پایان نامه با کلید واژگان قدر متیقن، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

بندگانش از بین نمی‌رود و حقوقی که بین مسلمین وجود دارد نیز از بین نمی‌رود.»356
در عبارت «يُجْلَدُ فِي الْحُدُودِ كُلِّهَا عَلَى قَدْرِ مَبْلَغِ سِنِّهِ» دو دلالت قابل توجه وجود دارد:
1. این عبارت «دلالت بر تعزیر کودک دارد و دلالت بر تأدیب او ندارد به دلیل اینکه اولاًـ ضرب را مقید به خفیف و سبک بودن نکرده است چه اینکه تأدیب، ضربی سبک و خفیف است ولی تعزیر این‌گونه نیست. ثانیاًـ فقهاء در مورد این روایت یعنی زنای کودک حکم به تعزیر داده‌اند نه تأدیب»357
2. مورد تعزیر در عبارت فوق تنها جرایم دارای حد است و شامل دیگر جرایم نمی‌شود. به تعبیر دیگر حدود در این عبارت به معنی خاص آن است و نه به معنی عام آن. دلیل این مطلب عبارت از موارد ذیل می‌باشد:
– امام باقر(ع) در جواب در مورد زنای کودک می‌فرماید: «حدود کاملی که بر انسان بالغ جاری می‌شود نسبت به او انجام نمی‌شود ولی در حدود بر طبق سنش به او تاریانه می‌زنند». از تعبیر «در حدود بر طبق سنش به او تاریانه می‌زنند». با توجه به سیاق معلوم می‌شود که تنها درباره (جرائم دارای) حدود می‌توان به کودک تازیانه زد.
– کلمه حد و حدود دو بار قبل از این نیز در این روایت به کار رفته است که در بار اول و دوم آن به معنای خاص آمده است. بدین جهت بسیار بعید است که در بار سوم به معنی عام باشد.
– معنای عام حد خلاف اصل و ظاهر است و حمل معنی بر آن نیاز به دلیل دارد.
ظاهراً از تعلیلی که در جملات آخر روایت کناسی وارد شده بود به اینکه «حقوقی که بین مسلمین وجود دارد از بین نمی‌رود»، استفاده می‌شود که تعزیر کودک هر جایی که موجب تضییع حقوق مسلمین شود نیز جایز است.
– «روایات حلبی: در روایت حلبی از امام صادق(ع) نقل می‌کند در کتاب علی(ع) آمده که در مورد حدود، حضرت با (تمام) تازیانه و با نصف آن و با بعضی از آن می‌زد و وقتی نزد اميرالمؤمنين(ع) پسر بچه و دختر بچه نابالغی می‌آوردند حضرت حدی از حدود الهی را تعطیل نمی‌کرد. راوی پرسید: چگونه حضرت آنها را می‌زد؟ امام(ع) فرمود: حضرت تازیانه را از وسط یا از ثلث آن می‌گرفت سپس به اندازه سن و سالشان آنها را می‌زد و حضرت حدی از حدود الهی را تعطیل نمی‌کرد.»358
از نظر دلالت نیز اینکه در روایت آمده است «در مورد حدود، حضرت با (تمام) تازیانه و با نصف آن و با بعضی از آن می‌زد»، دلالت بر این دارد که حضرت در مورد حدود، فرد نابالغ را مجازات می‌نمود. اینکه حضرت به عنوان حاکم عهده‌دار این امر می‌شود نشان می‌دهد که موضوع مسئله تعزیر است نه تأدیب.
بر اساس این دو روایت در مواردی که نسبت به آنها برای مکلّفین حد جاری می‌شود و در مواردی که باعث تضییع حقوق مسلمین می‌شود کودک تعزیر می‌شود اما در غیر این دو مورد (از جمله در مواردی که نسبت به آنها برای مکلّفین تعزیر جاری می‌شود) نمی‌توان کودک را تعزیر کرد زیرا در غیر از این دو مورد نص یا تصریحی وجود ندارد و عنوان اولیه تنبیه کودک یعنی حرمت استصحاب می‌شود.

