پایان نامه با کلید واژگان قضا و قدر

دانلود پایان نامه ارشد

اين رونق ها زمينه هاي رشد توام با عدالت و توسعه همه جانبه را فراهم نياوردند.
با اين وصف دولت در طول برنامه اول تا سوم مقابله با برخي از محروميت ها مانند خدمات برق رساني، آب آشاميدني تصفيه شده، گسترش مدارس، افزايش سطح سلامت و واکسيناسيون، بهسازي و نوسازي و عمران شهري به موفقيت هايي دست يافت. اما توزيع درآمد و ثروت ناعادلانه تر شد و لايه هايي محدود که از فرصت پيش آمده از جنگ به نفع ثروت اندوزي و احتکار بهره گرفته بودند با ترکيب شدن در ساخت قدرت سياسي توانستند از فرصت هاي بعدي به ويژه درآمد نفت، وام ها، رانت و انحصار دولتي به نفع خود سود ببرند. اين گونه توزيع که مانع توسعه همگاني و رشد با دوام بود در کنار ادامه افزايش جمعيت و مهاجرت، جامعه را به قلمرو تازه تري از فقر کشانيد. در اين قلمرو به رغم آن که برخي از محروميت هاي سابق وجود نداشت اما با توجه به سبد جديد کالاهاي مصرفي و با توجه به جنبه هاي مهمي مانند مواد غذايي، مسکن مناسب، ادامه تحصيل، برخورداري از خدمات بهداشتي کافي اقتصادي و اجتماعي، به طور متوسط با مقياس درآمدي فقر نسبي و مطلق، پس از دوره رونق رو به افزايش گذاشت. به عنوان مثال خانوارهاي شهري و روستايي از برق و آب آشاميدني و مدرسه و خانه بهداشت برخوردار بودند اما با افزايش جمعيت، مهاجران (در شهر هاي بزرگ) و بيکاران روستايي و شهري و جوانان روستايي و شهري و جوانان آموزش ديده يا ناماهر پاي به زير خط فقر به ويژه فقر نسبي گذاردند و با محروميت هاي جدي ديگري رو به رو شدند. توزيع درآمد متوسط واقعي خانوار نيز نامتعادل تر شد.
دخالت هاي دولت در امور اقتصادي و اجتماعي منطق جامع و پذيرفته شده اي در اين دوره نداشت از يکسو برنامه ها به هدف هايي در زمينه زير ساخت ها و محروميت زدايي کمک مي کرد ، اما از سوي ديگر شکاف و نابرابري و بهره وري عمومي پايين را موجب مي شد. افزايش شکاف درآمدي طبقاتي و اجتماعي به همراه حرکت سريع تر و وسيع تر سرمايه ها به سوي فعاليت هاي نامولد و سياست هاي اقتصادي که بيش از حد مبتني بر منافع سرمايه بود به تدريج به بيکاري و تورم دامن زد. در اين دوره، افزايش فساد و ترکيب قدرت مديريتي و سياسي با قدرت اقتصادي فقر را گسترده کرد ، در واقع رشد ناشي از تزريق وام ها و درآمدهاي نفتي فقر را بر عهده دارند.”
مهاجرت روستاييان به شهر ها طي اين سالها،حاشيه هايي را در اطراف شهرهاي بزرگ ايجاد نمود. برخي از اين حاشيه ها در خارج شهرها و برخي در محلات داخل شهر به نحوي جايگزين گرديدند. از جمله اين محلات كه نگارنده از نزديك با آنها برخورد داشته است،مي توان به محله زور آباد در كرج،عون بن علي در تبريز ، جعفرآباد در كرمانشاه اشاره كرد. در شهر تهران نيز ابتدا حاشيه نشيني در مله اي به نام حلبي آباد رخ نمايان كرد،اما طولي نكشيد كه حاشيه هاي متعددي در اين شهر پديد آمد، به طوري كه هم اكنون ساكنان بسياري از كوچه هاي فقير نشين در مناطق زير مردماني با ويژگيهاي حاشيه نشينان هستند. اين افراد غالبا مهاجراني هستند كه از شهر مبدا مهاجرت و اغلب محله خاصي را براي سكونت به همراه اقوام و هم ولايتي ها انتخاب نموده اند.
