پایان نامه با کلید واژگان عصر جاهلی، اعراب جاهلی، عقد ازدواج

دانلود پایان نامه ارشد

جاهليت سنّت و يا قانون خاصي جهت ازدواج و طلاق وجود نداشت وقوانين ازدواج و طلاق در هر قسمت از شبه جزيره با توجه به اوضاع اجتماعي، اقتصادي، دوري و نزديكي به كشورهاي مجاور متفاوت بود.33 طبق رسوم جاهلی عقد ازدواج در دستان وليّ دختر بود و توافق برای ازدواج بدون مشورت با دختران صورت میگرفت،34 و در جامعه آن روز شایسته نبود که دختری با نظر پدرش مخالفت نماید. این موضوع در میان خانوادههای شریف و مهم تر و يا خانوادههايي كه فقط يك يا دو دختر بيشتر نداشتند، متفاوت بود؛ یعنی دختر قادر به رد یا قبول نظر ولی خویش بود. چنانچه برخی از زنان با خواستگارانشان چنین شرط میگذاشتند که حق طلاق در دستان آنان باشد؛ اگر خواستند در نزد شوهرشان بمانند و اگر متمایل به وی نبودند از او جدا گردند. داشتن چنین حقّی (حق طلاق) مربوط به ارزش و مقام اجتماعی زنان، بستگی داشت. از جمله این زنان می توان به «سلمى بنت عمرو بن زيد بن لبيد بن خداش» اشاره نمود که مادر «عبدالمطلّب بن هاشم بن عبد مناف» بود و همچنین «فاطمة بنت الخرشب الأنمارية» که امّ الكَمَلة من بني عبس بود.35
مشهور است كه «امّ خارجه؛ عمرة بنت سعد بن عبد الله بن قداد بن ثعلبة بن معاوية بن زيد بن الغوث بن أنمار» شرط كرده بود كه حق طلاق در دست خودش باشد؛ به همین دلیل وی بسیار سريع ازدواج ميكرد و طلاق ميگرفت، به گونهای که ازدواج و طلاق وی ضرب المثل شده بود؛ «أسرع من نكاح أم خارجة» همانطور كه مردان عرب بسيار ازدواج ميكردند. برخي از زنان عرب نيز وجود داشتند كه دفعات زیادی، اقدام به ازدواج مینمودند؛ که یکی از دلایل تعدّد ازدواج زنان داشتن حق طلاق در دستان زنان بود.36
براي ازدواج با يك دختر جوان، عموزادهها بر ديگران مقدم بودند. هرگاه مردي قصد داشت اقدام به خواستگاري دختري نمايد، در ابتدا از وجود عموزاده های دختر و تمايلشان به وصلت با دختر عمويشان سؤال مينمود. فقط زمانيكه دختري عموزاده نداشت و يا اينكه عموزاده وي تمايل و گرايشي به ازدواج با وي را نداشت، فردي ديگر اجازه خواستگاري و ازدواج با وي را مییافت. گاهي ممكن بود وليّ دختر، برای جلوگیری از ازدواج فرزند خویش با برادرزادهاش، كوچک و کم سنّ بودن دخترش را مانع ازدواج آنان بداند، كه دراين صورت عموزاده مدتي به انتظار بزرگ شدن دختر عمويش ميماند؛ و زمانيكه پي به عدم رغبت خانواده دختر ميبرد دست به دعوا، منازعه و خصومت ميزد.37 گاهی در صورت عدم رضايت وليّ دختر و اصرار والدين پسر بر آن وصلت، خانواده دختر مجبور به ترك آن مكان ميگشتند و براي هميشه جهت زندگي كردن، به مكاني ديگر نقل مكان مينمودند.38
اعراب براي حفظ نسل و پاكي نسلهايشان از ازدواج با بيگانگان كراهت داشتند. عرف جامعه جاهلي بر اين بود كه جهت ازدواج، اقوام نزديك دختران، مقدم بر اقوام دورشان بودند، به دلیل وجود تعداد کثیری از ازدواجهای فامیلی، تعدادي از كودكان اعراب جاهلی ضعيف و بيمار ميشدند. اين سخن پیامبر(ص) نشان از وجود چنین ازدواجهایی در عصر جاهلی و عصر نزول وحی است. «اِغتَرِبوُا وَلا تَضُووا»39 يعني ازدواج با اقوام نزديك سبب ضعف جسماني فرزندان ميگردد.

