پایان نامه با کلید واژگان عزل و نصب، قانون اساسی، خاورمیانه

دانلود پایان نامه ارشد

درآمد کمونیسم تلقی می کردند.254 کاشانی در میتینگ انتخاباتی تبریز اذعان کرد که می توانند مخالفان لیبرال ناسیونالیست خود را شکست بدهند این کار با کمک توده های طبقه متوسط پایین ، طبقات محروم شهری و دهقانان انجام شدنی است255. علی موحد از بکارگیری برچسب لیبرال برای مصدق اکراه دارد و بیان می دارد که مصدق و آزادی خواهان هم عصر او در ایران نوعا ذهنشان درگیر مباحث نظری نبود ، می توان گفت که همه آنان مردمانی خیراندیش و نیک خواه بودند سعادت و بهورزی و پیشرفت مردم را می خواستند.256 کاشانی بدون شک نمی خواست در حاشیه بماند و اذغان داشت که مصدق وی را تضعیف می کند و نفوذ کلامش را از بین می برد،257 برای همین با مصدق بر سر انتصابات کابینه ، قانون اختیارات ، رفراندوم و موارد دیگر به نزاع پرداختند. هدف اصلی کاشانی این بود که خط مشی و نقش مردم گرایانه ی خود را در جلب پشتیبانی و توجه گسترده ی مردم احیا کند ، ادعای خود را که از رهبران اصلی و بی مانند ملت است بر کرسی بنشاند و همانگونه که خود در سال 1334 اذعان کرد که “ملت ایران چاره ای ندارد جز اینکه دنبال من حرکت کند”258، بتواند در سیاست ایران نقشی اساسی ایفا کند. کاشانی و کسانی که از مصدق جدا شده بودند نگران پیامدهای افزایش اقتدار مصدق بودند و خودکامگی شاهانه را بر حکومت مصدق ترجیح دادند.
جبهه ملی که برای ملی کردن نفت تلاش می کرد ، مخالف مداخله روحانیون در امور سیاسی و مملکت بود در عین حال مصدق برای مبارزه علیه انگلیس و شرکت نفت ، به حمایت کاشانی نیاز داشت ، کاشانی در مقابل این حمایت ، خواهان امتیازاتی از مصدق بود و انتظار داشت در اداره امور مملکت ، انتصابات و تصمیم گیری های مهم سیاسی نظارت و مداخله داشته باشد و مصدق مداخله و اعمال نفوذ افراد غیر مسئول در امور مملکت ( چه کاشانی و چه اشرف و دربار و…) را نمی پذیرفت.259
شيوه کار سياسي، برداشت از قانون گرايي و اهميت قانون، مردم سالاري و آزادي خواهي، نزد مصدق و کاشاني متفاوت بود. اتحاد اين دو به واسطه مخالفتشان با استعمار بود و بر سر اين موضوع، شايد به دلايل مختلف، با يکديگر وحدت نظر داشتند. اما در مورد سياست داخلي چنين وحدت نظري مقدور نبود ، کاشانی با اینکه مخالفتش بعد از 30 تیر آشکار می گشت اما پیش از آن ناخشنودی خود را از مصدق ، با طرفداری کردن از جواد بوشهری برای جانشینی مصدق ، نشان داد260 و پس از آن در قالب قانون اساسی دست به مخالفت با کابینه مصدق زد و همانگونه که یکی از هواداران کاشانی می گوید: خداوند او (کاشانی ) را مامور کرده بود تا قانون اساسی را از گزند سواستفاده و غصب آن به وسیله سیاستمداران تشنه ی قدرت حراست نماید.261 هماهنگي سياسي بين