پایان نامه با کلید واژگان فاعل شناسا

دانلود پایان نامه ارشد

به شمار مي‌آيند. اين خصلت دوگانه موجب مي‌شود كه امكان عام توليد فناوري‌هاي انساني – اجتماعي‌اي بومي و حتّي ديني موجود باشد…»255
در اين فصل نيز، طبق مشي اتّخاذ شده در اين نوشتار، مهم‌ترين مباحث و انتقادهاي ايشان درباره علم ديني، در قالب چند عنوان اصلي، گزارش و سنجش مي‌گردد.
1. تفاوت علم و فناوري
يكي از مباني مهم و تأثيرگذار در مباحث و انتقادهاي دكتر پايا درباره علم ديني كه قويّاً بر نگرش او به اين مقوله سايه افكنده، تعريف او از علم و فناوري و تفكيك اين دو از يكديگر است. او در تعريف علم و فناوري با صراحت و اطمينان از ديدگاه فيلسوفان علم رئاليستِ عقل گرا و نقّاد (به تعبير خودش)256 مانند پوپر- كه ديدگاه و مواضع اين فيلسوفان به وضوح، محور و عمودِ مباحث و انتقادهاي ايشان محسوب مي‌گردد- دفاع مي‌كند.
ايشان درباره رابطه ميان علم و تكنولوژي مي‌نويسد:
«در سال‌هاي اخير رابطه ميان علم و تكنولوژي چنان نزديك و در هم‌تنيده شده كه تفكيك قلمرو هريك به صورت عملي، بسيار دشوار و شايد در مواردي ناممكن شود. با اين حال، در قلمرو بحث‌هاي نظري ضرورت دارد به منظور بالا بردن دقت ارزيابي‌ها، حوزه اين دو محصول نبوغ و استعداد آدمي به شيوه تحليلي از هم تفكيك شود.»257
او در ادامه به تفصيل، وجوه متعدّد تفاوت علم و تكنولوژي را بيان مي‌كند كه مهم‌ترين آن‌ها گزارش مي‌گردد.
الف) دكتر پايا اولين وجه تفاوت علم و تكنولوژي را، تفاوت در اهداف آن دو معرفي كند:
«در حالي كه بنابر مشرب رئاليست‌ها، هدف علوم (از هر سنخ كه باشند، خواه علوم طبيعي، خواه زيستي و خواه انساني و اجتماعي)، شناخت واقعيتي است كه مستقل از آدمي … فرض مي‌شود،‌ هدف تكنولوژي‌ها از هر سنخ كه باشند (خواه فناوري‌هايي كه با مهندسي و علوم طبيعي مرتبط است، خواه فناوري‌هاي زيستي و خواه فناوري‌های اجتماعي) اساساً كسب شناخت و معرفت نيست بلكه رفع نيازهاي عمدتاً غيرمعرفتي انسان‌ها است؛ تكنولوژي‌ها ابزارهايي هستند براي رفع حاجات عملي آدميان. به اين منظور اين ابزارها بايد آدمي براي پيش بيني و كنترل امور توانا سازند.»258
ب) ايشان تفاوت ديگر علم و تكنولوژي را در اين ويژگي مهم مي‌داند كه «علم، خواه طبيعي، خواه زيستي و خواه انساني و اجتماعي چيزي نيست جز مجموعه‌اي از حدسها و فرض‌هاي تقويت شده259 براي فهم جنبه‌هايي از واقعيت كه به زعم پژوهشگران در قلمروهايي جاي دارند كه با مرزهايي كه به آن اشاره شد … از يكديگر جدا مي‌شوند»260 و به عبارت ديگر علم و معرفت «مجموعه‌اي از حدس‌ها و فرض‌ها است كه در قالب گزاره‌ها بيان مي‌شود و مي‌توان براي آن اقامه دليل كرد.»261
