پایان نامه با کلید واژگان عوامل خطر، سلامت روان، سوء مصرف مواد

دانلود پایان نامه ارشد

است:
1. فراهم سازي مهرباني و حمايت، شامل مهرباني با خود و توجه به سلامتي، استفاده از منابع حمايتي موجود، ارتباط با دوستاني که اهل سوء استفاده نيستند.
2. طراحي و ارتباط سازي براي افزايش اميدواري، داشتن ارتباط با افرادي که به قابليت و توانايي فرد ايمان دارند واو را در راستاي تحقق خود و خودشکوفايي ترغيب مي‌کنند. خلاقيت، پشتکار، درک توانايي و شوخ طبعي.
3. فراگرفتن مهارت‌هاي زندگي، توانايي شنونده خوبي براي دوستان بودن، همدلي، توانايي حل تعارض، هدف گذاري و تعيين راهکارها.
4. داشتن دلبستگي‌هاي مثبت، مشارکت در يک يا چند فعاليت سرگرم کننده سالم، عضويت در گروه مذهبي، باشگاه ورزشي، انجمن علمي.
5. مرزبندي شفاف و سازگار، احترام متقابل به ديگران، خودگرداني و تعامل با افراد همراه با يک مرزبندي سلامت بخش که موجب عدم سوء استفاده ديگران شود و در صورت نياز نه گفتن يعني استقلال يا فاصله گيري سازگارانه از ديگران و موقعيت‌هاي نا سالم.
6. فرصت سازي براي مشارکت معنامند، داشتن روابط صميمانه‌اي که نظرات و تصميم گيري‌هاي فرد درآن مورد توجه قرار گيرد. ارائه خدمات به همسالان در محيط آموزشي، عضويت در گروههاي سالم جهت انجام فعاليت‌هاي داوطلبانه مفيد (خزائلي، 1386).

2-1-2-2- تعريف تاب آوري
گستردگي مفهوم تاب آوري، ارايه‌ي تعريفي روشن از آن را دشوار نموده است (گوردون و ساگزا94 1994؛ به نقل از کامپفر95، 2002) چنان که اصطلاح تاب آوري به صورت‌هاي مختلف و متنوعي تعريف شده است؛ نظير: کيفيات ارتجاعي (هريمن96، 2001) ؛ توانايي سازگاري موفقيت آميز در مقابل محيط در حال تغيير (داروين97، 1989؛ سيچتي و بکر 98، 2002) و سر سختي در مقابل آسيب پذيري (کوباسا، مدري و زولا99، 1983؛ فلورين، ميکولينسر و يابمن100، 1995؛ بروکز101، 2004). با وجود تعاريف متعدد در مورد تاب آوري وجه اشتراک همه‌ي اين توضيحات عبارت از: توانايي بازگشت به حالت اوليه و سازگاري موفقيت آميز علي رغم استرس زايد و شرايط ناگوار (گارمزي و ماستن، 1991، والر102، 2001).
گارمزي و ماستن103 (1991) نيز تاب آوري را يک فرآيند، توانايي يا پيامد سازگاري موفقيت آميز علي رغم شرايط تهديد کننده تعريف نموده‌اند.
در مجموع تاب آوري مفهومي‌روان شناختي است که توضيح مي‌دهد چگونه افراد با موقعيت‌هاي غير منتظره کنار مي آيند. تاب آوري به معناي سرسختي در مقابل استرس، توانايي برگشت به حالت عادي و زنده ماندن و تلاش کردن درشرايط ناگوار است (دوو104، 2004).
انسان‌ها در برابر شرايط نامساعد، خطرها و ناملايمات معمولاً احساس بي پناهي مي‌کنند؛ با اين حال در بسياري از مواقع نيز سعي مي‌کنند که در برابر خطر و موقعيت‌هاي ناگوار تحمل نمايند؛ در چنين مواردي غالباً نتايج غير منتظره‌اي به دست مي آورند. توانايي اجراي اين “جادوي رايج105” (ماستن106، 2001) اغلب در حوزه علوم اجتماعي به عنوان انعطاف پذيري يا “تاب آوري”107 ناميده مي‌شود. تاب آوري در علوم اجتماعي به عنوان “فرآيند کنش و واکنش در مقابل ناملايمات” تعريف مي‌شود. (فولکمن، 1984).
کانر (2006) تاب آوري را به عنوان روشي براي اندازه گيري توانايي فرد در مقابله با عوامل استرس زا و عواملي که سلامت روان فرد را تهديد مي‌کند، تعريف کرده است.
تاب آوري نوعي مصون سازي در برابر مشکلات رواني- اجتماعي بوده و کارکرد مثبت زندگي را افزايش مي‌دهد. تاب آوري مي‌تواند به وسيله فراهم نمودن افزايش مهارتهاي اجتماعي تقويت گردد. مهارتهايي از قبيل برقراري ارتباط، مهارتهاي رهبري، حل مساله، مديريت منابع، توانايي رفع موانع موفقيت و توانايي برنامه ريزي (آنتونووسکي108، ورنر و اسميت، 1992؛ به نقل از بل109، 2001).
برخي از پژوهشگران تاب آوري را به عنوان يک ويژگي مورد پژوهش قرار داده‌اند در حالي که برخي ديگر آن را به صورت يک فرآيند مي نگرند (جکلون110، 1997).
لين کوانتي111 (1992) تاب آوري را به عنوان سازه اي، براي توصيف کيفيت در کودکاني در نظر مي‌گيرد که علي رغم مواجه با استرس و مشکلات در زندگيشان، تسليم نشده و افت تحصيلي سوء مصرف مواد، مشکلات روان و بزهکاري نوجوانانه را که براي آنها پيش‌بيني شده است، نشان نمي‌دهند. از نظر لين کوانتي تاب آوري، توانايي بهبود يافتن و حفظ رفتار سازگارانه پس از صدمه است.