شاه و آيت‏الله کاشاني به وجود مي‏آيد، مصدق سياست مداري واقع بين، ولي مهم تر از همه ناسيوناليست و ضد استعماري بود که وطن و ملت برای وی در اولویت قرار داشت.262 او مي دانست که اگر در مقابل بي قانوني هاي کاشاني- بقايي بايستد، آنها را به اردوگاه مخالفين که به واسطه منافع خود، نماينده منافع استعمار بودند، رهنمون خواهد کرد. در واقع مماشات در مقابل اعمال غيرقانوني کاشاني، قيمتي بود که مصدق مي بايست براي حمايت کاشاني و نيروهاي پيراموني او مي پرداخت تا راه مداخله استعمار را ببندد. اختلاف نظر دیگردر این دوره این بود که كاشاني معتقد بودند كه مصدق در مجازات مسببين سي ام تير كوتاهي مي كنند و دكتر با روحيه قانون گرايي و آزادي خواهي كه داشت معتقد بود كه قوام با رأي مجلس وفرمان شاه بر سر كار آمده وكشت وكشتاري كه شد تقصير دربار واكثريت نمايندگان مجلس است. بقايي هميشه سعي اش به پايداري و استحكام رژيم پهلوي بودبه همين دليل دوبهم زني را آغاز كرد وبا شعارهاي عوام فريب از جمله در خواست مجازات قوام السلطنه از يك طرف به تحريك وتهيیج مردم عليه دولت پرداخت و از طرف ديگر آيت الله كاشاني را به مرحوم مصدق بدبين كرد.
دربار و برخی نمایندگان مجلس که مخالف مصدق بودند برای تضعیف مصدق سعی در جداکردن کاشانی از وی را داشتند به همین منظور با کمک انگلیسی ها در تقویت حس غرور و بزرگی کاشانی کوشیدند تا اینکه کاشانی خود را بزرگتر از مصدق و یا هر شخصیت ملی و مذهبی دیگر ببیند .
تایمز لندن مقاله ای درباره ی کاشانی نوشته بود و مجله خواندنیها(ارگان دربار)آنرا ترجمه کرده بود. در این مقاله کاریکاتوری از سر کاشانی روی تنه شیر چاپ شده و آمده بود که کاشانی آنچنان شخصیتی است که یک اشاره او نه تنها ایران که خاورمیانه را به اعتصاب میکشد. چند بیت شعر هم زیر کاریکاتور آمده بود. مصراع های اول این بود که استعمار چنین و چنان میکند و مصراع دوم بیت ها این بود:”شیر پامنار اگر بگذارد”. این شماره مجله را به مقدار زیاد چاپ کرده بودند و مجله ها را کنار تشک حاج اقا گذاشته بودند و سیل جمعیتی که به دیدار حاج آقا میرفتند و دست آقا را میبوسیدند به دریافت یک نسخه مجله نائل میشدند و از زبان آقا میشنیدند که میگفت: “بیسواد، برو این مقاله رو بخون ببین چی نوشته263.
از دیگر موارد اختلافی بین آنها : رویداد نهم اسفند 1331، و جلوگیری از خروج شاه از کشور توسط كاشاني ، ربودن و قتل سرتیپ افشارطوس رئیس شهربانی کل کشور، تحصن زاهدی در مجلس با حمایت كاشاني، برپایی تظاهرات طرفداران رهبران مذهبی و ملی برعلیه یکدیگر، توهين طرفداران دو گروه به‌یکدیگر در جراید منتسب به خویش، نطقها و سخنرانیهای توهین آمیز رهبران مذهبی و ملی علیه یکدیگر، بزرگنمایی خطر کمونیسم و حزب توده توسط دربار را می توان نام برد.
