پایان نامه با کلید واژگان فرهنگ عامه، روش پژوهش

دانلود پایان نامه ارشد

همديد و يکپارچه مورد بررسي نويسندگان قرار گرفته است
(Ouzounov et al. 2005; Pulinets et al. 2006b). در پژوهش‌های انجام شده طي سال‌هاي 2000 تا 2010 دلايل وقوع اين پديده‌ها به صراحت مشخص نشده است (Ouzounov et al. 2007). اما در پژوهش‌هاي جديدتر بعد از 2010 موضوع يونيزاسيون جو در اثر تصاعد گاز رادون و تشکيل اثر محلي گلخانه‌اي22 همراه با ناهنجاري‌هاي الکتريکي در رابطه بين ليتوسفر، اتمسفر و يونوسفر عامل اين پديده‌ها شناخته شده‌اند. با استناد به رويکرد ديناميک تبادلات انرژي بين زمين و هوا، جديدترين تئوري همپيوندي بين اقليم و زلزله توسط محققان سازمان ملي هوا و فضاي آمريکا با عنوان پيوستگي ليتوسفري– اتمسفري– يونوسفري23 مطرح شده است (Pulinets and Ouzounov 2011). نتايج پژوهش مذکور به عنوان يک راهنما کمک شاياني براي ورود به موضوع ارزيابي پيش‌نشانگرهاي اقليمي زلزله در جهان و در مقالات منتشر شده از 2011 تا 2014 کرده است. سوابق مطالعاتي مربوط به تغييرات پارامترهاي اتمسفري پيش از وقوع زلزله‌هاي منطقه خاورميانه و ايران نيز عمدتاً به چند تحقيق اندک و البته غيرجامع، محدود مي‌شود. نخستين و مهمترين پژوهش را مي‌توان به مدل ابر زلزله “شو” براي زلزله بم 2003 در منطقه کرمان نسبت داد که توسط “هارينگتون و شو” پيشنهاد شده است (Harrington and Shou 2005). در پژوهشی مستقل برای پيش‌بيني زلزله‌هاي ايران در سه ماهه چهارم سال 2009، دقت کار “شو” در حد 69% تخمين زده شده است. يافته‌های پژوهش مذکور نشان داده‌اند که منطقه کرمان–زرند به دليل تراکم بالاي خطوط گسلي، زون لرزه‌خيزي به شمار مي‌رود (منصوري دانشور و همکاران، 1391). اين در حالي است که روش‌شناسي شو داراي اشکالاتي نيز مي‌باشد. مثلاً براي همه زلزله‌ها نمي‌توان ابر زلزله را گزارش کرد و يا با روش‌شناسي “شو” مي‌توان ابرهاي بي‌شماري را مشابه ابر زلزله در شرايط مورفوکليماتيک ايران به ويژه براي منطقه کرمان–زرند در 6 ماه دوم سال مشاهده نمود. از سوي ديگر زلزله‌هاي وابسته به ابرهاي زلزله ممکن است در طي بازه زماني چند روزه، چند ماهه و حتي فراتر، به وقوع بپيوندند که اين امر موضوع جالبي در مديريت بحران زلزله نمي‌باشد. در مورد ديگري “چودوري” و همکاران تغييرات افزايش دمايي براي چند زلزله در مرکز ايران (منطقه کرمان) را با روند تغييرات دمايي ايستگاه‌هاي سينوپتيکي مقايسه کرده
(Choudhury et al. 2006) و روند طبيعي در حال افزايش دما در اکثر ايستگاه‌هاي ايران را به زلزله‌هاي يک منطقه کوچک و محدود ارتباط داده‌اند. در پژوهش ديگري “گو و وانگ” به بررسي محدود و غير جامع ناهنجاري‌هاي شکلي تشکيل ابرها در تصاوير موديس و متئوست پرداخته‌اند که حدود 64 روز قبل از زلزله سال 2005 منطقه کرمان در ايران تشکيل شده‌اند (Guo and Wang 2008). “سراجيان و آخوندزاده” هم براي 3 زلزله بزرگ منطقه کرمان و زاگرس تغييرات دمايي سطح زمين را بر اساس باند حرارتي فروسرخ24 داده‌هاي ماهواره‌اي موديس مورد بررسي قرار داده‌اند (Saradjian and Akhoondzadeh 2011). در يکي از جديدترين تحقيقات هم “الوان” و همکاران افزايش SLHF و افزايش دماي