پایان نامه با کلید واژگان مدیریت اسلام، مدیریت اسلامی، اصول گرایی، ویژگی های مدیران

دانلود پایان نامه ارشد

که آلات و ابزار کار با مشخصات دانشجو سازگار باشد. به‌عنوان مثال نباید به کسی که بینایی ندارد، رانندگی آموخت و یا کسی که نمی‌تواند به‌خوبی سخن بگوید را آموزش تدریس داد(همان، 198).

– ابن قتیبه
ابن قتیبه به سال 213 هجری قمری در مرو خراسان به دنیا آمد، بین سال های 236 تا 256 قاضی «دینور» شد و از سال 257 تا هنگام مرگش در سال 276 در بغداد به سر برد. او در درجه نخست یک محدث بود و نیز نویسنده ای پرکار در زمینه های کلامی و ادبی. اولین فصل کتاب « عیون الاخبار » ابن قتیبه که رساله ای درباره آداب و اخلاق است، عنوان « کتاب السلطان » دارد. این فصل نظریه ابن قتیبه را در مورد حکومت در بر دارد و به موضوعاتی نظیر انتخاب فرمانداران ایالتی، ندیمان حاکم، مشورت، فواید رازداری و مضرات افشای اسرار، منشی گری و دبیری، فساد مؤدیان مالیاتی، قضا، شهادت، داوریها، بی عدالتی، حبس، جدایی حاکم از مردم، حق اطاعت از او، شیوه درست سخن گفتن با حاکم، ستایش و اندرز او و طلب بخشش از او می پردازد. ابن قتیبه هم مانند ابن مقفع حکومت را به منزله راه چاره ای بین کمال مطلوب و بدیهای سرشت انسانی می انگارد (لمبتون، 1380، 130 ).

– ابن طاهر بغدادی
ابو منصور عبدالقاهربن طاهر بن محمد بغدادی ریاضیدان و دانشمند علوم اسلامی، فیلسوف و صوفی، محدث شافعی مذهب و زبان شناس در قرن چهارم و پنجم قمری بود. وی متولد شهر بغداد بود و به قبیله بنی تمیم تعلق داشت. بیشتر عمرش را به تحصیل و تدریس در شهر نیشابور گذراند (سارتون، 1383). نوشته او تحت عنوان «اصول الدین» دفاعیه ای است از خلافت گذشته تاریخ در برابر اتهامات خوارج، شیعه و معتزله. او مسأله امامت را در نه عنوان به شرح زیر مورد بحث قرار می دهد :
1-لزوم امامت 2- چگونگی انتخاب امام 3 – تعداد امامان در هر زمان 4 – نژاد و قبیله امام 5- شرایط امامت 6- عصمت امام 7- ابزار استقرار امام در منصب خویش 8- تعیین امام بعد از رحلت پیامبر (ص) 9- وراثت و وصایت در امامت
اولین اختلاف او با باقلافی این است که او امامت را ضروری می داند. نکته دومی که بغدادی با باقلانی اختلاف دارد این است که او امکان وجود دو امام همزمان را به شرط مجزا بودن قلمرو هر یک از طریق دریا می پذیرد.
به عقیده او کسی که شایسته منصب امامت است باید چهار ویژگی ذیل را دارا باشد :
1-عالم به امور حلال و حرام و دیگر احکام شرعی باشد.
2-عدالت و تقوا داشته باشد.
3-قضاوت درست در امور مختلف حکومتی و موفقیت اداری و نیز آشنایی با تشکیلات و امور نظامی داشته باشد.
4-دارای نسب قرشی باشد.
او می گوید: اگر امام از معیار عدالت منحرف گردید، جامعه مجبور است یا او را به راه راست آورد و یا از او روی برتافته و عهد امامت را به دیگری بسپارد ( لمبتون، 1380، 152-149).