نكته مهمي كه دكتر پايا به تبع فيلسوفان رئاليستِ عقل‌گرا و نقّاد بر آن تأكيد مي‌كند و معتقد است فلاسفه مسلمان از ديرباز بر آن تأكيد داشته‌اند، آن است كه «شناخت و علم صرفاً به كلّيات تعلق مي‌گيرد.»262 به باور او «هيچ يك از فناوري‌ها (حتّي آن‌ها كه در خدمت رفع نيازهاي نظري و معرفتي بشر قرار مي‌گيرند) واجد چنين ويژگي‌اي نيستند.»263
ج) دكتر پايا تفاوت اساسي ديگر علم و تكنولوژي را متفاوت بودن معيار ارزيابي آن‌ها مي‌داند. به عقيده او در علم «معيار قابل قبول بودن،‌ انطباق‌هاي علمي با واقعيتي است كه علي الفرض از آن خبر مي‌دهند، در حالي كه در دومي، معيار قابليّت پذيرش، كارآمدي ماشين مورد نظر براي رفع حاجتي است كه به واسطه آن، ماشين مورد اشاره خلق شده است. معيار نخست يك معيار معناشناسانه (سمانتيك) است، در حالي كه معيار دوم، يك معيار عمل‌گرایانه (پراگماتيك).»264
ايشان مي‌افزايد: «همين تفاوت منجر به ظهور تفاوت ديگري در مورد علم و فناوري شده و آن، تفاوت در معيارهاي مربوط به اندازه‌گيري ميزان “پيشرفت” در هريك از اين دو حوزه است. در حالي كه معيار اصلي پيشرفت در علم “نزديك شدن به روايتي حقيقتي از واقعيّت” است، در فناوري معيار اصليِ پيشرفت “موفقيّت در حل مسائل عملي” است.»265
د) ايشان تفاوت مهم ديگري علم و فناوري را كه غالباً مورد غفلت قرار مي‌گيرد، آن مي‌داند كه «فناوري در مقام يك بر ساخته كه براي رفع نيازها به وجود آمده، فاقد ذات و ماهيت است و تنها داراي كاركرد (يا انواع كاركردها) است. امّا گزاره‌هاي علمي در مقام فرض‌هايي كه براي درك واقعيتي كه مستقل از فاعل شناسا فرض مي‌شود، برساخته شده‌اند، مي‌توانند ذات و گوهر هستارهايي را كه هدف، شناسايي آن‌ها است و مخلوق آدمي به شمار نمي‌آيند، به نحو حدس و فرضی براي پژوهشگر ارائه دهند.»266 او براي روشن‌تر شدن مطلب اين‌گونه مثال مي‌زند که شناخت ذات الكترون از امور مطلوب دانشمندان است. ذاتی كه مستقل از آدمي و منشأ توانايي‌ها و نيروهاییست كه در آن موجود است. امّا ماشين‌هاي ساخته بشر، از آن‌جا كه تمام قطعات آن‌هاي بوسيله خود او طراحي و تعبيه شده، واجد ذاتي كه پوشیده از سازنده باشند، نيستند. توان و قدرتي نيز كه در آن‌ها وجود دارد، محصول چگونگی كنار هم قرار گرفتن اجزاست.267
ه‍) ايشان تفاوت ديگر علم و فناوري را در آن مي‌داند كه «در حالي كه گزاره‌هاي علمي، به فرض صادق بودن، كلّي و عام‌اند و به محض احراز مقدم، تالي آن‌ها برقرار مي‌شود، فناوري‌ها و ماشين‌ها كاملاً به ظرف و زمينه‌ها حسّاسند و نمي‌توان هيچ دستگاهي را كه براي يك ظرف و زمينه خاص ساخته شده بدون انجام تنظيمات مناسب، در ظرف و زمينه ديگري مورد استفاده قرار داد.»268 او به عنوان مثال از اتومبيل بنزی كه براي شرائط آب و هوايي آلمان ساخته شده نام می ‌برد كه اگر بخواهد در تهران مورد استفاده قرار گيرد، بايد براي شرائط جدید تنظیم شود.
و) دكتر پايا يكي از مهم‌ترين تفاوت‌هاي ميان علم و فناوري را به مسأله ارزش‌ها راجع مي‌داند.
