پایان نامه با کلید واژگان قانون اساسی، مجلس شورای ملی، ابراهیم گلستان، آسیب پذیری

دانلود پایان نامه ارشد

مصدق در سخنرانی دوم بهمن که از رادیو پخش شد به گله گزاری پرداخت که نه داعیه تجاوز به حقوق خلق را دارم و نه شایسته است که از طرف دوستان همقدم آماج یک چنین تیر تهمتی واقع شوم.
رهبران مذهبی قم ، بروجردی و بهبهانی در مورد تمدید اختیارات ، سکوت خود را حفظ کردند شاید این امر را مسئله داخلی جبهه ملی می دانستند.306هرچند که با تصویب لایحه مخالف بودند و مصدق را که می خواست متولی حرم معصومه را عوض کند مخالفت کردند و جلوی وی را گرفتند و با اعطای حق رای به زنان نیز مخالفت ورزیدند.
در فرداي تصويب لايحه اختيارات, سرتيپ کمال, رئيس اداره شهرباني که به آيت الله کاشاني ارادت داشت و به او نزديک بود, جاي خود را به سرتيپ محمود افشار طوس داد.
هشت روز پس از اينکه در رويارويي علني ميان رئيس مجلس و نخست وزير, مجلس طرف نخست وزير را گرفته و رئيس خود را رنجيده خاطر کرد, مصدق و کاشاني در دزاشيب با هم ملاقات کردند. در آخر اين نمايش سياسي, اعلاميه مشترکي در 7 بهمن صادر شد. در اين اعلاميه آمده بود که براي “حصول به مقصود از هيچ گونه همکاري خودداري نخواهيم داشت.” آنها قول دادند که “با حفظ اتحاد و اتفاق” براي دست يابي به منظور مقدسي که داشتند, کوشش کنند.307
به روايت مکي که در برپايي اين جلسه آشتي کنان نقش مهمي داشت, صورت اعتراضات کاشاني و قنات آبادي نسبت به عملکرد مصدق شامل : انتصاب سرتيپ دفتري, سرتيپ افشار طوس, دکتر فلاح و دکتر شاهپور بختيار (معاونت وزارت کار) و عدم تعقيب مسببين وقايع سي ام تيرماه, مي شد. گويا در جلسه دزاشيب, مصدق کوچک ترين نشانه اي از انعطاف, توافق و يا گذشت از مواضع خود بروز نداده بود و “در هر موردي که اعتراض مي شد, به دفاع برمي خاست”. دلتنگي کاشاني در مورد انتصاب برطرف نشده بود که بحراني ديگر روابط او را با مصدق مسئله دارتر و پرتنش کرد. بعضي از جرايد خبر دادند که اعلاميه هايي بر عليه کاشاني چاپ و توزيع شده است.گويا در اعلاميه‌اي، كاريكاتور موهني از كاشاني چاپ شده بود. 308
به نظر کاشاني, مسئوليت کشف نويسندگان و ناشرين اين اعلاميه ها به عهده شهرباني بود. کاشاني به نمايندگان مجلس گفت که اگر دليل برکناري رئيس قبلي شهرباني بي اطلاعي او از وقايع و حوادث شهر بود, اکنون مي بايستي افشار طوس “از کار برکنار شود”, زيرا او از انتشار اين اعلاميه ها اظهار بي اطلاعي کرده است.

