پایان نامه با کلید واژگان قاچاق کالا، مواد مخدر

دانلود پایان نامه ارشد

ميان کل جامعه است”. رمسي کلارک،دادستان کل سابق ايالات متحده در موافقت با وي خاطرنشان مي سازد:”لازم است براي شروع بازتاب تجربه اي مشترک براي مردم بيشتر از نيمي از مأموران پليس را به دانشگاه بفرستيم”. (همان،صص363-367)
2-3- 21- 5- رضايت شغلي (خشنودي شغلي)
رضايت شغلي از جمله سازه هايي است که در علم مديريت جايگاه خاصي را به خود اختصاص داده و متخصصان بهره وري اعتقاد دارندکه با افزايش رضايت مندي شغلي مي توان شاهد توسعه منابع انساني بود. عوامل گوناگوني در رضايت مندي شغلي موثر است، اين عوامل از ويژگي هاي دموگرافي گرفته تا رفتار سازماني و فشارآورهاي شغلي نقش فزاينده اي بر رضايت شغلي بر جاي مي گذارند.
تعاريف رضايت شغلي
تعاريف متعددي از رضايت شغلي در منابع گوناگون ارائه شده است که در اين قسمت به چند نمونه از اين تعاريف اشاره مي کنيم:
1- “فيشروهانا”55 رضايت شغلي را عاملي رواني قلمداد کرده و آن را به صورت نوعي سازگاري عاطفي با شغل و شرايط شغل تعريف مي کند. به اين معنا که اگر شغل شرايطي مطلوب را براي فرد فراهم کند فرد از شغلش رضايت خواهد داشت اما اگر شغلي براي فرد رضايت و لذت مطلوب را فراهم نکند فرد شروع به مذمت شغل کرده و در صورت امکان شغل خود را ترک خواهد کرد.
2- “هاپاک”56 رضايت شغلي را مفهومي پيچيده و چند بعدي دانسته و آن را با عوامل رواني، جسماني و اجتماعي مرتبط کرده است. به نظر او صرفاً وجود يک عامل موجب رضايت شغلي فرد نخواهد شد بلکه وجود ترکيبي از عوامل مختلف موجب خواهد شد که فرد در لحظه معيني از شغل خود احساس رضايت کند. فرد با توجه به اهميتي که عوامل مختلف نظير؛ درآمد، جايگاه اجتماعي، شرايط محيط کار و… براي او دارند ميزان معيني از رضايت شغلي دارا خواهد بود.
3- “گينزبرگ” و همکارانش رضايت شغلي را به دو نوع مختلف تقسيم بندي کرده اند:
الف)رضايت دروني ب) رضايت بيروني
الف) “رضايت دروني” از دو منبع به دست مي آيد. اول؛ احساس لذتي که انسان صرفاً از اشتغال به کار و فعاليت عايدش مي شود. دوم؛ لذتي که بر اثر مشاهده ي پيشرفت و يا انجام برخي مسئوليت هاي اجتماعي و به ظهور رساندن توانايي ها و رغبت هاي فردي به انسان دست مي دهد.
ب) “رضايت بيروني” که با شرايط اشتغال و محيط کار ارتباط دارد و هر لحظه در حال تغيير و تحول است. از عوامل رضايت بيروني به عنوان مثال؛ شرايط محيط کار، ميزان دستمزد و پاداش، نوع کار و روابط موجود بين کارگر و کارفرما را مي توان نام برد.
رضايت شغلي باعث ايجاد علاقه انگيزه همکاري بيشتر و عدم تمايل به تغيير شغل و همچنين تمرکز لازم جهت ارائه سرويس مطلوب در دستگاه ذيربط مي باشد که در پيشبرد اهداف يک سازمان نقش بسزايي دارد. درنهايت اگر درمحل کار خود به اطراف نگاه کنيم, ممکن است از خود بپرسيم: چه تعداد از همکاران ما واقعاً از محيط کار خود وکاري که انجام مي دهند رضايت دارند و لذت مي برند. (تاجيک،1391، سايت مقالات علمي مديريت).