رقابت کاشانی با بروجردی
حساسیت و رقابت یک طرفه ای که میان کاشانی و بروجردی ایجاد شده بود، برای کاشانی که همواره می خواست خود را رهبر و زعیم مسلمانان جهان ببیند همواره تنش زا بود. وجود آیت الله بروجردی به مثابه مانعی همیشگی دربرابر کاشانی بود تا رویای رهبریت همزمان در دو جبهه سیاسی و دینی را اگر آرزویی محال نیابد، لااقل دور از دسترس بیند. غرور آیت الله او را به جایی کشانده بود که بی پروا می گفت: “من سرمایه مملکت هستم . فقط رهبر مسلمین ایران نیستم ، مرا همه مسلمانان جهان به رهبری قبول دارند.”264 و چه کسی نمی دانست که کاشانی همزمان خود را ورای مصدق و بروجردی میبیند و سعی دارد با تکرار ، خود را به عنوان رهبر مذهبی و سیاسی جا بیاندازد. در بحبوحه این کشمکش ها مصدق متممی بر لایحه مطبوعات افزود که به موجب آن اهانت به آیت الله بروجردی قابل تعقیب شناخته می شد265در نظر نگرفتن هیچ گونه معنویت خاص برای کاشانی موجبات رنجش او را فراهم کرد266
اگر این تصمیم مصدق را بی قصد و از روی سهو ندانیم، محتمل است که مصدق با افزودن این متمم، پیامی روشن و آشکار خطاب به کاشانی فرستاده بود تا حساب مرجعیت دینی را از مرجعیت سیاسی جدا کند. این تصمیم که به منزله قائل شدن قداستی خاص برای روحانی ای جز کاشانی قلمداد می شد، دمی بود بر آتش زیر خاکستر آیت الله. مصدق با این تصمیم گمان میکرد از اینگونه کج اندیشی ها، رقابت ها و حسادت ها برکنار است اما آیت الله کاشانی کسی نبود که گوشه ای بنشیند و نظاره گر زعامت و قداست روحانی دیگری گردد. این تصویب نامه دشمنی بهبهانی و کاشانی که مصدق آنها را علمای 9 اسفند می نامید ، بیشتر دامن زد ، دشمنی این علما احترام آنان را در جامعه کاهش داده بود. با این حال روز به روز بر دشمنی خود می افزودند و تاکید می کردند که مصدق نه تنها پادشاهی ، بلکه اسلام را نیز به خطر انداخته است.267
در زندگینامه ی بروجردی که در وبسایت رسمی او در قم درج شده است آمده که رفتار بروجردی نسبت به کاشانی محتاطانه بوده است . با این وجود بروجردی از کمک مالی خود به کاشانی دریغ نمیکند268 و در جریان بازگشایی پرونده قتل رزم آرا در سال 1335کاشانی که در توقیف بود با شفاعت بروجردی نزد شاه ، سریعا آزاد می شود269.
گوشه ای از رابطه میان دو آیت الله را داماد آیت‌الله بروجردی از دیدارش با کاشانی روایت می‌کند:
“آقاى كاشانى روى كاناپه نشسته بود. سلام كردم. آقاى كاشانى گفت: عليكم السلام، كجابودى، چه كار مى كنى؟ دعوت كرد كنارش نشستم. گفت: بى سواد، لُره چه كار مى كند؟ منظورش آقاى بروجردى بود. اگر اين را من به آقا منتقل مى كردم ديگر خيلى بد مى شد .به آقاى كاشانى گفتم: آقا بزرگش نخوانند اهل خرد كه نام بزرگان به زشتى برد. ايشان خيلى ناراحت شد و ديگر تا آخر مجلس با من حرف نزد.”270
در حقیقت کاشانی ، بروجردی را رقیب مذهبی و مصدق را رقیبی سیاسی قلمداد می کرد.کبر و خودبرتر بینی آیت الله نه تنها موجب شد تا وی بروجردی را “لُر” بنامد ، که “چوب” را نیز حواله دکتر مصدق کرد. نقل است در اوج سر زدن این گونه رفتارها از کاشانی، یکی از مذهبیون به پیش او رفته بود تا نگرانی خود را از اختلاف در نهضت بیان کند.کاشانی به او گفته بود:” نگران نباشید. تا من هستم هر چوبی را که جای مصدق بگذارم کار او را خواهد کرد.”271
حسین فاطمی نیز درباره نظر کاشانی پیرامون انتخاب لیست جبهه ملی گفته بود:
“کاشانی مکرر میگفت اگر من بخواهم 136 وکیل ایران را انتخاب کنم همه مردم به آنها که من بگویم رای خواهند داد.”272 و این می تواند نشان دهنده غرور وی باشد.