به عقيده ايشان «هر نوع برساخته آدمي كه به نيّت رفع نيازي ابداع شود و يا به كار گرفته شود، خواه ناخواه حامل ارزش‌هايي است كه سازنده و ابداع كننده و يا بهره‌گيرنده‌ي هوشمند با خود به همراه دارد… امّا در مورد علم … ارزيابي گزاره‌هاي علمي فارغ از خواست و جنبه‌هاي ارزشي و باورها و خيالات و آرزوهاي اشخاص است … به اين ترتيب، مستقل از آن‌كه چه درصدي از جنبه‌هاي ارزشي يا تعصبّات فكري يا معرفت‌هاي پيشيني يا تجربه‌هاي شخصي فرد در شكل دادن به باورهايش نقش داشته، از آن‌جا كه واقعيت، داور نهايي است، همه اين جنبه‌هاي ذهني و فردي و ارزشی و فرهنگي و تاريخي و … اگر و فقط اگر در مسير صحيح شناخت امور واقع مددرسان بودند، مورد تقويت تجربي قرار مي‌گيرند و الاّ تيغ تيز واقعيت آن‌ها را مورد نقّادي قرار مي‌دهد.»269
نقد و سنجش
درباره تعريف علم كه در بند (ب) گزارش گرديد، دكتر پايا قويّاً از ابطال گرايي پوپري حمايت مي‌كند «بدين معنا كه محك اعتبار معرفتي يك نظريه و فرضيه منحصراً در آزمون تجربي و تحليلي نظري برآمده از آن است.»270 در حالي كه از نيمه دوم قرن بيستم ديگر، روش‌هاي علمي در اثبات يا تأييد يا تقويت يك نظريه، تنها در گرو محك تجربي و تحليل نظري آن نيست. به عنوان نمونه «پس از طرح نظريه پارادايم‌هاي دانش، تبيين فرآيند توليد معرفت و تحليل معرفت شناختي آن از دگم تجربي اثبات گرايي و ابطال گرايي خارج شده است … طرح پارادايم كوهنی و تطوّر و تكامل نظري آن، زمينه خوبي را فراهم آورده است تا [بتوان] ضمن رهايي از دگم تجربي، محك‌هاي عینی معرفتي ديگري را نيز در كنار محك تجربي، پذيرفت و روش‌هاي معرفت زا را نيز افزون بر روش تجربي دانست.»271 خلاصه آنكه تعريف دكتر پايا از علم و تفكيك آن از فناوري كه در اين قسمت گزارش شد، مقدمه استدلال و محور انتقادهاي ايشان محسوب مي‌گردد که اگر در تعريف پوپري ايشان از علم و نيز تفكيك آن از فناوري خدشه گردد – که زمينه آن همان‌گونه كه اشاره شد مساعد است- اين مقدمه و در نتيجه كلّ استدلال ايشان با چالش مواجه مي‌گردد. به عبارت ديگر مباحث و انتقادهاي دكتر پايا- همان‌طور كه بارها تصريح مي‌كنند – مبتني بر ديدگاه‌ فيلسوفان علم رئاليستِ عقل‌گرا و نقّاد، درباره ماهيت و تعريف علم است؛ بنابراين اگر مدافعان علم ديني در تعريف اين فيلسوفان از علم، خدشه کنند و از تعريف دیگري سخن بگويند، انتقادهاي ايشان با مشكل مواجه خواهد شد.
همچنين درباره تفاوتي كه ميان علم و فناوري در بند (ه‍) بيان شد به نظر مي‌رسد كلّيت اين حكم كه «فناوري‌ها و ماشين‌ها كاملاً به ظرف و زمينه‌ها حساسند و نمي‌توان هيچ دستگاهي را كه براي يك ظرف و زمينه خاص ساخته شده بدون انجام تنظميات مناسب در ظرف و زمينه ديگري مورد استفاده قرار داد» محل تأمل است. جاي ترديد نيست كه بسياري از فناوري‌ها و اختراعاتي كه در غرب توليد مي‌شود، بدون اعمال هيچ تنظيمات مجدّدي در جوامع و زيست بوم‌هاي ديگر مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
