پایان نامه با کلید واژگان قاچاق کالا، پردازش اطلاعات، مواد مخدر

دانلود پایان نامه ارشد

کنند.(همان، صص24-28)
2- 5- 5- تأمين مديريت
مديريت را بايد يک حرفه و شغل بشمار آورد، زيرا با توسعة سازمان هاي بزرگ دولتي و بازرگاني نياز به مديران حرفه اي به خوبي احساس مي شود. در عصر ما مسئوليت دنيايي که درآن زندگي مي کنيم از بسياري جهات به عهده مديران واگذار شده است .بنابراين مديران بايد از قدرت درک سرشاري برخوردار باشند تا بتوانند به نحو صحيح و کارآمدي مديريت خود را اعمال نمايند واز عهده مسئوليت برآيند. از اين رو مديران حداقل بايد مهارتهاي زير را دارا باشند:1) مهارتهاي مديري، 2) اجزاي مؤثر در مهارت انساني
2-5-6- مهارت هاي مديري
به طور کلي مدير بايد سه نوع مهارت عمده را دارا باشد:
1- مهارت فني: توانايي حاصل از تجربيات،آموزش، وکار آموزي لازم براي به کارگيري: دانش، روشها، فنون و تجهيزات لازم براي انجام کارهاي خاص.
2- مهارت انساني: به اين معني که فرد، توانايي کار با ديگران را داشته باشد و بتواند از ايشان در انجام وظايف واگذار شده، بخوبي استفاده کند.
3- مهارت نظري: اين مهارت شامل قدرت درک پيچيدگي هاي تمام سازمان و درک جايگاه عمليات خود فرد در سازمان است. اين دانش به فرد اجازه مي دهد تا مطابق با اهداف کل سيستم عمل کند.
2-5-6- 1- اجزاي مؤثر در مهارت انساني
مهارت انساني يکي از مهارت هاي مهم مديري است که در سه جزء خلاصه مي شود:
1- درک رفتار گذشته .2 – پيش بيني رفتار آينده . 3-هدايت، کنترل و تغيير رفتار آينده.
2-5-6- 2- مديريت موفق و مؤثر
مديريت موفق و مؤثر عبارت است از کسب اهداف سازماني يا چيزي بيش از آن. حال اين سؤال براي ما پيش مي آيد که چگونه مي توان مديري موفق و مؤثر بود؟ براي موفق و مؤثر بودن، توانايي هاي ذاتي و اکتسابي معيني لازم است. مدير مؤثر نياز به تواناييهاي فني، انساني ادراکي، طراحي و حل مسأله دارد . (همان، ص29)

2-5-7) مديريت پليس (مديريت انتظامي)
مديريت انتظامي از دو واژه مديريت و انتظامي تشکيل شده است که با توجه به تعاريف متعدد از مديريت که همگي به طور مشترک گوياي علم و هنر کارکردن با و بوسيله ديگران براساس اصولي همچون برنامه ريزي، سازماندهي، بسيج منابع وامکانات، هدايت و سرپرستي و کنترل با استفاده از تکنيک هاي تقسيم کار، سلسله مراتب، نظم، وحدت، سيستمهاي پاداش و تنبيه و… بود مشخص و تبيين گرديد.در بررسي امور انتظامي در واقع اموري است که برابر قانون به نيروهاي انتظامي(پليس ) محول مي گردد تا ضمن مديريت بر آن امور مانع هر گونه بي نظمي در جامعه و اختلال در امنيت انتظامي جامعه شده و با برخورد مؤثر با عوامل و حرکتهايي که مخل امنيت داخلي کشور هستند امنيت انتظامي را برقرار نمايند.
در واقع مديريت انتظامي فرآيند بکارگيري مؤثر و کارآمد منابع انساني و مادي از طريق برنامه ريزي، سازماندهي، بسيج منابع و امکانات، رهبري و کنترل امور انتظامي براي دستيابي به برقراري نظم وامنيت ،تامين آرامش و آسايش فردي و اجتماعي در جامعه و افزايش بهره وري براساس نظام ارزشي صورت مي گيرد.( رفيعي،1380،ص238-240)