2-5- چهارچوب نظري تحقيق
اين تحقيق بر اساس تئوري فرهنگ فقر و چرخه فقر تلاش دارد تا يکي از دلايل عمده شکست سياست هاي فقر زدايي را که همانا عدم تمايل افراد به تغيير وضعيت خويش است مورد بررسي قرار دهد:فقرا فقير مي مانند،چرا که خود را با پيامدهاي ناشي از فقر وفق داده اند.در اين تئوري ،اسکار لوئيس هفتاد خصوصيت را به عنوان شاخص فرهنگ فقر بر مي شمرد که البته همه فقرا همه اين خصوصيات را دارا نمي باشند
بسياري از ويژگي هاي خرده فرهنگ فقر را مي توان کوشش هايي دانست براي حل منطقه اي مشکلاتي که نهادها و موسسات موجود از عهده آن برنيامده اند، زيرا شرايط لازم براي آنها ندارند. استطاعت شرکت جستن در آنها را ندارند و يا با سوء ظن به آنها مي نگرند. مثلاً از آنجا که نمي توانند از بانک اعتبار بگيرند، به دارايي هاي خود متوسل مي شوند و به شيوه هاي اعتباري غير رسمي بي بهره دست مي زنند. چون نمي توانند از عهده هزينه پزشکان، که تنها در موارد بسيار خطير به آنها مراجعه مي کنند بر آيند و به دليل بدگماني به بيمارستان ها که «آدم تنها براي مردن به آنجا مي رود» به داروهاي گياهي و مداوا هاي محلي و قابله هاي متوسط مي شوند. نزد کشيش ها که «ايراد گيرند و مانند همه ما آدم هايي گناه کارند» به ندرت به اعترف و آيين عشاء رباني مي روند و به نماز و دعا در برابر شمايل مقدسين در خانه هاي خود و رفتن به زيارتگاه هاي عمومي بسنده مي کنند .
از آنجا که نسبت به پاره اي از ارزشها و نهادهاي مسلط طبقات ممتاز گرايشي منفي دارند، و از پليس متنفرند و به دولت و مقامات عالي بي اعتمادند و بدبيني شان حتي دامن کليسا را مي گيرد ، فرهنگ فقر کيفيتي ستيزه جويانه پيدا مي کند و نيروي بالقوه اي است که مي توان از آن در جنبش هاي سياسي عليه سامان اجتماعي موجود سود جست . سرانجام ، خرده فرهنگ فقر کيفيتي ماندگار دارد، به اين معني که اعضايش مي کوشند بقاياي اعتقادات و رسومي را که سر چشمه هاي گوناگوني دارند در زندگي عملي به کار گيرند و آنها را با زندگي يگانه گردانند .”(منبع 1 )
2-6- ابعاد فرهنگ فقر
نظريه فرهنگ فقر با رويكرد روان‌شناسي اجتماعي با اين پيش‌فرض آغاز نموده است كه فرهنگ فقر نوعي شيوه زندگي است كه داراي ابعاد رواني و اجتماعي نظير گوشه‌گيري و انزوا و عدم حمايت‌هاي خانواده از جوانان مي باشد. اين نظريه از اهميت ويژه‌اي برخوردار است زيرا اسكارلوئيس به ويژگي‌هاي ارزشي، رفتاري و اجتماعي فرهنگ فقر مي‌پردازدو حدود هفتاد خصيصه رواني ـ اجتماعي براي آن بر مي‌شمارد كه اكثر آنها قابل تعاريف عملياتي بوده و ميتوان آنها را كمي و اندازه‌گيري نمود.