سطحي بر اساس باند حرارتي فروسرخ تصاوير ماهواره‌اي موديس را براي دو زلزله بالاي 6 درجه ريشتر در منطقه کرمان در سال‌های 2010 و 2011 گزارش کرده‌اند (Alvan et al. 2013). پژوهش مذکور از نظر بررسي تغييرات شار گرماي نهان سطحي25 SLHF براي زلزله‌هاي ايران نوآوری داشته اما نتايج وابسته به الگوي افزايش SLHF گزارش شده در آن برای منطقه کانون سطحي زلزله‌هاي منطقه کرمان قابل تعميم به ديگر زلزله‌هاي ايران و مناطق لرزه‌خيز خاورميانه نمی‌باشد. در پژوهش جديدی پيرامون زلزله سراوان نشان داده شده است که بر طبق داده‌هاي NASA، تصاعد ناگهاني و ناهنجار انواع گازهاي گلخانه‌اي در روزهاي 8 و 9 آوريل 2013 درست يک هفته قبل از زلزله شمال سراوان قابل مشاهده بوده است. نتايج پژوهش مذکور نشان داده است که مقادير شار گرماي نهان سطحي، رطوبت ويژه و بزرگاي وزش باد به طور غيرمعمول افزايش داشته‌اند و پديده محلي گلخانه‌اي با عامليت افزايش بزرگاي باد و تلاطم آن قبل از زلزله منجر به تشکيل پوشش ابري محلي، پيدايش آشفتگي ستون هوا و اثرات چرخشي و صعودي آن شده است. همچنين طبق داده‌هاي NOAA، حاکميت و استقرار يک سيستم کم‌فشار قوي با ناهنجاري صعودي تا سطح 300 هکتوپاسکال بر روي منطقه کانوني زلزله در طي دوره مذکور قابل مشاهده بوده است (Mansouri Daneshvar et al. 2014a). تحليل همه جانبه زنجيره اتفاقات نشان داد که اثرات قابل توجهي از تغييرات اتمسفري پيش از وقوع يک زلزله قوي قابل مشاهده است. “پوندير” و همکاران نيز تغييرات و افزايش ناهنجاري محتواي الکترون يونوسفري را يک هفته پيش از زلزله سراوان 2013 براي ايستگاه آگرا در هند گزارش کرده‌اند (Pundhir et al. 2013). اين نتايج به لحاظ زمان پيش‌بيني در انطباق کامل با ناهنجاري‌هاي اتمسفري قبل از وقوع زلزله سراوان می‌باشد. در مجموع می‌توان استنباط کرد که تاکنون تحقيقات اندکی در زمينه بررسي و ارزيابي سيستماتيک ناهنجاري پارامترهاي اقليمي با پيش يابي وقوع زلزله در ايران و منطقه خاورميانه انجام شده است. در يک مورد جديد براي 39 زلزله بزرگ خاورميانه (بالاتر از 6 درجه ريشتر) در طي سال‌هاي 2002 تا 2013 پژوهشی انجام گرفته است که در آن رخداد ناهنجار دو پارامتر شار نهان گرمايي سطحي و نرخ بارش، پيش از 90% زمين‌لرزه‌ها بر روي کانون سطحي زلزله‌ها نشان داده شده است (Mansouri Daneshvar et al. 2014b). با اين مقدمه مي‌توان گفت که يکي از مهمترين ضرورت‌هاي پژوهش حاضر توليد يک مدل مفهومي با رويکرد اقليمي بر مبناي رخداد بلاکينگ اتمسفري و اثر هسته‌هاي فروبار آن بر ناهنجاري‌هاي اتمسفري به منظور استفاده در پيش‌بيني زمين‌لرزه‌هاي بزرگ می‌باشد. اين موضوع به طور اوليه توسط “منصوري دانشور” و همکاران براي 3 زلزله بزرگ جنوب ايران در طي ماه‌هاي آوريل و مه سال 2013 بررسي شد (Mansouri Daneshvar et al. 2015). لازم به ذکر است که با وجود اشارات مختلف ديگري به ارتباط توفان‌ها و‌ هاريکن‌ها با وقوع لرزه‌خيزي در زلزله‌هاي منطقه اقيانوس آرام (به طور ويژه ژاپن) و منطقه اقيانوس اطلس (به طور ويژه جامائيکا)، موضوع ويژه هسته‌هاي فروبار بلاکينگ‌ها و ارتباط آن با وقوع پديده‌هاي تکتونيکي به خصوص در خاورميانه هنوز بررسي نشده‌اند.

