پایان نامه با کلید واژگان مسئولیت کیفری، قانون مجازات، مجازات اسلامی، قانون مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

عللی است که مقنن با اقتباس از شرع، آن را باعث زوال مسئولیت کیفری دانسته اکنون باید دانست کودکی از چه سنی شروع می شود و در چه سنی خاتمه می یابد و یا کودک به چه کسی می گویند.
کودکی مرحله بعد از جنینی و تولد است در کودکی، طفل انسان از قدرت تشخیص نیک و بد امور خود عاجز است و در انجام امور خود کاملاً وابسته به اطرافیان می باشد کودکی مرحله قبل از بلوغ است بلوغ به معنای رشد و رسیدن است.»387
«باید دانست در قوانین کلیه کشورها بین وضعیت کیفری اطفال و بزرگسالان تفکیک قائل می شوند در کودکی که از بسته شدن نطفه آغاز می شود و به بلوغ خاتمه می یابد شرایط فیزیولوژیک زمینه ای از ارتکاب جرم برای طفل نیست؛ نوجوانی دوره ای طولانی است که محورآن بلوغ بوده و دارای 3 مرحله میباشد:
1- دوره پیش از بلوغ
2- دوره بلوغ
3- دوره پس از بلوغ
یعنی مجموعاً باید گفت تعیین حدود سنی برای اطفال نیز به زمان بلوغ فرد بستگی دارد.»388
«طفل یا صغیر در اصطلاح حقوقی به کسی گفته می شود که از نظر سن به نمو جسمی و روحی لازم برای زندگی اجتماعی نرسیده باشد.»389
« سن کودکی در حقوق داخلی کشورها متفاوت است و در معاهده حقوق کودک، سن طفل، زیر 18 سال تعیین شده ولی چون منوط به حقوق داخلی کشورها در این زمینه شده بنابراین باید معیارهای مناسب ملی در نظر گرفته شود و منافع اطفال نیز لحاظ گردد. به این منظور در نظام های حقوقی که مفهوم سن مسئولیت کیفری را برای نوجوانان پذیرفته اند شروع آن سن نباید در سطح بسیار پایین باشد و واقعیت های مربوط به بلوغ عاطفی، ذهنی و عقلی باید مدنظر قرار گیرد. باید توجه نمود که ماده یک معاهده حقوق کودک سن طفل را به طور کلی بیان نموده و در این زمینه بین وضعیت حقوقی و کیفری اطفال تفاوت قائل نگردیده است.
تقسیم بندی کودکی: در حقوق موضوعه کودکی به دو دوره تقسیم شده است؛
الف: دوره عدم تمییز که کودک در این دوره فاقد قدرت تشخیص خوب از بد می باشد و صلاح کار خود را نمی داند.
ب: دوره تمییز که اگر چه به بلوغ نرسیده اما تا حدودی با حسن و قبح اعمال خود آشناست.
ناگفته نماند اینکه طفل در چه سنی به قدرت تمییز می رسد و نسبت به چه اموری قدرت تشخیص پیدا می کند بسته به نوع تربیت، محیط اجتماعی، فرهنگی و خانوادگی فرق می کند اما به هر حال دوره عدم تمییز را تا 7 سالگی دانسته اند چه بسا کودکانی که در شرایط مساعد تربیتی و آموزشی قرار دارند و قبل از هفت سالگی یعنی سن شروع مدرسه با بسیاری هنجارهای اجتماعی آشنا می شوند.»390

چرا کودکان فاقد مسئولیت اند؟
زیرا در کودکی ارکان تشکیل دهنده مسئولیت به طور کامل تحقق نمی یابد همانطور که پیشتر گفتیم این ارکان عبارت بودند از: تمییز، رشد، عقل، بلوغ حال باید به شناخت هر یک از این ارکان پرداخت تا پاسخ ما تکمیل گردد.
