پایان نامه با کلید واژگان مدارس هوشمند، فناوری اطلاعات، آموزش و پرورش، نظام آموزشی

دانلود پایان نامه ارشد

شکل پذیری پنداره های دانشآموزان نقشی تعیین کننده دارند. یکی از تبعات این امر بالا رفتن سطح دانش متعارف دانش آموزان است که هماهنگی با دوره های آموزشی را بر هم می زند. در چنین شرایطی استفاده از فناوری های اطلاعاتی و انفورماتیکی در مدارس هوشمند، امکان به روز نمودن اطلاعات علمی معلمان و ارتقاء مهارتهای تدریس ایشان را فراهم می آورد به طوری که آنها می توانند با استفاده از امکانات موجود در این مدارس برآورد صحیحتر و دقیق تری از دانش متعارف دانش آموزان کسب نموده و دوره های آموزشی و مطالب درسی را با دانش متعارف دانش آموزانشان هماهنگ سازند.
ب) از سوی دیگر برنامههای آموزشی در مدارس سنتی، اکثراً به صورت معلم محور بوده و با استعدادها، توانایی ها، نیازها و شیوه های یادگیری دانش آموزان که هر یک آهنگ مخصوص خود را دارد، متناسب نیستند. مدارس هوشمند به دلیل برنامه های درسی انعطاف پذیر، امکان تدریس با شیوه های نوین، داشتن طیف وسیعی از برنامه ها و روش های آموزشی و محوریت بخشیدن به نقش دانش آموز (با در نظر گرفتن تفاوت های فردی و توجه بیشتر به نیازها، علائق و استعدادهای آنان) می‌توانند در جهت از بین بردن و یا کاهش دادن این شکاف آموزشی مؤثر و مفید باشند و در واقع هر دانش آموز بسته به استعداد خود می تواند آموزش ببیند و یا به عبارت دیگر سیستم آموزش نسبت به استعداد دانش آموزان متغیر است.
ج) جامعه اطلاعاتی آینده نیازمند افرادی است که بتوانند فناوری اطلاعات را خلاقانه در جهت رشد و توسعه به کار برند، در این عصر بی بهره ماندن از دانش، بینش و مهارت های روز، به بیکاری، نابرابری های اجتماعی و در نتیجه پیدایش نارضایتی و تنش می انجامد و مدارس هوشمند نیز عمدتاً در جهت تأمین این نیازها برنامه ریزی شده اند چرا که در این مدارس دانش آموزان می‌آموزند که چگونه اطلاعات مورد نیاز خود را از طریق شبکه های اطلاعاتی استخراج نمایند، چگونه در مورد آنها بیندیشند و چگونه حاصل یافتههای خود را در جهت حل مسائل و مشکلات خود و توسعه و پیشرفت جوامع شان به کار گیرند. نظام آموزش و پرورش نیز به نوبه خود با وارد كردن فناوری های ارتباطی در این عرصه تلاش كرده تا حداكثر بهره برداری را از این دستاورد بشری داشته باشد. مدارس هوشمند در دنیا حاصل به كارگیری از این امكانات است. كشور مالزی در سال 1998 برای اولین بار به عنوان نخستین كشوری بود كه مدارس هوشمند را در نظام آموزش و پرورش راه اندازی كرد و با ارایه الگوی موفق توانست تجربه خود را به سایر كشورها نیز منتقل كند و امروزه علاوه بر مالزی دیگر كشورها نیز برای هوشمند كردن مدارس خود اقدام كرده اند كه بطور مثال می توان از فرانسه به عنوان كشوری موفق در این عرصه نام برد (آموزش و پرورش شهر تهران، 1389).