1–4– فرضيه‌هاي پژوهش
متناسب با سطوح پژوهش و پرسش‌هاي مطرح شده، سه فرضيه قابل طرح هستند که به ترتيب به شرح زير مي‌باشند:
1– رابطه بين تغييرات ناگهاني برخي از متغيرهاي اتمسفري با زلزله‌ها پيش از وقوع و درست بر روي کانون سطحي آنها قابل مشاهده و سنجش است.
2– در بين متغيرهاي اتمسفري، تغييرات مربوط به دو پارامتر شار گرماي نهان سطحي و ناهنجاري بارش قبل از وقوع بيشتر زلزله‌هاي بزرگ (بالاتر از 6 درجه ريشتر) از عموميت بيشتري برخوردار است.
3– حاکميت هسته کم‌فشار بر روي مناطق تکتونيکي در طي رخداد بلاکينگ‌هاي اتمسفري26، مي‌تواند يکي از عوامل اصلي مسبب بروز ناهنجاري و تغييرات ناگهاني اتمسفري پيش از وقوع زلزله‌هاي انبوهه27 در خاورميانه باشد.

1–5– هدف‌هاي پژوهش
هدف والاي همه کوشش‌هاي بين رشته‌اي براي پيش‌بيني زلزله در مناطق لرزه‌خيز همچون خاورميانه، تا حد امکان کاهش آسيب‌پذيري خطر وقوع زلزله بر مناطق جمعيتي و سازه‌هاي حياتي است تا از اين رهگذر جان انسان‌ها نجات پيدا کند. در سطح خردتري مي‌توان هدف‌هاي ديگري را در پيش گرفت.
1– شناخت ارتباط بين وقوع زمين‌لرزه با ناهنجاري‌هاي کوتاه‌مدت اقليمي پيش از رخداد آنها.
2– تعيين و تفسير روابط اتمسفري– ليتوسفري در وقوع تغييرات اقليمي پيش از زلزله‌ها در قالب يک مدل مفهومي که برگرفته از تفسيرهاي اقليم‌شناسي باشد.

1–6– تعيين قلمرو مطالعاتي پژوهش
محدوده مورد مطالعه تحقيق حاضر شامل محدوده جغرافيايي خاورميانه است. جايي که فرآيند کوهزايي و زمين‌ساخت آن در ميان کمربند چين خورده آلپ– هيماليا، شرايط تکتونيکي جوان و فعالي را رقم زده است. زمين‌ساخت منطقه خاورميانه در حال حاضر به شدت تحت تأثير صفحه‌هاي تکتونيکي آفريقا در غرب، هندوستان در شرق، عربستان در جنوب، اوراسيا در شمال و بلوک کوچکتر آناتولي در شمال غرب مي‌باشد. اين منطقه در پژوهش حاضر در ميان طول 26 تا 76 درجه شرقي و عرض 22 تا 42 درجه شمالي قرار دارد. با توجه به اين که در کشورهاي خاورميانه جمعيت زيادي نيز زندگي مي‌کنند مي‌توان گفت که همزيستي با خطر زلزله و خسارت‌هاي سنگين مادي و معنوي آن، به بخشي از تاريخ آنها تبديل شده است به طوري که پيش‌بيني زلزله در فرهنگ عامه مردم اين منطقه نيز امري مهم تلقي مي‌شود. منطقه خاورميانه از نظر اقليمي، بيشتر متأثر از جريان‌هاي غربي و فرود شرق درياي مديترانه است. اين منطقه در فصل تابستان غالباً در مرکز تحت تأثير سيستم‌هاي پرفشار جنب حاره STHP و از سمت جنوب تحت تأثير کمربند همگرايي بين حاره ITCZ از جمله جريان هواي موسمی قرار دارد. اما در فصل زمستان از سمت شمال عمدتاً تحت تأثير سيستم پرفشار سيبري و شرق اروپا بوده و از سمت غرب و جنوب تحت تأثير کم‌فشارهاي مهاجر از درياي سرخ و خليج فارس مي‌باشد.