2-1-2-3- چگونگي شکل گيري تاب آوري
تاب آوري فقط فهرستي از ويژگي‌ها نيست بلکه يک فرايند است. همه انسان‌ها داراي توانايي ذاتي براي تاب آوري هستند اما رفتار تاب آورانه رفتاري اکتسابي و يادگيرانه است و با پرورش آن در محيطي تاب آفرين بدست مي‌آيد (حسن شاهي، 1390).

2-1-2-3-1رويکردهاي نظري پيرامون تاب آوري:
الف- رويکرد روان شناسي مثبت نگر
روان شناسي مثبت نگر رشته‌ي تازه‌اي در روان شناسي است که به دنبال آن است که تصويري از زندگي خوب را به روشني بيان کند (البته از لحاظ روان شناختي) و براي اين که مشخص کند چه چيزي زندگي را براي زيستن با ارزش مي‌کند، از روش‌هاي تجربي روان شناسي استفاده مي‌کند. هدف اين است که نشان دهند که چه اعمالي به تجربيات بهورزي و رفاه، پرورش افراد مثبت نگر که خويشتن و انعطاف پذير هستند و به آفريدن موسسات و انجمن‌هاي شکوفا کننده مي انجامد (سيلگمن و چيک سنت مهالي 112، 2000).
اين رويکرد، با شعار توجه به استعدادها و توانمندي‌هاي انسان، مورد توجه پژوهشگران حوزه‌هاي مختلف قرار گرفته است و هدف غايي خود را شناسايي سازه‌ها و شيوه‌هايي مي‌داند که بهزيستي و شادکامي انسان را فراهم مي‌کند. از اين رو عواملي که موجبات تطابق هر چه بيشتر آدمي‌با نيازها و تهديدهاي زندگي را سبب گردند بنيادي ترين سازه‌هاي مورد پژوهش اين رويکرد مي‌باشند. در اين ميان تاب آوري جايگاه ويژه اي، مخصوصاً در حوزه‌هاي روانشناسي خانواده و بهداشت رواني به خود اختصاص داده است (ساماني و همکاران، 1386).
به طور خلاصه روانشناسي مثبت نگر به سلامت رواني افراد و کيفيت زندگي آنها نگاهي مي اندازد و مي پرسد “چه مي‌توانست باشد”؟ اين روانشناسي به دنبال آن است که به افراد کمک کند توانايي‌ها و شايستگي‌هاي خود را پرورش دهد و از افراد نمي پرسد چه عينکي را بر چشم مي زنند يا چه کسي را به عنوان الگو انتخاب مي‌کنند به آنها مي‌گويد انعطاف پذيري به‌اندازه آسيب پذيري اهميت دارد و به تقويت کردن توانايي‌ها و شايستگي‌هاي فرد توجه دارد (حسن شاهي، 1390).