1-9-1تأثیر طبقه اجتماعی بر ازدواجهای جاهلی
یکی از قوانین حکمفرما بر ازدواجهای دوران جاهلی بدین صورت بود که؛ هر مردی فقط مجاز به وصلت با دختران هم سطح خویش بود و اجازه ازدواج با دخترانی از سطح پایینتر را نداشت؛ همچنین هر فردی از طبقات پائین جامعه نیز، فقط مجاز به ازدواج با دخترانی از خانواده فقرا بود. غیر ممکن بود مردی از طبقات بالا با دختری از طبقه پایین ازدواج کند و بدون شک مرد شریف و ثروتمند نمیتوانست با دختر مردی نجّار و یا مردی که صاحب حرفه و شغلهای یدوی بود، ازدواج نماید زیرا در جامعه جاهلی چنین حرفههایی را مخصوص بردگان میدانستند.40

1-9-2 شرایط اساسی ازدواج دختران جاهلی
علاوه بر موارد مذکور، در میان اعراب جاهلی، شرایط دیگری جهت ازدواج وجود داشت که توجه به شرایط جسمانی دختران مهمترین شرط ازدواج بود؛ و مهمترین شرایط جسمانی دختران در داشتن بکارت و سنّ کم و بهره مندی از زیبائی چهره بود، که به توضیح هر کدام از این شرایط میپردازیم.

1-9-2-1 بكارت وکم سن بودن
اعراب عصر جاهلي، راغب به ازدواج با دختران باكره كم سن و سال بودند. بكارت از جمله شرايط اصلي در يك ازدواج بود. اگر دختري بنا به هر دلیلی بكارت خويش را از دست ميداد، سبب ننگ خانواده خويش به حساب آمده و راهي بجز كشتن و قتل وي براي خانوادهاش باقي نميماند. البته درباره زنان بيوه، بكارت جزء شروط ازدواج نبود، فقط هر زن بيوهاي كه جوانتر بود، سريعتر ازدواج مي كرد. در میان اعراب جاهلی جالب و شايسته نبود كه مرد جواني با زني ازدواج كند كه بكارتش را به مرد ديگري داده است، بنابراین، هر زني كه بيوه ميشد، فقط مردان بيوه پيشنهاد ازدواج به وی ميدادند.41

1-9-2-2 زیبايي چهره
مردان عرب، متمايل به ازدواج با زنان زيباروئی بودند كه از زيبايي صورت، جسم و اندام، بهرهاي برده باشند؛ البته گاهي هم مرداني یافت میشدند كه متمایل ازدواج با زناني بودند که دارای صفت حسن خلق باشند، تا به دلیل دارا بودن این خصلت، قادر به تربيت فرزندان و توجه وافر به امور منزل باشد.42

1-9-3طلاق در جاهلیت
در عصر جاهلیت انواع گوناگونی از طلاق رواج داشت، مانند ظهار، ضرار و ایلاء ؛ همچنین، هنگامیکه مردی از همسرش ناراضی بود، در خیمه وی را تکان میداد که این عمل وی، علامتی جهت تمایل به طلاق دادن همسرش بود. زن درهنگام وقوع این عمل از ناحیه شوهرش، مشخص مینمود که قصد ماندن در منزل همسرش و یا قصد ترک وی را دارد. گونهای دیگر از طلاق وجود داشت که در حین عقد ازدواج مشخص میشد، بدین صورت که برخی از دخترانی که از طبقات بالای جامعه بودند برای خویش داشتنن حق طلاق را معیّن می کردند. به طور مثال «سلمه بنت عمرو» که از اهالی مدینه و همسر نجّار بود، با قبول شرایطی با وی ازدواج کرد که از جمله اینها داشتن حق جدایی از همسرش بود.43

