پایان نامه با کلید واژگان عزل و نصب، ارزش های سیاسی، نهادهای آموزشی، کودتای 28 مرداد

دانلود پایان نامه ارشد

قوام تیرش به سنگ خورد»232 و خواستار حفظ احترام ارتش و نیروی انتظامی از مردم شد، زیرا بسیاری از نیروهای نظامی نشان داده بودند تمایل به کشتن مردم ندارند. به این ترتیب فضای متشنجی که بین مردم و ارتش به وجود آمده بود از بین رفت و آرامش نسبی شهر را فراگرفت. مصدق بار دیگر با 61 رای از 64 رای مجلس به نخست وزیری رسید. در روز ۳۱تیرماه آیت الله کاشانی اعلام نمود اسامی تعداد شهدای ۳۰ تیر توسط مامورین دولتی مخفی شده است، لذا خانواده هایی که نزدیکانشان مفقود شده اند مراتب را به نمایندگان مردم اعلام نمایند.233

از 30 تیر تا 9 اسفند
سیا در اواخر سال 31 به رئیس جمهور آمریکا اطلاع داد که کاشانی «چهره کلیدی در برگزاری تظاهرات خیابانی به هواداری از شاه در تهران» است،234 مقطعي چون 30 تير، مجدداً شرايطي به وجود آورد تا كاشاني خود را عامل موثر و بلكه اصلي حفظ قدرت محور مصدق- كاشاني بپندارد. او نيز چون هر انساني سياسي به دنبال قدرت بود. اگرچه بنا به روايتي، كاشاني مايل بود اولين رئيس‌جمهور ايران شود، اما، چنين به نظر مي‌رسد كه رياست جمهوري، كه تنها مقامي سياسي بود، خواست او را كه تركيب قدرت ديني و سياسي در يك جايگاه بود، برآورده نمي‌كرد.235
بعد از 30 تیر طرفداران کاشانی به مصدق فشار آوردند دست به انتقام کشی بزند کاشانی و همکارانش ادعا کردند که مصدق به دلیل نسبت خانوادگی اش با قوام ، نسبت به پاسخگو بودن قوام در خونریزی های تیر 31 بی اعتنا بوده است ، کاشانی لقب اشرافی و منسوخ “السلطنه” را به یاد مصدق و بقیه آورد، مخالفان حتی مصدق را به نقض قوانین شریعت از طریق مجاز کردن خرید و فروش مشروبات ، تشویق ایجاد مدارس مختلط ، حمایت از مدارس خارجی بویژه مدرسه فرانسوی معروف ژاندارک ، انتقال سرمایه های بنیادهای مذهبی به نهادهای آموزشی دولتی و تلاش برای ارائه حق رای به زنان متهم کردند ، کاشانی با این توضیح که جایگاه حقیقی زنان در منزل است ، با شور و هیجان گفت که «نمی تواند بفهمد مردان چه گناهی کرده اند که مستحق آن باشند که به زنانشان حق رای بدهند.236مخالفان همچنین کشف کردند که تز دکترای مصدق که 30 سال پیش در سوئیس نوشته شده بود237 ، نوعی حمایت از قوانین سکولار بوده است.238 با این وجود مصدق ترجیح داد که نیروی خود را صرف سازندگی کند، او کانون فتنه را مصدق ، مادر و خواهر شاه می دانست و دستور داد آن دو کشور را ترک کنند و کاشانی به جای امامی به ریاست مجلس رسید239
