پایان نامه با کلید واژگان مصالح مرسله، ظلم و ستم

دانلود پایان نامه ارشد

سان هر گونه تنگ نگري در شريعت و آثار و پيامدهاي آن در انديشه‌هاي فقهي از ميان خواهد رفت. برداشت و دريافت از نصوص نيز دگرگون خواهد شد و تمامي جوانب شخصيت پيامبر و امام مدّ نظر قرار خواهد گرفت، و تفكيك و جدا انگاري در نصوص، جاي خود را به فهم اجتماعي مي‌سپارد. چه، مفهوم اجتماعي يك نص، بسياري از اوقات، گسترده‌تر از معناي لغوي آن است. پس، روند آينده اجتهاد، حاصل تحول و دگرگوني اهداف آن است كه آن را از يك حركت اجتماعي منزوي و متروك به تحركي جهادي كه در پي عرضه كامل اسلام است، مبدل مي‌سازد و در همه صحنه‌هاي زندگي جاي مي‌دهد. 39
1-18 فقه و اجتهاد در عصر غيبت
فقه كه در لغت به معناي انديشيدن است، از آنجا مطرح شده است كه مسلمانان براي فهم و چگونه زيستن نياز داشتند. در روايات وارده از سوي پيامبر اسلام(ص) و جانشينان معصومش در طول دويست و شصت سال حضور آن ها انديشه كنند و با اين ابزار اصلي يعني ابتدا بيان شرعي و سپس تحليل عقلي ربط بين مفاهيم شرعي را از ميان روايات به جاي مانده از معصومين(ع) اجتهاد و استنباط كنند. آنجا كه نص صريح وجود داشت، تنها استظهار از بيان شرعي براي درك حكم الهي كافي بود ولي اكنون در عصر غيبت با توجه به تحول تاريخ بشريت و فقدان نصوص مرتبط با مسائل جديد، ضرورت انديشه ي بيشتر در متون روائي و استنباط احكام مسائل و موضوعات جديد به روش فقيهان بزرگ سلف شيعه ضرورت انكارناپذير پيدا كرده است و در اين بين، حفظ ميراث گرانبهاي آسماني كتاب خدا و سنت رسول خدا ص براي جلوگيري از تفرقه و لغزش امت اسلام ضرورت مي‌يابد، تا مسلمانان با انديشه ي عميق در كتاب و روايات معصومين(ع) وحدت امت اسلام را حفظ كنند. اسلام ديني است كه از فهم و معرفت حاصل مي‌شود و هرگز دانش و پذيرش، اكراه‌بردار نيست، و معرفت ديني نياز به مطالعه و خواندن آنچه كه از پيام‌آور دين آسماني و جانشينان واقعي‌اش به‌ عنوان گزاره‌هاي دين اسلام براي چگونه زيستن بيان شده است، دارد و نكته ي مهمتر، فهم صحيح از سقيم است؛ چرا كه جاعلان اخبار و بدخواهان دين اسلام به دروغ رواياتي را جعل كردند يا اينكه شرائط را به گونه‌اي پيش آوردند كه حقيقت دين مكتوم‌ بماند و تقيه رمز بقاي ميراث ماندگار باشد و اين خسارت سنگين در سايه ي حكومت‌هاي ظلم و ستم اموي و عباسي به وقوع پيوست و به همين جهت به علم روايت‌شناسي نياز شد. از سوي ديگر، تحليل‌هاي عقلي و زبانشناسي در فهم روايات، موجب نياز به علم اصول به‌ عنوان منطق فقه شد؛ بنابراين در طول تاريخ معارف اسلام ابتدا به آيات قرآن و روايات معصومين(ع) و سپس به علوم مرتبط با آن ها براي فهم بهتر و فقيه شدن روز به روز نياز بيشتري پيدا كرد و علومي چون علم فقه، رجال، علم درايه و علم اصول و.. براي فهم گزاره‌هاي معصومين در مواد درسي اسلام‌شناسي قرار گرفت و محقق بدون داشتن اين علوم در حد نياز مربوطه نمي‌تواند فهم درستي از معارف اسلام داشته باشد. 40
1-19 منابع فقه از ديدگاه شيعه
1. كتاب خدا، قرآن
2. سنت، يعني قول و فعل و تقرير پيغمبر يا امام.