2) موارد تأدیب کودک
در ابتدای روایت اسحاق (که قبلا ذکر شد) این‌گونه وارد شده است: «رُبَّمَا ضَرَبْتُ الْغُلَامَ فِي بَعْضِ مَا يَحْرُمُ». این تعبیر می‌رساند که تنها در اموری که نسبت به مکلّفین حرام است می‌توان کودک را تأدیب نمود.
اما در روایات دیگرِ تأدیب این قید وجود ندارد و در آنها فقط درباره مقدار و کیفیت ضرب سخن به میان آمده و موارد تأدیب در آنها ذکر نشده است و از این جهت این روایات اجمال دارد.
با وجود شک در موارد تأدیب با توجه به عنوان اولیه باید به قدر متیقن آن اکتفاء نمود و قدر متیقن از موارد تأدیب اموری است که نسبت به مکلّفین معصیت به حساب می‌آید. بنابراین ـ طبق عنوان اولیه ـ تأدیب تنها در مواردی که نسبت به مکلّفین معصیت به حساب می‌آید جایز است و در بقیه موارد جایز نیست.

5-5- ولایت بر تعزیر و تأدیب کودک
1) تعزیر کودک توسط ولی
حاکم اسلامی بر عموم مسلمین ولایت دارد و فقهاء اجماع دارند که حاکم می‌تواند حدود و تعزیرات را اجراء کند ولی آیا ولی کودک نیز می‌تواند عهده‌دار تعزیر گردیده و به جای حاکم فرزندش را تعزیر کند یا اینکه تعزیر تنها به دست حاکم است؟
– نظريه اول: این نظریه که متعلق به شیخ طوسی ، محقّق حلی ، شهید اول و عميدى‏ می‌باشد اینست که ولی کودک می‌تواند به جای حاکم، عهده‌دار اجرای حد شود. دلیل اصلی این نظریه ظاهراً روایت اسحاق بن عمار است که این روایت قبلا ذکر شد. عبارت «ای اسحاق اگر می‌دانی که نسبت به جرمی که انجام داده، حد بر او جاری می‌شود پس حد را بر او جاری کن» در این روایت مدعای این قول را اثبات می‌کند.
– نظريه دوم: ابن ادریس ، سلار ، شهید ثانی ، محقّق کرکی) و صاحب جواهر معتقدند که غیر فقیه نمی‌تواند بر روی فرزند و اهل خود اجرای حد نماید.
 دلیل اصلی این نظریه روایت حفص است. در این روایت حفص از امام صادق(ع) می‌پرسد اقامه حد بر عهده کیست حاکم یا قاضی؟ و امام(ع) می‌فرماید: «اقامه حدود بر عهده کسی است که حکم به دست اوست».359
در این روایت پیش‌فرض راوی این بوده که افرادی مانند ولی اجازه اجرای حد را ندارند و از آن جهت که امام(ع) نسبت به این پیش‌فرض تقریر نموده از این رو خود این پیش‌فرض حجت می‌باشد.
اما باید گفت که در این روایت تعبیر حد به کار رفته و بحث ما در مورد تعزیر است. در نتیجه با این روایت نمی‌توان اثبات نمود که تعزیر نیز تنها به دست حاکم یا قاضی است و ولی نمی‌تواند آن‌را اجراء نماید بلکه در مورد تعزیر باید با توجه به روایت اسحاق، حکم به جواز تعزیر توسط ولی نمود.

2)افراد مجاز به تأدیب
– پدر: شکی نیست که پدر که ولی کودک است می‌تواند فرزند خود را تأدیب نماید زیرا قدر متیقن از روایات تأدیب این است که پدر این اجازه را دارد که فرزندش را تأدیب کند.
– معلم: بر طبق روایت سکونی که قبلا ذکر شد معلم نیز می‌تواند کودک متعلمش را تأدیب کند.
– وصي: در صورتی که پدر کودکی از دنیا برود وصی نیز می‌تواند تأدیب را انجام دهد. مستند این جواز روایت غیاث بن ابراهیم از امام صادق(ع) است که حضرت می‌فرماید که امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «یتیم را در مورد آنچه که فرزندت را می‌زنی بزن». این روایت از نظر سند صحیحه است. بنابراین به‌وسیله آن می‌توان حکم به جواز تأدیب توسط وصی داد.

