پایان نامه با کلید واژگان قانون اساسی، نمایندگان مستقل، روزنامه هشت صبح، نیروهای مسلح

دانلود پایان نامه ارشد

سستي نشان داد و از اصولي که به زبان از آن حمايت مي کرد، در عمل عدول کرد..
افتتاح مجلس در 17 اردیبهشت 1331 فرصتی برای آمریکا و بریتانیا فراهم ساخت تا دولت را به زانو درآورند ، در این دوره نمایندگان حامی مصدق 25 نفر و کاشانی 10 نفر و نمایندگان حامی شاه 20 نفر بودند و برخی دیگر مانند دو برادر به نام های خسرو و محمد حسین قشقایی خود را مستقل خواندند190 مصدق تا زمانی که می توانست حمایت کاشانی و برخی نمایندگان مستقل را حفظ کند قادر بود کار خویش را به پیش ببرد ، سید ضیاء مدعی بود پشتیبانی دست کم 25 نماینده را با خود دارد. بنا به پيشنهاد دکتر معظمي، جهت جذب افراد متمايل به “جبهه ملي” که در آن عضويت نداشتند، نام “فراکسيون جبهه ملي”، در مجلس هفدهم، به “فراکسيون نهضت ملي ايران” تغيير يافت. اعضاي اين فراکسيون، که مي توان آنها را طرفدار محور مصدق- کاشاني دانست، در آغاز مجلس هفدهم، حدود 30 نفر بودند. اين فراکسيون در مقابل مخالفين دولت و منفردين، آنچنان بي رمق بود که حتي نتوانست در دور اول، رياست مجلس هفدهم را بدست آورد… بي شک، انتخابات دوره هفدهم شکنندگي “جبهه ملي” را بيشتر عيان کرد.
آنچه در چهار ماهه اول سال 1331 تغيير محسوس مي‌يابد، عدم حمايت فعال كاشاني از دولت مصدق است. در طول اين چند ماه، كاشاني همچنان به جريان انتخابات علاقمند است و به راهنمايي و مداخله در مراحل مختلف آن ادامه مي‌دهد… آنجا كه نتايج انتخابات با انتظارات كاشاني منافات دارد، او به وزير كشور گوشزد مي‌كند كه از “حق‌كشي معجلاً” جلوگيري كند… كاشاني اميدوار است كه اين مجلس ملهم از نظريات عدالتخواهانه و سوسيال‌ دموكرات آن دوران، به حل مسائل اجتماعي و اقتصادي جامعه كمر بندد. او هدف اين مجلس را توجه به “عدالت اجتماعي و امنيت قضايي و ترويج اقتصاديات” از يكسو و “بسط فرهنگ و بهداشت و ايجاد كار براي بيكاران و به قدر امكان جلوگيري از دزدي و خيانت”، مي‌داند… در چشم‌انداز او، اما، نشانه‌اي از ترويج و توسعه ابعاد مختلف اسلاميت در جامعه، نمي‌توان يافت. از فروردين تا آخر تير 1331، شايد بتوان گفت كه كاشاني تنها دوبار و آن هم از سر اجبار، علناً به مصدق اشاره مي‌كند191در اين دوران، به وضوح، از نظر كاشاني، حساب‌ها جدا شده بود و موفقيت مصدق دستاوردي مشترك به حساب نمي‌آمد.
پس از گشايش هفدهمين دوره قانون‌گذاري، به آن شكل ناقص، بر سر مشروعيت و قانونيت و به تبع آن، اهميت و جايگاه اين مجلس، ميان كاشاني و مصدق، اختلافي جديد و عميق به وجود مي‌‌آيد سه روز پس از گشايش مجلس، مصدق نامه‌اي به نمايندگان نوشت اعلام كرد كه “دولت با نهايت جديتي كه به خرج داد آن‌طوري كه انتظار داشت” نتوانست از “دخالت‌هاي نامشروع” جلوگيري كند… او پيشنهاد كرد كه اكنون كه “مقدرات كشور به دست اكثريت بزرگي از نمايندگان حقيقي ملت سپرده شده مجلس به خوبي مي‌تواند روي انتخابات مخدوش خط بطلان بكشد و اشخاصي كه نماينده حقيقي مردم نيستند و برخلاف حق در بين نمايندگان وارد شده‌اند رد كند.” اشاره مصدق به نماينده مهاباد، متوجه حسن امامي، امام جمعه تهران بود. در اين دوره، مليون معتقد بودند كه انتخاب ميراشرافي از مشكين‌شهر و پورسرتيپ و فقيهي شيرازي از خرم‌آباد، ماحصل مداخله‌ ارتش بود.
