پایان نامه با کلید واژگان قرآن کریم، حقیقت وجود، کرامت انسان، کرامت انسانی

دانلود پایان نامه ارشد

باشد، اما انتخاب روش درست به عهدة فرد است.
3. هویت دینی اخلاق مدار: اهداف و روش از دین نیست و فرد براساس اقتضائات برون دینی تصمیم گیری می کند.
4. هویت دینی عرف مدار: پیش از آنکه افراد خود در انتخاب دینداری مؤثر باشند، فرآیند جامعه پذیری دین را به آنان منتقل و درآن ها درونی کرده است (گل محمدی، 1389: 23).
ب. مبانی نظری هویت زن مسلمان در اندیشه اسلام
1. ابعاد هویت زن مسلمان در اندیشه اسلام
1. 1. بعد انسانی هویت زن مسلمان
1. 1. 1. آفرینش انسان
یکی از موضوعاتی که درتبیین مقام و منزلت زن نقش مهمی ایفا کرده و ما را به جایگاه واقعی او رهنمون می سازد، بررسی آفرینش انسان از منظرآیات و روایات است و اینکه آیا منابع دینی در مسألة خلقت، تمایزی میان زن و مرد قائل شده است یا خیر؟ قرآن کریم با قراردادن «صلصال» درکنار «نفخة الهی» به این مهم اشاره فرموده است که کرامت انسان (اعم از زن و مرد) معلول توانایی های او ودرگرو انسانیت اوست؛ و منافاتی با پستی، مراحل پیشین تکاملی او ندارد؛ برعکس فرود پاره ای از منزلگاه های بین راه، تعالی منزل آخر را می رساند (مهدوی راد و فتاحی زاده،1380: 199).
در قرآن کریم از «ماء»، «تراب»، «طین»، «طین لازب»، «صلصال من حمأء مسنون»، «صلصال کالفخار»، «نطفه»، «نطفه امشاج» و«علق» به عنوان مبدأ پیدایش انسان ها نام برده شده، ولی در هیچ یک، ازمرز یا صنف خاصی سخن گفته نشده، بلکه واژه های «انسان»، «بشر» و ضمائر جمع به کار برده شده است. به این ترتیب، مبدأ پیدایش همة انسان ها از هر نوع و صنفی را یکی دانسته است و تفاوتی در آفرینش مرد و زن قائل نیست. حتی در آیاتی که چگونگی آفرینش و ویژگی های آدمیان را بیان کرده اند، سخن از صنف به خصوصی نرفته است، مانند: «لَقَد خَلَقنَا الاِنسانَ فی اَحسَنِ تَقویم» (تین/4)؛ «که ما آدمی را در نیکوتر اعتدالی بیافریدیم» (گدازچیان، 1386: 40).
قرآن کریم وقتی از آفرینش آدمیان سخن می گوید، هم یکسان بودن آنان را در منشأ آفرینش یادآور می شود و هم اینکه این منشأ وجودی فقط مرد و یا فقط زن نیست؛ بلکه مرد و زن با هم می باشد. پروردگار درصدد القای این معناست که انسان، اعم از زن و مرد، وحدت در آفرینش دارد و زن و مرد از آن جهت که انسان هستند، همه با هم در هویت و جنسیت انسانی یکی می باشند.
این وحدت در هویت ایجاب می کند که وظایف انسانی آنان نیز یکی باشد و این که جسم نقشی در انسانیت انسان ندارد؛ زیرا جسم به صورت یک ابزار در خدمت روح و روان آدمی است و در حقیقت این ابزار است که صفت مردیت و زنیت را به خود می گیرد. چون روح و روان جنبة تجردی دارد و از سنخ زن ومرد نیست؛ بنابراین کوچکترین تفاوتی درآن راه ندارد و حقیقت هر انسانی اعم از زن و مرد، روح و روان آنان می باشد و بس. پس در هیچ یک از مراحل پیدایش نسل انسانی، پای جنسیت در میان نبوده است، تفاوتی میان آفرینش زن و مرد نیست و این دو جنس در امتیاز و نقص برابرند (یوسفیان، 1392).