با يك حساب سرانگشتي معلوم مي شود كه فقر اقتصادي چگونه زمينه ساز فقر فرهنگي مي شود بطوريكه :
1- كمبود مواد غذايي در كودكان آثار وخيمي روي مغز و رشد آن مي گذارد.
2- تنها علت سوء تغذيه در كودكان كمبود مواد غذايي نبوده و عادات غذايي نامناسب هم موجبات سوء تغذيه و عواقب وخيم آن را در پي دارد.
3- بدي تغذيه و گرسنگي مستمر ، در چگونگي فعاليت بدني تاثير مستقيم دارد كه دركارآئي آنها اثر مي گذارد.
4- فقر اقتصادي بنظر برخي از متفكرين موجب افزايش جمعيت مي شود.
5- كمبود امكانات مادي و اقتصادي يكي از مهمترين عواملي است كه مانع از ادامه تحصيل فرزندان جامعه مي شود.
6- فقر فرهنگي والدين به مشكل تعليم و تربيت فرزندان دامن ميزند ولذا فقر فرهنگي موجب تشديد در فقر فرهنگي مي شود.
7- فقر فرهنگي موجب توجيه فقر اقتصادي هم مي شود بطوري كه فرآنرا مولود قضا و قدر مي داند.
8- در جامعه اي كه بدليل محدوديت منابع مالي و بودجه ، امكان توسعه فضاهاي آموزشي و تجهيزات و امكانات مورد نياز تعليم و تربيت فراهم نباشد بسياري از افراد لازم التعليم از تحصيل محروم خواهند بود.
2-7- ويژگي هاي فرهنگ فقر
الف- ويژگي هاي اقتصادي :
1- مبارزه دائم براي زنده ماندن
2- بيكاري و كم كاري
3- درامد و دستمزد پايين
4- مشاغل بدون نياز به مهارت و گوناگون
5-كار كودكان
6- عدم وجود پس انداز
7-گرو گذاشتن لوازم و استفاده از البسه و لوازم دست دوم
8-خريد مكرر مواد غذايي در طول روز به فراخور نياز
ب – ويژگي هاي اجتماعي:
1- زندگي در محلات پر جمعيت
2- نداشتن برنامه ها براي اوغات فراغت
3- مشروب خواري ( در ايران گرايش به اعتياد مي تواند پررنگ تر باشد.)
4- توسل به خشونت در فرو نشاندن دعواها
5- استفاده از پرخاشگري در تربيت كودكان
6- رها شدن كودكان توسط مادران
7-تمايل به اقتدار گرايي و تاكيد بر استحكام خانواده.
ج – ويژگي هاي رواني:
1- تمايل شديد به زندگي لحظه به لحظه.
2-احساس قدرگرايي و تسليم
3-اعتقاد به برتري مردان و قرباني شدن از جانب زنان .
4-احساس شديد بي ارجي،درماندگي،متكي بودن به ديگران و خود را خوار شمردن
5- ابتلا به انواع و اقسام ناراحتيهاي رواني.
د – ساير ويژگي ها:
1-دايره اطلاعات در حد محله يا روستاي محل سكونت
2- عدم آشنايي با تاريخ و علوم
3- عدم درك همانندي مشكلات خويش با همانندانشان در ديگر نقاط (عدم توجه به تعلق خود به طبقه خاص)

فصل سوم
روش تحقيق

3-1- روش تحقيق
3- 2- انتخاب نمونه هاي مطالعه
3- 3- روش نمونه گيري و حجم نمونه
3- 4- نحوه انجام تحقيق
3- 5- نحوه جمع آوري داده ها
3- 6- اطلاعات مناطق نمونه برداري شد

3-1- روش تحقيق
يكي از مهمترين روش هاي آزمايش فرضيه در اين تحقيق،پيمايش است. پيمايش(منبع 25 ) دقيقا به معني تكنيك خاصي در گردآوري اطلاعات نيست و هر چند در آن از پرسشنامه استفاده مي شود، اما فنون ديگري از قبيل مصاحبه ساختمند ، مشاهده ، تحليل محتوا و جز اينها نيز به كار مي رود. ويژگي هاي بارز پيمايش عبارتند از شيوه گردآوري داده ها و روش تحليل آنها.
