پایان نامه با کلید واژگان مطالعات فرهنگی، تحلیل گفتمان، دانشگاه تهران، تحلیل متن

دانلود پایان نامه ارشد

در مطالعات فرهنگی در ایران همواره تامل برانگیز بوده است مشخص کردن مرز میان این مطالعات با حوزههای همسایه است اگر بپذیریم که این تمایزات در حوزه روش شناسی و متدولوژی قابل پیگیری است بنابراین باید این تفاوت به نحوی به منصه ظهور رسد. این درحالی است که حتی پس از طرح بحثهای خسته کننده و طولانی نظری و روشی در فرآيند عملیاتی کردن روش، منظور موردنظر به دست نمیآید.
این ضعف عمده توقفگاه خوبی است تا ادعا کنیم چندان عجیب نمینماید اگر در دو پایاننامه دانشجویی با موضوع و روش و اهداف مشابه از دو شاخه متفاوت مواجه شویم که عملا موازیکاری و حصول به نتایج و طی مسیری تکراری را موجب میشود.

از روش شناسی تا روش
آنجه از بررسی آراء بزرگان و متفکران برجسته مطالعات فرهنگی از ابتدا تاکنون آشکار است و ادبیات تحقیق در حوزه های مختلف مطالعاتی مورد توجه از سوی پژوهشگران این حوزه بر آن صحه گذاشته میشود عدم شکلگیری روشی جدید در این رشته است. درواقع در اینجا شاهد ابداع روشی متناسب با تعاریف و دغدغهها و موضوعات مورد مطالعه نبودهایم. بنابراین بحث بر سر روشهای مورد استفاده در مطالعات فرهنگی عملاً بیمعناست. اما آنچه به نظر می آید با اهداف ما در این پایاننامه مرتبط باشد توصیف و تحلیل وضعیت توزیع روشهای مورد استفاده در آثار دانشجویی مورد مطالعه است. معانی ضمنی و نتایج ثانویه این تحلیل در تایید ادعاهای اولیه ما نیز مفید به فایده خواهد افتاد.
جدول زیر نمایی کلی از نوع و میزان استفاده از روشهای تحقیق در پایاننامههای دانشجویی به دست میدهد. باید توجه داشت که در اغلب موارد ترکیبی از دو یا سه روش مورد استفاده قرار گرفته است. این نکته در ارزیابی آمار به دست داده و تحلیلهای بعدی دریچه تازه ای برای ورود به بحث ارزیابی وضعیت مطالعات فرهنگی ایرانی میگشاید.

نمودار (4-6): -توزیع پایاننامهها براساس روش تحقیق

مطابق با این جدول پرکاربردترین روشهای مورد استفاده را روشهای تحلیل متون یعنی تحلیل محتوا، گفتمان، نشانه شناسی، روایت و تفسیر انتقادی و تاریخی تشکیل میدهند. این خود دلیل محکمی برای تایید متنگرایی افراطی در مطالعات فرهنگی ایرانی است. جالب آنکه این وضعیت درمورد دانشگاه تهران از شدت بیشتری برخوردار است. حاکمیت پارادایم متن گرایی به اقتضای عنوان و شرح دروس این گرایش در دانشگاه تهران تمرکز بر تولیدات رسانهای بوده و روش تحلیل نیز طبیعتاً روشهایی خواهد بود که تحلیل متون رسانهای را ممکن سازد. این درحالی است که در دو دانشگاه دیگر این وضعیت معکوس میشود. همانطور که گستره موضوعی و حوزه انتخاب دانشجویان در این دو دانشگاه نیز بسیار متفاوت است. بنابراین بخشی از این وضعیت طبیعی به نظر میرسد.
در ادامه به اختصار درمورد نحوه استفاده از پرکاربردترین روشها در جامعه‌ آماری تحقیق صحبت خواهم کرد:

روشهای تحلیل متن
در میان روشهای تحلیل متن نشانهشناسی و تحلیل گفتمان بیش از همه مورد استفاده دانشجویان بود. این درحالی است که مطالعاتی که با استفاده از تحلیل گفتمان انجام شده است غالباً در سطح ارائه تحلیلهای کمی از موضوعات مورد بررسی و متون مورد تحلیل متوقف شده و غالبا از سطح توصیف فراتر نرفته و در مقام تبیین دادههای به دست داده گام موثری برنداشته است. عدم آشنایی کافی با الزامات و اقتضائات روششناسی تحلیل گفتمان در جایگاه یک روش تحقیق در کنار عدم تسلط نسبی بر مبانی نظری این نظریه در مطالعات انجام شده به خوبی در برخی آثار مشهود است. تحلیل گفتمان بر مبنای آرای فوکو همچنان مورد استقبال است و کسانی چون ون دایک و فرکلاف که تغییرات جدید را در روش خود اعمال و مورد ملاحظه قرار داده و دادههای نقادانهتری به دست میدهند هنوز جایگاه درخوری در مطالعات فرهنگی ایرانی به دست نیاوردهاند. در مورد نحوه کاربست نشانهشناسی نیز کم و بیش نقد پیشین صادق است مسئله مهمی که در حوزه روشی در آثار پژوهشی مورد مطالعه در این تحقیق به شکل برجستهای مطرح است بیش از همه متوجه دور ماندن و غفلت از نکات روششناختی جدید و متاخر است. نشانهشناسی سوسوری و پیرسی همچنان روش اصلی تحقیقاتی را تشکیل میدهد که در آنها از این روش استفاه شده است. متاسفانه دانش روششناختی ما در حوزه نشانهشناسی دچار ضعفهای جدی است این درحالی است که کاربست روش نشانهشناسی در تحلیل متن با توجه به نوع آن مهارت و تخصصی میطلبد که ما هنوز خود را بدان تجهیز نکردهایم.

تئوری مبنایی
این روش که از جایگاه ویژهای در پایاننامههای دفاع شده در دانشگاه علامه طباطبایی برخوردار است در فارسی با عنوان روش تئوری بنیانی و نظریه مبنایی شناخته میشود. ایمانی (1387) روش تئوری بنیادی104 را با توجه به ویژگیهایی چون قابلیت نظری، ارتباط مداوم و فعال محقق با موضوع تحقیق و قابلیت اصلاح دارای اهمیت زیادی برای تدوین چارچوبهای نظری برای شناخت مسائل اجتماعی میداند. روش مذکور تقریبا از زمان معرفیاش در سال 1967 از سوی گلیزر و اشتراوس به شکل گستردهای به عنوان یک راهبرد تفسیری در علوم اجتماعی به کار گرفته شده است. هدف آن نیز کشف و دستیابی به تئوری از طریق استقراء و بر پایه تحلیل مقایسهای 105است.
ایمانی(1387) با اشاره به اینکه بیشتر تحقیقاتی که اکنون انجام میشوند به گونهای طراحی میگردند که به اثبات تئوریهای موجود بپردازند و هدف آنها بوجود آوردن تئوریهای جدید نیست، میگوید روش تئوری بنیانی با توجه به این مسئله تصمیم دارد تا با روش تحلیل تطبیقی دادهها به ابداع نظریههای جدید از طریق استقراء برسد. دیدگاه استقرائی این روش با روش مرسوم فرضی- قیاسی آزمون فرضیه در نظریههای جامعه شناسی در تقابل قرار دارد و آن روش را نمیپذیرد.
این روش در دانشگاه علم و فرهنگ و تهران مورد استقبال اساتید و دانشجویان هیچ یک نبوده و نه تنها در رشته مطالعات فرهنگی بلکه در سایر رشتههای علوم اجتماعی در دانشگاه تهران جز در مواردی معدود آشنایی و تخصصی پیرامون آن شکل نگرفته است.