2-5-8) مديريت پليس جامعه محور
در عصر مدرن، محتمل ترين و مؤثرترين پاسخ به چالش هاي مختلف در زمينه تأمين امنيت در يک جامعه آزاد، تأمين امنيت در سطح جامعه است. راه کار تأمين امنيت در سطح جامعه که در دهه 1980 گسترش يافت، تأثير بسيار مهمي بر مديريت پليس داشته است. به طور ساده بايد عنوان داشت که اگر تأمين امنيت در سطح جامعه راهکار متفاوتي در اجراي تأمين امنيت مي باشد، ممکن است به رويکرد هاي متفاوتي در مديريت پليس نيز نياز باشد رويکردي متفاوت هم در اداره دروني پايگاه هاي پليس و هم در نقش بيروني پليس در تعامل با جامعه و در رويارويي با مشکلات. شناخت چهار بّعد اصلي تأمين امنيت در جامعه و درنظر گرفتن تأثير آنها بر مديريت پليس مي تواند بسيار مفيد باشد: 1- بّعد فلسفي؛ 2- بّعد استراتژيک؛ 3- بّعد تاکتيکي؛ 4- بّعد سازماني. (استرکي،1390، ص28)
2-5-9) اهداف پليس
همه سازمان ها از جمله ادارات پليس، ذاتاً براي هدفي به وجود آمده اند. مدارس براي تعليم وتربيت دانش آموران وبيمارستان ها براي درمان بيماران ومجروحان ايجاد مي شوند. هدف از تأسيس يک شرکت خصوصي در سيستم سرمايه داري اقتصاد ما ايجاد ثروت براي پايه گذاران آن است. دريک نظام سوسياليست، همين شرکت خصوصي شايد با هدف توليد اشتغال يا ارائه برخي کالاها و خدمات ايجاد شده باشد. البته به واقع اين طور است که اکثر سازمان ها چند منظوره هستند. کلي ترين بيانيه از اهداف يک سازمان غالباً رسالت ناميده مي شود. مقاصد تقريباً خاص تر را در اصطلاح اهداف مي نامند؛ و مقاصد دقيق تر نيز مقصود نهايي نام گرفته اند. اين اهداف بايد باعث هدايت توسعه راه کارها، تدابير، برنامه ها، وظايف، خط مشي ها، شيوه هاي کاري، وقوانين شوند، و درعوض همه اينها راهنمايي باشند براي رفتار اعضاي سازمان، همان طور که در شکل ريز نشان داده شده است.

شکل(2-7) ارتباط ميان رسالت کلي و رفتار خاص سازماني
اگر از راست به چپ اين روند را دنبال کنيم، مديريت تابع مسيري عاقلانه و پيشتاز است. از سوي ديگر، اگر از چپ به راست آن را دنبال کنيم، مديريتي با محوريت بحران و واکنش گر خواهيم داشت. براي هر مدير عاملي بسيار حائز اهميت است که توجه خود را دايم بر اهداف شرکت و طراحي راه کارها و وظايفي متمرکز سازد که آن اهداف را محقق سازند. با اين همه، راه کارها و وظايف اغلب بر اساس شيوه هاي سنتي انجام نمي شوند، شايد به اين دليل که حداقل مقاومت را دارند. اين يک گرايش متداول است که بايد در برابر آن مقاومت شود. (همان،صص69- 70)

2-5-10 ) رسالت پليس
کلي ترين بيانه از اهداف يک سازمان پليس معمولاً رسالت اين سازمان است. بيانيه رسالت به طور معمول حاوي مهم ترين ارزش هايي است که يک اداره پليس و فلسفه کلي مؤسسه را هدايت مي کند. نقش بيانيه رسالت “تمرکز بر هدف سازمان، جلب توجه به سوي موارد مهم، وتعيين اهداف سازماني براي تطبيق يافتن تمرينات با ارزش هاست”.
بعضي ادارات پليس بر بيانيه هاي بسيار مختصري مانند”خدمت و حفاظت”تکيه دارند، در حالي که برخي ديگر بيانيه هاي طولاني تر و مفصل تر را ترجيح مي دهند. اکثر سازمان ها براي تلاش برحفظ بيانيه هاي رسالت به طور منطقي آن را مختصر ارائه مي کنند تا مأموران بتوانند راحت تر به خاطر سپرده و تحت هدايتش قرار بگيرند. هر مؤسسة پليس بايد با دقت بيانيه رسالت خود را آماده سازد تا نقش منحصر به فردش را به نفع کارکنان پليس و شهروندان توصيف نمايد. (همان،ص71- ص72)