فرهنگ جامعه و دیدگاه جامعه نسبت به فناوری اطلاعات می تواند یكی از مسائل تأثیر گذار و مهم در توسعه ی مدارس هوشمند به شمار رود. با توجه به اینكه درك روشنی از كاركردهای فناوری اطلاعات در آموزش و نحوهی تأثیر آن در افزایش سطح یادگیری دانش آموزان وجود ندارد، نمی توان انتظار داشت تا پشتیبانی مناسبی از مفهوم مدرسه هوشمند از سوی جامعه صورت گیرد. دسترسی به اینترنت و آشنایی با فضای پیشرفت های نوین در حوزه فناوری از جمله ی مسائلی است كه می تواند بستر مناسبی برای نشر و توسعهی مفهوم مدرسه هوشمند درجامعه فراهم كند. هر چه كه مردم و جامعه با كاربردهای فناوری و اطلاعات در زندگی و بالاخص در آموزش آشنا باشند، می توان امیدوار بود كه استقبال بیشتری نیز از مدارس هوشمند صورت بگیرد و مردم بتوانند اهمیت توسعه مدارس هوشمند را درك كرده و برای توسعه این مدارس كمك نموده و در سرمایه گذاری ها با دولت و مدیران مدارس شریك شوند. سطح سواد دیجیتالی و دسترسی مردم به فناوری روز مانند اینترنت می تواند در میزان استقبال ایشان  از مدارس هوشمند تأثیر گذار باشد (آموزش و پرورش شهر تهران، 1389).
ضرورت ایجاد مدرسه هوشمند
تافلر (به نقل از عبادی، 1384) در كتاب شوک آينده می نويسد: فناوری آينده به ميليون ها افراد كم سوادی كه حاضر باشند هر كار تکراری را انجام دهند، و كوركورانه دستورات ديگران را می گيرند و از مقامات اطاعت محض می كنند، نياز ندارد؛ بلکه به انسان هايی نياز دارد كه داوری های دقيق و فهيم داشته باشند و راه خويش را در محيط های تازه پيدا كنند و روابط را در واقعيتی كه به سرعت در حال تغيير است، تشخيص و تمييز دهند. با توجه به كاربرد وسيع اينترنت، نيازهای آموزشی فارغ التحصيلان مدارس، دانشگاه ها و مراكز آموزشی نيز طبعاً متفاوت شده و بايد مهارت های لازم در اين خصوص را فراگيرند(احمدی و ویرجینیاری، 1382).
امروزه با ورود رايانه به عرصة آموزش، به ويژه زمانی كه رايانه ها به شبکه های اطلاعاتی متصل می شوند، تغييرات عمده ای در كلاس های درس ايجاد شده است كه تغيير در ساختارهای آموزشی، الگوهای رفتاری درون نظام آموزشی، و حتی محتوای آموزشی را به دنبال داشته است. اين درحالی است كه در نظام آموزشی سنتی، فراگيران را برای جامعه ای صنعتی كه بر ساخت اشياء در چارچوب توليدات صنعتی تأكيد دارد، آماده می كند. اما امروز ضروری است كه فرايند آموزشی متناسب با جامعة اطلاعاتی دگرگون شود. به همين منظور بسياری از كارشناسان تعليم و تربيت معتقدند كه نظام های آموزشی به جای انتقال يک جانبه اطلاعات و محفوظات، بايد «برنامه تغيير» را آموزش دهند و فراگيران را برای مواجهه با تغييرات آماده كنند (عبادی، 1384).
مركز آمار و فناوری اطلاعات و ارتباطات وزارت آموزش و پرورش (1390) افزايش سطح كيفی ياددهی-يادگيری در مدارس، به روزآوری مستمر دانش در كشور همگام با توسعه علوم در دنيا، ايجاد بستر فرايند يادگيری مستمر دانش آموزان در داخل و خارج از مدرسه، بازگرداندن مرجعيت علمی به معلمان، تربيت دانش آموزان برای عصر حاضر و آينده، تعامل مستمر اوليا و مربيان، و بهره گيری از فناوری های نوين در امر ياددهی- يادگيری را از دلايل ضرورت هوشمندسازی مدارس معرفی كرده است.