2-1-2- نظریه های متأخر مدیریت اسلامی
اگر از آثاری که از زمان های دور درباره مدیریت و رهبری اسلامی نگاشته شده است بگذریم و مدیریت اسلامی را به عنوان موضوعی که پس از پیدایش حوزه مدیریت در غرب دنبال کنیم قدیمی ترین اثر را می توان در اوایل دهه 50 هجری شمسی یافت. برخی از محققان اسلامی از جمله برجسته ترین آنها علّامه مرتضی مطهری در این دوره نظریه ای ارائه دادند که توانستند تاحدودی عطش اسلام خواهی جوانان آن دوره را مبنی براینکه آیا اسلام هم در حوزه مدیریت سخن و نظریه ای دارد یا نه، پاسخگو باشند.
اقای کاظم چاوشی نظریات متأخر متفکران اسلامی را در حوزه مدیریت به پنج دسته تقسیم بندی نموده است:
1- نظریه یا رویکرد نظری رشد در مدیریت اسلامی
2- رویکرد نظری اصول گرایی
3- رویکرد نظری اخلاقی و ویژگی های مدیران اسلامی
4- رویکرد وظایف مدیران مسلمان
5- رویکرد تأثیر ارزش های اسلامی بر مدیریت (چاوشی، 1388، 43)

– نظریه رشد شهید علامه مطهری
شهید مطهری برای اولین بار و قبل از انقلاب اسلامی ایران این نظریه را مطرح کردند و در واقع پیش قراول بحث مدیریت اسلامی بودند. در اسلام ر هبری و مدیریت مترادف است با ارشاد و رشد. قدرت رهبری همان قدرت بر هدایت وارشاد است. و قدرت مدیریت در اصطلاح فقه اسلامی رشد نامیده شده است.در فقه اسلامی رشد، کیفیت روحی دارد یعنی یک نوع بلوغ روحی است بر خلاف اصطلاحات عام که تنها برای کیفیت جسمی استفاده می شود، مقصود از رشد روحی، شایستگی وقدرت تشخیص، درک سودوزیان ولیاقت اداره و بهره برداری است. اگر انسان در یک موضوع بخصوص این لیاقت و شایستگی را داشت، رشد مخصوص به آن موضوع را دارد و در واقع مدیریت تنها یکی از شاخه های رشد است. یکی از مهمترین سرمایه ها، سرمایه انسانی است. درواقع مهمترین سرمایه است که به کارگرفتن و بهره برداری ازانسان ها و سامان دادن به این سرمایه ها نوعی از رشد است که امروز به نام مدیریت شناخته می شود. در آیه 97 سوره هود آمده است:« و ما أمر فرعون برشید» یعنی حکومت فرعون مطابق رشد نبوده است در حالی که در این حکومت با کمک نیروی عظیم انسانی، اهرام مصر ساخته شده و مردم در مقابل فرعون سجده می کردند که مطمئناً ناشی از یک مدیریت قدرتمند بوده است با اینکه فرعون وزیر سیاستمداری مثل هامون و معز اقتصادی مانند قارون داشته است با این حال قرآن، حکومت فرعون را مطابق رشدنمی داند. قرآن عدم رشد حکومت فرعون را سه چیز می داند :
1-استضعاف (قصص، آیه 4): یعنی یک عده از مردم را به ضعف کشانده است.
2-استخفاف (زخرف، آیه 54) : یعنی مردم را خوار و بی شخصیت می کرد تا از او اطاعت کنند.
3-استعباد (شعرا، آیه 22) : یعنی مردم را بنده خودش کرده بود.
که از همین آیات قواعد زیر منتج می شود :
1-صرف پیشرفت و افزایش تولید علامت رشد نیست.
2-هر گونه بی توجهی به کرامت و شخصیت انسان ضد رشد است و مدیریت نا مطلوب را نشان می دهد.
3- مدیریت رشد مدیریتی است که رشد مادی و معنوی را با هم داشته باشد.
4- انسان در نظریه رشد وسیله رسیدن به هدف نیست بلکه موضوع هدف است و باید اعتلا و پیشرفت همه جانبه او در نظر گرفته شود (مطهّری،1364).