و نيز كلّيت اين مطلب كه «هرنوع برساخته آدمي كه به نيّت رفع نيازي ابداع شود و يا به كار گرفته شود، خواه ناخواه حامل ارزش‌هايي است كه سازنده يا ابداع كننده و يا بهره‌گيرنده‌ي هوشمند با خود به همراه دارد» – كه در بند (و) گذشت- محل ترديد است. بسياري از فناوري‌ها در پزشكي و صنعت را مي‌توان نام برد كه به نظر مي‌رسد به جز رفع نياز موردنظر، حامل ارزش‌ خاصي نيستند. مثلا دستگاه تست قند خون يا قطعات مورد استفاده در توربين‌هاي نيروگاه و يا داروهاي بيماران ام اس، چه ارزش‌هايي را به همراه دارند؟
و نهايتا درباره اين عبارت كه «از آنجا كه واقعيت‌، داور نهايي است، همه اين جنبه‌هاي ذهني و فردي و ارزشي و فرهنگي و تاريخي و… اگر و فقط اگر در مسير صحيح شناخت امور واقع مددرسان بودند، مورد تقويت تجربي قرار مي‌گيرند و الّا تيغ تيز واقعيت آن‌ها را مورد نقّادي قرار مي‌دهد» به نظر مي‌رسد معناي آن روشن نيست. يعني اگر اين جنبه‌ها در مسير شناخت واقع كمك كردند، همين جنبه‌ها مورد تقويت تجربي قرار مي‌گيرند و شناخت مورد نظر، رنگ اين جنبه‌ها را مي‌گيرد؟ اگر اينگونه باشد، پس علم و شناخت هم مانند فناوري عاري از جنبه‌هاي ذهني‌ و فردي و ارزشي و فرهنگي و تاريخي نيست. و اگر مقصود اين نيست، پس معناي اين عبارت چيست؟
2. امتناع علم دینی و امکان فناوری دینی
دكتر پايا پس از بحثي مفصّل درباره ماهيت علم و تصاوير ارائه شده از آن و نيز تفكيك علم از فناوري، با قطع نظر از قرائت‌هاي متعدد علم ديني و نيز عدم تفكيك ميان علوم طبيعي و انساني، به طور كلي سه ايراد بر مفهوم علم ديني وارد مي‌كنند و تلويحا امتناع آنرا نتيجه مي‌گيرند و در عوض از امكان و مطلوبيت فناوري بومي و ديني سخن مي‌گويند.
ايشان قبل از طرح آن سه ايراد، مقدمه‌اي ذكر مي‌كنند:
« فلاسفه رئاليست تأكيد مي‌كنند كه در توليد نظريه‌ها و فرضيه‌هاي علمي هر چه تنوع منابع بيشتر، شانس اينكه از ميان يك مجموعه بزرگ، برخي نمونه‌هاي نزديك‌تر به هدف يافت شود، نيز بيشتر است.»272
دكتر پايا پس از ذكر اين مقدمه ابراز مي‌دارد:
«اولا، الزام محققان به آنكه صرفا منبع الهام و اكتشاف خود را در آموزه‌هاي ديني جستجو كنند، خلاف رويه روش شناسانه مهمي است كه در بالا ذكر شد و اين امر مي‌تواند در راه رشد معرفت مانع ايجاد كند.»273
ايشان در بيان ايراد دوم مي‌نويسد:‌ «ثانيا، حتي اگر باورهاي ديني يك فرد به وي در شكل دادن به يك فرضيه كمك كنند (امري كه وقوع آن كاملا امكان‌پذير است)، از آنجا كه فرضيه‌ی بر ساخته شده در نهايت بايد از آزمون معيارهاي عيني ارزيابي (يعني محك تجربه و تحليل نظري) سربلند بيرون آيد تا به عنوان يك نظريه علمي پذيرفته شود، در آن صورت منشا ديني نظريه، نمي‌تواند سهمي تعيين كننده يا قاطع در محتواي تجربي و مفهومي نظريه علمي داشته ‌باشد.»274
سومين ايراد دكتر پايا بدين بيان است كه:
«اگر كسي مدعي شود كه آموزه‌هاي ديني مي‌توانند در شكل دادن به محتواي نظريه‌هاي علمي تأثير بگذارند، در آن صورت با توجه به آن‌كه همه نظريه‌ها و فرضيه‌هاي علمي بر ساخته‌هايي استعجالي هستند كه دير يا زود در مصاف با نقّادي تجربي يا تحليلي … بايد جاي خود را به فرضيه‌اي جامع‌تر بدهد، بايد در نظر داشته باشد كه با ابطال نظريه علمي چه بر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان علم اقتصاد، فلسفه علم، اصل موضوع Next Entries پایان نامه با کلید واژگان جامعه اسلامی، فلسفه علم