پایان نامه با کلید واژگان عروق کرونر، عروق کرونر قلب، سرطان پستان

دانلود پایان نامه ارشد

بالا است. در بيماري ايدز242 که به وسيله‌ي ويروس HIV منتقل مي‌شود نشانه‌هاي روان شناختي شايع است و بسياري اعتقاد دارند که پيشرفت ايدز تحت تأثير وضعيت روان شناختي فرد قرار دارد. کاهش لنفوسيت‌هاي کُشنده243در افراد HIV مثبتي که استرس شديدي را تجربه کرده‌اند ديده مي‌شود و اين نشان دهنده‌ي تغيير سيستم ايمني افراد مزابور است. جرج سولومون (1968) پيشنهاد کرد که استرس هيجاني بر دستگاه ايمني اثر مي‌گذارد واين تأثير به ويژه با کاهش لنفوسيت‌هاي T انجام مي‌شود. مشخص شده است که در داغ ديدگي اعم از داغ ديدگي واقعي يا انتظار داغ ديدگي، در مراقبان افراد مبتلا به زوال عقلي نوع آلزايمر، در بيماران بستري غير روان پريش، در رزيدنت‌ها و دانشجويان پزشکي و فوق ليسانس در جريان امتحانات نهايي، در زنان مطلّقه يا افرادي که جدا زندگي مي‌کنند و در افراد مسن فاقد حمايت اجتماعي و بيکاران که همگي، استرس زيادي را تجربه مي‌کنند واکنش لنفوسيتي کاهش مي يابد و اين موضوع معادل کاهش ايمني و افزايش ميزان بروز عفونت‌ها و بدخيمي‌ها است.
در اينجا به بعضي از بيماري‌ها و اختلالات روان تني مرتبط با استرس اشاره مي‌شود. اين بيماري‌ها عبارتند از: آکنه (جوش غرور جواني)، واکنش‌هاي حساسيتي، آنژين صدري، نامنظمي ضربان قلب (آريتمي)، آسم، اسپاسم مداخل مري به معده (کارديا) 244، سندرم‌هاي درد مزمن، بيماري عروق کرونر قلب، ديابت شيرين، زخم دوازدهه، نفخ معده، درد گردن/ يا کمر، کاهش ميل جنسي، افزايش يا کاهش وزن، پرفشاري نوع اوليه، زخم معده، دردهاي قولنجي معده، سردرد، هرپس (تبخال)، پرکاري تيروئيد، کاهش قند خون، بيماري‌هاي ايمني، سندرم کولون تحريک پذير، ميگرن، تهوع، چاقي، قاعدگي دردناک، خارش، کوليت زخمي245، اسپاسم دهانه‌ي دوازهه (پيلور)، آرتريت روماتوييد246، پسوريازيس247، درد ناحيه‌ي استخوان خارجي و مفصل لگن، افزايش ضربان قلب، سر درد تنشي، سل، کهير، استفراغ و زگيل (منجمي، 1387).
استرس و سيستم قلبي عروقي و بيماري: واکنش پذيري قلبي عروقي شامل تغييرات فيزيولوژيکي است که در قلب، عروق و خون در پاسخ به استرس ايجاد مي‌شود. اگرچه محققان هنوز رابط? علّي آشکاري ميان واکنش پذيري نسبت به استرس با بيماري‌هاي عروق کرونر يا فشارخون بالا پيدا نکرده‌اند، اما ميان اين دو، همبستگي زيادي وجود دارد (مانوک، 1994، شروود و ترنر، 1995، به نقل از سارافينو). براي مثال، تحقيقات نشان داده است که استرس شغلي زياد، با فشار خون بالا و بزرگي غيرطبيعي قلب مرتبط است (اشنال 248و همکاران، 1990، همان منبع). واکنش پذيري افراد به استرس در اوايل بزرگسالي در آزمايشگاه، با ابتلاي آتي آنان به فشار خون بالا ارتباط دارد (منکيز249 و همکاران، 1989). افزايش فشار خون در تست‌هاي آزمايشگاهي، بازتاب واکنش افراد در زندگي روزمره است (ترنر و همکاران، 1994).
