پایان نامه با کلید واژگان مجلس شورای ملی، وزارت خارجه، نیروهای مسلح، تفویض اختیار

دانلود پایان نامه ارشد

را از ریاست پالایشگاه برداشت و سرتیب ریاحی را منصوب کرد.274
مصدق که وزارت جنگ را در اختیار گرفته بود برای آرام کردن خاطر شاه و تامین اطمینان وی ، دو سرلشگر که از هواداران شاه بودند را در کابینه جا داد(سرلشگر محمود بهارمست رئیس ستاد ارتش و سرلشگر احمد وثوق معاون وزارت دفاع) ، آيت الله كاشاني كه قيام سي ام تير را به حق مرهون اقدامات خود مي دانستند با انتصاب دکتر علی اکبراخوي به وزارت اقتصاد ملی و حسین نواب به وزارت خارجه و نصرت الله امینی به شهرداری تهران و با انتصاب وثوق به معاونت وزارت دفاع _كه در حوادث سي تير فرمانده ژاندارمري بود و از آمدن كفن پوشان به تهران در كاروان سرا سنگي جلوگيري كرده بود _ مخالفت كرد.275 و نامه ای شکایت آمیز به مصدق در مورد وزرایش نوشت.
جیمز اف. گود می نویسد : وقتی وزیر اقتصاد کوشید با باز کردن نانوایی هایی جدید قیمت ها را پایین بیاورد ، صفوف بازار تحت تشویق کاشانی اعتراض کردند که دولت هیج حقی برای مداخله در بازار آزاد ندارند این بازاریان در واقع جناح سنتی طبقه متوسط بودند که با پذیرش اسلام به عنوان یک روش زندگی ، به قانون شریعت ، رهبری علما و سرمایه داری آزاد معتقد بودند و با دخالت دولت در اقتصاد بازار مخالف بودند.276
مصدق در برابر اقدامات کاشانی بیشتر سکوت می کرد با اینکه می دانست وی در مقام ریاست مجلس ، مصمم است دست به هر کاری برای درمانده کردن او و تقویت شاه بزند. این سکوت مصدق شاید ناشی از این می بود که وی آمادگی کاشانی را در همکاری با شاه و طرفداران انگلیس و در نهایت برکناری وی از نخست وزیری را دست کم گرفته بود.دكتر مصدق در پنج مرداد 1331 هيئت وزيران خود را توسط باقر كاظمي به مجلس معرفي مي‌كند… نامه مصدق در پاسخ به شكوائيه كاشاني را برخي سرآغاز كدورت رسمي ميان اين دو دانسته‌اند. مصدق در نامه 6 مرداد 1331، خود، از كاشاني مي‌پرسد، “نمي‌دانم در انتخاب آقاي سرلشگر وثوق و يا آقاي دكتر اخوي كه بدون حقوق براي خدمتگزاري حاضر شده‌اند و همچنين آقاي نصرت‌الله اميني كه از فعال‌ترين اعضاي نخست‌وزيري هستند حضرتعالي چه عيب و نقصي مشاهده فرموده‌ايد كه مورد اعتراض واقع شده‌اند”277
بنده صراحتاً عرض مي‌كنم تاكنون در امور اصلاحي عملي نشده و اوضاع سابق مطلقاً تغيير ننموده است چنانچه بخواهند اصلاحاتي بشود بايد از مداخله در امور مدتي خودداري فرمايند خاصه اينكه هيچ‌گونه اصلاحاتي ممكن نيست مگر اينكه متصدي مطلقاً در كار خود آزاد باشد278 مصدق مي‌نويسد، “اگر با اين رويه موافقيد بنده هم افتخار خدمتگزاري خواهم داشت والا چرا حضرتعالي از شهر خارج شوند اجازه فرمايند بنده از مداخله در امور خودداري كنم.” … كاشاني نيز قهر كرد و پنج روز پس از دريافت جواب “سربالاي” مصدق در مورد انتصابات او در 11 مرداد 1331، براي “استراحت” به اوشان رفت.279در نهایت سرلشگر وثوق ناگزیر به استعفا شد و جایش را به سرتیپ مهنا داد. نواب هم استعفا داد و حسین فاطمی که روابط نزدیکی با مکی و کاشانی داشت به جایش منصوب گردید ، اخوی هم کنار رفت.280