دشمنان داخلی مصدق متحد می شوند :
مصدق از اواخر بهمن, خود را در مصاف با جبهه داخلي, علاوه بر جبهه استعمار خارجي, مي يافت. در اين زمان, مصدق نه فقط مشغول دفع و پاتک به حملات محور کاشاني- بقايي بود, بلکه از عملکرد دربار نيز علناً شاکي بود. روزنامه فرانسوی پاری پرس درباره مسائل ایران و رابطه کاشانی و مصدق می نویسد : در برابر مصدق دو دسته قوی صف کشیده اند 1- ملیون افراطی و عناصر مذهبی به رهبری کاشانی 2- توده و عناصر چپ که هدفشان تضعیف مصدق برای تهیه زمینه ی حکومتی کمونیستی است ، وجه مشترک این دو جناح چپ و راست که آنها را متحد می کند جنبه ضد آمریکایی هر دو دسته است. 309
پادرمياني هيئت هفت نفره جهت بازداشتن مصدق از ايراد نطقي تند در راديو و اشاره به انجام رفراندوم جهت تعيين تکليف دولت خود, بالاخره سبب شد که او در ساعت ده صبح 5 اسفند به ديدار شاه برود و مسائل خود را مستقيماً با او در ميان بگذارد. در اين ديدار که سه ساعت به طول انجاميد, به روايتي, نخست وزير مدارک و دلايل خود را در رابطه با جرياني که درصدد تضعيف دولت بود, به شاه ارائه داد. همزمان با اين فعل و انفعالات, کاشاني نيز در ملاقات هفتگي خود با نمايندگان مجلس, پس از پرس و جو در مورد محتواي اعلاميه اي که مصدق قرار بود صادر کند, اعلام کرد که اگر وجود او “موجب مشکلي در کارهاست” حاضر است از کار کناره گيري کند. معني واقعي اين تعارفات پيکارگونه, اين بود که جنگ در لفافه رئيس الوزرا و رئيس مجلس رفته رفته به نقطه انفجار نزديک مي شد. مصدق در ضمن با نمايش عزم, استحکام و قدرت دولت در داخل کشور و اثبات عدم وجود جانشيني واقعي براي دولت خود, مي خواست به انگلستان و آمريکا تفهيم کند که مجبورند با او به توافقي برسند که بيشتر به نفع ايران باشد.
پس از درخواست تمدید اختیارات در 18 دی 1331 ، کاشانی به مبارزه علنی با مصدق پرداخت و ضمن مخالفت با تمدید قرارداد آن را “جاه طلبانه” و مصدق را”پنهان در پشت نقاب تزویر و آزادیخواهی”، “مستبدی که میخواهد به دوران قبل از مشروطه برگردد”شر خودسر”،”یاغی طاغی” و “کسی که به خیال خداوندگاری افتاده است” خواند:
“ملت ایران، من از پشت نقاب تزویر و آزادیخواهی ناگهان دریافتم که به زودی فکر ناپاک دیکتاتوری سیل خودسری از دامنه هوی و هوس خویش سرازیر نموده و قصد دارد نهال آزادی و مشروطیت ایران را از بن بر کَند. فریاد آزادی ایران که 50 سال شب و روز این خیال شوم اسارت ایران را در مغز خویش پرورش داده بود در سر راه خود مانعی را دید که نه تنها به هیچ قیمت در مقابل افکار مالیخولیایی او تسلیم نمی شد بلکه او را تخدیر و تضیع نمود بر احدی پوشیده نیست که رئیس دولت بر خلاف قانون اساسی در صدد است ایران را به حکومت استبداد باز گرداند ولی من به شما می گویم بر خلاف آن یاغی طاغی که در کشور مشروطه ایران به خیال خداوندگاری افتاده است، مشروطه ایران نخواهد مرد. روح پاک پیغمبر اسلام اجازه نخواهد داد ملتی مسلمان و مستقل با چنین افکار پست و اهریمنی تسلیم بیگانگان شود و آن شّر خودسر که در راه بد کاری و خیال ایجاد دیکتاتوری قدم بگذارد محکوم به شکست و تسلیم چوبه دار خواهد شد310
