پایان نامه با کلید واژگان مجلس شورای ملی

دانلود پایان نامه ارشد

دوران نهضت ملي از هويتي دوگانه برخوردار است که گوياي پيچيدگي سياسي اين دوران است. اگرچه موضوع اصلي واقعه اين روز بر محور تصميم شاه و ملکه به سفر خارج از کشور مي چرخد و به همين مناسبت اهميت آن در قالب برخورد مصدق با شاه ارزيابي شده است, اما جريانات نه چندان شفاف و رويدادهايي که آن را به يک واقعه تاريخي مهم مبدل مي کند, عمدتا به زورآزمائي مجدد و جدي ميان کاشاني و مصدق مربوط مي شود مصدقی ها دوست داشتند نفوذ کاشانی به کل از بین برود اما کاری ازپیش نبردند ، کاشانی هم می خواست عقب نشینی های خود را جبران کند. با تحليل وقايعي که در بعد از ظهر 9 اسفند و روزهاي بعد از آن روي مي دهد, مي توان ادعا کرد که علي رغم ميل شاه, کاشاني و مخالفان مصدق, شاه جوان را به کفه مهم و مؤثري براي خنثي کردن قدرت و محبوبيت مصدق مبدل کردند و پشت او سنگر گرفتند .براساس گزارش سیا ، کاشانی در 9 اسفند شاه را برای پیشبرد اهداف خود آلت دست قرار داد. برخی اجرای توطئه 9 اسفند برای ترور مصدق را نقشه ای حساب شده می دانند که با مخالفت مصدق با تمدید امتیاز شیلات برای شوروی در ارتباط است.328
با کوشش کمیته هفت نفره مجلس در ملاقات های متعدد با شاه و مصدق ، قرار شد افسران ارتش از این پس از نخست وزیر دستور بگیرند و شاه از ملاقات با دشمنان مصدق خودداری کند و از تقسیم اراضی سلطنتی در میان رعایا دست بردارد،(نخست وزیر انتظار داشت این املاک به دولت واگذار شود تا در مورد آنها تصمیم بگیرد تا درآمدش صرف امور رفاهی شود ) ،329این توافق که موجب تضعیف شاه وتقویت مصدق می شد، نارضایتی کاشانی و مکی و برخی سیاستمداران را در پی داشت.
همسوئي اعضاي اين ائتلاف بزرگ ضد مصدق که از 9 اسفند 1331 شکلي نيمه رسمي مي يابد, تنها به منظور سرنگوني و خارج کردن او از صحنه سياسي است. در اين مقطع تاريخي, مي توان ادعا کرد که از نظر کاشاني, شکست مصدق, بر به سر منزل رسانيدن نهضت ملي نفت و مبارزه با استعمار, اولويت و ارجحيت يافت. طرح اين ادعاء مستلزم اين نيست که حتماً کاشاني با استعمار زدوبندي داشته است. نکته در اينجاست که احساس رقابت, حسادت و دشمني او نسبت به مصدق به آن جايي مي رسد که فقط حس انتقام و باز يافتن عزت و عظمت دوران 30 تير است که بر دستگاه فکري او سيطره مي افکند و سبب مي شود که هر امري را از دريچه آن بنگرد. اين همسويي نامتجانس کاشاني با نيروهايي که دخالت انگلستان و آمريکا را بر حکومت مصدق ترجيح مي دادند, تراژدي زندگي سياسي مردي بود که عمر خود را در راه مبارزه با انگلستان گذرانده بود.