دورنمای ایجاد مدارس هوشمند، بیانگر مقصد آرمان گرایانه ای است که وزارت آموزش و پرورش کشور می کوشد تا با بهرهگیری از فناوری اطلاعات بدان دست یابد. در عبارت چشم انداز مدارس هوشمند، آینده به گونه ای ترسیم و تصویر می شود که کاربردها و خدمات فناوری اطلاعات و ارتباطات در حد بالایی به کار گرفته شده و مدارس فعلی نیز به عنوان مدارس هزاره ی سوم با بهره گیری از فناوری های نوین توانمند شده باشند. از این رو، باید به مسائل اصلی و ضرورت ایجاد مدرسهی هوشمند اشاره نمود. این الزامات به عنوان پیش فرض های اصلی و به منظور تحقق دورنمای ایجاد مدارس هوشمند معرفی می‌گردند:
– افزایش سطح کیفی یاددهی-یادگیری در مدارس کشور همگام با توسعه ی فن آوری ارتباطات و اطلاعات (فاوا) در کشور و دنیا
– به روز آوری مستمر دانش در کشور همگام با توسعه ی علوم در دنیا
– ایجاد بستر فرایند یادگیری مستمر دانش آموزان در داخل و خارج از مدرسه
– باز گرداندن مرجعیت علمی به معلمین
– تربیت دانش آموز برای عصر حاضر و آینده
– تعامل مستمر اولیاءء و مربیان
– بهره گیری از فناوری های نوین در امر یاددهی- یادگیری (صالحي و كاشاني، 1386).
ضرورت تحوّل نظام آموزشی با استفاده از فناوری اطلاعات
ضرورت تحوّل را علاوه بر عوامل تأثیر گذار آن، در بالندگی و بهبود سازمان‌ها، بهبود در كیفیت زندگی نیز می‌توان یافت. سازمان‌ها تحت فشارعوامل متعددی همچون پیچیدگی وقایع، سرعت پیشرفت فناوری، افزایش رقابت چشم‌گیر در ارائه‌ی خدمات و تولیدات و نیاز طبیعی و درونی انسان‌ها در مجموعه نظام هستی، قراردارند. این عوامل سازمان‌ها را در مقابل تغییر و تحول خلع سلاح نموده و آنان را وادار به پذیرش و برنامه‌ریزی جدی می‌كند (عبدالوهابي و همکاران،1391). امروزه بیشتر تغییرات فناوری، حول محور ارائه‌ی دستگاه‌های جدید، ابزار نوین خودكار كردن دستگاه‌ها با به‌كارگیری رایانه‌های پیشرفته دور می‌زند. اغلب عوامل رقابتی یا نوآوری‌های صنعتی ایجاب می‌كند كه عامل تغییر، روش‌های عملی، ابزار یا دستگاه‌های جدید را عرضه كنند. از طرفی با گسترش رایانه در این سال‌ها شاهد تغییرات فناوری به صورتی گسترده هستیم. فناوری اطلاعات و ارتباطات در عصر حاضر از مؤثرترین مؤلفه‌هایی است كه ابعاد مختلف زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها را تحت تأثیر قرار داده و موجب تغییر سبك زندگی‌ها شده است. تعلیم و تربیت در معنای اخص خود بی تأثیر از این تغییرات نیست. هم رشد و گسترش این حوزه از دانش بشری مدیون نظام آموزشی است و هم نظام آموزشی از این تکنولوژی بهره می گیرد، در راستای ایجاد تحوّل در نظام آموزش و پرورش و به‌كارگیری فناوری پیشرفته، شورای عالی آموزش و پرورش، سند فناوری اطلاعات و ارتباطات را از تصویب گذرانده است. در این سند نهاد آموزش و پرورش به‌ عنوان مؤثرترین دستگاه آموزشی و تربیتی كشور در تحقق اهداف و زیرساخت‌های امور فرهنگی، علمی و فناوری مورد نیاز در افق چشم‌انداز، خود نیازمند تحوّل و دگرگونی و اصلاح در جهت كسب توانمندی‌های لازم برای ایفای مأموریت‌های محوله است (عبدالوهابي و همکاران،1391).