2-5-11) اهداف و مقاصد نهايي پليس
اهداف و مقاصد نهايي يک سازمان، اگر چه خاص تر هستند، اما بايد با رسالت آن سازگار بوده و به تحقق هدف کلي کمک کنند. تعداد وتنوع اهداف و مقاصد نهايي که يک اداره پليس مي تواند برگزيند، تقريباً نامحدودند. براي مثال دفتر پليس پورتلند در سال 2006، در کنار بيانيه رسالتش، دو هدف اجتماعي و دو هدف سازماني را نيز ذکر کرده است،که در اينجا تنها مي خواهيم سه هدف اصلي و هشت مقصود نهايي را برجسته سازيم که در همه ادارات سراسر دنيا کاربردي هستند.
سه هدف اصلي هر اداره پليس عبارت است از: 1.حفاظت از جان؛ 2. حفاظت از مال؛ 3. حفظ نظم.
علاوه براين، هر اداره پليس داراي هشت مقصود نهايي است که فعاليت هاي پليس به سوي آن هدايت مي شوند تا تعهدات اصلي زير را به انجام برسانند:
1. پيشگيري و کنترل رفتارهايي که اساساً تهديد کننده جان و مال افراد هستند ؛
2. کمک به افرادي که در معرض خطر صدمه هاي جسمي هستند ؛
3. عمل به ضمانت هاي قانون اساسي؛
4. تسهيل تردد مردم و وسايل نقليه ؛
5. ياري کساني که نمي توانند از خود مراقبت کنند ؛
6. حل وفصل درگيري ها ؛
7. شناسايي مسائلي که احتمال دارد بغرنج تر شوند ؛
8. ايجاد احساس امنيت در جامعه و حفظ آن.
حفاظت از جان و مال مردم و حفظ نظم اهداف اصلي پليس هستند. اداره پليس ايجاد شده است تا به شهروندان ضمانت دهد نظم در جامعه برقرار و جان و مال افراد در سايه قانون حفاظت خواهد شد. شهروندان زماني که قادرنيستند يا آمادگي ندارند که خود به قانون عمل کنند، مأمور پليسي را جستجو مي کنند تا آنان را در برابر عناصر بي ملاحظه جامعه محافظت کنند،کساني که آرامش آنان را برهم زده يا آن را مختل مي کنند، آزادي شان را نقض مي کنند، وجودشان را تهديد مي نمايند، واموال آنان را سرقت کرده يا تخريب مي کنند، همه شهروندان حق دارند در جامعه اي امن و آرام زندگي کنند. (همان،ص72-ص73)