ب- رويکرد انسان گرايي
روانشناسي انسان گرايي روي مفاهيم توانايي‌هاي فطري، کل نگري و تلاش به سمت تحقق بخشيدن به استعدادها تاکيد دارد. در عمل روانشناسي انسان گرا به مشخص کردن و پرورش دادن استعدادها مربوط مي‌شود و با روانشناسي مثبت نگر همپوشي دارد. در روانشناسي انسان گرايي، تاب آوري به ظرفيت افراد براي پيروزي و بالقوه کامل شدن با وجود هر نوع (عامل فشارزا) گفته مي‌شود. افراد تاب آور بيشتر متمايلند که مشکلات را فرصتي براي رشد ببينند. به عبارت ديگر، افراد تاب آور به نظر مي‌رسد که نه فقط با استرس‌ها و فشارها به طور معمول مقابله مي‌کنند، بلکه برخي مي خواهند به خودشان ثابت کنند که تاب آوري شان بيشتر از ديگران است در صورتي که بايد بدانند تاب آوري کيفيتي پوياست نه يک ظرفيت دائمي. به عبارت ديگر، افراد تاب آور ثابت مي‌کنند که تجديد خود پويايي دارند. به هر حال افراد تاب آور، کمتر خودشان را دچار افسردگي و فرسودگي مي‌کنند و به طور منفي بر استرس‌هاي زندگي اثر مي‌گذارند (نيل113، 2006).

ج- ديدگاه رشدي:
در اصل ساختار تاب آوري مربوط به روانشناسي رشد است. احتمالاً ساختار چند بعدي و پيچيده است که شامل متغيرهاي اساسي مانند خلق و خو و شخصيت است و به علاوه مهارت‌هاي خاص مانند (حل مسئله) که به فرد اجازه مي‌دهد به خوبي با رويدادهاي استرس زاي زندگي مقابله کند. به نظر مي‌رسد که تاب آوري بيشتر در نمونه‌هايي که از مشکلات بهبود مي يابند، بعنوان يک رشد مثبت يا سازگاري آينده، بهتر تعريف شود (سيلس114، کوهن و استين115، 2006).

د- ديدگاه روانشناسي تحولي
در طول دو دهه گذشته مفهوم تاب آوري در حوزه روانشناسي تحولي توجه روزافزون کسب کرده است. اين امر موجب شده تا براي مطالعه تحول از يک مدل توانمند سازانه استفاده شود تا مدل متمرکز بر کمبود و مشکل (گلنت116، 2002).

