پایان نامه با کلید واژگان مطالعات فرهنگی، سیاست فرهنگی، نظام اداری، علوم اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

نشده است. اما درعوض بحثهای کلی فراوانی در اینجا مطرح میشود. انواع سیاست پیشنهاد شده از منظر هژمونی – نشان دادن کردارهای بازنمایی موزه جهت تسهیل ظهور مثلا سوژه مخالف ضدهژمونی – بدون ارائه هیچ ابزار ارتباط دهنده با شرایط گفتمانی و نهادی (که در آن فشارهای سیاسی از درون و بیرون به موزهها وارد میشود) اشکال محاسبه عاملان با ظرفیت قابل شناسایی برای تاثیرگذاری بر کردارهای موزه را تعیین میکند(همان:30).

بنت و سیاست نمایش
یکی دیگر از موضوعات مهمی که بنت ( گویگان، 1388:ص 173) به ویژه در بحث از موزهها آن را مدنظر دارد سیاستگذاری در مورد نمایشگاهها و به طور کلی هر فعالیتی است که از طریق آن بتوان به نمایش و عرضه چیزی پرداخت. وی در مقالهای88 که برای اولین بار در سال 1988 منتشر کرد بینشی فوکویی از آنچه «مجموعه نمایشگری» میخواند ارائه داد که نشان دهنده دلمشغولی دیدگاههای نظریاش نسبت به «هدایت رفتار» است. بنت با درنظر گرفتن نقطه نظر میشل فوکو خاطر نشان میکند که رویههای جدیدتر یا مدرنِ کنترل اجتماعی فقط شامل دخالت در آسایشگاهها و زندانها برای تحمیل و حذف سوژههای مشکلزا از دید عموم نیست. امروزه حکومتمندی از طریق آنچه که تاکنون از دیدها پنهان بود یعنی از طریق نمایشهای جذاب مانند نمایشگاهها و موزهها خود را اعمال میکند و از این طریق درصدد است تا ابزاری برای دسترسی به نظم از طریق مقررات آموزشی فراهم نماید. بنت (1995: 63 و 66) در کتاب خود تولد موزهها89 نیز مجموعه نمایشگری را “مجموعهای از فناوریهای فرهنگی توصیف میکند که به دنبال سازماندهی شهروندی «خودتنظیمگریِ داوطلبانه» است و زمینهای برای نمایش دائمی «قدرت-دانش» ایجاد میکند”. به عنوان مثال بنت با الهام از رولان بارت (1979) برج ایفل را سمبلی میداند از:
” دیدن و دیده شدن، زیرنظرگرفتن و همیشه زیرنظر بودن، ابژهی نگاهی ناشناخته اما کنترلکننده با این شیوهها همان گونه که قلمروهای خود دائما برای خودشان قابل مشاهده میشوند، نمایشگاهها برخی ایدهآلهای سراسربینی در تبدیل توده به[سوژه] همیشه تحتِ نظر، ناظر بر خود، خودتنظیم کننده و همان گونه که اسناد تاریخی نشان میدهند، به افراد همیشه آرام و منظم-جامعه ای که خود را نگاه میکند- را تحقق میبخشیدند”90
معنای تحتاللفظی مفهوم سراسربینی91 فوکو (1977 و 1975) دیدن همهجاست که معماری آن را از فرمی از معماری اقتباس کرده است که در آن نگهبان واقع در برج مرکزی میتوانست سلولهای اطراف را ببیند بی آنکه خود دیده شود. در این حالت زندانیان نیز که در معرض نگاه خیره نگهبان بودند هرگز او را نمیدیدند (اسمیت، 1387: 3-202) . این مفهوم در نوشتههای فوکو برای اشاره به سازوکاری برای تنظیم کار و مصرف در جامعه گستردهتر به کار رفته است. سوال مهمی که در اینجا برای بنت و همفکرانش(گویگان، 1388: 174) مطرح میگردد این است که اگر همه تحت نظر هستند چه کسی کالاها را میسازد و چه کسی کالاها را میخرد؟ بنت در پاسخ به این پرسش بر نقش نمایشگاهها در بازتولید منطقی در تقابل با مکانهای عامه پسند، محلهای تفریح نظارت نشده مانند پارکهای سرگرمی مدرن و نمایشگاههای سنتی تاکید میکند. مهمترین دلالت این تحلیل و تحلیلهای مشابه این است که به طور کلی مجموعه نمایشگری به ایجاد مشتری سازگار و فرهنگ مصرفی کمک کرده است.