اختیارات مصدق و تمدید آن
مصدق در طول حیات سیاسی اش چهار بار درخواست اختیارات کرد و دو علت اصلی برای آن ذکر کرد، نفت و اصلاحات. مصدق خود در مجلس پنجم و ششم با درخواست برخی وزرا برای اختیارات بیشتر ، مخالفت کرده بود و در دوره شانزدهم که رزم آرا خواستار امتیازاتی برای تجدید نظر در تعرفه گمرکی شد مصدق مخالفت نموده و گفت که نمایندگان مجلس نمی توانند اختیارات قانونگذاری خود را به دولت تا هرچند که مورد اعتماد جامعه باشد ، تفویض کند و آنرا مایه تزلزل حکومت ملی می دانست ، حال خود برای اجرای برنامه دولت ، درخواست اختیاراتی نمود که دو تن از اعضای جبهه ملی مخالفت کردند ، حائری زاده و مشار281
روز ۲۲ تیر۱۳۳۱ دکتر مصدق ماده واحده ای را در جلسه ی خصوصی مجلس شورای ملی ارائه کرد که براساس آن ، دولت اجازه پیدا می کرد به مدت ۶ ماه بدون مراجعه مجلس شورای ملی و تقدیم لوایح در امور اقتصادی ، مالی ، پولی ، اداری و… به استناد مصوبات خود عمل کند. در آن جلسه ، دکتر مصدق درباره ی علت ارائه ی این ماده ی واحده گفت : ” منظور من از تقاضای اختیارات این است که قصد دارم کارهای ضروری و لازم را زودتر شروع کنم …..،اگر بخواهیم مطابق معمول رفتارکنیم و لایحه تهیه کنیم و به امید تصویب به مجلس بدهیم مدت مدیدی طول خواهد کشید در صورتی که اوضاع جاری و فعلی مملکت اجازه این سهل انگاری و درحال انتظار بسربردن را نمی دهد. ”282 در آن جلسه نمایندگان مجلس با ماده ی واحده اختیارات مخالفت کردند. دلیل اصلی استعفای مصدق در تیر ماه را برخی مخالفت مجلس با اعطای اختیارات می دانند283 پس از قیام ۳۰ تیر ، ماده ی واحده اختیارات با اصلاحاتی درجلسه ی ۷ مرداد مجلس شورای ملی و جلسه ی ۲۰ مرداد ۱۳۳۱مجلس سنا تصویب شد.
به فاصله یک ماه لایحه تفویض اختیارات از مجلس سنا و شورا گذشت و قدرت به نخست وزیر مصدق تفویض شد. دولت اجازه یافت در قوانین انتخاباتی مجلس و انتخابات شهرداری تجدید نظر نموده ، نظام مالی و پولی را اصلاح کند ، در دستگاه اداری و نظامی اصلاحاتی صورت دهد و دامنه اصلاحات به دستگاه قضایی ، بهداشت و آموزش و پرورش همگانی کشانیده شود. 284 اصلاحات همچنین به مشکلات اجتماعی نظر داشت که نابرابری حقوق زنان و مردان یکی از موارد آن بود. ابوالقاسم امینی را وزیر دربار کرد ، وی از بودجه دربار کاست و پس اندازهای حاصل از آنرا به وزارت بهداشت اختصاص داد و املاک رضا شاه را در زمره اموال عمومی درآورد و شاه از دادوستد مستقیم با دیپلمات های خارجی محروم شد.