از فردای 30 تیر 1331 رفته رفته غرور و نخوت در رفتار و کردار آیت الله به وضوح مشاهده می شود. عریضه نویسی و نامه نویسی های او در عزل و نصب مقامات کشوری و توصیه های گاه و بیگاه کاشانی، عرصه را برای بروز اختلافات بازتر و وسیعتر می نمود. بنا بر روایتی تا آخر آذرماه 1331، هزار و پانصد توصیه از کاشانی و فرزندانش در وزارتخانه ها جمع آوری شده بود240. شمس الدین امیرعلایی وزیر کشور مصدق نیز 58 فقره از این توصیه نامه ها را که از صدور پرونده وکالت، اجازه دفتر ازدواج، استخراج معدن نمک و فرمانداری ماکو تا انتخابات خلخال و ریاست شهربانی کرج هست، تنظیم و چاپ نموده است 241
پاسخ مصدق به این درخواست ها به مذاق کاشانی خوش نمی آمد. نقل است که مصدق به کاشانی گفته بود: “آقا. توصیه این و آن را نفرمایید. در شان شما نیست و در جامعه هم انعکاس نامطلوب دارد و مورد سو استفاده قرار میگیرد. اگر نظرات اصولی دارید با دولت در میان بگذارید تا رفع مشکلات شود. اصلا گیریم که این مسائل درست بوده. اینها در درجه دوم اهمیت است. آیا شما در خط اساسی نهضت ملی انحرافی میبینید؟ اگر هست بگویید اصلاح کنم و اگر نکردم بگویید از کارها کناره بگیر. و الا برای مسائل جزئی که نمیتوانیم اختلاف داشته باشیم.”242
حسین فاطمی نیز نقل می کند:” دکتر مصدق هم به طور عجیب نسبت به این مسائل حساس بود و غالبا از مداخلات آقا و اطرافیانشان گله داشت و دو سه مرتبه هم کار به جاهای باریک کشید.”243
غرور آیت الله، اخلاقی نبود که از دید آمریکا و انگلیس پنهان ماند. تحریک کاشانی به صور مختلف انجام می شد تا رویارویی او با مصدق و شدت تقابل این دو تسریع و به همان اندازه سقوط دولت نزدیک تر شود. آمریکا و انگلیس پس از شکست در شورای امنیت و دادگاه لاهه تنها راه شکست حریف سرسخت خود را نه در میدان نبرد، که در پشت پرده می دیدند.
پس از 30 تير ، به نظر مصدق، يکي از عوامل مهم اختلاف ميان او و کاشاني وسعت مداخلات آيت الله در امور کشوري بود. لابد پس از مرحله غيرقابل تحمل شدن مداخلات کاشاني است که مصدق طي نامه اي از آيت الله مي خواهد که به روش مداخله جويانه خود خاتمه دهد. اما از نظر کاشاني که اين نقش را تقريباً طي هجده ماه همواره ايفا کرده بود و رفته رفته به حساب حق و حقوق شخصي خود گذارده بود، اين مصدق بوده است که يکباره تغيير سياست داده و در مقابل آيت الله که در نجات او از مهلکه 28 تير 1331 نقشي تعيين کننده داشته، سنگربندي مي کند.