رویکرد ترکیبی بنت
بنت(همان: 28-27) پس از نقد تعریف ویلیامزی فرهنگ، مفهوم هژمونی و روشنفکر ارگانیک از گرامشی، خوانش آلتوسری و طرح دوباره مفهوم حکومتمندی فوکو به سراغ والتر بنیامین92 فیلسوف و زیبایی شناس آلمانی میرود. بنت با انتقاد نسبت به رویکرد به شدت انتقادی مطالعات فرهنگی نسبت به زمینه سیاست بحث را شروع میکند و معتقد است این رویکرد نتیجهای جز مسدودکردن مسیر شناخت سیاست فرهنگی ندارد. این درحالی است که به واقع نمیتوان آنچه که سیاست نوع خاصی از نقد بدون درنظر داشتن زمینه روابط سیاسی در آن هست و احتمالا اثراتی هم دارد را به حساب نیاورد. درچنین شرایطی پرسش کلیدی از هرنوع کار ادبی که والتر بنیامین زمانی به بحث گذاشت، پرسش از نحوه قرارگرفتن اثر ادبی در برابر روابط تولیدی زمان خود خواهد بود؟ اثر ادبی به روابط تولیدی زمان خود متعهد است یا فراتر از آن تا جایگاه یک برانداز و انقلابی پیش میرود؟ و اینکه چگونه درون روابط تولیدی زمان خود جای میگیرد؟ بنت(همان: 29) براساس پرسشهای بنیامین، پرسشهای کلیدی که برای طرح هر نوع سیاست فرهنگی93 باید مطرح کرد صورتبندی میکند:

– چگونه سیاست فرهنگی در چارچوب یک تکنولوزی فرهنگی جای میگیرد؟
– دنبال کردن کارکرد(عمل کردن) این تکنولوژی فرهنگی از سوی سیاست فرهنگی چه تفاوتی خواهد داشت؟
– به چه مسیرهای جدیدی اشاره دارد؟
طرح پرسشهای فوق میتواند نقطه شروعی باشد برای فکرکردن به سیاستی جایگزین که به جای چارهاندیشی پایانناپذیر برای سازماندهی سوژههایی که وجودشان صرفا به اثرات خیالی بلاغتشان محدود میشود در ایجاد و رشد چنین برنامههایی موثر افتد.
بنت سعی دارد تا میان ملاحظاتش در باب نقد زیبایی شناسانه فرهنگ، تعاریف و مصادیق فرهنگ و نسبت آن با دولت از دیدگاه ویلیامز، پرسشهای مطرح شده از سوی بنیامین و اشکال فوکویی تحلیل فرهنگی با محدودیت ایده هژمونی گرامشی در مطالعات فرهنگی ربطی منطقی برقرار کند. بنت (1992 :22) هدف از اشاره به موعظه واقع گرایانه برشت را که در صفحات قبلی در مورد آن صحبت شد، پاسخ به این پرسش می داند “چگونه و چرا دانش نیاز به ظهور و نمایان شدن برای نتیجه بخش بودن دارد”. فوکو (1981) نیز نگرانیهایش را به عنوان موجودی شناسایی میکند که از طریق ابزارهای تولید و جریان رژیمهای خاص حقیقت –رژیمهایی که روابط بین دانش و کنش را به شیوههایی در زمینههای مختلف قواعد اجتماعی تنظیم و سازماندهی میکند-با شیوه هایی تحت کنترل درمی آید و خود را کنترل میکند.