بنا به گزارش سفارت آمريکا در تهران, از پنجشنبه 30 بهمن, مصدق به دنبال نماينده شاه مي فرستد و از او مي خواهد که به شاه اطلاع دهد که او بيش از اين نمي تواند طرز برخورد و رويه غيردوستانه شاه و دربار را تحمل کند و از اين رو قصد دارد روز 5 اسفند (24 فوريه) استعفا دهد و دلايلي را که دال بر توطئه آنها بر عليه خود دارد, علناً ارائه دهد. در ملاقات علاء با مصدق در روز شنبه – 2 اسفند- نخست وزير بر سر تصميم خود پافشاري مي کند و صورت بلندي از شکايات خود را در رابطه با شاه به وزير دربار ارائه مي دهد. اين شکايات, “شامل جرياناتي از قبيل وقايع تير 1331, دخالت در رابطه با بختياري ها, تحريکات ملکه مادر و والاحضرت اشرف مي شدند”. به دنبال ملاقات وزير دربار و نخست وزير, شاه از علاء مي خواهد که موضوع را محرمانه با هندرسون, سفير آمريکا در ايران, در ميان بگذارد.
در همان روزي که علاء با مصدق ملاقات کرد و يک روز قبل از ملاقات با هندرسون, وزير دربار به ديدار کاشاني رفت. بنا بر گزارش سفارت آمريکا, علاء در ملاقات 2 اسفند خود, موقعيت جديدي را که پيش آمده بود با کاشاني در ميان مي گذارد و “به نظر او کاشاني از اين موقعيت راضي به نظر مي آمد.” به احتمال قوي, کاشاني از امکان کناره گيري اختياري مصدق خوش وقت بود و گفته هر کاری از مصدق بر می آید ، اما اگر او در مجلس به شاه حمله کند ، وی به پشتیبانی از شاه بر می خیزد.330
روز پنجم اسفند هم فرا رسيد و مصدق به ديدن شاه مي رود و اسناد و مدارکي که دال بر توطئه ها و تحريکات عواملي که درصدد جلوگيري از توفيق دولت در امر نفت بودند ارائه مي دهد.
روز چهارشنبه 6 اسفند, که جرايد خبر رفع اختلافات ميان مصدق و شاه را درج کردند, دو خبر ديگر, گوياي جريانات مهمي در پس پرده بود. نخست, برخي از مديران جرايد, اعلاميه اي خطاب به رئيس مجلس, دادستان کل و رئيس ديوان عالي کشور نوشتند و رونوشت آن را هم, براي “حضرت آيت الله بروجردي دامت برکاته مرجع تقليد عالم اسلام” و هم لطفي وزير دادگستري فرستادند. در اين اعلاميه به “بازداشت خلاف قانون آقايان رشيديان (پيرمرد هشتاد ساله و پسران)” جداً اعتراض شده بود.
دومين خبر اين بود که در ساعت 9 صبح همين روز, سرلشگر زاهدي طبق ماده 5 حکومت نظامي توقيف شد. براساس اين داده‌ها, تنها مي توان حدس زد که به دنبال توصيه هندرسون به علاء که بايد هر چه زودتر دست به کار يافتن جانشيني براي مصدق شود, علاء نيز به زاهدي، که از او جهت جانشيني مصدق نزد هندرسون نام برده بود, اطلاع مي دهد که خود را آماده کند.
با توجه به روایات خود مصدق و سنجابی و معظمی و شواهد عینی ، تصمیم سفر از سوی خود شاه بود هرچند که شاه در کتاب ماموریت برای وطنم ، پیشنهاد سفر و تاکید بر محرمانه ماندن آن را از سوی مصدق گفته است ، در دربار ظهر نهم اسفند ، رفتار شاه از نظر مصدق غیر عادی و بی نظم و ترتیب بود نه ناهاری و نه مراسم رسمی برای هیئت وزرا صورت گرفته بود، این هیئت به قول شاه برای منصرف کردنش به سفر آمده بودند که در این بین آیت الله بهبهانی و شیخ بهاء الدین نوری هم وارد کاخ شاه برای منصرف کردن وی شدند ، مصدق هنگام خروج از کاخ متوجه سر وصدایی شده بود که علیه او شعار می دادند در نتیجه از در دیگر کاخ خارج شد جماعتی به دنبال مصدق راه افتادند به دستور حمید رضا برادر کوچکتر شاه به ماموران دستور داد که کاری به مردم نداشته باشند، شعبان بی مخ ها به خانه مصدق حمله کردند مصدق به توصیه پسرش به همراه فاطمی از دیوار بالا رفتند و به طرف ستاد ارتش به راه افتادند و بعد به مجلس رفته و واقعه را تعریف کردند.
