پایان نامه با کلید واژگان فرهنگ شهروندی، انجمن های داوطلبانه، تعهدات شهروندی

دانلود پایان نامه ارشد

در شکل نسبی آن است)
بسیاری براین عقیده‌اند که قوانین موضوعه هر کشوری تاثیر مستقیم از مفهوم شهروندی و حقوق شهروندی می‌پذیرد. بعضی شهروندی را در ابعاد اجتماعی، سیاسی و مدنی تقسیم بندی می‌کنند اما به نظر می‌رسد در دسته بندی کلی می‌توان شهروندی را در مسئولیت های فردی و اجتماعی شهروندان و همچنین مسئولیت‌های دولت در قبال شهروندان بررسی کرد. با نگاهی کلی در جوامع مختلف میتوان بخشی ازاین مفاهیم مشترک را عنوان و تکمیل کرد(فصیحی ، 1390).
2-2-6-1- مسئولیت‌های اجتماعی
شهروندان به طور داوطلبانه امکانات خود را جهت کمک به پیشرفت و بهبود شهر به کار می‌گیرند. شهروندان فعال با توجه به تخصص و استعداد خود در سازمانها و کمیته‌های محلی گوناگون نظیر انجمن‌ اولیا و مربیان و سازمان‌های غیردولتی عضویت و فعالیت می‌کنند. شرکت در نشست‌ها و اجتماعات شهری، حضور در محکمه‌های عمومی، هیات‌ منصفه یا هیات‌های حل اختلاف، مشارکت در پروژه‌های اجتماعی برای پیشرفت جامعه و همچنین یافتن مشکلات و راه‌حل آن‌ها بسیار سودمند خواهد بود.صاحبنظران براین عقیده‌اند که اجتماعات محلی، و نهادهای مردم محور می‌توانند با ارائه رفتارهای جدید و نهادینه ساختن آنها در جوامع، نقش موثری در ایجاد و بازتولید مفهوم شهروندی ایفا نمایند(لطیفی ،1387).

2-2-6-2- مسئولیت‌های فردی
رای دادن:حق رای در عین حالی که، از نظر بسیاری، از جمله مسئولیت‌های شهروندی محسوب می‌گردد اما در واقع یک امتیاز نیز می‌باشد. کسانی که رای نمی‌دهند در واقع صدایشان در دولت شنیده نمی‌شود.
قبل از هر رای‌گیری، اطلاعات مربوط به موضوع یا نامزدها باید بصورت شفاف به اطلاع شهروندان برسد.
خدمت در ارتش: در زمان جنگ، هر مردی که توانایی بدنی دارد، برای جنگ فراخوانده می‌شود. در زمان صلح نیز به صورت خدمت اجباری سربازی و یا داوطلبانه در نیروهای مسلح حاضر می‌شوند.
احترام به قانون و حقوق دیگران: هر شهروندی می‌بایست از قوانین اجتماع، ایالت و کشوری که در آنجا زندگی می‌کند، پیروی کند(عسکری آزاد، 1392).
احترام متقابل :هر شهروندی می‌بایست به حقوق دیگران احترام بگذارد.
پرداخت مالیات: هر شهروندی موظف به پرداخت مالیات بر درآمد و دیگر عوارض قانونی بر اساس درستکاری و راستی و سرموقع می‌باشد(عسکری آزاد، 1392).
2-2-6-3-مسئولیت‌های دولت
از جمله مسئولیت‌های دولت، خرج نمودن مالیات و عوارض دریافتی توسط بخش‌های دولتی جهت ارائه خدمات زیر، به شهروندان است :
حفاظت از جان و مال و حقوق و امنیت شهروندان: توسط پلیس، آتش‌نشانی، امداد در حوادث و بلایای پیش بینی نشده، دادگاه و سامانه قضایی و نیروهای مسلح.
بهداشت و سلامتی: آب و غذای سالم، بازرسی از شیر و گوشت، نگهداری از بیمارستان‌ها.
آموزش : مدرسه‌ها و کتابخانه‌های عمومی.
نگهداری، تعمیر و ساخت جاده‌ها، بزرگراه‌ها و خیابان‌ها و راه آهن.
حفاظت و نگهبانی از منابع طبیعی، جنگل‌ها و محیط‌زیست.
حفاظت از پس‌اندازها، با بازرسی از حساب‌های بانکی.
کمک و جبران خسارات : در موارد پیش بینی نشده مانند سیل، زلزله و خشکسالی. (عسکری آزاد، 1392).

