پایان نامه با کلید واژگان قرآن کریم، حیات طیبه، علامه طباطبایی، جوادی آملی

دانلود پایان نامه ارشد

الصّادِقاتِ وَ الصّابِرینَ وَ الصّابِراتِ وَ الْخاشِعینَ وَ الْخاشعاتِ وَ الْمُصَدِّقینَ وَ الْمُصَدِّقاتِ وَ الصّائِمینَ وَ الصّائِماتِ وَ الْحافِظینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذّاکِرینَ اللهَ کَثیراً وَ الذّاکِراتِ اَعَدَّ اللهُ لَهُمْ مَغْفِرهً وَ اجراً عَظیماً» (احزاب/35)؛ «بدرستی که مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان و مردان و زنان عبادت پیشه و مردان و زنان راستگو و مردان و زنان فروتن و مردان و زنان صدقه دهنده و مردان و زنان روزه دار و مردان و زنان پاکدامن و مردان و زنانی که خدا را فراوان یاد می کنند خدا برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ فراهم ساخته است». این آیه از غرر آیات مرتبط با موضوع زن وگویای تساوی زن و مرد در پیمودن مدارج کمال است. مراحل مختلف کمال: اسلام، ایمان، قنوت، صدق، صبر، خشوع، تصدق، صوم، پاکدامنی و ذکرکثیر برای مرد و زن به طور یکسان مطرح است و زن و مرد می توانند این مدارج را طی کرده و به شخصیت والای انسانی دست یابند (مهدوی راد و فتاحی زاده، 1380: 211-212).
آیت الله جوادی آملی در مورد این مسأله چنین می فرمایند:
ما اگر خواستیم ببینیم این دو صنف زن و مرد مساویند یا متمایزند، یا اصلاً دو صنفی درکار هست یا نه، راه تحقیقش آن است که ببینیم: آنچه که مایة ارزش و فضیلت می شود چیست؟ و آنکه فاضل و ارزشمند می شود، کیست؟ یک فصل عهده دار بیان مسائل ارزشی است و فصل دیگر عهده دار بیان ارزشمندها و فاضل هاست. آن فصلی که می گوید چه چیزی ارزش است و چه چیزی ضد ارزش، مانند آن آیاتی که علم را ارزش می داند و جهل را ضد ارزش … هیچ کدام از این اوصاف، نه مذکرند و نه مؤنث. و آن فصلی که عهده دار بیان موصوف این ارزش هاست، می گوید موصوف این اوصاف هرگز بدن نمی باشد. یعنی بدن مسلمان یا کافر، عالم یا جاهل، فاضل یا رذیل نیست. عقل نظری که وصفش اندیشه و علم است، نه مذکر است و نه مؤنث، دل که کارش کشف و شهود است، نه مذکر است و نه مؤنث … آنکه عالم یا مؤمن یا … است، یعنی صاحب ارزش است، جان است و جان نه مذکر است و نه مؤنث. و اگر کسی در خلال این بحث ها ذکورت و اناثت را مطرح کرد، مبتلا به مغالطه شده است» (جوادی آملی، 1374: 69).
1. 1. 9. کرامت زن در معرفت و شناخت
اسلام که آخرین دین آسمانی است، مقام و موقعیت انسانی زن را به وی برگردانید و زمینة رشد و تعالی او را فراهم کرد. قرآن زن و مرد را یکسان مورد خطاب قرار داده، خود را چنین معرفی می کند: «ذالِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدیً لِلْمُتّقینَ» (بقره/1)؛ «این کتابی است که هیچ شک و شبهه ای درآن نیست و هدایت است برای باتقوایان». باتقوایان، زنان و مردانی هستند که با گوش جان سپردن به قرآن و عمل به احکام آن، به رستگاری می رسند (حیدری، 1378: 101- 102). آیة شریفة زیر تصریح می کند که زن و مرد از نظر کرامت و حرمت یکسانند. «وَ مَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصّالِحاتِ مِنْ ذَکَرٍ اَوْ اُنْثی وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَاُولئِکَ یَدْخُلونَ الْجَنَّهَ وَ لا یُظْلَمونَ نقیراً» (نساء/124)؛ «هرکس، چه مرد و چه زن، از اعمال صالح انجام دهد و ایمان داشته باشد به بهشت داخل می شود».