فصل چهارم :
شروع مخالفت و مقابله برخی
روحانیون با دولت مصدق

انتخاب کابینه دوم و مداخلات کاشانی
کاشانی و مصدق اختلافشان با یکدیگر بر خلاف اختلاف نواب صفوی با مصدق، به خاطر اسلام نبود، بلکه این اختلافات، بر سر میزان و نحوه ی مداخله ی هر کدام در تصمیم گیری ها، سیاست ها و رویه ها و عزل و نصب ها بوده است که هر کس سهم خود را در پیروزی و حفظ جنبش بیشتر از دیگری خوانده و اهداف و راه خود را جدای از دیگری در پیش گرفته بود. خود مصدق ادعا نداشت که تمام تصمیماتش در زمینه اجرائی بدون عیب و نقض بوده و در ملاقاتی که با کاشانی داشت از وی سوال نمود که آیا من از اصول و هدف های نهضت ملی منحرف شده ام و نسبت به آنها خیانتی یا مرتکب خطایی شده ایم؟(با قبول وجود برخی اشتباهات که رخ داده بود) کاشانی جوابی نداشتند و سکوت کردند.273
اختلاف بر سرموضوع انتصابات دکتر مصدق :
به نظر کاشانی، عزل و نصب هایی که توسط مصدق انجام می پذیرفت، درست و بجا نبوده و بر ضد منافع کشور بوده است و از سوی دیگر در این عزل و نصب ها، می بایست به نظرات وی (آیت الله کاشانی) هم توجه گردد. آقاي کاشاني مي گفت: شما هميشه مي گفتيد که تا قبل از من تمام نخست وزيران آلت سفارت انگليس بودند حالا چطور شما خودتان سهام السلطان بيات را که با شما نسبت فاميلي دارد در راس هيات مديره شرکت نفت قرار دادي؟ کاشانی با انتصاب سرلشگر محمد دفتري به عنوان رئيس گارد مسلح هم مخالفت کرد دفتری از خویشاوندان مصدق بود که با بقایی و کاشانی اختلاف داشت و این اختلاف به دوره ریاست شهربانی وی بر می گردد که بقایی مدعی بود که وی به ماموران شهربانی پول داده بود که به دفتر روزنامه شاهد (متعلق به بقایی) یورش ببرند.مورد دیگر زماني بود که مي خواستند کاشاني را تبعيد کنند دفتری به عنوان فرمانده دژبان ، ايشان را با رفتاري توهين آميز دستگير کرد و کاشاني هم از او خيلي دلخور بود. برکناری رضا شروین که از سرسپردگان کاشانی بود و اداره سرپرستی اوقاف را برعهده داشت ، ضربه ای به کاشانی بود .درمورد انتصاب رضا فلاح در شرکت نفت هم مخالفت کردند چون معتقد بودند او نشان زانوبند حمايت از ملکه انگليس گرفته و شايسته نيست به عنوان مشاور نزديک در امور نفتي تعيين شود. در شرکت نفت افرادي همچون مهندس پرخيده و حسن نوذري نظر مساعدي نسبت به فلاح نداشتند و او را انگلوفيل مي شناختند مکی هم اعتراض کرد و در نهایت بازرگان وی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان عزل و نصب، ارزش های سیاسی، نهادهای آموزشی، کودتای 28 مرداد Next Entries پایان نامه با کلید واژگان مجلس شورای ملی، وزارت خارجه، نیروهای مسلح، تفویض اختیار