پایان نامه با کلید واژگان مشارکت مردم، شرکت در انتخابات، منابع معتبر

دانلود پایان نامه ارشد

جديدتر(1356)به جمهوري اسلامي ختم شد.”(رفيع زاده،1388: 131-130)آيت اله مرتضي مطهريدر پاسخ به سوالي در مورد کلمه جمهوري اسلامي که شکل حکومت بعد از انقلاب اسلامي است چنين مي گويد:
“کلمه جمهوري،شکل حکومت پيشنهاد شده را مشخص مي کند وکلمه اسلامي محتواي آنرا.مي دانيم که حکومت هاي دنيا چه در گذشته و چه در حال حاضر شکل هاي مختلفي داشته اند از قبيل حکومت فردي، و موروثي که نام آن سلطنت و پادشاهي است يا حکومت حکيمان، متخصصان، فيلسوفان و نخبگان که آريستوکراسي ناميده مي شود وياحکومت متنفذان، سرمايه داران، ماليات دهندگان و يکي از اين حکومت ها، حکومت عامه مردم است. يعني حکومتي که حق انتخاب با عامه مردم است؛ و اما کلمه اسلامي همانطور که گفتيم محتواي اين حکومت را بيان مي کند؛ يعني پيشنهاد مي کند که اين حکومت با اصول ومقررات اسلامي اداره شود؛ در مدار اصول اسلامي حرکت کند.” (مطهري،ب،63:1361-62)

2-4-1)در باب گفتمانِ مردم سالاري ديني ازمنظر فرهنگِ جمهوري اسلامي:
پس از انقلاب اسلامي در ايران،که خود يکي از کشورهاي مهم و تاثير گذار در حاشيه خليج فارس است، مدل حکومتي بنام جمهوري اسلامي با باز تعريف انديشه سياسي اسلامي تأسيس گشت اين ساختار حکومتي بر پايه مردم سالاري استقرار و از خواست اکثريت در همه امور سياسي مردم در چارچوب موازين اسلامي وديني حمايت وپافشاري مي نمود خواستِ مردم را ارج شمرد و از آن به عنوان مردم سالاري ديني نام برد. اين رويکرد خود دستاوردي فرهنگي در تاريخ حيات سياسي ايرانيان بود که مروج قانون گرائي و جمهوريت با نگاه اسلامي و ديني شد، اين سويه گيري مي توانست به عنوان يک فرهنگ موثر در ديگر کشورهاي حاشيه خليج فارس هم اجراء شود، چون يکي از دلايل تأثير گذاري جمهوري اسلامي ايران در منطقه و بويژه در خليج فارس ، بجز قدرت ژئوپلوتيکي، قدرت قانون مندي و مردم سالاري است که توانسته نقش متعادل کننده قدرت نظامي، سياسي و امنيتي را درمنطقه خليج فارس ايفا نمايد. “جمهوري اسلامي در ايران ،در فرآيند حرکت خود در قريب به سه دهه پس از پيروزي،امروز شاهد نهادينه شدن مردم سالاري دربستر جمهوري است.استقرار جمهوري اسلامي در ايران،به عنوان مولود انقلاب اسلامي.که در سايه تدبير معمار انقلاب اسلاميطي رفراندم دوازدهم فروردين1358 بستر قانوني تحقق آن شکل گرفت-نهادي دموکراتيک را درايران استقرار بخشيد.”(مطهرنيا،1384: 23)اما در اين بين نگاه فرهنگي منبعث از اسلام انقلابي که طليعه آن در انقلاب اسلامي در سال1357 بود،توانست روح جديدي را در منطقه خليج فارس دميده، و مدلي جديد را جان بخشيد، مدلي که تمامي ارکان مهم و تاثير گذار حکومت و مناصب در آن، توسط راي مستقيم ودر مواقعي غير مستقيم انتخاب ويا عزل گردند.اين نگاه ابتداً در بدو انقلاب توسط امام خميني ره در مراسم 22 بهمن و يا قبل از آن در فرانسه وديگر جاها با تاکيد بر اين نکته که:” بواسطه آنکه ملت مرا قبول دارد…” تشکيل دولت مي دهم، مورد تأکيد قرار گرفت. اينتأکيدات که همانا با موازين اسلامي وديني همخواني دارد توانست روحي جديد در کالبد منطقه بدمد. اين امر در سالهاي بعد توانست جمهوري اسلامي ايران را بعنوان يکي از کشورهاي حاشيه خليج فارس نه تنها بعنوان يک قدرت موثر و تاثير گذار بلکه به عنوان مدلي حکومتي منطبق با فرهنگ ديني حاکم بر جوامع اسلامي و نزديک با کشورهاي پيشرفته دمکراتيک در منطقه بازشناسي نمايد.