علامه طباطبایی ذیل آیة 124سورة نساء می نویسد:
خدا می فرماید «زن و مرد» و با این بیان، برخلاف هندیان، مصریان، یهود، نصارا و عرب قدیم، حکم (جزای اخروی و نعمت بهشت) را شامل مرد و زن کرده و هیچ فرقی نگذاشته است. اهل ملل و نحل قدیم، هر دسته ای در بارة زن عقیده ای داشتند. مردم هند و مصر و سایر بت پرستان خیال می کردند زن عمل ندارد و برکارهای نیک زن هیچ گونه ثوابی مترتب نیست. از عقیدة یهود و نصارا چنین برمی آیدکه کرامت و عزت را مخصوص مرد می دانستند و دربارة زنان معتقد بودندکه نزد خدا ذلیل و در خلقت ناقص و از نظر اجر و ثواب خاسر و زیانکارند. اعراب هم دربارة زنان از همین عقاید تجاوز نمی کردند. خدا با گفتن جملة «من ذکر او انثی» بین زن و مرد (از نظر جزا و عمل) مساوات برقرار کرده است ( المیزان، ج5، ص113).
قرآن به تصریح بیان فرموده که با جان ها سخنی دارم و هرکجا سخن از مرد و زن می باشد می خواهد افکار جاهلی و قبل ازاسلام را تخطئه کند زیرا آنان بین زن و مرد تبعیض قائل می شدند و عبادات و فضایل و رسیدن به مکارم را مختص مردان می دانستند، قرآن برای تهذیب روح وتزکیة نفس و پالایش درون نازل شده است و عبادت و تقرب به خداوند را در نظر دارد و کسی که به این مسایل روی آورد اعم از زن و یا مرد اعمالش تباه نمی گردد (گلی زواره، 1384: 34).
خداوند می فرماید: «اِنّی لا اُضیعُ عَمَلَ عاملٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ اَوْ اَنْثی» (آل عمران/195)؛ «من اجر هیچیک از عمل کنندگان شما را، چه زن و چه مرد، ضایع نمی کنم». بنابراین، در برنامه های تعلیمی و رشد دهندة قرآن این صنف ها و جنسیت ها نقشی ندارند. هر یک از زن و مرد می توانند با اجرای برنامه های اسلام به تکامل معنوی و مادی برسند و به حیات طیبه که سراسر آرامش است دست یابند.«مَنْ عَمِلَ صالحاً مِنْ ذَکَرٍ اَوْ اُنْثی وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیوْهً طَیِّبَهً» (نحل/97)، «هرکس، چه زن و چه مرد، عمل صالح انجام دهد، در حالی که ایمان داشته باشد، او را به حیات پاکیزه زنده گردانیم».
علامه طباطبایی این آیه را این گونه تفسیرمی کند:
این آیه وعدة جمیل به زنان و مردان مؤمن می دهدکه کار شایسته انجام دهند، همچنین بشارتی به زنان است. چرا که خداوند بین آنان با مردان تفاوت قائل نشده و نتیجة کار نیک آنان، زنده شدن به حیات طیبه و جزای احسن است. برخلاف نگرش دوگانه پرستان و یهود و نصاری که زنان را از بسیاری امتیازات دینی محروم نموده و رتبة آنان را فروتر از مردان می دانستند … این آیة شریفه حکم تأسیسی است برای هر کس که عمل صالح انجام دهد و تنها شرطش مؤمن بودن است (المیزان، ج12: 341).