کاشانی طی اعلامیه دیگری به سختی به مصدق حمله کرد و او را کسی خواند که” هرچه کرده به مصلحت و نفع اجانب بوده است”:
“ملت غیور ایران اکنون 28 ماه است که ایشان زمامدار است و در تمام این مدت یک قدم مفید به حال شما که بتواند اسم آن را ببرد بر نداشتند. هر روز وعده های بزرگ می دهد و فردا عذر می آورد. ساعت به ساعت راه را برای تحکیم دیکتاتوری و حکومت فردی و خود سری هموار ساخته است. مصدق خوب می داند اگر با آزادی به رای ملت رجوع کند 97 درصد مردم علیه او رای می دهند . شما هموطنان عزیز می بینید که تا امروز چه کسی به نفع اجانب قدم برداشته و آنچه تا امروز کرده مستقیما به مصلحت اجنبی و زیان مملکت بوده است.311
او همچنین شاه را “مرد تربیت شده عاقل312 . و ” مردی معقول تحصیل کرده و با تحصیلات”313 خواند وگفت: “عقیده من این است که ایران سالیان دراز حساسیت سلطنت دارد و فی الحقیقته وجود شاه یک جهت جامعی برای جمع آوری کلیه طبقات مردم به دور این مرکز ثابت است.”314
به محض اینکه تقاضای تمدید اختیارات به مجلس رسید کاشانی که از یکسو با دربار مشغول زد و بند بود و از سوی دیگر با هندرسون سر وسری داشت315 و در مخالفت با مصدق سر از پا نمیشناخت، بر خلاف وظایف و اختیارات قانونی خود به مجلس نوشت:”تا موقعیکه من ریاست مجلس شورای ملی را بر عهده دارم اجازه طرح اینگونه لوایح را که مخالف قانون اساسی است در مجلس نمی دهم و صریحا قدغن میکنم که از طرح ان خودداری شود.”316
طبق شواهد مصدق هرگز در پی ایجاد حکومت خودکامه ای نبود ، او به ارتش اتکا داشت و یک پلیس مخفی نظیر ساواک شاه یا سازمانی شبه نظامی ایجاد نکرد.317
مصدق پس از تصویب لوایح به ملت ایران گفت:”آنان که به عظمت مبارزه نمی اندیشند چه شایسته و بجاست که مجالی باقی گذارند تا از این ورطه هولناک بگذریم و کار حریف حیله گر خود را به پایان رسانیم. آنوقت ممکن است برای جدال ها و مبارزه های کوچک فرصت پیدا شود.امروز مجادله با حکومتی که در تمامی جبهه ها با اجنبی مشغول زد و خورد است اگر دور از انصاف نباشد، شایسته وطن پرستان و علاقه مندان به استقلال و حاکمیت مملکت نیست.”318
اما مصدق غافل از این بود که کاشانی را سودای دیگر در سر است. آیت الله از هر راهی برای ساقط کردن دولت مصدق استفاده می کرد. چند تن از نمایندگان به کارگردانی قنات آبادی و بقایی با سو استفاده از آسیب پذیری دولت در برابر احساسات مذهبی ، طرح مربوط به تحریم کامل مشروبات الکلی را تهیه و تقدیم مجلس کردند تا دولت را از کسب در آمد 25 میلیون تومان در سال محروم سازند . 19 بهمن 1331 مجلس تحریم مشروبات الکلی را در یک ماده واحده و دو تبصره تصویب کرد و به موجب این قانون دولت مکلف شد ظرف 6 ماه ورود و تهیه و خرید و فروش کلیه نوشابه های الکلی را در سراسر کشور ممنوع سازد. تریاک نیز مشمول این تحریم شد.319 آیت الله کاشانی نیز از این طرح اظهار خوش وقتی کرد و گله کرد که چرا برای اجرای قانون 6 ماه مهلت قائل شده اند؟320پس از کودتا این آیت الله بود که در گفتگو با خبرنگاران پرده از فعالیت های خود در مجلس برداشت:
“ریاست مجلس در شان من نبود و من از این جهت این مقام را پذیرفتم که جلو فعالیت هایی که مصدق می خواست شروع کند و یک سال بعد شروع کرد بگیرم.”321
در منزل کاشانی جلسه روزه خوانی بود که شمس قنات آبادی در دفاع از کاشانی سخنرانی نمود و درباره خلافت امام علی و مخالفت های معاویه صحبت کرد و اظهار داشت که” مردم باید به تاریخ گذشتگان نگاه کنند ، مگر علی کافر بود که معاویه تبلیغ می کرد علی کافر شده و نماز نمی خواند ، حالا مگر کاشانی بجز مبارزه با استعمار ، کاری برخلاف مصالح ملت انجام داده که اکنون دستگاه معاویه می خواهد ایشان را خُرد کند؟…” سپس کاشانی بر منبر رفت و از فعالیت خود بر علیه انگلیس گفت و قسم خورد که تا کنون حرفی ، عملی و اقدامی بر خلاف مصالح کشور انجام نداده و برخی اقدامات مصدق را مورد انتقاد قرار داد.322
محتمل است که پیروزی دکتر معظمی در رقابت بر سر ریاست مجلس در جلسه فوق العاده روز ده تیر 1332 از 72 نماینده مجلس با 41 رای در مقابل 31 رای کاشانی323 کدورت خاطر بیشتر آیت الله را باعث شده باشد، .هنگامی که نمایندگان هوادار مصدق برای برکناری کاشانی از ریاست مجلس دست به کار شدند ، او نخست وزیر را متهم کرد که دیگر نماینده ملت نیست و مصدق را به دلیل برقراری یک حکومت دیکتاتوری محکوم کرد324 و پس از شکست در این انتخاب که آرام و قانونی هم برگزار شده بود، آیت الله کاشانی اعلامیه ی شدیداللحنی بر ضد دکتر مصدق صادر کرد و پس از آن مصدق را فردی جاه طلب، عوام فریب و ناپاک 325 و صیاد آزادی ایران.معرفی نمود و اینکه می خواهد دیکتاتوری برپا کند.326 بر تمام این رفتارها و واکنش های آیت الله باید شخصیت عجیب و تا حدودی پیچیده او را نیز لحاظ کرد. خاطره ابراهیم گلستان از او بخش دیگری از کاراکتر خاص او را آشکار می سازد. او که تنها فیلمبردار رسمی شبکه BBC در ایران بود، درباره فیلم هایی که ضبط کرده بود می گوید:
“یک تکه از این فیلم‌ها مربوط به آیت‌الله کاشانی بود که رفتم خانه‌اش ازش فیلم‌برداری کردم. رفت سر حوض وضو بگیرد، آب را تو دهنش کرد، مزه مزه کرد، تف کرد، وضو گرفت و آمد نماز خواند و من فیلم گرفتم. بعد گفت: خوب شد آقا؟ گفتم خوب شد اما ای کاش این غروب آفتاب و این برگ‌ها که خیلی قشنگ‌اند توی عکس می‌افتاد. گفت چه‌کار باید بکنی توی عکس بیفتد؟ گفتم آخه نمی‌شه برای این‌که شما رو به قبله نماز می‌خوانید. گفت پدر جان تو به من بگو که کدام سمت نماز بخوانم، من می‌خوانم. تو چه‌کار به قبله داری؟ بعد ایستاد پشت به قبله و نماز خواند!327

9 اسفند : آغازی برای به پایان رساندن حکومت مصدق
از سالهای قبل از روی کار آمدن مصدق بین روحانیون سنتی‌ و نیروهای سیاسی مذهبی به‌ رهبری آیت‌الله کاشانی کدورت هایی وجود داشت اما در سال ۱۳۳۲ در حقیقت بعد از واقعه ی ۹ اسفند ۳۱ این کدورت ها به یک نوع همدلی و تفاهم ضمنی‌ تبدیل شد.
نهم اسفند ماه 1331, نيز چون بسياري از روزهاي تاريخي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان قانون اساسی، روزنامه اطلاعات، نظم اجتماعی، هم پیوندی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان روزنامه اطلاعات