– رویکرد نظری اصول گرایی
این بینش، بعد از اینکه به اصل ضرورت حکومت و نظام اجتماعی برای اداره جامعه بعنوان اصل موضوعی می‌نگرد، حاکمیت را مخصوص خدا و اعمال آن را حق کسانی می داند که دارای قدرت استنباط احکام الهی و برخوردار از عدالت، شجاعت، مدیریت، تدبیر و دارای شناخت صحیح از جهان هستند. در این بینش کسانی که اعمال حاکمیت را به عهده دارند در واقع عهده دار تأمین مشارکت مردم در تمام مراحل تصمیم گیری های سیاسی و سرنوشت ساز برای همه افراد جامعه هستند تا در مسیر تکامل انسان هر فردی خود دست اندر کار و مسئول رشد و ارتقا و رهبری گردد (سیاهپوش، 1365).
این بینش که از یک سو مدیریت و رهبری افراد آشنا به مکتب را در نظر دارد و از سوی دیگر مشارکت همه مردم در تصمیم گیری های سرنوشت ساز و پیمودن مسیر تکامل را برای افراد و جامعه تضمین می کند. شاخص ترین نظریه پرداز در این رویکرد آیت الله شهید بهشتی است. شهید بهشتی چه در مباحث نظری و چه در سیره عملی، بر نقش مدیریت و رهبری دینی در حل نابسامانی های اقتصادی و ظلم اجتماعی تأکید می کند. و نقش حاکم عادل را در ایجاد موازنه میان بهره گیری آحاد جامعه از محصول کار و تلاش خود از کارهای اساسی و محوری حکومت می داند. اصولی که مدیران می توانند با اعمال آن ها چنین حرکتی را در جامعه به وجود آورند از دیدگاه شهید بهشتی از این قرار است:
اصل اول : اعتماد به مردم و دادن امکان به آنها برای آنکه بر اساس معیارهای اسلامی در اداره امور جامعه مشارکت کنند، چرا که خودگردانی بر اساس معیارهای اسلامی، سیاست اداری در نظام اسلام است.
اصل دوم: اصل دادن اختیار تام به کارگزاران عادل و صدیق و خواستن مسئولیت تام از آنها، تناسب مسئولیتها و در نتیجه، کم کردن حلقه کنترل و کاغذبازی و جلوگیری از لوث شدن مسئولیتها.
اصل سوم : تلاش در جهت ایجاد جریانی سالم و قوی که بتواند بستری مناسب برای ساخته شدن نیروهای نیازمند باشد، به گونه ای که همه احساس کنند رابطه مدیران آنها رابطه پدر با فرزند خود است.
اصل چهارم : امیدوار بودن به آینده و امید دادن به عموم مردم و دست اندر کاران اداره جامعه.
اصل پنجم : اعتراف به اشتباه یا کم کاری یا هر تقصیر و قصوری که ممکن است در عملکرد مدیریت پیش آید.
اصل ششم : مراقبت پیگیر و مستمر مسئولان و مدیران درجه اول نسبت به کار مدیران و مسئولان درجه دوم و سوم و رسیدگی به عملکرد آنها.
«. …. مولا علی (ع) با آن دشواری ارتباطات در آن عصر و زمان میان کوفه و قلمرو وسیع و گسترده زمامداریش چگونه دائماً مراقب کار والیان است که می فرستد، اعتماد می کند، اختیارات می دهد ولی مسئولیت می خواهد و می پرسد، و سؤال می کند و رسیدگی می کند»
اصل هفتم : صراحت در مطرح کردن مسائل جامعه با مردم و پرهیز از پنهان کاری به طور مطلق.
اصل هشتم : در اداره و مدیریت جامعه اسلامی دستگاه مدیریت جامعه اسلامی در عین مشخص بودن مسئولیت ها یک مجموعه یکپارچه است. امام و امت در رأس مخروط یا هرم مدیریت است و همه شاخه ها و واحدهای دیگر تشکیل دهنده بدنه یک هرم و مخروط هماهنگ اند (بهشتی، 1365).