2-3- 21- 6- ارتقاي شغلي(شايسته سالاري)
يکي از پايدارترين يافته ها حاکي از اين است که هر چه سطح شغل بالاتر باشد رضايت شغلي بيشتر است. از سويي به دليل آنکه افراد غالباً دوستدار و خواستار ارتقاي مقام و پيشرفت درکار خود هستند بنابراين براي افزايش رضايت در سازمانها بايستي در اين باره چاره انديشي شده و برنامه ريزي هاي دقيقي صورت و انجام پذيرد تا زمينه هاي ارتقاي کارکنان سطوح مختلف در قالب فرآيندي منطقي فراهم گردد.(سايت مديريت منابع انساني، manag.persianblog.ir/tag).
2-3- 21- 7- پرداخت حق الکشف
موضوع حق الکشف اولين بار در سال 1309 مجلس شوراي ملي به موجب قانون حق السهم کاشفين اجناس قاچاق به وزارت ماليه اجازه پرداخت را صادر کرد.
تعريف حق الکشف؛ حقي است که در نتيجه کشف جرم ايجاد واختصاص به جرايم مبارزه با قاچاق کالا وارز ومواد مخدر دارد. در ماده 7 آئين نامه اجرائي قانون نحوه اعمال تعزيرات حکومتي راجع به قاچاق کالا و ارز جزء حقوق قانوني محسوب شده به گونه اي که پرداخت آن الزامي و هرگونه دخل و تصرف در آن ممنوع مي باشد. و همواره به عوامل کاشف که در صحنه کشف ودر صورتجلسه بدوي مشخصات مامورين ثبت شده باشد پرداخت مي گردد.
برابر ماده 23 آئين نامه اجرائي قانون نحوه اعمال تعزيرات حکومتي راجع به قاچاق کالا و ارز (مصوب 29/3/1379هيأت وزيران)، اداره هاي مربوط مأمور وصول درآمدهاي دولت و سازمان جمع آوري و فروش اموال تمليکي مکلفند بلافاصله پس از فروش کالا و يا اخذ جريمه و واريز وجوه به حساب ويژه خزانه(712) (بدون تنظيم فهرست تقسيم حق السهم) نسبت به درخواست واريز 50 درصد حق السهم کاشفان و سازمانهاي کاشف به حسابهاي مربوط، به انضمام مشخصات پيکره وجوه واريزي به حساب ويژه خزانه (حساب 712) اقدام و يک رونوشت تقاضاي مذکور را به سازمان کاشف ذي ربط ارسال نمايند.
ماده 24 از قانون مذکور- خزانه مکلف است درهر استان يک حساب بانکي با درخواست اداره هاي مأمور وصول درآمدهاي دولت افتتاح نمايد. هر يک از اداره هاي ياد شده و نيز هر يک از محاکم و شعب قضايي وتعزيرات حکومتي، سازمانهاي کاشف و شاکي و سازمان جمع آوري و فروش اموال تمليکي مکلفند تمامي وجوه حاصل از فروش جريمه کالاهاي قاچاق را به حساب مذکور واريز نمايند. اين حسابها غير قابل برداشت بوده وموجودي آنها توسط بانک در پانزدهم و پايان هر ماه بايد به حساب ويژه(712) موضوع تبصره (5) ماده واحده قانون اصلاح قانون تعزيرات حکومتي نزد خزانه واريز و رونوشت اعلاميه واريز وجوه به سازمانهاي کاشف ذي ربط ارسال گردد.
ماده 25- خزانه موظف است بر اساس نمونه درخواست وجوه درخواست کننده سازمانهاي مرکزي و استاني ظرف حداکثر يک هفته نسبت به واريز وجوه درخواستي به حساب مربوط بشرح زير اقدام نمايد.
الف- سي و چهاردرصد (34%) به حساب درآمدهاي عمومي کشور.
ب- سي درصد (30%) به حساب حق الکشف مأموران کشف نزد سازمان ذي ربط استاني.
که اين مقدار بدين روش تقسيم مي شود:
1)20 درصد آن به عوامل کاشف در صحنه عمليات(برابر صورت جلسه کشف).2) 7 درصد به عوامل انتظامي و اطلاعاتي ، 3) 3 درصد به عوامل ستادي نيز وفق قانون پرداخت مي شود.