شاه جهت نشان دادن ميزان حمايت و پشتيباني مردم از سياستهاي مصدق، در مکالمه خود به نکته اي کليدي اشاره مي کند. او مي گويد در بعدازظهر 7 مهر ماه 1330، نماينده اي از طرف آيت الله بروجردي، “متنفذترين روحاني ايران” نزد او مي رود و پيام آيت الله را به او مي رساند که “همه ايران مي بايد در مقابل تهديدات بريتانيا يکپارچه ايستادگي کنند و چنانچه بريتانيا به ايران حمله کند، بايد جبهه اي متحد تشکيل شود.” شاه اهميت اين پيام را به دليل فرستاده آن به لوی هندرسون244 تفهيم مي کند. او به سفير جديد آمريکا مي گويد، “آن محافل مذهبي که بطور کلي مخالف جنجال آفريني هستند، با دولت لااقل در موضوع نفت متحد شده اند.” در اواسط سال 1330، بروجردي مايل بود شاه را از موضع خود نسبت به تحريکات بريتانيا و احساس همبستگي خود با دولت مصدق، مطلع کند.245

جدایی یاران قدیمی مصدق :
شخصيتهای مهمی که از صف پشتيبانان مصدق کناره گرفتند و فعالانه به آنان پشت کردند عبارت بودند از: آيت االله سيد ابوالقاسم کاشانی، حسين مکی، مظفر بقايی و ابوالحسن حائری زاده. اينان که نقش مهمی در پديد آوردن جنبش ملی ايفا کرده بودند، نقشی بس مهمتر در از ميان بردن آن بازی کردند. اين گروه به مخالفان مصدق بدل شدند. مخالفت آنان کار دشمنان مصدق را بسيار آسان کرد. اين ياران پيشين از ابراز هيچ انتقاد گزنده ای نسبت به مصدق فروگذار نکردند، اما در کمتر موردی پيشنهاد تأمل آميز و سازنده ای به او دادند. آنان درباره مسائل پيچيده ای مانند موضوع نفت، دشواريهای اقتصادی، نظم و قانون، يا لوازم و مقتضيات يک نظام سياسی مشروطه کارآمد، سخن و انديشه مثبت و درخوری برای عرضه نداشتند و از حد سخنان کلی و شعار فراتر نمی رفتند.246 اینان نمی توانستند ضرورت پیدایش یک نیروی اجرایی را در کشور درک کنند که از دربار مستقل باشد و در برابر تحریکات شاه آسیب پذیر نباشد ، اگر کاشانی و دیگر دوستان سابق می توانستند پیش بینی کنند که کودتای 28 مرداد چه پیامدیهایی خواهد داشت و پادشاه با حمایت بیگانگان ، تمام اصول و نمادهای مشروطه را نادیده خواهد گرفت ، در آنچه کردند کمی درنگ می کردند و حتی تصور این را نمی کردند که بعد از مصدق حاشیه نشین و حذف خواهند شد، ناتوانی آنان از تامل کافی درباره پی آمدهای محتمل اقداماتشان علیه مصدق ، خود نشان می دهد که از نگرش سیاسی و توانایی های ذهنی و فکری آنان محدود و ناقص بوده و کمر به نابودی جنبشی بستند که خود در پدیدآوردنش سهمی داشتند. اين افراد در گذشته به اعتلای جنبش ملی ياری رسانده بودند و چه بسا روی گردانی از مصدق را، عين صداقت و ميهن دوستی می دانستند، اما مقاصد و نيات آنها در يک داوری تاريخی به حساب نمی آيد، آنچه به حساب می آيد اين است که “آگاهانه يا ناآگاهانه به آسانی و روشنی، خود را در اختيار کسانی گذاشته بودند و در خدمت پيشبرد هدفهايی قرار داده بودند که خود علنا آن هدفها را نفی و نکوهش می کردند عناصر پیرامون کاشانی متهم به ارتباط با سیاستهای انگلیس بودند ، بقایی ، حائری زاده ، و فرامرزی ازجمله آنان بودند. سازمان سیا در اسناد خود نام بقایی را در میان افرادی که در کودتا برای پایگاه سیا در تهران همکاری کرده اند می آورد.247 نمایندگان مخالف سرشناس مجلس و افرادی از ارتش که با کودتا همراهی کردند نیز از سابق ارتباط خود را با انگلیسی ها حفظ کرده بودند.248

عوامل اختلافات کاشانی با مصدق چه بود؟
پرون مدعی است که سیاست های زیرکانه شاه ، موجب جدایی کاشانی ، مکی و بقایی از مصدق شده ، زینر این عوامل را ناشی از فعالیت رشیدیان ها می دانست و شاه و اشرف را به حساب نمی آورد، جدایی عناصر ناخشنود جبهه ملی و پشت کردن آنان به یاران پیشین خود ، تنها به خاطر ترفندهای جدایی افکنانه شاه یا رشیدیان ها یا انگلیس نمی توان دانست. مقامات انگلیسی و آمریکایی پشت کردن آنان را آسیب پذیری و فروپاشی جنبش ملی در برابر تلاشهای حزب توده می دانستند.