1. 1. 2. فلسفة آفرینش زن
با بررسی در آیات قرآن روشن می شود که اسلام زن را در مقام و مرتبت واقعی خود قرار داده است و در بیش از ده سوره راجع به زن بحث می کند. ازجمله مسایلی که در قرآن مجید مطرح شده، موضوع خلقت زن و مرد است. قرآن با کمال صراحت درآیات متعددی بیان می کند که زنان را از جنس مردان و از سرشتی نظیر سرشت مردان آفریده ایم. چنانکه می فرماید: «خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَه ثُمّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها» (زمر/6)؛ «شما را از نفسی واحد آفرید، سپس جفتش را از آن قرار داد». منظور از نفس در این آیة کریمه همانا گوهر و ذات و اصل و واقعیت عینی شیء است و مراد از آن معنای روح و روان نیست. بنابراین همة انسان ها از هر صنف خواه زن و خواه مرد از یک ذات و گوهر خلق شده اند و مبدأ آفرینش همة یک چیز است (جوادی آملی،1374: 34).
در آیات دیگری می فرماید: «یا اَیّهَا النّاسُ اتّقوا رَبَّکُمُ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً کَثیراً» (نساء/1)؛ «ای مردم، از پروردگارتان، که شما را از نفس واحدی آفرید و جفتش را [نیز] از اوآفرید، و از آن دو، مردان و زنان بسیاری پراکنده کرد، پروا دارید» و نیز می فرماید: «هُوَ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَهٍ وَجَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِیَسْکُنَ اِلَیْها» (اعراف/189)؛ «اوست آن که شما را از نفس واحدی آفرید، و جفت وی را از آن پدید آورد تا بدان آرام گیرد».
پس یکی از نشانه های کرامت و جایگاه زن درآفرینش، مایة سکون وآرامش بودن اوست. چنان که می فرماید: «وَمِن آیاتِهِ اَن خَلَقَ لَکُم مِن اَنفُسِکُم اَزواجاً لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَجَعَلَ بَینَکُمْ مَوَدّهً وَرَحْمَهً اِنّ فی ذالِکَ لَایاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکّرونَ» (روم/21)؛ «از نشانه های او این است که از گوهر وجود شما جفت هایی برای شما آفرید تا درکنارآن ها آرامش یابید».
پس منشأ گرایش مرد به زن وآرمیدن او در سایة انس به زن همانا مودت و رحمتی است که خداوند بین آن ها قرارداد و این مودت الهی و رحمت خدایی غیر از گرایش غریزة نر و ماده است که در حیوان هم موجود است (جوادی آملی، همان: 39).
پس آفرینش زن و مرد از یک گوهر است و مبدأ قابلی هر دو یکی است. پس کرامتی که خداوند شامل حال بنی آدم (چه زن چه مرد) کرده است شامل حال زن هست، چنانکه می فرماید: «وَ لَقَدْکَرّمْنا بَنی آدَمَ وَحَمَلناهُمْ فِی البَرّ وَ البَحرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطّیِّباتِ وَ فَضّلناهُمْ عَلی کَثیرٍ مِمَّن خَلَقْنا تَفْضیلاً» (اسراء/70)؛ «به درستی که فرزندان آدم را کرامت دادیم و در خشکی و دریا حمل شان کردیم و از روزی های پاکیزه روزی شان دادیم و بر بسیاری از مخلوقات برتری شان دادیم، برتری کامل».
در قرآن از آنچه در بعضی از کتب مذهبی هست که زن از مایه ای پست تر از مایه مرد آفریده شده و یا اینکه به زن جنبه طفیلی داده اند وگفته اند که همسرآدم اول از عضوی از اعضای طرف چپ اوآفریده شد، اثر و خبری نیست، بنابراین در اسلام نظریة تحقیرآمیزی نسبت به زن از لحاظ سرشت و طینت وجود ندارد (مطهری،1359: 116).