1–7– نوآوري پژوهش
موضوع ارتباط سنجي علمي متغيرهاي اقليمي با وقوع زلزله از جديدترين زمينه‌هاي پژوهشي بين رشته‌اي است که در سال‌هاي اخير مورد توجه دانشمندان علوم زمين، ژئوفيزيک و هواشناسان قرار گرفته است. در اين ميان مهمترين خروجي را هم مي‌توان شامل کشف روابط بين ديناميک اقليم و انرژي زلزله‌ها دانست. اما از منظر اقليم همديد هنوز هيچ بررسي يکپارچه‌اي انجام نشده است. تنها متغير اقليمي که در دهه گذشته به عنوان پيش‌نشانگر زلزله به طور گسترده برای انجام پژوهش ها مورد استفاده قرار گرفته مربوط به تغييرات دماي سطحي است (Cicrune et al. 2009). در همه مقالات به افزايش دماي سطح زمين در نزديکي گسل‌ها يا کانون سطحي زلزله‌ها پيش از وقوع زلزله اشاره شده است (Ouzounov and Freund 2004). در مطالعات سطح اول پژوهش حاضر که در بخش روش پژوهش اشاره مي‌شود، روشن خواهد شد که پيش از زلزله‌هاي بزرگ، پيش‌نشانگرهايي همچون تصاعد گازهاي گلخانه‌اي، ناهنجاري بارش، افزايش ناهنجاري شار گرماي نهان بين مولکول‌هاي آب جوي، افزايش نسبي رطوبت ويژه در ستون جو و در نهايت کاهش دما در دوره تقدم زماني28 مشاهده و ثبت مي‌شوند. در اين ميان بررسي ناهنجاري بارش و شار گرماي نهان سطحي، که از جديدترين متغيرهاي اقليمي مورد توجه محققان در امر پيش‌بيني زلزله است در سطح دوم پژوهش حاضر مورد توجه قرار گرفته‌اند. در نهايت موضوع اثرگذاري چرخندزايي همراه با بلاکينگ اتمسفري در بروز ناهنجاري و تغييرات ناگهاني بارش پيش از وقوع زلزله‌هاي انبوهه در سطح سوم پژوهش تعريف شد که جديدترين تئوري جهاني در اين زمينه مي‌باشد. مورد اخير در اين رساله به شکل يک مدل جديد مفهومي از ارتباط و اثرگذاري بازخوردي بين اثر اوليه بلاکينگ اتمسفري، پاسخ تنش‌هاي ليتوسفري، بازخورد ناهنجاري‌هاي اقليمي و محصول زمين‌لرزه تعريف گرديد. در سطح چهارم يک شاخص لرزه–‌اقليمي براي تبيين روابط بين پديده بلاکينگ و رخداد زمين‌لرزه پيشنهاد گرديد که دستاورد جديد اين پژوهش تلقي می شود.

1–8– روش و ابزار گردآوري اطلاعات
به منظور شناسايي پيش‌نشانگرهاي کوتاه‌مدت اقليمي پيش از وقوع زلزله‌هاي بزرگ منطقه خاورميانه، داده‌هاي زيادي از منابع اطلاعاتي گوناگون مورد استفاده قرار گرفتند. اين داده‌ها به طور خاص متغيرهاي فيزيکي و شيميايي ليتوسفري و اتمسفري را شامل مي‌شدند. داده‌هاي زلزله از مرجع اصلي سازمان زمين‌شناسي ايالات متحده آمريکا29 USGS براي زلزله‌هاي بالاي 3 درجه ريشتر از 1973 تا 2013 در خاورميانه جمع‌آوري شدند. داده های مذکور با داده‌هاي اخذ شده از ساير مراکز به شرح زير کنترل گرديد:
1– مرکز لرزه‌شناسي اروپا– مديترانه30 EMSC

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان سنجش از دور، فرهنگ عامه، توسعه دانش Next Entries پایان نامه با کلید واژگان سنجش از دور، سطح معنادار، افغانستان