حال برای کاربست قاعده اخلاقی برشت با توجه به این بحث و بحث پیشین (مبتنی بر این ایده که فرهنگ نیازمند آن است تا اندیشه و تفکری شکل گرفته تحت تاثیر دولت، به نظر برسد) نیاز به اشکال سیاست و نظریه فرهنگی( که خود را با تولید و قراردادن اشکال دانش-عمل کردن حقیقت- مرتبط میسازند) نشان میدهد که میتواند قویا و عینا بر عاملان، محاسبات و رویههای آن موجودیتها تاثیر بگذارد. موجودیتهایی که می توانند به عنوان عاملانی تصور شوند که درون یا در ارتباط با زمینههایی که فرهنگ بدان مرتبط است عمل کنند. این نکته معانی زیادی میتواند در پی داشته باشد که از آن میان می توان به موارد زیر اشاره کرد:
– کار دقیق و متمرکز درخدمت گروههای عمل خاص
– کار روشنفکری برای مداخلات استراتژیک درون رویههای عملیاتی، سیاست و دستورکار موسسات فرهنگی خاص
– کار آماری برای ارائه در سطح بحث سیاسی یا برای پیونددادن به فرآیندهای سیاستگذاری به شیوههایی که رشد و گسترش برنامههای اجراییِ مستعدِ شناساندن به آنها را تسهیل میکنند.
– به معنای ایجاد موسسات خصوصی با چنین اطلاعاتی
البته هیچ یک مقصود بنت را به خوبی نشان نخواهند داد، بلکه صرفا چشماندازهایی در مقایسه با سایر فراخوانهایی که ما را برای حمایت از مشخصات مختلف مطالعات فرهنگی دورهم جمع میکنند فراهم میکنند. پس از کشمکشهای تند و بیپروا با پست مدرنیسم قبل از دست کشیدن از جستجوی بیشتر شبیه کارآگاهان برای پیداکردن رویههای برانداز و صرفا از طریق استفاده از انواع خاص اصلاحات که از گذاشتن سیاست درون مطالعات فرهنگی میآید ممکن است که مطالعات فرهنگی از آن اشکال ابتذال در برخی موارد آشکارا تغییر موضع دهد.

نقد رویکرد بنت
از دهه 1990 به این سو كتب و مقالات متعددي منتشر شده كه در آنها ديدگاه بنت به چالش كشيده است. سابق براین نیز رویکردهایی وجود داشتند که درگیری عملی با نظام اداری و اساسا اتخاذ رویکردی خوشبینانه نسبت به دولت و حکومت را چندان عملی و درخور شان عالمان علوم اجتماعی و پژوهشگران مطالعات فرهنگی نمیدانستند. به عنوان مثال نزاع آدورنو و لازارسفلد به اين موضوع اشاره داشت كه ازديد آدورنو گفتمان مطالعات فرهنگي و علوم اجتماعي نميتواند متناسب با نظام اداري و پژوهشهاي اداري باشد چرا که آدورنو به دنبال پژوهشهاي انتقادي بود و رویکرد انتقادی طبیعتا چنین مسامحه و خوشبینی را برنمیتابد. در مقابل آدورنو، پل لازارسفلد قرار داشت كه در حوزه ارتباطات، مطالعات و پژوهشهایي انجام داده و این حد از بدبینی در مطالعه نظام اداری و نهاد دولت را نمیپذیرفت. تام ارگان94 نيز به بنت انتقاداتي داشت؛ ازجمله اينكه بنت تلقي محدودي از مفهوم مفيد بودن دارد. تنها يك وجه مفيد بودن این است كه در خدمت نظام اداري قرار بگيرد و سایر وجوه آن از سوی بنت با بی اعتنایی مواجه شده است. ازنظر ارگان سياست توجه به مطالعات فرهنگي هدف را دنبال ميكند و ما با این چهار هدف مختلف است که سیاست فرهنگی را مورد مطالعه قرار میدهیم؛
• مسير دولتي
• مسير اصلاحات
• مخالفين (دگرانديشانه)
• مسئله شناسي و معرفت شناسي
مسير دولتي: دولتها نياز دارند از كارشناسان فرهنگي استفاده كنند تا مشاركت مردم در فرهنگ، رسانهها و برنامههاي ديگر بدست آيد. مسئله ديگر تحليل تاثير اجتماعي يا فرهنگي است كه به يك معنا ميتواند در خدمت دولت باشد.