آنچه که در بابِ گفتمان وساحت لغوي آن بحث شد ، حاکي از يک مجموعه اي است که نظمي متقن ومنظم را در بر دارد و يک سازمان و شاکله سيستماتيکي به بحث ها مي بخشد و يا به نوعي انسجام دهنده و ايجاد کننده محوري علمي براي تحليل وکنکاش پديده هاي اجتماعي وعلوم انساني است.اينکه اساساً چرا بايد به مقوله اي بنام گفتمانِ مردم سالاري ديني در خصوص فرهنگ در جمهوري اسلامي ايران بپردازيم؟ اين خود نکته اي است که در بحثِ فرهنگ مستتر است، نگارندگان، بر اين باورندکه فرهنگ مردم سالاري ديني وقانون گرائي جزء شاخص هاي قدرتِ مشروع و مقبول در راستاي افزايش قدرت اقتصادي و سياسي در حاشيه خليج فارس خواهد بود از چنين نگرشي، اين نکته مستفاد خواهد شد که، جمهوري اسلامي ايران بعنوان يکي از کشورهاي تاثير گذار حاشيه خليج فارس توانسته با اين مدلِ مترقي به يک کشور مستقل و رو به توسعه در بخش هاي سياسي واقتصادي گام بردارد و يا به زبان ساده تر وسهل تر مي توان گفت همين توسعه سياسي که به شکل مردم سالاري ديني بروز کرده،عامل فرهنگي مهمي در منطقه خليج فارس است که ايران توانسته عهده دار آن و ارائه دهنده و مجري آن در قالب اين مدل باشد در ادامه در تشريح مدل مردم سالاري ديني وقانون گرائي بيشتر توضيح خواهيم داد.
گفتمانِ مردم سالاري ديني در قالب مدل جمهوري اسلامي ايران براي تحقق شعارهاي اوليه خود وبه نوعي شعارهاي بنيادين خود که خواست عمومي ،توده هاي مردم،روشنفکران و روحانيون بود يعني: آزادي، استقلال وجمهوري اسلامي به وقوع پيوست. انقلاب توانست با تبيين گفتمان مردم سالاري ديني نشان دهد که به نوعي تحقق ان شعارها در سايه همچنين گفتماني صورت خواهد پذيرفت.مردم سالاري ديني به نوعي بدنبالِ حضور مردم ويا امت اسلامي در همه صحنه هاي اقتصادي،نظامي و بالاخص سياسي است. به عنوان انقلابي که از اسلام، مستفاد مي شود، مطرح کننده اسلام سياسي است که قائل به حضور دين مبين اسلام در عرصه هاي اجتماعي و سياسي نمي باشند. اين انديشه که در مغرب زمين و اروپا به جمهوريت و يا دموکراسي اطلاق ميشود که از قيد ديني در آن مي گريزد، اما با توجه به حضور عميق ومعنوي،دين ومذهب در ايران،الگوي ويا به نوعي گفتمان مردم سالاري ديني متضمن اجراي درست تر ومفيد تر دين در قالب خواست و اراده عمومي مردم است. اين به ان معني است که علاوه بر اينکه قائل بر حضور مردم در اکثريت صحنه هاي سياسي ،اجتماعي واقتصادي است،اعتقاد به اين دارد که بايد در چارچوب ديني ومذهب بتوان به جلو رفت وپايه هاي مردم سالاري ديني را مبتني بر دين مبين اسلام شکل و محتوا بخشد. اين مدل حکومتي، مدلي است که ساخت وسازه آن توسط مردم واکثريت مردم احداث خواهد گشت.