روزنامه مصری ژرنال دژیپت چاپ قاهره در مقاله ای اختلاف بین آنها را می نویسد : ا- اختلاف بر سر دربار : مصدق معتقد است که برای جلوگیری از پیشرفت عناصر دست چپ باید شاه را تقویت کرد ، کاشانی مخالف تقویت دربار بود.2- حزب توده : مصدق عقیده داشت که باید توده را سرکوب و از توسعه و فعالیت آن جلوگیری کرد در صورتی که کاشانی طرفدار همکاری با حزب توده بوده و تضعیف آنرا موجب تضعیف دولت در مقابل دربار می داند 3- اختلاف بر سر نفت : کاشانی مخالف هرگونه سازش بود مصدق می گوید برای رفع بحران اقتصادی و بهبود اوضاع کشور باید مسئله نفت حل شود 4- اختلاف بر سر امور خصوصی و متفرقه دیگر که بیشتر مربوط به اطرافیان آنها و انتصابات مصدق و اقدامات او برای اخذ مالیات های جدید است.249 خارج از موضع گیری خاص این روزنامه که احتیاج به شناخت و بررسی دارد. برای اثبات این ادعاهای اختلافی احتیاج به مدارک و اسناد هست تا بتوان در مورد هر کدام از موارد نظر داد.
گازیورسکی اختلافات کاشانی و دیگر یاران جدا شده شده از مصدق را در تعارضات و اختلافات شخصی می داند.و می گوید آنها دارای ارزش های سیاسی و نیز رویکردها و اولویت های متفاوتی بودند.
جیمز اف.گود موارد اختلاف آنها را ذکر می کند : 1-اختلاف در شخصیت: به منظور داشتن نفوذ کلام و پیروان فراوان، کاشانی خود را رهبر حقیقی نهضت می دانست و در مواردی علنا بر نقش رهبری و محبوبیت خود در بین توده ها تاکید کرده بود.2-اختلاف در عزل و نصب و سیاست ها: کاشانی انتظار داشت در سیاست های دولت و انتصابات صاحب نظر باشد و قدرت خود را مافوق دولت محسوب می کرد.250 دیگرمواردی که موجب اختلاف می شود: عدم تعقیب و مجازات مسببین کشتار 30 تیر از جانب مصدق ، پاسخ منفی مصدق به درخواست کاشانی برای تشکیل یک کنفرانس اسلامی بین المللی در تهران ، ترس کاشانی و دیگر علمای قم از چپ روی مصدق و الغای احتمالی رژیم … .
کاتوزیان معتقد است انگیزه اصلی حملات کاشانی و بقایی و دیگران به مصدق سرخوردگی آنان از او بود نه تضادهای اصولی.251
شاید بتوان گفت که اساسی ترين عاملی که موجب دشمنی کاشانی با مصدق، و خصومت ديرنده اسلام گرايان ديگر با او شد، اين واقعيت بود که يک رهبر غيرمذهبی (سکولار) به پشتوانه باورها، ارزشها و احساسات ملی توانسته است يک آيت االله سياسی بلندپايه را تحت الشعاع قرار دهد، ترفندهای او را خنثی کند و او را به حاشيه سياست ايران براند.252 نشریه ارگان حزب ایران از افتراق بینش کاشانی با اعضای آزادی خواه جبهه ملی مصدق سخن گفته و می نویسد «ما همیشه در معرض تهدید روی کارآمدن دیکتاتوری نظامی یا حکومت روحانیت هستیم»253 جناح راست و طیف های ملاکین و مذهبیون متعصب ، روش لیبرالیستی مصدق را پیش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان تیراندازی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان عزل و نصب، قانون اساسی، خاورمیانه