2-2-7-فرهنگ شهروندی*
فرهنگ شهروندی مجموعه ای از ارزشها،نگرش ها و قوانین مشترک بنیادی است بانک‌ها و ضمانت که در بردارند احساس تعلق، تعهد و احترام به میراث مشترک، همچنین تشخیص حقوق و تعهدات شهروندی میباشد. این مفهوم نه تنها اشاره به یادگیری زندگی جمعی دارد،بلکه شامل کسب ارزشها،نگرشها،مهارت ها و وفاداری به تعهدات شهروندی است. موضوع کلیدی در فرهنگ شهروندی ،کسب«سرمایه اجتماعی» است. سرمایه اجتماعی ظرفیت و استعداد تعامل وهمکاری بین مردم و نهادها برای رسیدن به خیر جمعی است.از ویژگی های فرهنگ شهروندی،احساس تعلق،اعتماد و امید به آینده،عزت نفس و فروتنی،همکاری عمومی،دیدگاه باز،وحدت سنت و مدرنیته می باشد.
فرهنگ شهروندی نقطه تلاقی و ماحصل حاکمیت خوب(در عرصه دولت) سازمان کارا (در عرصه عمومی) و شهروند فعال(در عرصه خصوصی) می باشد. به عبارتی فرهنگ شهروندی ایجاد نمی شود مگر با تعامل و ارتباط این سه بخش. به طور کلی فرهنگ شهروندی مستلزم دو نوع حرکت از «بالا به پایان» و از «پایین به بالا» می باشد.
حرکت از «پایین به بالا» همان مشارکت،مسولیت پذیری و مبارزه اجتماعی برای تحقق حقوق است. شهروندان باید برای استیفای حقوق خود در عرصه های مختلف اجتماعی قدم بگذارندو حرکت از« بالا به پایین» مستلزم کاهش تصدی گری دولت و کاستن از تسلب ساختارهای خود می باشد و از یک نظام بسته به سوی یک نظام باز حرکت کند. به عبارتی دولت این اجازه را به افراد،احزاب،گروهها و طبقات مختلف جامعه بدهد تا بتوانند در عرصه عمومی حضور پیدا کنند.
در جامعه سنتـی فرد داراری ارزش و هویت جمعی است. اما در جامعـــه مدنی فرد یا شهروند دارای
هویت فردی مستقلی است که به خاطر فردیت او دارای ارزش فطری است و و روابط افراد با یکدیگر
یک رابطه قراردادی است که بر مبنای آن همه افراد جامعه صرف نظر از موقعیت و شان خود دارای حقوق،آزادی ها و مسئولیت های یکسانی در برابر قانون هستند.
در این عرصه وجود شهروندان مشارکت جو و فعال برای تحقق فرهنگ شهروندی اهمیت بسیاری دارد به ویژه از این نظر که شهروندی یک حق است و نه یک امتیاز.
شهروند انسان آزاد و مختاری است که فقط در میان جمع زندگی نمی کند،بلکه جامعه ای را تشــکیل می دهد که انواع روابط و پیوند ها را به هم دارند. بر این اساس شهروند به دو دسته فعال و منفعل تقسیم می شوند(صباغ کرمانی ، 1392).