در صورتي كه دولت واقعاً مي‌خواست نقاط مشكوك به اعمال غيرقانوني همراه با علل فساد در آنها را روشن سازد، تنها عمليات غيرقانوني ارتش، دربار، افراد ذي‌نفوذ محلي و مالدار نبود كه بايد مطرح مي‌شد، بلكه فعاليت‌هاي غيرقانوني متحدين خود، احزاب سه‌گانه و كاشاني نيز بايد برملا مي‌شد و مصدق آماده نبود تا هزينه باز كردن جبهه داخلي را بپردازد.
چهار روز پس از بازگشت مصدق از لاهه، مجلس شوراي ملي براي انتخاب رئيس خود رأي‌گيري مي‌كند. حسن امامي، امام جمعه، نامزد مخالفين دولت مي‌شود و هواداران محور مصدق- كاشاني از دو نفر حمايت مي‌كنند. يكي شايگان، كانديداي “جبهه ملي” و ديگري معظمي كانديداي عده‌اي از طرفداران محور مصدق- كاشاني.در روز رأي‌گيري، امام جمعه تهران، 33 رأي بدست آورد… معظمي، 17 راي و شايگان 16 راي آوردند… در اين روز، حائري‌زاده پيشنهاد كرد كه اين سه نفر بين خود توافق كرده و يك نفر را انتخاب كنند و يا “شخص رابعي براي رياست كانديد شود كه همه آقايان به او راي دهند.”
در8 تير 1331، مصدق و كاشاني شخصاً وارد قضيه شدند و كوشيدند در ميان دو كانديداي خود هماهنگي و تفاهم ايجاد كنند… با تمامي تمهيداتي كه هواداران محور مصدق- كاشاني انديشيدند، در 10 تير 1331، سيد حسن امامي، امام جمعه تهران با 39 راي به رياست مجلس انتخاب شد و عبدالله معظمي فقط 35 رأي به دست آورد. اين اولين شكست آشكار محور مصدق- كاشاني بود. شكست محور مصدق- كاشاني در انتخاب رئيس‌مجلس، شايد درس بسيار مهمي براي هر دو پيشوا بود. با ظهور يك صف قوي مخالفين دولت، هيچ يك از اين دو به تنهايي قدرت برخورد با مخالفين را نداشتند… تبيين تصميمات كاشاني و دفاع جدي او از مصدق كه منجر به سي تير شد را مي‌توان از اين زاويه بررسي نمود… طبق تعيين وقت قبلي، قرار بود رأس ساعت 4 بعدازظهر 10 تير، حسن امامي به ديدار مصدق برود. اما در بعدازظهر 10 تير، امامي رئيس جديد مجلس بود و مصدق مايل به ديدارش نبود. اين عكس‌العمل نخست‌وزير، چون عدم شركتش در گشايش مجلس هفدهم، براي بسياري تعجب‌آور بود.