«تمییز: به طور کلی دو معنا برای تمییز قائل شده اند به عقیده برخی علمای حقوق تمییز عبارتست از: آگاهی طفل به اینکه مرتکب عمل غیرقانونی و یا خلاف نظامات اجتماعی گردیده است و دسته دوم معتقدند: تمییز عبارتست از قدرت تشخیص خوب از بد که این کار مستلزم داشتن رشد است».391 
در ترمینولوژی حقوق، صغیرممیز، صغیری است که نفع و ضرر را در داد و ستد و در امور جزایی مانند اشخاص بالغ و عاقل تشخیص دهد اگر صغیر دارای این صفت نباشد او را صغیر غیرممیز می نامند در قانون مجازات عمومی سابق مصوب 1304 اطفال زیر 12 سال غیر ممیز محسوب می شدند و مبری از مسئولیت کیفری بودند برای اطفال بین 12 تا 15 سال نیز مسئولیت نقصان یافته شناخته بود. اما در قانون مجازات عمومی مصوب 1352 بدون تفکیک ممیز از غیرممیز همان معیار سنی لحاظ شده بود. در قانون تشکیل دادگاه اطفال بزهکار مصوب 1338 اطفال تا 6 سال تمام کلاً فاقد مسئولیت شناخته شده و قابل تعقیب جزایی نبوده همانطور که مشاهده می شود در قوانین قبل از انقلاب معیار سنی وجود داشت اما بعد از انقلاب با الهام از فقه، سن بلوغ معیار قرار گرفت که 9 سال تمام قمری برای دختران و 15 سال تمام قمری برای پسران سن بلوغ شناخته شد. تعیین بلوغ جسمی به عنوان ورود به عرصه مسئولیت، چندان خالی از اشکال نیست.

6-2- بلوغ و علائم آن
بلوغ: بلوغ در لغت به معنی« رسیدن به امری است.»392 
و در اصطلاح جرم شناسی« به دومین مرحله از مراحل زندگی گفته می شود.»393 

6-2-1- بلوغ از نظر فقهی
در اصطلاح فقهی بلوغ رسیدن طفل است به حال احتلام در مرد و حیض یا حمل در زن، روییدن موی زهار، خروج منی در سن 15 سال تمام قمری در پسران و 9 سال تمام قمری در دختران سن بلوغ است هر یک از این موارد در صغیر موجود گردد بالغ شناخته می شود حیض و حمل در زن علامت بلوغ نیست بلکه کاشف از آن است که او قبلاً بالغ شده است.
به نظر برخی فقهای عظام من جمله مرحوم حاج شیخ محمدحسین کاشف للغطاء «بلوغ با علاماتی شناخته می شود که بعضی از آنها ذاتی بوده و برخی دیگر قراردادی و شرعی می باشند.»
علامت طبیعی بلوغ احتلام در پسر بلکه در دختر است و همچنین روییدن موی زهار در پسران و نشانه ها امر واحدی است که عبارتست از: نضج، کمال رسیدن به حد مردی که اثر آن توالد و تناسل است و همه آنها کاشف از آن حقیقت است ولکن اگر پسر به سن 15 سالگی برسد حکم به بلوغ وی می گردد و هر چند به آن مرتبه نرسد و همچنین است دختری که به سن 9 سالگی رسیده باشد.