اصلاحات مصدق منافع بسیاری از افراد و برخی نهادها را به خطر می انداخت از این رو طیف مخالفان داخلی دولت گسترش یافت و متحدان مذهبی مصدق ، اقدامات اصلاحی وی را مورد انتقاد قرار دادند و آنرا الحادی و مارکسیستی و مخالف شرع تلقی می کردند و با دیدگاههای غیردینی حسین فاطمی و یا سابقه ضد روحانیت عبدالعلی لطفی وزیر دادگستری ، مخالف بودند.285 مصدق برای انجام اصلاحاتش سعی داشت تمام اهرم های قدرت را بدست بگیرد ، اختیارات اجرائی شاه را سلب کرد ، اداره ارتش را بدست گرفت، دیوان عالی کشور به حالت تعلیق درآمد و برای ارعاب مخالفانش قانون امنیت اجتماعی را به مورد اجرا گذاشت.286 تا اواسط مرداد1332 مجلسین سنا و شورای ملی را که مامن مخالفین او بود ، بست. نهضت در واقع برای پیش بردن اهدافش چاره ای به جز کسب تدریجی اهرم های قدرت در اختیار نداشت ، نهضت محتاج تقویت موقعیت فرماندهی اش بود و این امر تنها با کسب ابزار اعمال قدرت امکان پذیر می شد.
نراقی می گوید وقتی که مصدق اختیارات را از مجلس گرفت توانست قوانینی را تصویب کند که هر اصلاح طلبی آن را آرزو می کرد ، یعنی نمی خواست از این قدرت به نفع خود استفاده کند و بارها تاکید می کرد که من مستبد نیستم 287 و می گفت مجلس در وضعی است که مانع تصویب این قوانین است. با توجه به تنش ميان او و مجلس، چنين اختياراتي، حركت در جهت حذف مجلسي كه ساز مخالفت با او را كوك كرده بود، به حساب مي‌آمد.
آبراهامیان ذکر می کند که بعد از سی تیر مصدق خود را با حمله های شدید علیه شاه ، ارتش ، اشراف زمین دار و مجلس سنا و شورای ملی دنبال کرد. از هر اقدامی علیه روزنامه های توده ای که دربار را مرکز فساد، خیانت و جاسوسی معرفی می کردند خودداری کرد و یک کمیته ویژه ی پارلمانی را مامور نمود تا مسائل قانونی میان کابینه و شاه را بررسی کند. در گزارش این کمیته آمده بود که قانون اساسی سرپرستی و اداره ی نیروهای مسلح را در صلاحیت دولت قرار داده است نه شاه . بدین ترتیب ، شاه در اردیبهشت 1332 همه ی قدرت و اختیاراتی را که از شهریور 1320 به خاطر آن جنگیده بود و دوباره به دست آورده بود، از دست داد288
در نهم مرداد 1331، حائري‌زاده و مشار، هنگام ارائه طرح اختيارات مصدق به مجلس، با اعطاي اختيارات به مصدق، مخالفت كردند . تنها ده روز پس از سي تير، مخالفت كاشاني و مصدق مجدداً در مجلس بروز كرد. كاشاني تا انتخابش به رياست مجلس شوراي ملي، در 16 مرداد 1331، در اوشان معتكف شد. در داخل محور مصدق- كاشاني، هر يك از شركاء نسبت به ديگري ايراداتي داشتند. كاشاني به سوءانتخاب، سخت‌ سري، بي‌اعتنائي و قدرناشناسي مصدق اعتراض داشت و مصدق به بي‌قانوني، خودسري و هرج و مرج طلبي كاشاني، دوستان و بستگانش.
مصدق حاضر به قبول سفارشات كاشاني در برخي حوزه‌ها و سطوح بود، اما آنجا كه توصيه‌هاي كاشاني و دخالت‌هاي دسته‌هاي اقماري او اصولي چون آزادي انتخابات و آزادي بيان و مطبوعات را به چالش مي‌طلبيد و مخدوش مي‌كرد، مصدق تاب نمي‌آورد
تنش در مورد توصيه‌نويسي كاشاني، نمايانگر جدال بر سر تعيين قدرت حاكم ميان كاشاني و مصدق بود. جهت شرح مداخلات كاشاني، مي‌توان به فهرست توصيه‌نامه‌هايي كه شمس‌الدين اميرعلائي، وزير كشور مصدق تنظيم و چاپ كرده است مراجعه نمود. در اين فهرست، 58 مورد توصيه وجود دارد. تا آخر آذر 1331، يك هزار و پانصد توصيه كاشاني و فرزندانش در وزارتخانه‌ها جمع‌آوري شده بود. علني شدن اختلاف مصدق با كاشاني بر سر موضوع مداخلات، به توصيه‌نويسي‌ها و حمايت‌هاي آيت‌الله در انتخابات دوره هفدهم مجلس شوراي ملي باز مي‌گردد.