3. اجماع.
4. عقل.
اين چهار منبع در اصطلاح فقها و اصوليون ادلّه اربعه خوانده مي‌شوند.
قرآن: بدون شك قرآن مجيد اولين منبع احكام و مقررات اسلام است. البته آيات قرآن منحصر به احكام و مقررات عملي نيست، در قرآن صدها گونه مسأله طرح شده است، در حدود پانصد آيه از مجموع شش هزار و ششصد و شصت آيه قرآن، يعني در حدود يك سيزدهم به احكام اختصاص يافته است.
سنت: سنت يعني گفتار يا كردار يا تأييد معصوم. بديهي است كه اگر در سخنان رسول اكرم يك حكمي بيان شده باشد، و يا ثابت شود كه رسول اكرم عملًا وظيفه‌اي ديني را چگونه انجام مي‌داده است و يا محقق شود كه ديگران برخي وظايف ديني را در حضور ايشان به گونه‌اي انجام مي‌دادند و مورد تقرير و تأييد و امضاي عملي ايشان قرار گرفته است، يعني ايشان عملًا با سكوت خود صحّه گذاشته‌اند، كافي است كه يك فقيه بدان استناد كند. در مورد سنت و حجيت آن، از نظر كلي بحثي نيست و مخالفي وجود ندارد.41
اجماع: اجماع يعني اتفاق آراء علماي مسلمين در يك مسأله. از نظر علماي شيعه اجماع از آن نظر حجت است كه اگر عموم مسلمين در يك مسأله وحدت نظر داشته باشند، دليل بر اين است كه اين نظر را از ناحيه شارع اسلام تلقي كرده‌اند. امكان ندارد كه مسلمين در يك مسئله‌اي از پيش خود وحدت نظر پيدا كنند. علي ‌هذا آن اجماعي حجت است كه كاشف از قول پيغمبر يا امام باشد.
عقل: حجيت عقل از نظر شيعه به اين معني است كه اگر در موردي عقل يك حكم قطعي داشت، آن حكم به حكم اينكه قطعي و يقيني است حجت است.42 از اين ميان منبع دوم يعني احاديث وارده از پيامبر و امامان اهل بيت که مهمترين منبع فقهي شيعي است در مجامعي خاص گردآوري شده و مشهورترين آن ها که مرجع و منبع براي فقها است عبارت است از:
کتب اربعه: اصول اربعه يا کتب اربعه نام چهار مجموعه کتاب حديثي است که از پراهميت ترين کتاب‌هاي حديثي نزد شيعه محسوب مي‌شود. به دليل درهم‌آميختگي احاديث صحيح و جعلي اسلامي، سه تن از بزرگان شيعه، اقدام به گردآوري و نوشتن چهار مجموعه کتاب روايي کردند که به کتب اربعه معروف هستند و مؤلفان آن‌ها را محمدين ثلاثه اول مي‌نامند؛ زيرا اسامي هر سه محمد و کنيه هر سه ابوجعفر بوده ‌است. اين کتاب‌ها عبارت‌اند از:
?. الکافي: گردآوري شده توسط محمد بن يعقوب کليني متوفاي(??? يا ???ق و ?????) حديث دارد.
?. من لايحضره الفقيه: گردآوري شده توسط ابوجعفر محمد بن علي بن بابويه قمي ملقب به شيخ صدوق متوفاي(???ق و ????) حديث دارد.
?. تهذيب الاحکام: گردآوري شده توسط ابوجعفر محمد بن الحسن طوسي معروف به شيخ طوسي متوفاي(???ق و ?????) حديث دارد.
?. الاستبصار فِيمَا اختُلف مِن الاخبار: گردآوري شده توسط شيخ طوسي است و ???? حديث دارد.43
1-20 منابع اجتهاد و ديدگاه ها
فقهاي مذاهب اسلامي در باره ي منابع اجتهاد، نظريات مختلفي بيان داشته‌اند كه عبارتند از:
الف: اولين نظريه همان است كه منابع اجتهاد را عبارت از كتاب، سنت، اجماع و عقل دانسته و اين اعتقاد اغلب فقهاي اماميه مذهب جعفري است.