«علت اینکه پسران در 15 سالگی بالغ می شوند این است که در این سن دارای منی شده دختران چون گاهی در 9 سالگی حیض می شوند سن مذکور کافی برای بلوغ آنان است و علت حیض در آنان لازم نیست …» 394
در قرآن کریم در باب بلوغ آمده است: «یتیمان خود را آزمایش کنید تا هنگامی که بالغ شده و تمایل به نکاح پیدا کنند آنگاه اگر آنها را دانا به درک مصالح زندگی خود یافتید اموالشان را به آنها بازپس بدهید و به اسراف و عجله مال آنها را حیف و میل نکنید»395

6-2-2- بلوغ از نظر روانشناسی
«روان شناسان رشد نهایی اعضای جنسی را بلوغ تعبیر کرده اند این زمان آغاز دوره نوجوانی است که به تخمین از 13 تا 21 سالگی در دخترها و از 15 تا 21 در پسرها طول می کشد در این دوره دگرگونی های ژرفی در ساختار روانی و بدنی انسان پدید می آید و در آستانه جوانی به کمال خود می رسد این دگرگونی ها با نشانه هایی مانند رشد استخوان ها، اندام تناسلی، ترشح غدد و نشانه های دیگر تظاهر می یابد به طور متوسط دخترها 5/1 تا 2 سال زودتر از پسرها به بلوغ می رسند.»396
پژوهش ها نشان می دهد که بلوغ یک فرایند تدریجی است که از یک دوره سنی با ظهور بعضی از نشانه ها آغاز می شود و یک باره حادث نمی شود. حساس ترین دوره زندگی یک فرد، دوران بلوغ است تغییرات در وضعیت جسمی و روحی نوجوان مثل، حس استقلال طلبی، نافرمانی، میل به مخالفت، کشش های جنسی، میل به معاشقه، ماجراجویی در او پدید می آید.
رشد در لغت:« به معنی هدایت است و آن حالتی است در انسان که مانع از تضییع مال و صرف آن در راههای غیر عقلایی می شود و از نظر حقوقی، رشد کیفیتی است نفسانی که دارنده آن می تواند نفع و ضرر یا حسن و قبح را تشخیص دهد فاقد این وصف را سفیه می گویند.»397
رشد در اثر نمو قوای دماغی در شخص ایجاد می شود تشخیص این امر در هر فردی به وسیله آزمایش در اموری که مناسب با وضعیت اجتماعی اوست به عمل می آید وجود و تحقق دو شرط نمو جسمانی و عقلانی نشان دهنده پایان دوره سفاهت است هر چند رشد برمبنای قوای عقلی و دماغی سنجیده می شود ولی همواره محیط اجتماعی و تعلیم و تربیت نیز در آن موثر باشد به همین دلیل کسی که بالغ می شود یعنی به نمو جسمی می رسد الزاماً رشید نیست و رکن آخر تشکیل دهنده مسئولیت در هر فرد عقل است که به توضیح آن می پردازیم.
عقل:« عقل در لغت یعنی دریافتن، دانستن و ادراک حسن و قبح»398 
اینکه کودکان را رافع مسئولیت بدانیم بدان معنا نیست که آنان را به حال خود بگذاریم بلکه باید با اتخاذ روش های تربیتی صحیح در بازپروری و اصلاح وبازگشت این مسئولیت کیفری در قانون مجازات اسلامی و پیش نویس لایحه جدید کودکان تدابیر پیشگیرانه اندیشید.
قانونگذار در ماده 49 ق.م.ا به بعد اطفال را مبری از مسئولیت کیفری می داند و از سوی دیگر در برخی مواد قانونی بالاخص حدود برای آنان مجازات تعزیر قائل شده حال با توجه به تعریفی که قانونگذار از تعزیر دارد آن را در زمره مجازاتها قرار داده است.
در کتاب اول (بخش کلیات) قانون مجازات اسلامی ذیل عنوان «حدود مسئولیت جزایی و طی مواد 49 تا 58 با الهام از حقوق جزایی سابق فرانسه بی آنکه به شرایط و ارکان عمومی مسئولیت کیفری پرداخته شود از یکایک عوامل رافع مسئولیت شامل صغر، جنون، اکراه، اضطرار و اشتباه و شرایط و آثار هر یک یاد شده است»399
و از سوی دیگر در کتاب دوم و سوم به تاسی از حقوق جزای اسلام، خاصه فقه جزایی امامیه و ابتدا شرایط و ارکان عمومی مسئولیت شامل «عقل، بلوغ، اختیار و قصد»400 بیان شده و آنگاه در مواد پراکنده مسئولیت کیفری از افراد مجنون، صغیر، مکره، مضطر و خواب و مست که هر یک به فقدان یکی از آن شرایط و ارکان مبتلایند برداشته شده است.
