالیکه در سنت دوم محقق خود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان ایدئولوژی، تصویرسازی، تجربه زیسته، بازنمایی زنان Next Entries پایان نامه با کلید واژگان مطالعات فرهنگی، فرهنگ سیاسی، روشنفکران، فضای مجازی