پ- بيست درصد(20%) به حساب سازمان کاشف (مرکزي).
ت- شش درصد(6%) بر اساس آئين نامه اجرائي رديف(6) بند(س) تبصره(19) قانون بودجه سال1381 کل کشور.
ث- ده درصد (10%) به حساب اختصاصي ستاد مرکزي مبارزه با قاچاق .
ماده 26- ميزان سهم حق الکشف هر يک از افراد مؤثر در کشف و مبارزه با قاچاق از قبيل؛ عوامل اطلاعاتي، مخبران، مأموران مبارزه با قاچاق اعم از صف و ستاد، بازجو ومحققين، طبق دستورالعمل ستاد مرکزي مبارزه با قاچاق کالا وارز تعيين و ابلاغ مي گردد.
ماده 27- وجوه مربوط به بيست درصد(20%) سهم سازمان کاشف صرفاً براي تهيه تجهيزات و امکانات به منظور تقويت امر مبارزه با قاچاق کالا وارز هزينه خواهد شد. خزانه مکلف است وجوه مربوط به هر سازمان را به حساب سازمان ذيربط واريز نمايد .
همانطوريکه مشاهده مي گردد سازمان کاشف يا همان ناجا بابت کشف کالاي قاچاق از محل درآمد حاصل فروش 50 درصد قيمت کالا را اخذ که از اين مقدار سي درصد (30%) بابت حق الکشف و بيست درصد(20%) بابت تقويت و تجهيز و امکانات مبارزه با قاچاق کالا تخصيص مي يابد. که پرداخت اين مقدار وجه به عوامل در جهت شناسايي،کشف و ضبط کالاي قاچاق و دستگيري قاچاقچيان و سودجويان اقتصادي باعث افزايش انگيزه کارکنان اجرايي را در پي خواهد داشت. (ستاد مرکزي مبارزه با قاچاق کالا وارز،1388، ص31-ص33).
2-4) اثر بخشي
مفهوم اثربخشي در مديريت با تغيير ميزان موفقيت نتايج حاصل از کار بايد مهمترين هدف مدير باشد. بازدهي کار يک مدير نيز بايد ازطريق صادره هاي مديريت سنجيده شود نه ميزان وارده ها يعني موفقيتهاي کاري او، نه مجموعه کارهايي که به وي محول مي شود يا در روز انجام مي دهد. اثربخشي چيزي است که از راه اعمال صحيح مديريت به دست مي آورد و انجام مي دهد. اثربخشي چيزي است که مدير از راه اعمال صحيح مديريت به دست مي آورد و به صورت بازده کار ارائه مي کند. تعريف اثربخشي عبارت است از ميزان موفقيت مدير در زمينه بازدهي و نتايج کاري است که به او محول شده است.(زارعي،2006، پايگاه مقالات مديريت).
2-4-1) تعاريف اثربخشي
در لغت؛ مؤثر،کارگر، اثر ونشان، بجاگذاشتن (معين،1381،ص141).
تعاريف متعددي از اثر بخشي در ادبيات شده است که به تعدادي از آنها مي پردازيم؛ اثربخشي عبارت است؛ درجه و ميزان نيل به اهداف تعيين شده است. به بيان ديگر اثر بخشي نشان مي دهد که تا چه ميزان از تلاشهاي انجام شده نتايج مورد نظر حاصل شده است. در واقع اثر بخشي مرتبط با عملکرد و فراهم آمدن رضايت انسان از تلاشهاي انجام شده مي باشد. (ابطحي،1378،ص10).
1- اثر بخشي نشان دهندة درجه اي است که طي آن هدفها به انجام رسيده اند يا ميزان موفقيت در تحقق هدفها و يا انجام ماموريت ها است. (معيني،1370،ص12).
2- از نظر سيد جوادين (1381) کارآيي بخش مياني مديريت است و آن ارتباط بين داده ها و ستاده ها را بيان مي کند، اگر ستاده هاي حاصله از داده ها بيشتر باشد کارآيي زياد است .