در شرایط فعلی حقوق جزا لازمه اعمال مجازات مجرمین، وجود مسئولیت کیفری است بدیهی است اگر فردی فاقد مسئولیت کیفری باشد به هیچ وجه نمی توان نسبت به او مجازاتی را اعمال نمود ارتکاب جرم و تحمیل مجازات مستلزم تحقق ارکان سه گانه و جرم می باشد براساس اصل قانونی بودن حقوق جزا که از اصول مقبول در نظام های مختلف حقوقی است، اعمال و رفتار افراد هر اندازه زننده و غیراخلاقی و مضر به حال فرد یا جامعه باشد تا زمانی که مقنن این اعمال را جرم نشناخته و برای آن قانوناً مجازاتی تعیین نکرده باشد عمل جرم نبوده و مرتکب از دید حقوق جزای اسلامی مسئول عمل خود شناخته نخواهد شد بدین دلیل است که مقنن در ماده 2 قانون مجازات اسلامی جرم را چنین تعریف نموده است« هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب می شود »401
اما مسئله مهمتر مسئولیت ناشی از جرم است و پس از تحقق آن مرتکب باید دارای شرایطی باشد تا بتوان او را مسئول دانست بنابراین زمانی می توان مرتکب را مسئول عمل مجرمانه قلمداد نمود که شرایط ذیل محقق گردد: اولاً وجود وظیفه در انجام یا عدم انجام فعل که خود این وظیفه ممکن است در اثر مقررات قانونی یا روابط اجتماعی به وجود آمده باشد.
دوماً: اطلاع از وجود وظیفه، زیرا مطلقاً نمی توان شخصی را که نسبت به وظیفه خود آگاهی ندارد مسئول شناخت عدم اطلاع از وجود وظیفه ممکن است معلول نقص قوای عقلانی و عاطفی یا نقص تربیت اجتماعی باشد و یا عملاً وجود وظیفه و محتوی آن به شخص موظف ابلاغ نشده باشد.
سوماً توانایی در انجام وظیفه، بر فرض آنکه دو عامل اول تحقق پیدا کند منطقاً نمی توان کسی را که از انجام وظیفه عاجز است مسئول شناخت عجز و ناتوانی مامور در انجام وظیفه هم ممکن است معلول عوامل دیگر باشد.
قانون مجازات اسلامی از سال 1362 به صورت آزمایشی و نه دایمی به تصویب کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس رسید و مدت این تصویب آزمایشی پنج سال تعیین شد که این قانون همچنان اجرا می‌شد تا اینکه سرانجام سال 90 مصوبه جدید تدوین و به صورت قانون از سوی مجلس به شورای نگهبان ارسال شد .
بسیاری از حقوقدانان و کارشناسان قضایی این قانون را بسیار مترقی می‌دانستند،‌ اما شورای نگهبان نسبت به موادی از آن ایراد گرفت و دوباره به مجلس ارجاع شد اما پایان دوره مجلس هشتم سبب شد که قانون مسکوت بماند، تا اینکه کمیسیون قضایی ایرادات آن را برطرف کرد و سرانجام پس از مدتی طولانی این قانون به تایید شورای نگهبان رسید.

6-3- تغییرات اساسی درباره مجازات کودکان واطفال
تغییرات اساسی درباره مجازات کودکان و اطفال در قانون مجازات اسلامی جدید که به تصویب شورای نگهبان هم رسیده است، به شرح ذیل می باشد :
مواد 88 تا 90 در این قانون بسیارمهم هستند؛‌می‌توان گفت مهم‌ترین تغییر در قانون جدید افزوده شده فصل دهم تحت عنوان «”مجازات‌ها و اقدامات تامینی و تربیتی اطفال و نوجوانان” و به‌ویژه ماده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان مسئولیت کیفری، جامعه بشری، مسئولیت کیفری اطفال، قانون مجازات اسلامی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان قصاص، ، شد.»402، داده،