ساعت 9 شب شاه از طریق رادیو، پیامی برای ملت ایران فرستاد و در آن ادعا کرد که به علت کسالت مزاج از مدت‌ها پیش در فکر مداوا بودم و به همین جهت برای معالجه عازم اروپا هستم و به تجویز اطبا، ابتدا عازم زیارت عتبات‌ عالیات و سپس عازم اروپا می‌شوم. ولی حال که می‌بینم شما تقاضای انصراف مرا از این مسافرت دارید چاره‌ای نیست، جز این‌که فعلا مسافرت خود را به تاخیر بیندازم. او سخنان خود را با ذکر این عبارات به پایان برد که «بدیهی است من هم مثل هر فرد دیگر این مملکت موظفم خواسته‌های مردم را قبول کنم و اگر شما نمی‌گذارید و مایل نیستید که برای معالجه حرکت کنم، من انصراف خود را از این مسافرت به شما اعلام می‌کنم.»

روحانیت و ماجرای 9 اسفند
ترس از اینکه شاه از سفر خود برنگردد ، قوام را بر آن داشت که خبر خروج شاه را به بهبهانی، روحانی طراز اول تهران که با دربار مربوط و با آیت الله بروجردی در قم ارتباط داشت ، بدهد و اردشیر زاهدی هم همانگونه که در خاطراتش آمده به سراغ آیت الله کاشانی و نمایندگان مخالف مصدق رفت.331به گزارش هندرسون ، کاشانی از امکان رویارویی شاه و مصدق دلگرم شده بود و خشنود به نظر می رسید به علا خبر داد که اگر مصدق شاه را در مجلس مورد حمله قرار دهد نمایندگان از شاه حمایتی قاطعانه خواهند کرد کاشانی شکاف بین شاه و مصدق را موهبتی الهی می دانست و از شاه علنی حمایت نمود و به بسیج جمعیت پرهیاهویی در هواداری از او با بهبهانی همگام شد و در واقع آنها خود را برای آینده آماده می کردند و بسیاری از کسانی که بعدا در کودتا نقش موثری داشتند در رویدادهای 9 اسفند نیز درگیر بودند.332
قم اعلامیه ای رسمی صادر نکرد شاید به سبب آن بود که تمامی ماجرا بیش از چند ساعت طول نکشید شاید هم به این دلیل که از طریق نماینده خود بهبهانی ، به طور غیر مستقیم اقدام کرده است.333
متن اعلامیه بهبهانی در حمایت از شاه در 9 اسفند : بسم الله الرحمن الرحیم : عموم برادران ایمانی اطلاع دارند که حقیر در امور سیاسی دخالتی نداشته و حتی المقدور وارد این جریانات نمی شوم ، دیروز غفلتا از انتشار خبر ناگهانی مسافرت اعلیحضرت همایونی به خارج عده ای از علما اعلام و اهالی بازار و اصناف با نهایت وحشت به اینجانب مراجعه و تقاضا داشتند که اعلیحضرت را از این مسافرت منصرف نمایم این بود شخصا با تلفن از جناب آقای نخست وزیر تقاضا نمودم خود ایشان مبادرت به این تقاضا نمایند و ایشان هم جواب منفی ندادند ، با این حال آقایان از این جانب شدیدا تقاضا داشتند که بنده با اعلیحضرت مذاکره و معظم الله را مصمم به انصراف نمایم با کثرت جمعیت و شدت اصرار چاره ندیدم که حضور همایونی شرفیابی حاصل و تقاضای مردم را به ایشان برسانم آقایان می دانند که به حمدالله اعلیحضرت همایونی از این خیال انصراف حاصل نمودند.334