قوم نگاری
مجموعه وسیعی از مطالعات فرهنگی در واقع به روشهای اتنوگرافیک صورت گرفتهاند. پژوهش قوم‌نگاری106 معمولاً با انسان‌شناسی همبسته است و بر مشاهده، توصیف و داوری‌های كیفی یا تفسیر پدیده‌های مورد بررسی تأكید بسیار دارد (بازرگان، عباس؛ 1387، ص47). فاضلی (1389) در مصاحبهای درمورد جایگاه این روش در مطالعات فرهنگی میگوید :

“عمدتًا بخشی از نوشتههای اولیه مطالعات فرهنگی مثل کار ریچارد هوگارت که در رابطه با طبقه کارگر در بریتانیای بعد از جنگ نوشته شده، به خود زندگینامههایی107 او بر می گردد که تجربه زیستی او به عنوان یک فرد عضو طبقه کارگر بیان می کند و بعد در مورد مجلات عامه پسند در بریتانیا بحث می کند و مشاهدات و گفتگوها و تجربیات خود را از آنچه که در زمینه مجلات هست بیان می کند. این ها را هم می توان نوعی کار اتنوگرافیک تلقی کرد. مطالعه «دیوید مورلی» در مورد «نیشن واید» و تحقیقی که در مورد تلویزیون خانگی انجام می دهد نیز یک نوع مطالعه اتنوگرافیک محسوب میشود. هرچند در مقاطع بعدی با ورود به نسل دوم از مطالعات فرهنگی کمتر شاهد استفاده از این روش بودیم اما در این دوره نیز بخش قابل توجهی از تحقیقات مطالعات فرهنگی چه در حوزه رسانه و چه در سایرحوزهها از جمله حوزههای مربوط به سیاست فرهنگی و به ویژه مصرف و فرهنگ مصرفی و همچنین بحثهای راجع به خرده فرهنگها بر اساس تکنیکهای اتنوگرافیک انجام شدهاند. پل ویلیس در “یادگیری طبقه کارگر” نیز از این روش کمک گرفته است”.

بنابراین امروزه روشهای اتنوگرافیک امری کاملاً شناخته شده بوده و از آن به عنوان رکن روشهای مطالعات فرهنگی یاد میشود. این روش در مطالعات فرهنگی ایرانی نیز از جایگاه برجستهای برخوردار است البته در گروه مطالعاتفرهنگی دانشگاههای علم و فرهنگ و علامه طباطبایی به این روش بیشتر توجه شده است. حضور متخصصان مردم شناس در گروه مطالعات فرهنگی دانشگاه علامه، برخی پژوهشهای دانشجویی را به مطالعات مردمشناسی و روشهایی که در ابتدا و اساسا در این رشته استفاده میشد بسیار نزدیک ساخته است.

مصاحبه کیفی
استفاده از این روش در جامعه آماری تحقیق حاضر عموماً از دو حالت خارج نیست؛ در برخی از آثار مصاحبههای کیفی به عنوان تنها راه جمع‌آوری داده و در گروهی دیگر نیز به عنوان روشی مکمل برای کسب اطلاعات بیشتر به کمک دانشجو آمده اند. در هر صورت استقبال از روش های کیفی همچون مصاحبههای عمقی و قرار گرفتن در کنار سوژه کنشگر و سعی در ارائه تحلیلی دقیق و عمیق از کنشهای مورد بررسی همواره یکی از ممیزات مطالعات فرهنگی محسوب میشود و خوشبختانه این شکل از جمعآوری داده در فرآیند انجام تحقیق در میان دانشجویان از محبوبیت بالایی برخوردار بوده و تشویق به اتخاذ رویکردهای کیفی و حضور در میدان تحقیق در گروههای مطالعات فرهنگی در ایران در زمره یکی از نقاط مثبت محسوب میشود.