زن در آفرینش و در بعد روحی و جسمی از همان گوهری آفریده شده که مرد آفریده شده است. هر دو جنس، در جوهر و ماهیت یکسان اند و تمایزی در حقیقت و ماهیت وجودی ندارند. قرآن در چند جا به صراحت از این حقیقت پرده بر می دارد و اشاره می کند که زن در آفرینش از همان جوهر وگوهری است که مرد نیز از آن بهره برده است؛ از این رو اندیشة یگانگی ماهوی زن و مرد، ریشه در اندیشة قرآنی دارد.
انسانیت، عنصری مساوی و مشترک میان زن و مرد و حقیقت وجودی است که آنان را از سایر جانداران جدا می سازد. همان حقیقتی که اساس هستی آدمی و مایة تمایز در مرحلة «تکوین» و شکل گیری حقیقت وجودی وی است، در مرحلة «تشریع» و مسئولیت دهی و پاسخگویی نیز ملاک و مخاطب قرار می گیرد و «تکلیف» متوجه او می شود. قرآن کریم در دو مرحله، به صراحت تفاوت میان زن و مرد را نفی می کند:
الف) آنگاه که از جایگاه انسانی زن و مرد در مرحلة شکل گیری حقیقت وجودی آن دو سخن می گوید، یک منشأ مشترک و حقیقتی یکسان را یادآور می شود.
ب) در مرحلة اصل تکلیف و عمل، آن دو را به عنوان عنصر انسانی مخاطب می سازد و در مقام ارزشگذاری و پاداش عمل، یکسان می نگرد.
1. 1. 3. احیاء شخصیت زن
برای آنکه بدانیم دین اسلام تا چه اندازه برای زن کرامت قائل شده و به او شخصیت والای انسانی بخشیده است، مناسب است نخست موقعیت زن در جوامع اولیه و سپس زمان جاهلیت عرب پیش از اسلام و چگونگی نگرش و رفتار آنان را نسبت به زن بررسی کنیم وآنگاه نگاه اسلام به زن را جویا شویم.
زن در جوامع اولیه منزلتی نداشت و با او مانند بردگان رفتار می شد. زن مانند غلام وکنیز خرید و فروش می شد. هنگام فوت شوهر در ردیف دیگر اموال او به ارث گرفته می شد. در بعضی از مناطق، زن را خفه می کردند و همراه شوهردرگور می گذاشتند، یا از او می خواستند که خود را بکشد تا در حیات آن جهان، به خدمت شوهر درآید. مرد خانواده، حق داشت با زن و فرزند خود هر طور که می خواهد رفتارکند؛ آنان را بفروشد یا کرایه دهد؛ دردورة مادرسالاری نیز زن مطیع و فرمانبردار مرد بود (دورانت، 1373: 48- 54).
در طول تاریخ به واسطه برتری جسمانی مردان بر زنان، شخصیت و جایگاه زنان به پایین ترین حد تنزل یافته بود، به طوری که مایه سرافکندگی به شمار می رفتند. زن در جامعة عرب جاهلی نیز مانند دیگر جوامع، از منزلتی برخوردار نبود. در دوره ای حتی غالباً از بیم قحطی، ترس از آلودگی و یا اسیر شدن در جنگ ها، دختران خود را روز اول تولد، زنده به گور می کردند.