پژوهش‌ها همچنين نشان داده است که استرس باعث تغييرات قلبي عروقي ديگري نيز مي‌شود که با بيماري‌هاي عروق کرونر ارتباط دارد. براي نمونه، خون افراد دچار استرس، حاوي مقداري فراوان پلاکت‌هاي ليپيدهايي مانند کلسترول است (پتروسون، متيوز، آلن و اُونز 250، 1995؛ ويتاليانو، راسو251 و نيائورا252، 1995). تغيير در ترکيبات خون باعث تسريع آترواسکلوروزيس (تجمع رسوبات بر ديواره شريان) مي‌شود. افزايش فشار خون احتمال حمل? قلبي يا سکته مغزي مي‌شود (به نقل ازسارافينو، 1387).
استرس و واکنش پذيري غدد درون ريز و بيماري: بعضي از واکنش‌هاي فيزيولوژيکي، شامل ترشح هورمون‌ها، به ويژه کاتکولامين‌ها و کورتيکو استروئيد‌ها، به وسيل? سيستم غدد درون ريز طي استرس است (ايوانز253 و همکاران، 1994؛ مک کان254 و همکاران، 1993). افزايش واکنش فيزيولوژيکي غدد درون ريز در تست‌هاي آزمايشگاهي، واکنش افراد به استرس در زندگي روزمره است (ويليامز و همکاران، 1991). يکي از راه‌هايي که ميزان زياد هورمون‌ها ممکن است به بيماري منجر شود، از طريق تأثيري است که بر سيستم قلبي عروقي مي‌گذارد. براي مثال، رخدادهاي به شدت استرس زا که با ميزان بسيار بالاي اين هورمون‌ها همراه باشند، ممکن است باعث تپش نامنظم قلب و احتمالاً مرگ ناگهاني شوند. علاوه بر اين، به نظر مي‌رسد بالا بودن ميزان کاتکولامين‌ها و کورتيکواستروئيدها به صورتي پيوسته، مي‌تواند بر شدت آترواسکلروزيس255 (تصلب شرائين) بيفزايد (سارافينو، 1387).
استفان مانوک و همکارانش (1995، 1988) ارتباط ميان استرس و آترواسکلروزيس را در آزمايش با ميمون‌ها نشان دادند. در تحقيقي، بعضي از ميمون‌ها، به تناوب به گروه‌هاي مختلف منتقل مي‌شدند، يعني دروضعيتي قرار مي‌گرفتند که مستلزم سازگاري با عوامل استرس زاي اجتماعي و رواني براي کسب سلط? اجتماعي بودو ميمون‌هاي ديگر در گروه‌هاي ثابت باقي مي ماندند. قطع نظر از ميزان کلسترول غذا، (کم يا زياد) در ميمون‌هايي که در شرايط استرس زا قرار داشتند، آتروسکلروزيس بيشتري ايجاد شد تا ميمون‌هاي تحت استرس کم. احتمالاً تأثير استرس بر انسان‌ها نيز به همين صورت است (مک کيني،‌ها فشاير، بوئل و اليوت، 1984). پژوهش‌ها نشان داده است افرادي که به استرس شديد و مزمن دچارند، بيشتر احتمال دارد به تصلب شرايين مبتلا شوند. پژوهش‌ها همچنين حاکي است که افرادي که از حمايت اجتماعي بسياري برخوردارند، در مقايسه با افراد بهره مند از حمايت کمتر، واکنش کمتري به لحاظ غدد درون ريز از خود نشان مي‌دهند (سيمن256 و مک ايوان257، 1996، به نقل از سارافينو).