قیام30 تیر
همانطور که فرانسیس بیکن می گوید قدرت بیش از حد حتی فرشتگان را فاسد می کند، مصدق برای اینکه قدرت در دست یک نفر نباشد192 و رابطه دربار را با افسران ارشد آن وزارت خانه قطع کند پست وزارت جنگی را می خواست از شاه بگیرد. مصدق در 25/ 4/1331 نسبت به در اختيار گرفتن پست وزارت جنگ (كه به دست شاه بود) با شاه اختلاف پيدا كرد و به دنبال آن استعفا داد. دکتر مصدق در این دیدار به شاه می‌گوید : « در صورتی که مجلس با اعطای اختیارات به دولت موافقت نکند ادامه کار برای ایشان مقدور نخواهد بود.»193 سپس دکتر مصدق اسامی وزیران مورد نظر خود را اعلام کرد و درباره ی وزیر جنگ متذکر شد : « وزارت جنگ را خود اینجانب برعهده می‌گیرم». مصدق تاکید کرد تا زمانی که ارتش و وزارت جنگ نتیجه ی انتخابات را دستکاری می کنند ، هرگز طعم آزادی واقعی را نخواهد چشید194 و اینکه ستاد ارتش زیر نظر ملوکانه قرار گرفته هر امری که می‌فرمودند اجرا می‌شد ولی دولت که مسئول بود کاری نمی‌توانست بکند و نمی‌کرد.195 مصدق در واقع نه برای اینکه چه کسی فرماندهی کل نیروهای مسلح باشد با شاه درگیر بود بلکه مصدق معتقد بود که تمامی وزارتخانه ها باید در مقابل کابینه و مجلس (نه شاه) پاسخگو باشند و اینکه شاه باید سلطنت کند نه حکومت ، گذشته از آن ، وی مایل نبود که مستقیما به اداره وزارت دفاع بپردازد.196 و پس از گرفتن این حق ، از شاه خواست که یکی از امرای مورد وثوقش را برای معاونت وزارت جنگ معرفی کند.197
شاه که ارتش را تکیه‌گاه و عامل پایداری سلطنت خود می‌دانست و تا آن زمان ـ هرچند برخلاف قانون اساسی ـ وزیر جنگ با صلاحدید او تعیین شده بود ، تأملی می‌کند و می‌گوید : «درباره وزیر جنگ خوب بود مشورتی می‌شد ؛ زیرا به عقیده من باید شخص مورد نظر ما بر رأس این کار باشد.»198
مصدق در مصاحبه اش با خبرنگار روزنامه هشت صبح ، که در 9 مرداد 1331 منتشر شد ، از وضع بد ادارات صحبت نمود و اذعان کرد که می خواستند که مرا نخست وزیر کنند و دست و پای مرا با این وضع ادارات ببندند و آن وقت لجن مالم کنند و بگویند کاری از پیش نبرد لذا من هم ناگزیر شدم استعفا بدهم. 199 حسین مکی می گوید تقریبا 7 ماه قبل از 30 تیربود که مصدق از دست مداخلات ناروای شاهدخت اشرف و ملکه مادر می خواست استعفا بدهد.200
مصدق نخستین نخست وزیری بود که آشکارا از شاه به دلیل نقض قانون اساسی انتقاد می کرد ، دربار را به دلیل مقاومت در برابر مبارزه ملی محکوم می نمود و جسارت می کرد تا مشکل قانون اساسی را مستقیما برای ملت مطرح سازد .201پافشاری شاه و دکتر مصدق بر موضع خود نسبت به وزیر جنگ موجب شد مذاکرات آنها در این زمینه به نتیجه نرسد و سرانجام شاه در برابر اصرار دکتر مصدق به استعفا می‌گوید : « تا ساعت ۸ بعدازظهر اگر از من به شما خبری نرسید آن وقت استعفای خود را کتبی بفرستید. » و از آنجایی که احتمال می‌داد استعفای دکتر مصدق موجب اعتراض مردم و ناآرامی شود ، می‌گوید : « چنانچه برای من پیشامدی بکند از شما انتظار مساعدت و همراهی دارم.»202
صفایی استعفای مصدق را «استعفاگونه » و «اعتراض نامه »خوانده که صراحتی بر استعفای قطعی نداشت203
هشت ماه بعد، در اسفندماه ۱۳۳۱، دکتر مصدق در مورد علت پافشاری‌اش بر تصدی وزارت جنگ گفت: « من برای آن پست وزارت جنگ را خواستم که می‌دانستم کودتایی در شرف تکوین است . با تصدی وزارت جنگ ، نیروهای متمرکز در مرکز را متلاشی نمودم و نطفه کودتا را در جنین خفه کردم. »204
دکتر مصدق به خانه باز می‌گردد و در ساعت ۸ شب استعفانامه ی خود را به این شرح می‌نویسد و برای شاه به کاخ سعدآباد می‌فرستد :
پیشگاه مبارک اعلیحضرت همایون شاهنشاهی
چون در نتیجه تجربیاتی که در دولت سابق بدست آمده پیشرفت کار در این موقع حساس ایجاب می‌کند که پست وزارت جنگ را فدوی شخصاً عهده‌دار شود و این کار مورد تصویب شاهانه واقع نشد البته بهتر آن است که دولت آینده را کسی تشکیل دهد که کاملاً مورد اعتماد باشد و بتواند منویات شاهانه را اجرا کند. با وضع فعلی ممکن نیست مبارزه‌ای را که ملت ایران شروع کرده است پیروزمندانه خاتمه دهد.فدوی دکتر مصدق ۲۵ تیر ۱۳۳۱ 205.