مسير اصلاحات: مسئله ديگر اصلاح طلباني كه در خدمت دولت هستند و خواهان دگرگوني و انقلاب در سازمانها نيستند، بلكه با نقد سيستم كمك ميكنند تا سيستم به تجربهها و مسيرهاي ديگر توجه كند. ارگان معتقد است مكان فرهنگي با توجه به بنيادهاي نقادانه در خدمت اصلاح طلباني كه در خدمت سيستم هستند، قرار ميگيرد .
مسیر مخالفين (دگرانديشان): دگر انديشان از سايه هاي رويكرد مطالعات فرهنگي براي نقد رويكرد هاي دگر انديشانه شان استفاده مي كنند. از ديد هدف مطالعات فرهنگي تربيت كارشناس نيست.
مسئله شناسي و معرفت شناسي: آخرين بحث ارگان فارغ از مسائل عمل گرايانه ، مي تواند در خدمت طرح مسائل براي طرح هاي معرفت شناسانه قرار بگيرد. فارغ از سيستم كساني هستند كه خود سياست فرهنگي را به منزله ابژه مي بينند (فاضلی، 1388).
این تقسیمبندی گرچه در شناخت و درک رویکرد بنت در مطالعات و پژوهشهایش کمک شایانی به ما خواهد کرد شامل رویکردهای دیگری در مطالعات فرهنگی است که گرچه ارتباط مستقیم و درگیری عملی با حکومت و دولت را مدنظر و هدف خود قرار نمیدهد اما نتایج سودمندی در پیشبرد مطالعات فرهنگی داشته است.
علاوهبراین چند استدلال قوی علیه نظریه سیاستگذاری فرهنگی فوکوگرایانه جدید میتوان مطرح کرد. همانطور که دیورینگ (1378: 9-27) در مقدمه کتاب خود با عنوان«مطالعات فرهنگی» بحث میکند این نظریه به طور خاص فاعل را به پدیدهای بازمانده و زاید تبدیل میکند. از این منظر افراد صرفا محصول قراردادهای «حکومتی» تلقی میشوند. این نویسنده در رویکردی دو وجهی از یک سو نادیده گرفتن مسائلی چون لذت، جسمانیت95، تخیل، هویت، عاطفه، خواست، نقد، عصیان و غیره در این رویکرد را یکی از دلایلی میداند که ضرورت مطالعه آن را دوچندان میسازد از سوی دیگر نیز این امر را مانع از غنای تحلیلی کار و برخورد فرهنگی تلقی میکند. نقد بعدی نسبت به این نظریه بر برداشتی تقلیلگرایانه از سیاست96 مبتنی است. از این منظر سیاست(درمعنای خط مشی)97 به واژهای تبدیل میشود که تقریبا به شکلی جادویی روابط سرسختانه، پرتعارض و انتقادی میان افراد و گروههایی را که حوزههای اجتماعی تولید، انتشار و پذیرش فرهنگ را تشکیل میدهند خنثی میکند. یکی از مهمترین انتقادات نیز متوجه شکاف چشمگیری است که مطالعه سیاست های فرهنگی میان خود و تاریخ مطالعات فرهنگی ایجاد نموده است. چرا که این رشته کارشناسی نسبتا بی طرفانهای به وجود نیاورده است. دراین جا دشواریهایی که به آن ها اشاره کردیم دوباره مطرح میشوند. از آن دشوارتر این است که ببینیم چگونه مطالعات فرهنگی میتواند با توجه به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان مطالعات فرهنگی، سیاست فرهنگی، نیروهای اجتماعی، تعلیم و تربیت Next Entries پایان نامه با کلید واژگان مطالعات فرهنگی، علامه طباطبایی، جامعه آماری، دانشگاهها