حكومت متّكى به آراى ملت باشد, به گونه اى كه تمام آحاد ملت در انتخاب فرد يا افرادى كه بايد مسؤوليت و زمام امور را به دست گيرند, شركت داشته باشند. در اين بيان تأكيد بر آن است كه مردم حقيقتاً صاحب رأى باشند، نه شكل صورى و متأثراز تبليغات صاحبان قدرت و ثروت , آن گونه كه در بعضي از جوامع غربي رايج است ؛ امام ، اين ضابطه را در مقام مقايسهء نظام سياسى اسلام با نظام هاى متداول غربى مطرح كرده اند. اين موازين بايد در مورد مسؤولان خط مشى سياسى و اقتصادى و ساير شؤون اجتماعى و كليه قواعد وموازين اسلا مى رعايت شود.مشورت دائمى زمامداران با نمايندگان ملت، رعايت شرايط در زمامداران به گونه اي که نمايندگان با وجود اين شرايط، حقيقتاً نمايندگان واقعى مردم باشند، نه نمايندگان طبقه خاصى كه به ضرر اكثريت ملت عمل كنند.امام بارها از حق استيضاح زمامدار توسط ملت و ضرورت پاسخگويى زمامداران به مردم و انتقاد و استيضاح بالاترين مقام كشور توسط كوچكترين فرد ايرانى بدون وجودكمترين خطر سخن گفته و آن را از مشخصات حكومت اسلامى برشمردند.(ورعي،1385: 74)
مردم سالاري ديني،برداشتي نوين از اسلام است که بر جنبه هاي سياسي اسلام به عنوان ديني کامل وجامع پرداخته است وبر نقش مردم در امور سياسي جامعه ديني تأکيد دارد.از طرفي،تنها مدل حکومتي است که درآن،مشروعيت ديني ومشروعيت سياسي باهم جمع شده است. در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران که جمهوري بودن نظام سياسي کشور را به طرق مختلف تضمين کرده است ،اصل تفکيک قوا ،محوريت مردم در شکل گيري نظام و نيز اداره امور کشور به اتکاي آراي عمومي در نظام جمهوري اسلامي را مورد پذيرش قرار داده وتمهيداتي را براي تحديد قدرت دول،محو استبداد،نهادينه کردن آزادي ،مقابله با فساد وسوء استفاده از قدرت،پيش بيني کرده است.”(رهبر ومقدمي،1390: 183)”براي حفظ کيان ايران وخنثي کردن خطراتي که با منافع ملي ما درتضاد است،راهي مطمئن تر از تمکين از رأي اکثريت نيست،راه نجات ايران از تهديد خارجي ومشکلات داخلي،تلاش براي نگاهباني از تماميت ارضي کشور،با تأکيد برمشارکت سياسي عامه ي مردم،بر اساس قواعد دموکراسي واصل هريک نفر،يک راي است”(امين،1384: 4) مي توان گفت راه استيلاي تفکر وانديشه بجاي قدرت مطلق،همين روش مردم سالاري ديني است که چارچوب هاي ديني بر ان حکم فرماست،در مردم سالاري ديني “شرکت آحاد مردم به عنوان شهروند ويا فرمانبردار،براي برنامه ريزي واجرا درحوزه هاي حکومتي ،بخصوص قوه مقننه ومجريه از مشخصه هاي جوهري مردم سالاري است،که دراسلام هم مورد توجه قرار گرفته است؛نوع حداقل وعمومي اين مشخصه،شرکت در انتخابات ،براي برگزيدن نمايندگان از احزاب وافراد و.. است.در جامعه وحکومت مطلوب اسلامي،مشارکت مردمي به عنوان ويژگي که جامعه پيشرفته ومردم سالار،از جمله اصول پذيرفته شده است.”