بخش سوم؛ مواد مورد مطالعه
همانطور که گفته شد جامعه آماری تحقیق را براساس موارد مورد مطالعه در هریک از پایاننامههای دانشچویی میتوان به سه دسته مطالعات متن، مطالعات خوانش و مطالعات میدان تحقیق تقسیم کرد. در هریک از این سه قسم از مطالعات روش و گاه موضوع مطالعه متفاوت خواهد بود. در زیر منظور خود را از هریک از این سه شکل به اختصار توضیح میدهیم؛

مطالعه میدان و یا تحقیق میدانی؛ تحقیق میدانی یکی از روشهای تحقیق اجتماعی است که مستلزم مشاهده مستقیم پدیدههای اجتماعی در صحنههای طبیعی آنهاست. مشاهده مشارکتی، مصاحبههای عمقی، مطالعات موردی و مردمنگاری در زمره اشکال اصلی تحقیق میدانی قرار میگیرند. در مقایسه با پیمایش و آزمایش سنجشهای میدانی از اعتبار بیشتر و قابلیت اعتماد کمتر برخوردارند. این روش به دلیل دانش عمیق و اطلاعات نسبتاً جامعی که درمورد نمونههای مورد مطالعه به دست میدهد جایگاه ویژهای در شاخههایی از علوم اجتماعی به ویژه انسان شناسی و بعدها در مطالعات فرهنگی به دست آورده است. در مطالعات فرهنگی ایرانی از سه شکل تحقیق میدانی یعنی مصاحبههای عمقی و مشاهده مشارکتی بیشتر استفاده شده است. به ویژه مشاهده مشارکتی به عنوان روش دوم و فرعی اطلاعات تکمیلی مناسبی را در اختیار پژوهشگر قرار داده است.

مطالعات خوانش؛ مواد مطالعه این بخش از مطالعات فرهنگی را متون رسانهای تشکیل میدهد. مطالعه بخش نظری این پایاننامهها نشان میدهد که چارچوب نظری کار غالباً از نظریههای ارتباطات استخراج شده و محور اصلی تحلیلها نیز نظریات مخاطب محور در مطالعات رسانهها است. آنچه در این نظریات اهمیت دارد این است که «مخاطب با رسانهها چه میکند و از متن رسانهای چه برداشت یا برداشت هایی دارد». به طور کلی در مطالعاتی که به بررسی نحوه خوانش مخاطبان از تولیدات رسانهای به ویژه کتاب (های رمان و داستان)، مجلات(به ویژه عامهپسند و مجلات زنان)، سینما، تلویزیون (آگهیهای تجاری و سریالهای تلویزیونی) میپردازند بر اهمیت و قدرت مخاطب در فرآیند ارتباط و نقش فعال او در معناسازی، تعبیر و تفسیر پیام تاکید شده و اهمیت و قدرت رسانهها و پیام که در نظریات کلاسیک ارتباطات در دهههای آغازین قرن نوزدهم غالب بودند به حداقل میرسد.
پیوند اصلی مطالعات فرهنگی و مطالعات رسانهها در مطالعات خوانش و دریافت آشکار میشود. مشخصترین استراتژی نظری مطالعات فرهنگی نیز در برهههایی خوانش تولیدات فرهنگی، کردارها و حتی نهادهای اجتماعی به عنوان متن است که از مطالعات ادبی و نیز نشانه شناختی «بارت» و «اکو» اقتباس شد. مطالعات فرهنگی در اینجا بیشتر به این مسئله میپردازد که چگونه گروههایی با داشتن حداقل قدرت، عملا محصولات فرهنگی را به شیوه خاص خود قرائت میکنند و آنها را به شکل خاص

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان مطالعات فرهنگی، روش شناسی، علامه طباطبایی، تولید دانش Next Entries پایان نامه با کلید واژگان ایدئولوژی، تصویرسازی، تجربه زیسته، بازنمایی زنان