استرس و واکنش پذيري سيستم ايمني و بيماري: ترشح کاتکولامين‌ها و کورتيکواستروئيدها هنگام برانگيختگي از راه ديگري نيز بر سلامت اثر مي‌گذارد: بعضي از اين هورمون‌ها در کار سيستم ايمني اختلال ايجاد مي‌کنند (جموت و لاک، 1984؛ شليفر258، اسکات259، استاين و کِلر260، 1986). براي مثال، افزايش کورتيزول و اپي نفرين با کاهش فعاليت سلول‌ها T و B بر ضد آنتي ژن‌ها ارتباط دارد. به نظر مي‌رسد کاهش فعاليت لنفوسيت در ايجاد و پيشرفت بيماري‌هاي عفوني گوناگون و سرطان مهم باشد (کِيکالت، گلاسر و گلاسر، 1995). ساندرا لوي261و همکاران، زناني را که سرطان پستان داشتند مورد بررسي قرار دادند و دريافتند در بيماراني که ميزان فعاليت سلول‌هاي T کشنده زياد بود، گسترش سرطان به بافت‌هاي اطراف، کمتر بود (سارافيو، 1387).
فرايند‌هاي دستگاه ايمني، همچنين بدن را در برابر مواد سرطان زا، مانند پرتوهاي X، قطران تنباکو، و پنب? نسوز محافظت مي‌کنند (انجمن دارويي امريکا262، 1989). مواد سرطان زا مي‌توانند به ِDNA سلول‌ها آسيب برسانند و آنها نيز به سلول‌هاي جهش يافته تبديل مي‌شوند و گسترش مي يابند. خوشبختانه تماس مردم با مواد سرطان زا، به ميزاني اندک و به مدتي کوتاه است و بيشتر تغييرات DNA احتمالاً به سرطان نمي انجامند (گلاسر و همکاران، 1985). زماني که سلول‌هاي جهش يافته ايجاد مي‌شوند، دستگاه ايمني، به وسيل? سلول‌هاي کشند? T، به آنها حمله مي‌کند. در حقيقت، بدن پيش از جهش يافتن سلول‌ها، زماني که مواد شيميايي وارد بدن مي‌شوند، به دفاع از خود مي پردازد و به وسيل? آنزيم‌ها مواد سرطان زا را از بين مي‌برد يا DNA آسيب ديده را ترميم مي‌کند. تحقيقات نشان داده است که استرس زياد، موجب کاهش توليد اين آنزيم‌ها و ترميم DNA مي‌شود. (گلاسر و همکاران، 1985، کيکالت ـ گلاسر و گلاسر، 1986، کيکالت ـ گلاسر و همکاران، 1985، به نقل از همان منبع).
ايمني شناسي عصبي رواني: سيستم‌هاي زيستي و رواني به هم بستگي دارند، ـ تغييرات ايجاد شده در يک سيستم، اغلب بر ديگر سيستم‌ها اثر مي‌گذارد. تشخيص اين مسئله و ارتباط آن با بيماري و سلامت، پژوهشگران را بر آن داشت تا رشت? جديدي به نام ايمني شناسي عصبي رواني263 ايجاد کنند.
در اين رشته، ارتباطات ميان فرايندهاي رواني اجتماعي و فعاليت سيستم‌هاي اعصاب، غدد درون ريز و ايمني بررسي مي‌شود (آدلِر264 و کوهن، 1985؛ دان265، 1995، ماير، واتکينز و فلشنر266 1994). اين سيستم‌ها با هم يک حلق? پسخوراند را تشکيل مي‌دهند: سيستم‌هاي غدد درون ريز و اعصاب، پيام‌هاي شيميايي را از طريق هدايت کننده‌هاي عصبي و هورمونها که موجب افزايش يا کاهش کارکرد ايمني مي‌شود، ارسال مي‌دارند و سلول‌هاي سيستم ايمني، موادي شيميايي مانند ACTH توليد مي‌کنند که اطلاعات را به مغز مي‌رسانند. مغز مانند مرکز فرمان عمل مي‌کند و در کار سيستم ايمني، تعادل به وجود مي‌آورد، زيرا فعاليت کم سيستم ايمني، فرد را مستعد ابتلا به عفونت مي سازد و فعاليت بيش از انداز? آن ممکن است موجب بيماري‌هاي خود ايمن شود (سارافينو، 1387).