«مَن جاءَ بِالحَسَنَهِ فَلَهُ عَشرُ أَمثالِها وَ مَن جاءَ بِالسَّیِئَهِ فَلا یُجزی إلّا مِثلَها وَ هُم لا یُظلمونَ» (انعام/160)؛ «هرکسی اعم از زن و مرد کار نیکو کند او را ده برابرآن پاداش خواهد بود و هرکس کار زشت کند جز به میزان کار ناشایست مجازات نشود و بر آنها ستم نخواهد شد». خداوند متعال در این آیه با تصریح این نکته که در برابر هر عمل زشت، بندگان خویش را یک بار و به اندازه همان عمل مجازات می کند. اما برای هر عمل نیک چندین پاداش عطا می کند، کمال لطف و رحمتش را به بندگان اعم از زن و مرد متجلی می نماید (وکیلی، 1378: 153).
1. 1. 10. کرامت زن در قابلیت هدایت
در امرهدایت الهی برای بندگان تفاوتی نیست. زن و مرد هردو قابلیت پذیرفتن هدایت را دارند و این مطلب بستگی به شایستگی و لیاقت خودشان است. خداوند هدایت تکوینی خود را شامل حال همه مخلوقات کرده است، چنانکه می فرماید: «اَلّذی خَلَقَ فَهَدی»؛ «خدایی که هر چیز را خلق کرد و سپس هدایت نمود» (طه/50). علاوه بر هدایت تکوینی، حق تعالی هدایت تشریعی را نیز شامل حال انسان کرد و به سبب کرامتی که نوع بشر دارد و برای راهنمایی او انبیاء و کتاب های آسمانی را فرستاد، تا انسان هدایت یابد و به درجات کمال برسد.
قرآن در داستان آدم و حوا می فرماید: «فَاِمّا یَاْتِیَنَّکُمْ مِنّی هُدیً فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنونَ» (بقره/ 38)؛ «پس اگر از جانب من شما را هدایتی رسد آنان که هدایتم را پیروی کنند برایشان بیمی نیست و غمگین نخواهند شد». خطاب یکسان است و تفاوتی در هدایت و پیروی از آن نیست و تنها به قابلیت فرد بستگی دارد. بنابراین هدایت الهی شامل حال همه بشر است و هرکه از اوامر و نواهی خداوند پیروی کند و آن را سرلوحة زندگی خود قرار دهد، هدایت یابد و تفاوتی میان زن و مرد نیست. (غروی نائینی،1386: 128- 129).
قرآن کریم زن را از جهت پیمودن مدارج عالی کمالات انسانی و اخلاقی با مرد در یک صف واحد قرار داده و نه تنها تفاوتی بین مرد و زن از نظر رسیدن به کمالات معنوی و انسانی قائل نیست، بلکه علاوه برآن، در جهت رشد و تعالی زنان الگو و اسوه نیز معرفی می نماید. قرآن با ذکر مصادیقی چون فاطمه(س)، مریم، آسیه و … که در حقیقت زنان تربیت شدة مکتب الهی هستند و با اطاعت از اوامرالهی به قرب حق تعالی رسیده اند به زنان می آموزد که با پیروی از این اسوه های فضیلت می توانند توانایی ها و استعدادهای بالقوة خود را شکوفا نموده به کمال واقعی برسند (اسلامی فرد، 1385: 158).
1. 1. 11. زنان اسوه و الگو در قرآن
یکی از مهمترین روش های تربیتی، روش الگویی است؛ زیرا تأثیر شخصیت الگو در شکل گیری رفتار و منش تربیت شونده بسیار زیاد است و قرآن کریم بخشی از آیات خود را به معرفی مردان و زنان موحد و ثابت قدمی اختصاص داده است که در شرایط گوناگون، صلاحیت و شخصیت خود را بروز داده و حق محوری خویش را به اثبات رسانده اند وآنان را به عنوان اسوه معرفی نموده است. (مصباحی، 1379: 309).