2-5-12) نقش مديريت انتظامي درمبارزه با قاچاق کالا(وظايف سازماني پليس)
پليس هرکشور براي نيل به اهداف و رسالت خود وظايف متعدد و متنوعي را برعهده دارد که بايد در هرسازمان به مرحله اجراء درآيند. برخي ادارات پليس آن قدر حجم بالايي دارند که براي عمل به هر وظيفه، واحدهاي مجزايي تشکيل داده اند. باقي ادارات پليس جايي در ميانه قرار گرفته اند که چالش اصلي شان توسعه مديريتي يا به اصطلاح سازماندهي است .
سه ريزسيستم69 سازمان پليس عبارت است از : 1- عمليات ها؛ 2- مديريت؛ 3- خدمات کمکي.اين سه ريز سيستم، چارچوبي از بحث ما درباره وظايف اصلي پليس ارائه مي کنند. فهرست زير وظايفي را که در زير سيستم ها ي سازمان پليس تعيين شده اند، نشان مي دهد. (همان ، ص99).
جدول(2-8) وظايف سازماني پليس
عمليات ها
مديريت
خدمات کمکي
گشت زني
تردد وسايل نقليه
تحقيقات جنايي
فساد، مواد مخدر و قاچاق کالا
جرايم سازمان يافته
عمليات هاي ويژه
پيشگيري از وقوع جرم
خدمات نوجوانان
خدمات جامعه
خدمات مدارس
کارکنان
آموزش
برنامه ريزي وتحليل
بودجه وامور مالي
مساعدت قانوني
پردازش اطلاعات
اطلاعات مردمي
بازرسي ها
امور داخلي
اطلاعات جاسوسي
گزارش ها
ارتباطات دور
اموال و مدارک
آزمايشگاه
توقيف
شناسايي
تست الکل
امکانات
تجهيزات وتدارکات
تعمير ونگهداري
2-5-12-1- زير سيستم عمليات ها
عمليات ها، فعاليت هاي هستند که مستقيماً به مردم کمک مي کنند. زير سيستم عمليات ها بخشي از کار پليس است که اکثر مردم با آن آشنا هستند. مأموران پليس از طريق اين زير سيستم به انجام اقدامات پليسي ، مبارزه با جرم وارائه خدمات به مردم به خدمت گرفته مي شوند. دو زير سيستم ديگر (مديريت وخدمات کمکي) براي انجام خدمات روزانه دراز مدت به کارکناني که در زير سيستم عمليات ها کارمي کنند، ايجاد مي شوند. اهداف زير سيستم عمليات شبيه به همان اهداف اصولي کل مؤسسه پليس است: حفظ نظم و محافظت از جان ومال افراد. همه کارهاي انجام شده توسط کارکنان اين زير سيستم به سوي نيل به اين اهداف سازماني مهم جهت گيري شده است. وظايف موجود در اين ريز سيستم با هدف دستيابي به اهداف و مقاصد تعيين شده انجام مي شوند.که وظايف آن عبارتنداز: گشت زني، تردد وسايل نقليه، تحقيقات جنايي، فساد، مواد مخدر، قاچاق کالا، جرايم سازمان يافته، عمليات هاي ويژه، پيشگيري از وقوع جرم، خدمات نوجوانان، خدمات جامعه، خدمات مدارس. (همان ،ص100).

2-5-12-2- زير سيستم مديريت
وظايف تشکيل دهنده زير سيستم مديريت (کارکنان، آموزش، برنامه ريزي وتحليل، بودجه وامور مالي، مساعدت قانوني، پردازش اطلاعات، اطلاعات مردمي، بازرسي ها، امورداخلي، اطلاعات جاسوسي) نه در کمک مستقيم به مردم بلکه به سود سازمان به عنوان يک کلّيّت، به اجراء در مي آيند. به علاوه وظايف اين زير سيستم کاربرد بلند مدت تري نسبت به زير سيستم خدمات کمکي دارد. يک روش براي تشخيص وظايف مديريتي از وظايف خدمات کمکي اين است که بپرسيم:”آيا لازم است اين وظيفه شبانه روزي انجام شود؟” وظايفي همچون برنامه ريزي وآماده سازي بودجه که به طور مستمر اجرا نمي شوند، به طور کلي وظايف مديريتي در نظر گرفته مي شوند و وظايفي مانند؛ ارتباطات و شناسايي که مستمراً اجرا مي شوند، معمولاًدرگروه وظايف خدمات کمکي دسته بندي مي گردند؛ هردو نوع وظيفه به سود يا در خدمت کل اداره پليس هستند؛ هردو اصولاً اموري داخلي مي باشند. از طرف ديگر وظايف عملياتي به صورت خارجي و به سود مستقيم مردم انجام مي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان سلسله مراتب، ساختار قدرت، جبران خدمات Next Entries پایان نامه با کلید واژگان قاچاق کالا، آموزش کارکنان