(قرباني،1390: 108 ) اما مردم سالاري خود، به گونه هاي مختلف ديده شده است. در ارتباط با مردم سالاري مستقيم و غير مستقيم ذکر شده است:”مشارکت مردم در حکومت و اعمال قدرت سياسي تنها با شرکت درانتخابات وگزينش نمايندگان خلاصه مي شود،اما مردم سالاري مستقيم،مداخله مستقيم مردم درحکومت است و در صورت ترکيب با انتخاب نمايندگان،مردم سالاري نيمه مستقيم را پديد مي آورد.دليل پيدايش مردم سالاري نيمه مستقيم اين است که در يک دولت مدرن،مردم سالاري مستقيم به دشواري قابل اجراست وهمه امور نمي توانند مستقيماً توسط مردم اداره گردند”(عباسي،1387: 216) “ناگفته پيداست که ضرورت ندارد تا مشارکت مردم وتصميم گيري آنان درمورد سرنوشت خود وحاکمان لزوماً به صوت مستقيم صورت پذيرد.اين شيوه،اگر چه درمورد جوامع بدوي و بسيار کوچک قابل تصور بوده وهست،در دوران کنوني ممکن نيست،وبه صورت غير مستقيم واز طريق نمايندگي اعمال مي شود.به هرحال آنچه اکنون از نظريه مردم سالاري به صورت مضبوط ورسمي درمنابع معتبرحقوق بين الملل بازتاب يافته است همين است که مردم درانتخاب نوع حکومت ومجريان آزادبوده ومشارکت داشته باشند.”(اسماعيلي،1383: 73)
اما مردم سالاري ديني در اين باب به نحوي عمل مي نمايد که به صورتي مجزا از ديگر روش ها ومدل هاست،” يقيناً الگوي مردم سالاري ديني در نظام جمهوري اسلامي ايران را بايد در انديشه هاي امام خميني جستجو وريشهيابي نمود.اسلام گرايي معاصر وطرح نظام حکومتي اسلامي مردم سالاردر واقع با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران وتولد جمهوري اسلامي در دنيا ظهور عيني پيدا کرد.بطوري که بتدريج اسلام در روابط بين الملل ودرمسايل داخلي بسياري از کشورها تاثير گذار بود”(عبدالله،1387: 34) اما در ايران با شاخص انديشه هاي امام رهمردم سالاري ديني ترسيم شد،ودر توضيح مدل جمهوري اسلامي آورده شده است که:”ماخواستار جمهوري اسلامي هستيم،جمهوري فرم وشکل حکومت را تشکيل مي دهد واسلامييعني محتوا آن فرم که قوانين الهي است.چه درمقام نظريه پردازي وچه درمقام عمل امام خميني نشان دادند که الگويي جديدوبا ويژگيهاي خاص مطرح نموده اند.در بحث از جايگاه مردم درالگوي حکومت ديني از ديگر مباحثات است که امام خميني برآن تأکيد دارد.”(همان،36)يکي از مباحث کليدي با اين موضوع، مفهوم بحث شايسته سالاري از اين منظر است:”اسلام نيز به صلاحيت وشايستگي اهميت بسيارمي دهد و اصولاً مقولات ولايت ،وراثت وحاکميت را تحت الشعاع شايستگي وصلاحيت ملاحظه مي نمايد و واگذاري هيچ موقعيتي را از طريق وراثت ويا بصورت مادامالعمر وبرتري ورجحان افرادبشر را درهمان صلاحيت وشايستگي مي داند.”(محمدي،1380: 190-189) “در تعريف مردم سالاري ديني بصورت شفاف ومبرهن آورده شده است که:”مردم سالاري ديني، به معناي روش و شيوة زندگي سياسي مردمي است كه نظام ديني را پذيرفته اند و آن نظام، حداقل تضمين كنندة آزادي، استقلال، رضايت مندي، مشاركت سياسي اجرايي عدالت اجتماعي سياسي مردم و درنهايت احساس حاكميت روح شريعت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان کشف الاسرار، حدود الله Next Entries پایان نامه با کلید واژگان حکومت قانون، مشارکت مردم، صدور انقلاب