2-1-2-4- موجهاي پژوهش درباره تاب آوري
سه موج در پژوهش و توجه به تاب آوري مطرح شده است. موج اول، واکنش به اين پرسش بود که چه ويژگي‌هايي تفکيک کننده افرادي است که علي رغم عوامل خطر زا يا شرايط ناگوار، نسبت به افرادي که رفتارهاي مخرب نشان مي‌دهند، پيشرفت مي‌کند. بيشتر ادبيات و منابع موجود تاب آوري جستجويي است جهت توصيف ويژگي‌هاي تاب آورانه دروني و بروني که به افراد کمک مي‌کند تا خود را تطابق داده و کارکرد قبلي خود را باز يابند.
موج دوم، تلاشي بود جهت کشف فرآيندهاي دستيابي به ويژگي‌هاي شناخته شده تاب آوري بنابراين تاب آوري به عنوان فرآيندهاي تطابق با شرايط ناگوار، به صورتي مطرح بود که به شناسايي، تحکيم و تقويت ويژگي‌هاي تاب آوري يا عوامل محافظتي منجر گردد.
موج سوم تاب آوري به مفهوم تاب آوري منجر گرديد. طي اين پژوهش مشخص گرديد که طي فرآيند انسجام مجدد117 از در هم گسيختگي در زندگي نوعي انرژي انگيزشي مورد نياز است. در وقع فرا نظريه تاب آوري فراهم کننده ايده‌اي است براي اکثر نظريه‌هاي روانشناختي و آموزشي (به نقل ازتمنايي، 1390).

موج اول- ويژگي‌هاي تاب آوري
از يک نظرگاه تاريخچه اي، اولين موج بررسي تاب آوري بر تغيير الگو از توجه به عوامل خطر زايي که منجر به مشکلات روانشناختي شده، به شناسايي توانايي‌هاي يک فرد متمرکز بود (بنسون118، 1997).
ويژگي و فرض تاب آوري اين است که افراد توانايي‌هايي را دارا هستندکه به آنها کمک مي‌کند تا علي رغم شرايط ناگوار، به بقاي خود ادامه دهند و به آنها کمک مي‌کند تا از شرايط ناگوار، بدون آسيب خارج شوند. اين که تاب آوري نوعي يادگيري است يا بخشي از ماهيت ژنتيکي فرد است، موضوعي است که محققان در حال بررسي آن هستند. ويژگي‌هاي تاب آوري همچنين به عنوان محافظتي و دارايي‌هاي تحولي119 نيز در نظر گرفته شده است (به نقل ازتمنايي، 1390).

موج دوم- نظريه تاب آوري: فرآيند
موج دوم بررسي تاب آوري تلاشي بود جهت پاسخ به اين پرسش که حالات تاب آوري چگونه کسب مي‌شوند؟ فلاچ120 (1997-1988) ؛ به نقل از ريچاردسون121، 2002)، بر اين عقيده است که حالات تاب آوري طي يک فرآيند شکست و انسجام مجدد به دست مي‌آيد.
اين فرآيند با جزئيات بيشتر در زمينه کسب حالات تاب آوري به عنوان کارکردي از انتخاب هوشيار يا ناهوشيار به وسيله ريچاردسون و همکاران (1990) مطرح گرديد. ريچاردسون مدل خطي را ارائه مي‌دهد که طي آن فرد يا گروه از ميان مراحل تعادل زيستي- رواني- معنوي122، تعامل با فوريت‌هاي زندگي، از هم گسيختگي123، آمادگي براي انسجام مجدد و انتخاب براي انسجام مجدد به صورتي تاب آورانه، برگشت به تعادل يا با فقدان مي‌گذرد.

شکل 2-1 مدل فرآيند تاب آوري
به موجب اين مدل تاب آوري (شکل 2-1) افراد اين فرصت را مي يابند که از ميان از هم گسيختگي برنامه ريزي شده با واکنش به رخدادهاي محيطي، به صورت هوشيار يا ناهوشيار پيامدهاي از هم گسيختگي را خود انتخاب کنند. انسجام مجدد تاب آورانه به انسجام مجدد يا تطابقي گفته ميشود که به رشد، آگاهي، درک خود و قدرت افزايش يافته حالات تاب آوري منجر مي‌شود.
توصيف تاب آوري وقتي شروع مي‌شود که فرد در نقطه‌اي از زمان، خود را با موقعيتش در زندگي تطابق داده است. استفاده از واژه تعادل زيستي- رواني- معنوي، به منظور توصيف حالت تطابق يافته ذهن، بدن و روح

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان زنان باردار، عروق کرونر، عوامل خطر Next Entries پایان نامه با کلید واژگان عوامل خطر، سوء مصرف مواد، مصرف مواد