با ظهور اسلام و مطرح شدن باورها، اعتقادات و ایده های جدید که به تبع این دین نو در جامعة عرب بروزکرد، نیاز به روشن شدن موضع این دین جدید در رابطه با موقعیت، حقوق و مقام زن بیش از پیش احساس می شد. چه حتی با وجود آیات و دستورالعمل های صریح اسلام در مورد دفاع از حقوق انسانی و منافع بشری زن، وی همچنان از داشتن پایگاهی ثابت و پشتوانه ای عمیق و ریشه دار در تفکرات و عمل کردهای اعراب مسلمان محروم بود.
در این میان روش های برخورد و شیوه های عملی ایجاد رابطة رسول اکرم(ص) با زنان خود خصوصاً دختر بزرگوارشان مورد توجه قرار گرفت. ایشان که کمبود خلاء وجودی یک الگوی به تمام معنا اسلامی را در میان زنان تازه مسلمان شده احساس می کردند، با تمام توان، همت خود را معطوف تربیت انسانی و اسلامی دختران و زنان بیت خویش کرده و در این راه دست پروردگانی بس شایسته تقدیم اسلام و جامعة مسلمین کردند و فاطمه زهرا(س) دخت گرامی پیامبراکرم(ص) سرور تمام این بانوان شایسته بود.
در هرحرکت و قیام حق طلبانه ای در طول تاریخ بشریت قرآن کریم زنانی بزرگ را که گاه درکنار مردان بزرگ و مصلحان جوامع انسانی هستند معرفی می کند و گاه زنانی به تنهایی را منشأ حرکت های تاریخی و اجتماعی می شمارد. لذا درکنار ابراهیم، ساره و هاجر در کنار موسی، آسیه و مادر و خواهر او و در کنار عیسی مریم و در کنار محمد(ص)، خدیجه و در کنار علی، فاطمه و درکنار حسین، زینب مشاهده می شوند. وگاه زنانی را برای کل نظام بشری الگو می آورد که به رغم شرایط طبیعی و موقعیت خاص بواسطة ارادة مستقل و برخورداری از آزادی انتخاب، کاری می کنند که حرکتشان کاملاً مخالف شرایط حاکم برآن هاست و این همان قدرت در انتخاب و استقلال فکری و تأثیرآن در نظام اجتماعی است.
لذا قرآن دو مثال در آخر سورة تحریم می آورد و در هرکدام دو زن را مثال و الگو می آورد، آن هم نه فقط برای زنان که برای همة اهل ایمان یا همة اهل کفر از زن و مرد. برای اهل ایمان آسیه و مریم را و برای اهل کفر دو زن از زنان پیامبران بزرگ الهی را مثال می زند، اشاره به اینکه در اندیشة دینی آزادی در انتخاب به گونه ای است که گاه زنی در خانة وحی است ولی به دشمنان وحی می پیوندد و گاه زنی در خانة طاغوت و فرعونی است که داعیة خدایی دارد ولی او بواسطة استقلال، در سلامت اندیشة وحی است.
از ارزش ها برخلاف محیط حاکم تصمیم و اقدام می نماید و الگویی برای همة اهل ایمان می شود یا مریمی که بدون پدر حامل و ناقل همة ارزش ها به فرزندش می گردد. پس در اندیشة دینی، زن موجود ضعیفی نیست و می تواند در جهت وحی حرکت های اجتماعی نه تنها در زمان خود که برای تمامی دوران الگوی اخلاقی، سیاسی و اجتماعی شود وگاه به گونه ای سبقت بگیرد که مردان به او غبطه خورند (میرخانی، 1383: 87).
مرحوم مجلسی به نقل از ابن شهرآشوب در جلد 43 مطلبی را بدین مضمون می آورد: خداوند متعال دوازده زن را در قرآن ذکر می کند و از احوال آنان سخن می گوید و بواسطة خصلت هایی از ایشان در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان قرآن کریم، حقیقت وجود، کرامت انسان، کرامت انسانی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان قرآن کریم، علامه طباطبایی، تعالیم اسلام، شهید مطهری