3)افراد غیرمجاز به تأدیب کودک
هیچ فردی غیر از افراد مجاز که در بالا ذکر شد حق تأدیب کودک را ندارد. البته افرادی هستند که اجازه تأدیب ندارند ولی به هر حال در مورد آنها محل تأمل وجود دارد که به بررسی آنها پرداخته می‌شود.
– حاکم: با توجه به موارد تعزیر و تأدیب روشن است که حاکم ولایت در تعزیر کودک دارد اما در تأدیب کودک بعید است که بتوان گفت اولاً و بالذات حاکم ولایت دارد زیرا دیده نشده که هیچ فقیهی مثلاً در صورتی که کودکی دروغ بگوید و یا در صورتی که کودک نمازش را ترک کند حکم به جواز تأدیب توسط حاکم دهد چه اینکه برخی از این موارد در مورد افراد مکلف نیز محل تأمل است چه برسد به کودکی که غیرمکلف است. البته در صورتی که ولی شکایت فرزندش مثلاً در مورد ترک نماز را نزد حاکم ببرد حاکم می‌تواند از آن جهت که مفسده اتفاق نیفتد کودک را مورد ضرب قرار دهد.
-جد پدري: به‌نظر می‌رسد که جد پدری با اینکه در اموال نکاح و مانند آنها ولایت دارد اما نمی‌تواند کودک را تأدیب کند زیرا به ولایت او در این مورد تصریح نشده است و در این مورد شک می‌کنیم و با وجود شک در مورد آن به عنوان اولیه که حرمت است بر می‌گردیم.
– مادر: مادر نیز همانند جد پدری نمی‌تواند کودک را تأدیب کند زیرا دلیل به خصوصی در مورد او وارد نشده است و با وجود شک در ولایت او عنوان اولیه یعنی حرمت جاری می‌شود.

5-6- حکم تعزیر و تأدیب کودک
1) حکم تعزیر کودک
حکم تعزیر کودک، وجوب می‌باشد. دلایل این امر عبارتند از:
1. در روایت کناسی درباره تعزیر کودک در جرائم دارای حد، تعبیر «یجلد» به کار رفته است. در ادله خاص نیز در مورد سرقت کودک تعابیری مانند يُعَزَّر، عُزِّربه کار رفته است.»360
و در مورد «زنای کودک تعبیر «يُجْلَد» و مانند آن ذکر شده است.»361
«در این تعابیر از صیغه امر استفاده نشده است بلکه ماضی یا مضارع تعزیر و مانند آن به صورت جمله خبریه یا انشائیه به کار برده شده است. در علم اصول به اثبات رسیده است ظهور این تعبیرات قوی‌تر از ظهور امر در وجوب است.»362
2. در روایت حلبی (که قبلاً ذکر شد) امام(ع) می‌فرماید: «حضرت حدی از حدود الهی را تعطیل نمی‌کرد». هم‌چنین درباره تعزیر کودک در مواردی که باعث تضییع حقوق مسلمین می‌شود تعبیر«لَا تَبْطُلُ حُدُودُ اللَّهِ فِي خَلْقِه» بیان شده است. این عبارات دلالت دارد بر اینکه موانعی مانند کودکی (در مورد جرائم دارای حد) باعث نمی‌گردد که مجازات در جرائم دارای حد تعطیل شود بلکه نسبت به کودک در این موارد باید تعزیر انجام بگیرد.
2) حکم تأدیب کودک
فضاله از امام باقر و صادق(ع) نقل می‌کند که از حضرت شنیدم می‌فرمود: «… هنگامی‌که فرزندت هفت سالش تمام شد به او بگویید صورت و دو کف دستش را بشوید پس هنگامی‌که این کار را کرد به او بگویید نماز بخواند سپس او را رها کنید تا نه سالش تمام شود وقتی نه سالش تمام شد به او وضو را (کامل) یاد دهید و برای آن کودک را بزنید و او را امر به نماز کنید و برای آن او را بزنید.»363
هم‌چنین از پیامبر(ص) نقل شده که حضرت فرمودند: «فرزندانتان را در هفت سالگی به نماز امر کنید و در ده سالگی آنها را برای نماز بزنید».364
چه بسا به‌وسیله این دو روایت در مورد نماز و وضوی کودک بتوان حکم به وجوب تأدیب کودک نمود زیرا در روایت دوم امر به ضرب شده و در روایت فضاله نیز عبارت ضُرِبَ وجود دارد که در آن فعل ضرب به صورت ماضی به کار رفته است. اما باید گفت این دو روایت از نظر سند ضعیفند و به‌وسیله آنها نمی‌توان حکم به وجوب نمود.
«بقیه روایاتی که حکم تأدیب را بیان می‌کنند از جهت حکم اجماع دارند. به‌نظر می‌رسد در صورتی که تمام شرایط تأدیب (که بعدا به آن می‌پردازیم) لحاظ شود تأدیب مستحب خواهد بود زیرا وقتی که تأدیب با توجه به هدفش و شرایطش مورد توجه قرار بگیرد باعث تکامل و اصلاح کودک می‌گردد و بدین جهت انجام آن بر عدم انجام آن ترجیح پیدا می‌کند.»365