کاشاني, به عنوان رئيس مجلس شوراي ملي, در نامه 9 اسفند به شاه، نارضايتي خود را از مسافرت وی اعلام کرده و به او هشدار داده بود که خروجش از کشور, باعث وخامت اوضاع خواهد شد. و در وضع آشفتة كنوني به هيچ وجه مصلحت و صواب نمي‎داند كه اعليحضرت همايوني به مسافرت مبادرت فرمايند335 در جلسه خصوصي سي دقيقه اي مجلس, قرار بر اين مي شود که هيئت رئيسه مجلس نزد شاه رفته و نامه رئيس مجلس را تسليم کرده و از شاه بخواهد “فعلاً” از مسافرت به خارج از کشور منصرف شوند.” اعلامه وی بدین صورت بود :
“اعلی حضرت همایون شاهنشاهی؛ خبر مسافرت غیر مترقبه اعلی حضرت همایونی موجب شگفتی و نگرانی قاطبه اهالی مملکت و پایتخت شده و هیات رئیسه مجلس شورای ملی با استحضار آقایان نمایندگان به عرض می رساند که در وضع آشفته کنونی به هیچ وجه مصلحت و صواب نمیبیند که اعلی حضرت همایونی مبادرت به مسافرت نمایند و ممکن است در تمام کشور تاثیرات عمیق و نامطلوب حاصل نماید. به این لحاظ از پیشگاه همایونی استدعا می شود که قطعا در این مورد تجدید نظر فرموده و تصمیم به مسافرت را به موقع دیگری در سال آینده تبدیل فرمایند. رئیس مجلس شورای ملی- سید ابوالقاسم کاشانی.”336
در فاصله ميان يک و نيم و حدود سه بعد از ظهر, کاشاني که شديداً نگران سفر شاه به نظر مي رسد, اعلاميه دومي, اين بار به اسم خود صادر مي کند و خود را به عنوان هماهنگ کننده و حتي رهبر نيروهاي مخالف سفر شاه, جهت نجات کشور, مطرح مي نمايد. كاشاني به اين عقيده نزديك شد كه: «امروز حيات و استقلال ما به شخص اعليحضرت محمد رضا شاه پهلوي و نه هيچ فرد ديگري بستگي دارد.337 از اين رو بلافاصله در اعلاميه‎اي به مردم هشدار داد كه «شاهنشاه محبوب و دموكرات ما در اثر تصميمات خائنانة عده‎اي قصد ترك كشور را دارند و بدانيد اگر شاه برود هر چه داريم با او خواهد رفت.338 و از “برادران ايماني” و “هموطنان عزيز” درخواست کرده بود که با او همکاري کرده و از مسافرت شاه جلوگيري نمايند:339«با تقدیر از احساسات میهن دوستی مردم از همه خواهانم که با نمایندگان مجلس و علما و روحانیون و سایر طبقات همکاری نموده و متفقا درخواست تجدید نظر در تصمیم اعلیحضرت که منتهی به آشفتگی این کشور و باعث ندامت می شود بالاتفاق جلوگیری نمایند»340
در خاطرات ثریا از طفره زدن کاشانی پیرامون نرفتن شاه اینگونه سخن به میان آمده است:” شبی که فردای آن قرار بود حرکت کنیم با تعجب مشاهده کردم که فرستاده آیت الله کاشانی به دیدارم آمده است و می گفت علیا حضرت به طوری که به ما اطلاع داده اند، شاه به توصیه شما قصد دارد کشورش را ترک کند. آیت الله از شما تقاضا می کند با همه نفوذتان سعی کنید شاه را قانع نمایید از این تصمیم منصرف شوند.”341
جمعیت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان قانون اساسی، روزنامه اطلاعات، نظم اجتماعی، هم پیوندی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان روزنامه اطلاعات