1-10 انواع ازدواجهاي مرسوم در جاهليت
ازدواج معمول و رايج ميان اعراب همان ازدواجي است كه امروزه ميان مردم رايج است.44 در انواع ازدواجهای انجام شده در عصر جاهلی، کاملاً تأثیرسیستم مردسالاری نمايان است. زن در عصر جاهلی کاملاً تحت سلطه و انقیاد مرد بود به گونه ای که شوهر زن، این حق را داشت که در صورت تمایل، همسرش وی را درون بستر مردی دیگر قرار دهد. اینگونه از ازدواج نه تنها سبب ننگ اعراب نبود، بلکه عاملی جهت احترام گذاشتن به فردی دیگر و یا پروراندن کودکی نجیب به حساب میآمد.
هرگاه به بررسی اشعار جاهلی میپردازیم متوجه میشویم که اکثر اشعار باقیمانده از دوران جاهلیت، مربوط به ازدواج و زنان است.45 که احتمال دارد حاکی از وجود تعداد کثیر ازدواجها و اهمیت این امر در زندگانی اعراب باشد. اکثر ازدواجهای مرسوم و رایج در عصر جاهلی، ازدواج دختر عمو با پسر عمو بود. این نوع از ادواج به حدّی رواج داشت که کلمه «پسر عمو» مترادف با شوهر و کلمه «دختر عمو» مترادف با همسر، استعمال میگشت. زندگی قبیلهای، اعراب را مجبور به ازدواجهای درون قبیلهای نموده بود.46

1-10-1 نكاح المقت
«nikah al – makt» یکی از قوانین ازدواج که اعراب جاهلی، بسیار به آن معتقد و پایبند بودند، عدم ازدواج میان محارم بود، یعنی در عصر جاهلی كليه ازدواجهاي ميان محارم ممنوع بود، بجز ازدواج پسر ارشد متوفی با بیوه پدرش که در عصر جاهلی دارای طرفداران زیادی بود، به اين ازدواج «نكاح المقت» میگفتند.47 پسر ارشد متوفی، مجاز بود در صورت عدم تمایل به ازدواج با بیوه پدر، وی را با گرفتن مهریه وادار به ازدواج با مردی دیگر نماید.48 نکاح و ازدواج با همسر پدر در دوره پیش از اسلام، بسیار مشهور بود و بسیاری از اعراب مرتکب این نوع نکاح، میشدند. طمع یکی از مهمترین عامل ازدواج پسر با بیوه پدرش بود. معمولاً فردی که مرتکب چنین عملی میگشت، فردی طمّاع بود که فقط به کسب اموال و دارایی پدر رضایت نمیداد در پی تصاحب بیوه وی نیز بود.49 در دوران پیش از اسلام، ازدواج همزمان با 2خواهر نیزميان اعراب رايج بود. 50
از ابن عباس نقل شده است که هرگاه مردی فوت میکرد، پسرش در ازدواج با بیوه وی، بر دیگران مقدم بود. حال این پسر این حق را داشت که بیوه پدر را به ازدواج خودش درآورد و یا اینکه با گرفتن مهریه وی را به ازدواج مرد دیگری درآورد و یا اینکه بیوه پدر تا زمان مرگ در نزد وی بماند.51
همچنین از عطاء بن ابی رباح وارد شده است که: «إن أهلَ الجاهلیةِ کانوا إذا هلک الرجل فترک إمرأه حسبها أهله علی الصبی یکون فیهم» 52
مردم عصر جاهلی، در هنگامیکه مردی فوت میکرد و همسری از وی باقی میماند، پسر وی برای ازدواج با بیوه پدر بر دیگران اولیتر بود.