5-7- شرایط تعزیر کودک
1) نوع تعزیر کودک
«بین فقها درباره تعزیر نسبت به افراد مکلف اختلاف است که آیا تعزیر آنها منحصر در ضرب و زدن است یا اینکه می‌توان به‌وسیله دیگر مانند توبیخ، حبس و جریمه آنها را تعزیر نمود»366
«ظاهراً در مورد تعزیر کودک این اختلاف وجود نداشته باشد چه اینکه عبارت «در جرائم دارای حدود بر طبق سنش و سن پانزده سالگی به او تازیانه می‌زنند». در روایت یزید کناسی دلالت دارد بر اینکه تعزیر کودک باید به‌وسیله ضرب انجام شود. مؤید این مطلب تعابیر «يُجْلَدُ الْغُلَامُ دُونَ الْحَد»، «يُضْرَبُ الْغُلَامُ دُونَ الْحَد» درباره تعزیر کودک است که مجازات کودک را منحصر در ضرب می‌شمارد.»367
«هم‌چنین به‌وسیله این قرائن، منظور از تعزیر کودک که در برخی روایات دیگر و فتاوی فقها به‌طور مطلق آمده روشن می‌گردد. توضیح اینکه به فرض اینکه تعزیر معنای مطلقی داشته باشد و تنها منحصر به ضرب نباشد شرط اینکه بتوان از اطلاق آن استفاده کرد اینست که مقدمات حکمت تمام باشند و از جمله مقدمات حکمت اینست که قرینه‌ای وجود نداشته باشد که سبب انصراف یا تقیید کلمه مطلق بشود.»368

2) شدت ضرب در فقه
در روایت کناسی این‌گونه ذکر شده است: «در (جرائم دارای) حدود بر طبق سنش و سن پانزده سالگی به او تاریانه می‌زنند». این روایت می‌رساند که در مورد تعزیر کودک باید رعایت سن و سالش و نیز رعایت قدرت بدنی او بشود. بنابراین تعزیر همه کودکان با هم متشابه نیست بلکه تعزیر کودک تا کودک بر حسب طاقت و توانش فرق می‌کند.
در روایت حلبی نیز این‌گونه وارد شده بود: «حضرت تازیانه را از وسط یا از ثلث آن می‌گرفت سپس به اندازه سن و سالشان آنها را می‌زد و حضرت حدی از حدود الهی را تعطیل نمی‌کرد». این روایت نیز می‌رساند که

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان امام صادق، امیرالمومنین، قرآن کریم، تعارض حدیث Next Entries پایان نامه با کلید واژگان مسئولیت کیفری، جامعه بشری، مسئولیت کیفری اطفال، قانون مجازات اسلامی