در بخش دیگری از این سند چنین آمده است: “از جمله فرصت‌ها و امكانات پیش‌رو برای سرعت‌بخشی و شتاب‌دهی در جهت بازسازی نظام آموزش و پرورش و تحوّل در فرایند یاددهی-‌‌یادگیری، استفاده از پدیده‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات است كه باید به‌عنوان یكی از مهم‌ترین راهبردهای دست ‌اندركاران آموزش و پرورش كشور باشد”. همچنین این مصوبه، نقش جایگاه فناوری اطلاعات و ارتباطات را مؤثر در عدالت آموزشی و توسعه می‌داند (ميراسماعيلي، 1386).
در مجموع می توان چنین نتیجه گیری کرد که تحوّل در نظام آموزشی کشورها با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات، یک امر اجتناب ناپذیر است و آموزش و پرورشی که در این مورد عکس العملی نشان ندهد سیستمی واپس گراست (عبادی، 1384).
مدارس هوشمند راهی برای تحوّل آموزشی
به کار گیری گستردهی فناوری اطلاعات و ارتباطات در فرایند آموزش، همزمان با تحوّل در رویکردهای آموزشی در جهان، زمینه ی شکل گیری مدارس هوشمند را فراهم آورده است. این مدارس از جمله نیازمندیهای کلیدی جوامع دانش محور می باشند و رویکردهای توسعهی مهارت های دانشی و کارآفرینی دانش آموزان را دنبال می نمایند. در این مدارس، فرایندهای یاددهی- یادگیری تقویت شده و محیط تعاملی یکپارچه برای ارتقای مهارت های کلیدی دانش آموزان در عصر دانایی محور فراهم می‌شود (ميراسماعيلي، 1386). وزارت آموزش و پرورش نیز هم سو با روندهای جهانی در زمینهی شکل گیری مدارس هوشمند طی چندین سال گذشته اقدامات مختلفی را در راستای توسعه ی این مدارس انجام داده است. ایجاد مدارس به طور آزمایشی، حمایت از اقدامات مدارس داوطلب و تهیهی سند راهبردی توسعهی مدارس هوشمند، برخی از مهمترین این اقدامات بوده است.
هوشمند سازی مدارس در این مقطع به دنبال تحولات گسترده و بنیادین در نظام آموزشی نیست. چرا که این تحولات مستلزم تغییرات بالا به پایین در نظام آموزشی کشور و تبیین فلسفه آموزشی این نظام در عصر دانش محور است. براساس این فلسفه باید تغییرات کلیدی در برنامه درسی، محتوای آموزشی و نظام ارزشیابی صورت گیرد. تا زمانی که این تغییرات رخ ندهد نمی توان به یک مدرسه هوشمند کاملاً ایده آل پرداخت. از این رو در پروژه حاضر منظور از هوشمند سازی، تحول در برنامه درسی و محتوای آموزشی نیست، بلکه مقصود از فرایند هوشمند سازی توانمند ساختن نظام آموزشی برای ارتقای کیفیت فرایند یاددهی- یادگیری براساس برنامه ی درسی و محتوای آموزشی حال حاضر می باشد (پالی32 و همکاران، 2007).
برای ایجاد این نوع مدارس ابتدا باید یک برنامه دراز مدت را مد نظر داشت. به عنوان مثال مدرسه ای که امروز به نام هوشمند ایجاد می شود ممکن است حتی بیشتر از 10 سال طول بکشد تا ابزار خود که شامل زیر ساخت ارتباطی، محتوای مناسب، آموزش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان مدارس هوشمند، فناوری اطلاعات، آموزش و پرورش، عصر اطلاعات Next Entries پایان نامه با کلید واژگان ادراک شایستگی، سطح مهارت، روان شناختی، مهارت های ارتباطی