1-10-2 نکاح متعه
نوعی ازدواج موقتی و بدون ملزم بودن به پرداخت نفقه و مهریه بود که در ابتدای عصر اسلامی بدان عمل می شد، ولی با نهی خلیفه دوم، ملغی اعلام گشت.53 شایان ذکر است که، «نکاح متعه یا ازدواج موقت» در دوران جاهلیت رواج داشت و در دوران اسلامی نیز، توسط دین اسلام، پذیرفته شد که در فصل بعد به توضیح این نوع از ازدواج خواهیم پرداخت.

1-10-3 نکاح شغار
نکاح شغار، نکاحی بود که مردی دختر، خواهر، و یا زن تحت ولایتش را بدون گرفتن مهریه، به ازدواج مردی دیگر درمیآورد؛ که در این نوع از ازدواج، مهریه یکی از زنان مهریه دیگری محسوب میگشت؛54یعنی زنان همچون حیوانات جزء مایملک و دارایی مردان به حساب میآمدند، همچنان که یک مرد، حق تصرف در اموالش را داشت، درمورد زنان تحت سلطهاش نیز تصمیم گیری مینمود.55در این نوع از ازدواج، هر دو خانواده بایستی مهریه کاملاً یکسانی را پیشنهاد میدادند و اگر یکی از طرفین قصد طلاق دادن همسرش را داشت، لازم بود مهریه مناسبی بپردازد. نکاح شغار یا ازدواج مبادلهای در اسلام ممنوع گشت.56

1-10-4نکاح ربایشی
گاهی فردی که قصد ازدواج با دختر مورد علاقهاش را داشت و با ممانعت ولیّ وی مواجه میگشت، اقدام به ربایش دختر مورد علاقهاش مینمود. این ربایش ممکن بود با رضایت دختر همراه باشد، به شرطی که مرد توانایی حمایت و مراقبت از وی را داشته باشد. زوج پس از ربایش به نزد فردی قدرتمند و صاحب نفوذ، رفته و از وی طلب یاری و حمایت مینمودند. سپس بعد از قرارگرفتن در مکانی امن ولی دختر را مجبور به دادن رضایت میکردند، در چنین شرایطی، معمولاً پدر دختر مهریه ای بسیار سنگین و در حدّ خون دخترش طلب مینمود. این در صورتی بود که در حین این ربایش عمل منافی عفت صورت نگرفته باشد. لازم به ذکر است که حتی پس از اعلام رضایت ولیّ دختر باز هم کلیه ارتباط وی با خانواده پدریاش قطع میگردید. هرگاه رباینده مرتکب عمل منافی عفت میگشت، با شدیدترین مجازات که مرگ معشوقهها بود مواجه میشدند؛ مگر اینکه در حمایت فردی قدرتمند بوده و فرد رباینده می پذیرفت که با ازدواج با آن دختر، عمل خویش را جبران نماید.57
گاهی نیز ممکن بود زن متأهلی ربوده شود که معمولاً در اولین دیدار، شوهراقدام به قتل همسر ربوده شدهاش مینمود. منتهی در مواردی اندک، معشوقهها به سوی فردی قدرتمند رفته و خواستار حمایت وی میشدند که در آن صورت جانشان در امان میماند و مرد رباینده مجبور به پرداخت مهریهای بسیار سنگین و همچنین یک یا دو دختر- که ممکن بود خواهر یا دخترش باشند -به شوهر معشوقه اش بود.58

1-10-5 نکاح رهط یا زناشوئی دسته جمعی
نکاح رهط، عبارت بود از ازدواج ده مرد با یک زن در آن واحد، که همگی مردان به طور مشترک و با رضایت هم رابطه همبستری با آن زن برقرار میکردند و عهده دار تأمین مخارج وی میشدند. در این ازدواج زن، فرزندش را به هریک از شوهرانش که میخواست، نسبت میداد.59 خویشاوندی فامیلی میان اعراب جاهلی، زمینه ساز چند شوهری گشت.60

1-10-6نکاح بدل و یا زناشوئی تعویضی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان اعراب جاهلی، عصر جاهلی، دوران جاهلیت Next Entries پایان نامه با کلید واژگان اعراب جاهلی، عصر جاهلی، دوران جاهلیت