ب: بعضي چون علماي اخباريها كه از پيروان ملا محمد امين استرآبادي هستند، تنها كتاب و سنت را به عنوان منبع استنباط احكام پذيرفته‌اند. و بعضي از آن ها منبع را منحصر به سنت دانسته‌اند.
ج: برخي هم چون فقهاي حنفي مذهب، منابع اجتهاد را عبارت از كتاب، سنت متواتره، اقوال صحابه، اجماع صحابه، قياس، استحسان و نظر عرف دانسته‌اند، چنانكه علامه ابوزهره در كتاب تاريخ المذاهب الاربعه نقل مي‌كند.
د: جمعي مثل علماي مذهب مالكي- پيروان مالك بن انس اصبحي- به كتاب، سنت، اجماع اهل مدينه، مصالح مرسله نوعي قياس قول صحابي غير مستند به رأي، قياس منصوص العلة، به عنوان منابع اجتهاد معتقدند.
ه‍: گروهي مانند فقهاي شافعي- پيروان محمد بن ادريس شافعي- كتاب، سنت، اجماع و قياس مستنبطة العلة را و نيز قياس تشبيه و تمثيل را به عنوان منابع اجتهاد پذيرفته‌اند كه اين نظريه نيز در كتاب فلسفة التشريع في الاسلام و غير آن بيان گرديده است.
و: عده‌اي مانند دانشمندان حنبلي- پيروان احمد بن حنبل شيباني- منابع اجتهاد را عبارت از: كتاب، سنّت، قياس منصوص العله و نيز قياس تشبيه و تمثيل در صورت ضرورت و فتاوي صحابه در صورتي كه مخالف با كتاب و سنت و حتي، مخالف حديث مرسل و ضعيف نباشد دانسته‌اند.
ز: دسته‌اي هم چون علماي مذهب ظاهري كه از داود بن علي ظاهري اصفهاني تبعيت مي‌كنند، به كتاب، سنّت و اجماع معتقدند، ضمن آن كه براي اجماع پس از عصر خلفا، جايگاهي قايل نيستند. به طوري كه ابن حزم اندلسي ظاهري- دومين پيشواي مذهب ظاهري- مي‌گويد: هر كس دعوي اجماع آن ها يعني مسائلي كه پس از عصر خلفا، طرح شده است را بكند، دروغ گفته است. 44
1-21 نمونه هايي از مسائل فقهي اجتهادي از منظر فقهاي شيعه و اهل سنت
1-21-1 احکام وضو:
وجوب شستن صورت:
فقهاي جعفري معتقدند: در وضو، بايد صورت را از بالاي پيشاني يعني از جايي که موي سر روييده تا پايين صورت- آخر چانه- شست.
نظر فقهاي اهل سنت: فقهاي حنفي، مالکي، حنبلي، و شافعي معتقدند: از جايي که موي سر روييده تا زير چانه بايد شسته شود. فقهاي جعفري گفته اند: پهناي صورت که بايد در وضو شسته شود عبارت است از مقداري که بين انگشت وسط و شست قرار مي گيرد. و شستن زايد بر آن- يعني سفيدي ميان گوش و موي صورت- لازم نيست.
فقهاي حنفي و شافعي: علاوه بر مقدار ياد شده، معتقدند گوش نيز جزء صورت به حساب مي آيد و به هنگام شستن بايد آن را هم شست.
کيفيت شستن صورت: بين فقهاي مذاهب اسلامي در کيفيت شستن صورت، نظريات گوناگوني وجود دارد. علت آن نيز عدم صراحت آيه در بيان کيفيت شستن است.
اماميه: بايد صورت را از بالاي به پايين شست و عکس آن باطل است. و براي نظريه خود ادله اي را اقامه کرده اند.
علماي حنفي، مالکي، شافعي و حنبلي: بايد صورت شسته شود و فرقي نمي کند که اين شستن از بالا به پايين باشد يا از پايين به بالا و اينان نيز ادله اي را ذکر کرده اند.