*-Citizenship Culture

شهروند منفعل همان است که هابرماس«عضویت دریافت شده » می نامد. در این معنا شهروند از وضعیت حقوق تعریف شده ای برخوردار است و مشارکت چندانی در نهادها،روابط و رویه هایی که تضمین کننده ثبات آن وضعیت است ندارد. شهروند فعال از دیدگاه هابرماس«عضویت کسب شده» می باشد. در این معنا شهروندی مستلزم مشارکت فعال و جذب شدن فرد در جامعه ای است که هویت او را می سازد. شهروند خوب و فعال مشخص کننده افرادی است که به طور کامل در تعهدات عضویتی درگیر هستند.کارلس مریام کیفیت ها و تعهداتی را برای شهروندی بر می شمارد که به اعتقاد او در همه کشورها یکسان است از جمله: میهن پرستی و وفاداری، تابعیت از قانون،شرکت در خدمات مدنی،داشتن حداقلی از خودتنظیمی،صداقت در روابط اجتماعی، بازشناسی تعهدات زندگی سیاسی،توانایی پاسخگویی به نیازهای جامعه در دوران تنش،آگاهی از ایدئولوژی های اساسی حکومت،انتقادگری در مقابل این ایدئولوژی ها به صورتی مسولانه و اعتقاد به برابری مردم. بنابراین و با توجه به شاخص های مذکور می توان گفت که شهروند فعال،با مشارکت اجتماعی و متعهد بودن در قبال جامعه شناخته می شود که عنصر بسیار مهمی برای توسعه فرهنگ شهرنشینی است.در یک دسته بندی دیگر ویژگی یک شهروند خوب را در سه حیطه «شناخت مدنی»،«توانایی های مدنی» و «نگرش های مدنی» تعریف کرده اند. منظور از شناخت مدنی،مجموعه ای از اطلاعات و آکاهی هایی است که یک شهروند خوب باید دارا باشد. توانایی های مدنی به مهارت های ضروری زندگی در یک جامعه مدنی اشاره دارد و نگرشهای مدنی به طرز تلقی ها،باورها و اعتقادات شهروندان مرتبط می شود.هرکدام از این سه حیطه دارای شاخص ها و ویژگی هایی می باشند که در ذیل بدان اشاره می شود:
2-2-7-1- مولفه های شناخت مدنی:
-آگاهی از قوانین و مقررات اجتماعی
-آگاهی از حقوق شخصی
-آگاهی از حوادث و رویدادهای جاری جامعه
-آگاهی از مکاتب عقیدتی و ایدوئولوژ یکی جامعه
-آگاهی از تاریخ و سیر تحولات جامعه
-آگاهی از عقاید و دیدگاهای احزاب سیاسی عمده کشور
-آگاهی از وضعیت موجود جوامع در جهان معاصر
-آگاهی از ساختار و نحوه عملکرد دولت در سطوح ملی و محلی
-آگاهی از حقوق بین المللی