نظريه فرهنگ فقر در راستاي تحقيقات و مردم نگاري هاي مردم شناس آمريكايي اسكار لوئيس شكل گرفته است،لذا در روش شناسي اين تحقيق، مبناي كار بيشتر مطابق چيزي است كه در مردم شناسي از آن استفاده بيشتري مي شود،يعني مشاهده مشاركتي و مصاحبه باز.
كتاب هاي لوييس از قبيل 5 خانواده در مكزيك و “فرزندان سانچز ” كه در غالب رماني در ارتباط با يك خانواده ساكن يكي از محلات فقير مكزيك نگاشته شده است در حقيقت گزارشي مستند از اين مردم نگاري هاست و نشان از ميزان مشاركت و عجين شدن محقق با موضوع تحقيق دارد.
سيلورمن(منبع 17 ) در توصيف فراگرد مردم نگاري به سه رهيافت مرتبط به هم اشاره مي کند که از لحاظ روش گروه بندي و اعتبار يابي مشاهدات شان با همديگر اشتراک دارند:رهيافت هاي انسان شناسي شناختي، ،همکنش کرايان وروش شناسي مردم نگارانه.
انسان شناسي شناختي با توصيف هاي صوري مردم نگارانه سر و کار دارد.در انسان شناسي شناختي محقق درصدد است تا درک و فهمي از مفاهيم مناسب فرهنگي ارايه دهد که کنشگران از طريق آنه زندگي اجتماعي شان را تنظيم مي کنند محقق با روش مشاهده مشارکتي و مصاحبه هاي عميق قادر به کشف قواعد و صورت هاي فرهنگي مي شود
در رهيافت تعامل گرايي روشه به عموان فنون محض وکم وبيش خنثي در نظر گرفته نمي شود .اينه خود تحقيق را به عنوان يک کنش متقابل در نظر مي گيرند که موجب خلق نظم هاي نمادين مي گردد. به نظر دنزين روش هاي تحقيق در رهيافت تعامل گرايي نمي توانند خنثي باشند ، زيرا مشخص مي کند که موضوع بررسي چگونه به صورت نمادين ساخته مي شود و يک محقق در برابر داده ها چه تعريف خاصي از خود را بر مي گزيند. اينها احتمالا خودشان را در يک رابطه شناسا با شناسا تعريف مي کنند. درحاليکه اثبات گرايان از الگوي شناسا – شناخته پيروي مي کنند(همان :140).سيلور من به تبعيت از دنزين پنج اصل روش شناختي تعامل گرايي را به قرار زير در نظر مي گيرد:
1- رابطه برقرار کردن ميان نمادها و تعامل
2-  اتخاذ ديدگاه کنشگران
3- بررسي خصلت موقعيتي تعامل
4- بررسي فراگرد و نيز ثبات
5- از توصيف به نظريه رسيدن(همان:141).
در نظر تعامل گرايي ،مشاهده مشارکتي روشي يراي گردآوري داده ها است. اين روش تحقيق مستلزم سهيم شدن در زندگي مردم است.در اين رهافت از روش هاي تکميلي براي اثبات صحت مشاهده استفاده مي شود که شامل روشهاي تحليل اسناد ،مصاحبه، مشارکت، مشاهده مستقيم و نيز درون گري(تفهم) مي گردد.
روش شناسان مردمي در رابطه با” تعاملي بودن تحقيق “،”مساله ساز بودن مصاحبه براي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان سلسله مراتب، نرخ بهره Next Entries پایان نامه با کلید واژگان سلامت و رفاه، بهشت زهرا