شاه نيز با اشاره انگليس، احمد قوام را که چهار بار تاکنون به نخست وزیری رسیده بود به جای مصدق معرفي كرد. در 26 تیرتنها 42 نفر از نمایندگان که بیش از نصف نمایندگان درمرکز بودند جلسه خصوصی تشکیل دادند و 40 نفر به نخست وزیری قوام رای داد. قوام براي كنترل اوضاع، به فريب و تهديد مردم دست زد تا استعمار را در برگرداندن منافع از دست رفته‎اش ياري دهد قوام درخصوص ترکیب کابینه با سفارت بریتانیا مذاکره کرد ، وی وعده داد قضیه نفت را در اسرع وقت فیصله دهد.
قوام در برابر فشار مخالفین در 27 تیر 1331دو اعلامیه صادر کرد در اولین اعلامیه خود ضمن ستایش از مصدق به خاطر ایستادگی در برابر فشار خارجی ، اظهار عقیده کرد که خطای مصدق این بود که یک مبارزه ملی برای احقاق حق مردم ایران از یک شرکت خارجی را به یک مبارزه گسترده علیه یک دولت خارجی تبدیل کرد.206 اما انتشار دومین اعلامیه ی قوام ، (کشتیبان را سیاستی دگر آمد) 207موجب شد اعتراض‌هایی که به طور خودجوش از صبح پنجشنبه ۲۶ تیرماه در تهران و شماری از شهرهای ایران آغاز شده بود ، علیه وی گسترش یابد .
ساعت ۱۱ هنگامی که در بازار شایعه ی استعفای دکتر مصدق تایید شد « کلیه اصناف بازار [سمسارها] مغازه‌های خود را بسته و با حالتی متأثر به سمت بازار زرگرها رفتند و متعاقب آن بازار بزرگ و بازار دوخته‌فروش‌ها و بازار کفاش‌ها تعطیل شد.»208
روز پنجشنبه ۲۶ تیرماه ، 28 نفر از نمایندگان طرفدار مصدق در حمایت از وی اعلامیه ای صادر کردند آیت‌الله کاشانی بدون اشاره به وقایع روز، طی اعلامیه ی بی‌سابقه‌ای اعلام کرد : روز جمعه ۲۷ تیرماه را که « مصادف با وفات حضرت جعفربن‌‌‌محمد علیه‌السلام امام ششم شیعیان و بزرگ پیشوای اسلامیان می‌باشد برای قدردانی و تجلیل و تعظیم ، تعطیل عمومی در سراسر کشور لازم است . امیدوارم خداوند توانا به برکات آن وجود اقدس برکاتش را بر این ملت نازل و قطع ریشه اجانب و عمال آنها و خائنین را به زودی بفرمایند.»209این اعلامیه کاشانی به منظور جلوگیری از جو ناآرام و تشنج زا صورت گرفت.210 با این حال روز بعد کاشانی اعلامیه ی در حمایت از مصدق211 و در واقع جواب اعلامیه ی تهدیدآمیز قوام که بر علیه خود کاشانی بود صادر کرد . همچمین در روز پنجشنبه برخی تشکل‌های کم نفوذ ، مانند حزب

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان شرکت در انتخابات، آذربایجان شرقی، شهر ورامین، جمال الدین Next Entries پایان نامه با کلید واژگان عزل و نصب، ارزش های سیاسی، نهادهای آموزشی، کودتای 28 مرداد