شستن دست ها در وضو:
بعضي از فقهاي شيعه و اهل سنت بر اين عقيده اند که وجوب شستن دست ها در وضو از ظاهر آيه مبارکه”فاغسلوا وجوهکم و ايديکم الي المرافق..” استفاده مي شود. و چون سند قطعي است و دلالت، ظهور است، پس موردي براي اجتهاد وجود ندارد. بدين جهت فقهاي مذاهب اسلامي در اصل وجوب شستن دست ها با هم هيچ اختلاف نظري ندارند. اما در بقيه خصوصيات آن که به طور قطع قابل استفاده از ظاهر آيه نيست و موضع، نياز به اجتهاد دارد، نظر فقهاي مذاهب با هم يکسان نيست.
برخي شست آرنج را واجب دانسته
و برخي آن را واجب ندانسته اند.45
مسح سر در وضو
اصل وجوب مسح در وضو از ظاهر آيه”وامسحوا بروسکم و ارجلکم” استفاده شده است. بدين جهت گفته اند استفاده اين مطلب از ظاهر کتاب اجتهاد ناميده نمي شود، زيرا سند و دلالت هر دو تمام است. و به همين سبب فقهاي مذاهب نسبت به آن راي واحد دارند.
اماميه: مسح واجب، مسح مقداري از جلوي سر است به اندازه اي که عنوان مسح بر آن صدق کند و بيشتر لازم نيست.
حنفيان و بعضي از اصحاب مالک گفته اند: مسح مقداري از سر- هر جاي سر باشد- کفايت مي کند، و بنابر نقل ابن رشد قرطبي در کتاب بدايه المجتهد، شافعيان نيز آن نظر را برگزيده اند، ولي ميان آن ها در وجوب مسح گوش ها با آب جديد، اختلاف است. حنفيان به قولي آن را فريضه و شافعيان آن را سنت مي دانند.
مالکيه گفته اند: بنا به نقل ابن عربي، در کتاب احکام القران، مسح تمام سر را لازم دانسته اند. اگر چه برخي از اصحاب مالک در اين فتوا او را تبعيت نموده اند. و بنا به نقل ابن رشد قرطبي اندلسي، گفته اند گوش ها نيز بايد با آب جديد مسح گردد، و حتي آنان اين گفتار را به مالک نسبت داده و در اين باره گفته اند: مالک اگر چه بر اين امر تصرح نکرده و تنها بر لزوم مسح تمام سر بسنده کرده است، ولي چون گوش را جزء سر به حساب مي آورد، پس فتواي او به وجوب مسح تمام سر شامل گوش ها نيز مي شود. ابوالفرج، به نقل از ابن عربي در احکام القران، مسح يک سوم بر واشهب، مسح جلو را کافي مي داند.
ابوحنيفه نيز که مسح بعضي از سر را کافي مي داند، آن را محدود به يک چهارم سر مي نمايد.46
1-22 اجتهاد، واجب کفايي
در مذهب شيعه، همواره باب اجتهاد باز بوده و هست و اگر اجتهاد در منابع فقهي به کار گرفته نشود، فقه نمي تواند هميشه در برابر رويدادها و مسائل تازه پاسخ گو باشد و از توسعه مصاديق و فروع برخوردار گردد. به همين دليل، برخي از فقها و علماي بزرگ، اجتهاد را واجب عيني و بيش تر آنان واجب کفايي دانسته اند، گروهي هم چون ابن زهره حلبي، صاحب کتاب غنيه، ابن حمزه صاحب کتاب الوسيله و ديگر علماي اماميه حلب، که پيرو آنان بوده اند و نيز ميرزا عبدالله اصفهاني، صاحب کتاب رياض العماء معتقد به واجب عيني بودن اجتهاد بوده اند. ابن زهره اجتهاد را واجب عيني مي دانست و تقليد از مجتهد را حرام. بيش تر علما اجتهاد را واجب کفايي مي دانند؛ زيرا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان علم اصول فقه، منابع معتبر، عنصر زمان Next Entries پایان نامه با کلید واژگان امام صادق، عهدنامه مالک اشتر، ارتکاب جرم