كاشاني پس از مراجعت از سفر مكه در 23 شهريور 1331، مجدداً به مصدق فشار آورد تا وزرائي كه مورد تائيد او نبودند را تغيير داده و تعدادي از طرفدارانش را در پست‌هاي دولتي بالا به كار گمارد.
در آخرين هفته آذر 1331، مصدق بخشنامه‌اي رسمي به تمامي ادارات دولتي صادر مي‌كند و طي آن صريحاً دستور مي‌دهد كه در آينده، هيچ‌گونه خوش خدمتي و لطفي نسبت به كاشاني و يا توصيه‌اي جهت به كار گماردن افراد از طرف كاشاني، قابل پذيرش نيست و نبايد به اين‌گونه سفارشات ترتيب اثر داده شود.289كاشاني، برنامه مبارزه با سفارشات خود را از سوي مصدق به حساب سياست حذف خود از صحنه سياسي، مي‌گذارد.
تنها سه روز پس از قيام 30 تير، گزارشي “بسيار سري” از سوي وزارت خارجه انگلستان به سفارت انگلستان در ايران فرستاده مي‌شود. در اين گزارش، رسماً آمده است كه، “در حال حاضر، چنين به نظر نمي‌رسد كه بتوان جانشيني براي مصدق را به قدرت رسانيد الا، احتمالاً، توسط يك كودتاي نظامي. دو نامزد رهبري كودتاي نظامي عليه مصدق عبارت بودند از زاهدي و حجازي. از 16 مرداد 1331، يعني دو هفته پس از طرح كودتاي نظامي براي سرنگوني مصدق و تقريباً يك سال قبل از وقوع آن، ميدلتن خبر مي‌دهد كه مكي، بقايي حائري‌زاده و فرستاده‌اي از سوي كاشاني با ژنرال زاهدي تماس گرفته‌اند و مخالفت خود را با مصدق ابراز داشته‌اند…”290
آنگاه كه حلقه ناراضيان “جبهه ملي” كه شامل كاشاني نيز مي‌شود به زاهدي نزديك مي‌شوند، شايد ندانسته، در كنار كودتاچي نظامي دست‌چين شده وزارت خارجه انگلستان، قرار مي‌گيرند… زاهدي به دو گروه متفاوت نياز داشت تا محوري كارآ بر عليه مصدق تدارك ببيند. از يك سو، به گروهي سياست‌مدار احتياج داشت تا علناً فعاليت كرده و از طريق مجاري قانوني دولت مصدق را مرتب به چالش طلبيده و تضعيف كنند. از سوي ديگر او نيازمند افرادي اهل عمل بود تا در نهان به سازماندهي نظاميان شاغل و بازنشسته پرداخته و زمينه كودتا را فراهم كنند. در سوم مهر 1331، كاشاني در گفت و گويي سه ساعته با زاهدي به او اطلاع مي‌دهد كه در حال حاضر “براي او غيرممكن است كه به نحوي علني به مخالفت با مصدق برخيزد.”
كاشاني در واقع مشغول آماده كردن زمينه جدائي خود از مصدق بود. اما كاشاني بايد نشان مي‌داد كه اين مصدق بود كه به نصايح خيرخواهانه او توجه نكرده و او را به مقابله كشانده بود. در جلسه اول مهر 1331، كاشاني و متحدينش، به نخست‌وزير هشدار دادند كه بهتر است بنا به ميل آنها كابينه خود را ترميم كند. ميدلتن، در گزارش خود به وزارت امور خارجه انگلستان، زاهدي را مي‌ستايد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان عزل و نصب، قانون اساسی، خاورمیانه Next Entries پایان نامه با کلید واژگان قانون اساسی، روزنامه اطلاعات، نظم اجتماعی، هم پیوندی