– رویکرد نظری اخلاق و ویژگی های مدیران اسلامی
دو دسته نظریه های قبلی یعنی نظریه رشد و نظریه اصول گرایی از نظر پوشش وسیع تر بوده و جامعه اسلامی و سازمانها را دربر می گرفت. نظریه اخلاق و ویژگی های مدیران بر خصوصیاتی که مدیر باید داشته باشد و نباید داشته باشد، تکیه دارد و می تواند به عنوان شاخص هایی جهت گزینش افراد جهت پست های مدیریتی به کار گرفته شود. البته باید توجه داشت که در درجه لازم ویژگی های برشمرده شده در این دیدگاه برای سطوح مختلف مدیریتی تفاوت دارد و این طور نیست که در هر سطحی و هر مدیری باید کلیه این صفات را در حد اعلی داشته باشد (چاوشی، 1388، 50).
شرایط و اوصافی که تعیین کننده ویژگی های خاص مدیر در نظام اسلامی است شامل دو گروه صفات می گردد؛
گروه اول – عبارتند از :
1-تعهد به اسلام واخلاق اسلامی
2-اهلیت
3-اعتماد
که این سه خصیصیه شامل مجموعه ای به شرح زیر می باشد که مشخص کننده مفهوم هر کدام در نظام مدیریت اسلامی است :

الف – تعهد به اسلام و اخلاق اسلامی
این ویژگی شامل ایمان، تقوا، اعتقاد به ولایت فقیه، اتکال به الله، ازخاندان های صالح و شایسته بودن، عدالت و امانتداری می گردد.

ب –اهلیت داشتن مدیر حاوی مجموعه ای به شرح زیر است :
– کاردانی
– قدرت و توانایی اداره امور
– بینش و آگاهی (اسلامی، علمی، سیاسی)
– توانایی جسمی

ج – اعتماد : که مقصود از آن مورد وثوق بون مدیر اسلامی است.
– – رویکرد وظایف مدیران مسلمان
می گردد.
بیر امور توفیق یابد که شامل قاطعیت،، عفو و اغماض ، سعی و جهد، تزکیه و حسن خلق.
امی بدین گروه دوم، خصوصیاتی که مدیر پس از احراز شرایط اولیه باید رفتار و کردار و اندیشه اش با آن ها منطبق باشد تا بتواند در تدبیر امور توفیق یابد که شامل قاطعیت – پیشگامی در اعمال – جاذبیت ودافعیت – وقار و هیبت – گشاده روئی – سخن گفتن به زبان عامه – دوراندیشی – شهامت و اعتماد به نفس – سرعت عمل در کار – برخورداری از آرامش و حوصله کافی – احساس مسئولیت و وظیفه شناسی – منظّم بودن در کارها – قوه ابداع و ابتکار داشتن و سعه صدر می گردد (سیاهپوش، 1365).

– رویکرد وظایف مدیران مسلمان
والتر گیولیک در اثر خود « نکاتی درباره تئوری سازمان» وظایف یک مدیر اجرایی را تحت عنوان POSDCORB مورد توجه قرار می دهد. وی معتقد است باید کار مقامات اجرایی را به گونه ای تنظیم کرد یا به صورت نهایی در آورد که در خود محیط و وضع بسیار پیچیده باشد. POSDCORB حروف اول کلمه هایی است که بیانگر کارهای یک مقام ارشد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان تقسیم کار، طبقات اجتماعی، روابط اقتصادی، حکومت اسلامی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان روش تحقیق، مدیریت اسلامی، مدیریت اسلام، انسان شناسی