2-2-7-2- مولفه های توانایی های مدنی:
– مسولیت پذیری
– احترام به حقوق متقابل
– التزام عملی به قانون
– توانایی تصمیم گیری منطقی و عادلانه
– توانایی درک متقابل
– توانایی رفتار بر اساس اصول اخلاقی و مذهبی مطلوب جامعه
– توانایی نقد و ارزیابی
– توانایی اقدام مستقل
– توانایی بدست آوردن اطلاعات ضروری
– توانایی مشارکت با دیگران(احزاب،انجمن ها،موسسات اجتماعی و ..)
– توانایی گفتمان و دیالوگ
2-2-7-3-مولفه های نگرشهای مدنی:
– دارا بودن حس وطن دوستی
– داشتن روحیه بردباری و تحمل
– داشتن روحیه قانون مداری
– علاقه و نگرانی نسبت و به رفاه و آسایش خود و دیگران
– داشتن روحیه انتقاد پذیری
– پذیرش تنوع و تکثر در جامعه و احترام به آن
– داشتن اعتقادات و باورهای مستقل
– خوشبین بودن
2-2-8- هویت پویای فرهنگ شهروندی
در فرهنگ امروزه شهروندی نوعی حق است که فرد برای برخورداری از حقوق از طرف دیگر شهروندان و دولت به رسمیت شناخته می شود؛ و نوعی وظیفه است که فرد در برابر دیگران باید در حوزه مسئولیت هایی که به او محول شده بتواند به امور جامعه توجه نماید. در دولت شهر های یونان باستان هویت فرهنگ شهروندی بسیار عمیق، انحصاری، از نظر محتوای فرهنگی دارای تعهدات بسیار گسترده، نوع جامعه برده داری و ساختار آن کشاورزی بوده است؛ که برای طبقه خاصی از افراد که اصالتاً یونانی بوده اند شهروندی قائل بوده اند محسوب شده اند. در جامعه روم باستان در فرهنگ شهروندی شان می توان وجود یک نوع اخلاق مشارکتی را یافت که در سایر دوران های سیاسی وجود نداشته است. اما دردولت های مدرن فرهنگ شهروندی بسیار سطحی، و به طور روز افزون فراگیر و به لحاظ نظری” مساوات طلبانه و عدالت محور” می باشد، محتوای شهروندی در دولت مدرن از حقوقی گسترده و وظایفی محدود برخور دارست، و در این دولت ها با توجه به رشد مردم سالاری، هریک از نژادها، قومیت ها و اقلیت های دینی و اجتماعی، گروه های اجتماعی دارای حق شهروندی می باشند. با توجه به فرهنگ هر جامعه ای شهروندی یک نوع ایده قومی است که از ارزش ها، هنجارها، قوانین،اخلاق و… حاکم بر جامعه شکل می گیرد. به نظر گیدنز در فرهنگ شهروندی باید« شهروندی را یک مثال عالی از دوگانگی ساختاری در نظر گرفت که نمی توان در آن فرد و جامعه را دقیقاًبه عنوان ایده های مخلف و دشمن یکدیگر درک کرد.در عوض کارگزاری فرد و کردار های اجتماعی به طور متقابل و به هم وابسته اند. فرد از طریق اعمال حقوق و تعهدات، شرایط ضروری شهروندی را بازتولید می کند.» بنابراین شهروندی و فرهنگ آن دارای هویتی پویاست؛ و شهروندان به عنوان کارگزاران خلاق همواره راه های جدیدی برای تکمیل فرهنگ شهروندی شان می یابند وبرای شکل دادن به نیاز ها و آرزو های در حال تغییر شهروند و جامعه به حقوق وظایف و نهاد های جدیدی نیاز خواهند داشت(صباغ کرمانی ، 1392).
2-2-9- شکل گیری هویت فرهنگ شهروندی
در حوزه شکل گیری هویت فرهنگی،این پدیده به خودی خود بر اساس تجمع افراد در کنار یکدیگر بوجود نمی آید. نهاد های اجتماعی چون “رسانه ها و مطبوعات، تأمین اجتماعی،انتخابات،انجمن های داوطلبانه مردمی در سطح ملی،منطقه ای و محلی، مدیریت شهری،آموزش و پرورش، نهاد های فرهنگی، سازمان ها ی جامعه (با توجه به کارکرد هایشان)، مراکز و موسسات دینی، احزاب سیاسی و… ” در شکل گیری ابعاد مختلف فرهنگ شهروندی با توجه به فعالیت هایشان در شهر اثر گذارند.
پایبندی به اخلاق و سلوک شهروندی، در واقع نوعی تمرین دموکراسی است که در فرهنگ شهروندی باید به آن اهمیت بسیاری داد. در واقع این تمرین مشارکتی و مردم سالارانه با اطرافیان و اعضای نهاد های مدنی و انجمن های داوطلبانه و… شکل می گیرد؛ تا افراد در نهادهای مدنی و انجمن های داوطلبانه به عضویت در نیایند و مشارکت نداشته باشند، رفتار های مردم سالارانه هویت فرهنگ شهروندی شکل نمی گیرد، حتی لازمه تحقق دموکراسی در سطح حاکمیت نظام اجتماعی از طریق مشارکت فرهنگی، سیاسی و اجتماعی شهروندان در انجمن های داوطلبانه شکل می گیرد.
شهروندی فرهنگی این است که در درجه اول حضور مستمر شهروندانی که با او متمایز هستند را در یک مجموعه شهری بپذیرد؛ و با حقوق و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان فرهنگ شهروندی، حقوق اساسی، حقوق شهروندی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان حقوق شهروندی، فرهنگ شهروندی، فرهنگ ایرانی