3- در کتابهاي سازمان و مديريت، اغلب اثربخشي را به معني ميزان تحقق اهداف مطرح مي کنند. سازمان و اهداف سازمان وکارآيي را به معني صرف حداقل منابع در جهت تحقق اهداف مطرح مي کنند. سازمان و اهداف بايد اثر بخش باشند، يعني موجبات تحقق اهداف سازمان را فراهم آورند وهم کارآمد باشند. يعني راه تحقق اهداف حداقل منابع را مصرف کنند.
4- دربرنامه ريزي عملياتي يا اجرايي،کارآيي يعني دست يافتن به هدفهاي تعيين شده با حداکثر بازدهي، به عبارت ديگر، در برنامه ريزي عملياتي با تأکيد بر کارآيي مي کوشيم که کارها درست انجام شود. (متقي،1384،ص9و10)
5- اثربخشي سازماني عبارت از ميزاني است که يک سازمان با استفاده از منابع خاص و بدون هدر دادن منابع خود و بدون فرسوده کردن غير ضروري اعضا و جامعه خود، اهدافش را برآورده مي‌کند. در واقع اثربخشي سازماني، درجه نزديکي يک سازمان به هدف‌هايش را نشان مي‌دهد. به‌عبارت ديگر اندازه‌اي است که يک سازمان به اهدافش تحقق مي‌بخشد.
6- پيتر دراکر57 صاحب نظر به نام مديريت، اثربخشي را انجام کار درست تعريف کرده است. تعاريف ديگري همچون اصلاح رويه هاي مديريت، کسب موفقيت، توليد ايده هاي جديد، تقويت ارزشهاي سازماني، تفکرگروهي، مشارکت و مواردي از اين قبيل از جمله تعابيري هستند که در مديريت معادل با اثربخشي به کار مي روند (سلطاني، 1380).
2-4-2)مفهوم کارآيي – اثربخشي ؛ مفاهيم?كارايي? ، ?اثربخشي? و?بهره وري?، همواره با بهبود روشها و سيستمها و به طور كلي، بهبود سازمان، مطرح بوده و از اهميت خاصي برخوردار است. در فرهنگ سازماني، غالباً اين مفاهيم به جاي يكديگر به كار مي روند، در حاليكه كاملاً مفهوم جداگانه اي دارند . پيتر دراكر، اين تفاوت را به اين صورت بيان مي كند:
كارايي يعني انجام دادن صحيح كار.
اثربخشي يعني انجام دادن كار صحيح است .
پس در جاييکه بحث هدف و دستيابي به آن است، با کارايي سر و کار داريم. بحث کارايي چگونگي رسيدن به هدف است نحوه انجام کار و کيفيت مطرح مي باشد. اگر هردو باهم باشند يعني درست انجام دادن کارهاي درست.
2-4-3) مدل‌هاي اثربخشي سازماني
مدل‌هاي مختلفي براي بررسي ميزان اثربخشي سازماني ايجاد شده‌اند. اين تنوّع در مدل‌ها به‌دليل ماهيّت مفهوم اثربخشي، به‌ويژه مرزهاي نامشخص آن و به‌دليل مفهومي‌سازي‌هاي متنوع سازمان‌هايي است كه مدل‌هاي مختلف اثربخشي را به‌كار مي‌گيرند.
جدول (2-6) مدل‌هاي مختلف اثربخشي را با توجه به مفهومي‌سازي سازمان و تمركز اصلي آن نشان مي‌دهد.
جدول(2-6) : مدل‌هاي اثربخشي سازماني. . Henri, J.F; Ibid, pp98-99))
مدل
مفهومي‌سازي سازمان
تمرکز
مدل هدف
(Goal Model)
سازمان به‌عنوان مجموعه عقلايي از ترتيبات (Arrangments) که گرايش به رسيدن به اهداف دارند.
رسيدن و تحقق پيامدها (اهداف)
. Martz, W.A; Ibid, p33))
مدل سيستمي
(System

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان آموزش کارکنان، اعتماد متقابل، قاچاق کالا Next Entries مقاله درمورد دانلود یشرفت تحصیلی، پیشرفت تحصیلی، سبک شناختی