قرآن مجید درآیات 58 و59 سورة نحل این عمل زشت را محکوم کرده و می فرماید: «وَ اِذا بُشّرَ اَحَدُهُمْ بِالْاُنْثی ظَلّ وَجْهَهُ مُسْوَداً وَ هُوَکَظیمٌ یَتَواری مِنَ القَوْمِ مِنْ سُوءٍ ما بُشِّرَبِهِ اَیَمْسِکُهُ عَلی هُونٍ اَمْ یَدُسُّهُ فِی التّرابِ اَلاسآءَ ما یَحْکُمُون» و «هرگاه، یکی از آنان را به فرزند دختر مژده می دادند، از شدت غم و حسرت رخسارش سیاه شده، سخت دلتنگ می شد و از این عار، روی از قوم خود پنهان می ساخت و به فکر می افتاد که آیا آن دختر را با خواری و ذلت نگهداری کند یا او را زنده به گور گرداند». اما اسلام با قوانین بی بدیل خود وگفتارورفتار پیامبر(ص) شخصیت از دست رفته زنان را احیا کرد و او را مایه رحمت و برکت معرفی نمود (صادقی و تقوی، 1381: 36 ).
ویل دورانت موقعیت زن در زمان جاهلیت را این گونه ترسیم می کند:
هر پدری اگر می خواست می توانست دختر خود را پس از تولد، زنده به گورکند، و اگر نمی کرد، دست کم از تولد وی غمگین می شد و از شرمندگی، روی از کسان پنهان می داشت؛ زیرا احساس می کرد که کوشش وی به هدر رفته است. جاذبة طفولیت او چند سالی بر پدر نفوذ داشت و همین که به سن هفت یا هشت می رسید می توانست به هر یک از جوانان قبیله که مورد رضایت پدر بود و بهای عروس را می پرداخت شوهر کند … . با این حال، زن کالایی بیش نبود و جزو دارایی پدر یا شوهر یا پسرش به شمار می رفت که او را با چیزهای دیگر به ارث می برد. وظیفة زن، چیزی جز زادن و پروردن مردان جنگجو نبود (طاهری، 1387: 33 به نقل از ویل دورانت، تاریخ تمدن،1373: 201-202).
با ظهور اسلام غبارخواری و تحقیر از چهرة زن زدوده شد وکرامت انسانی اش به او برگشت. بدین گونه زن احساس کرد که انسانی است، دارای حق حیات وکرامت. به گفتة ویل دورانت:
رسم زنده به گورکردن دختران با فرمان قرآن از میان برداشته شد و زن و مرد از لحاظ تشریفات قضایی و استقلال مالی، برابر شدند؛ به زن اجازه داده شد تا به هرکار مجاز اشتغال ورزد و مال و سود خود را تصاحب کند. ارث ببرد و به هر صورتی که مایل است، در مال خویش تصرف کند. این انقلاب، فرهنگ جاهلی را که در آن، زن چون اثاث منزل بود، باطل کرد» ( همان، 34 به نقل از ویل دورانت، تاریخ تمدن،1373 :23).
سید قطب نیز در این باره سخن زیبایی دارد. وی می گوید:
اگر بزرگداشت و تکریم شریعت الهی اسلام نبود، امکان نداشت که زن، هویت واقعی اش را احراز کند. اسلام با روشی شایسته و بایسته، کل بشریت را تکریم کرد و جایگاه رفیع بشر را که حامل نفخه ای از روح الهی است، ترسیم نمود و این گونه بود که زن، مقام و منزلت خویش را بازیافت. با این نگرش، انسان تولدی دوباره یافت؛ چرا که ارزش های آسمانی و ملکوتی، جایگزین ارزش های مادی و زمینی شد و ملاک ارزش، روح با کرامت انسانی شد که با پروردگار خویش پیوند خورده است. در این جهت زن و مرد تفاوتی ندارند (طاهری، 1387: 34 به نقل از سید قطب، فی ظلال القرآن، 1400 ه.ق، 3840).
1. 1. 4. مقام خلافت و جانشینی خداوند
خداوند حکیم پس از خلقت آسمان ها و زمین و مخلوقات آن ها به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان هویت دینی، ارزش های دینی، قرآن کریم، یکپارچه سازی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان قرآن کریم، حیات طیبه، علامه طباطبایی، جوادی آملی