هيجان‌ها و کارکرد سيستم ايمني: هيجان‌هاي مردم ـ چه مثبت و چه منفي ـ نقشي حياتي در تعادل کارکرد سيستم ايمني بازي مي‌کنند. پژوهش‌ها نشان داده است که بدبيني، افسردگي و استرس ناشي از رخدادهاي کوچک و بزرگ، با اختلال سيستم ايمني ارتباط دارند (بيوندي و پانچر267، 1995؛ لئونارد، 1995؛ لوي و‌هايدن268، 1991، زاترا269 و همکاران، 1989، به نقل از سارافينو). براي مثال، پژوهشي نشان داد کارکرد سيستم ايمني همسران بيماران مبتلا آلزايمر، پايين تر بود و طي يک سال، آنها بيشتر از گروه شاهد مريض شدند (فاترمن، کِمني، شاپيرو وفيهي270، 1994؛ استون و همکاران، 1994). در پژوهشي توسط آراتوراستون (1994) و همکاران، از مردان بزرگسال خواسته شد وقايع مثبت و منفي زندگي روزان? خود را ثبت کنند و هر روز، نمون? بزاق دهانشان براي بررسي ميزان آنتي بادي گرفته مي‌شد. رخدادهاي منفي موجب کاهش آنتي بادي در همان روز مي‌شد، اما رخدادهاي مثبت، سبب افزايش آنتي بادي تا دو روز بعد مي‌شدند.
بعضي رخدادهاي استرس زا با يک بحران آغاز مي‌شود اما پيامدهاي هيجاني آن، براي مدتي به سرکوب فرايندهاي ايمني ادامه مي‌دهد (ويليس، توماس، گري271 و گودين272، 1987). اين موضوع، در پژوهش طولي فرايند پير شدن سالمندان سالم نشان داده شد. از سالمندان خواستند همين که بحراني شديد، مانند تشخيص بيماري جدي، فوت همسر يا فرزند، در زندگيشان بروز کرد، با پژوهشگران تماس بگيرند. پانزده نفر از اين سالمندان با بحران رو به رو شدند. يک ماه پس از بحران و سپس چند ماه بعد از آن، پژوهشگران ميزان لنفوسيت و کورتيزول خون، رژيم غذايي اخير، وزن، و استرس رواني اين افراد را اندازه گرفتند. به دليل طولاني بودن پژوهش، براي مقايسه از اطلاعات مشابهِ پيش از بحران استفاده شد. تحليل داده‌ها نشان داد که پس از بحران، ميزان لنفوسيت، کالري مصرفي و وزن بدن، کاهش، و ميزان کورتيزول و استرس رواني افزايش يافت، اما چند ماه پس از بحران، اين ميزان‌ها به حالت پيش از بحران بازگشت.
زماني که افراد به رخدادهاي جزئي واکنش نشان مي‌دهند، مانند حل مسئل? رياضي در مدتي کوتاه، تغييرات در تعداد و فعاليت سلول‌هاي ايمني براي مدت کوتاهي ـ چند دقيقه يا چند ساعت ـ ادامه پيدا مي‌کنند (دِلاهنتي273 و همکاران، 1996). ميزان تغييرات، بسته به شدت ومدت و نوع رخداد ـ بين فردي، غير اجتماعي (هربرت و کوهن، 1993)، فرق مي‌کند. رخدادهاي تکان دهنده، طولاني مدت و ميان فردي، باعث ايجاد تغييرات بسياري در دستگاه ايمني مي‌شود. البته، واکنش پذيري دستگاه ايمني در افراد مختلف متفاوت است؛ اما ميزان واکنش پذيري فرد نسبت به يک رخداد، در فاصل? چند هفته يکسان است (مارشلَند274 و همکاران، 1995). بنابراين، واکنش فرد به يک رخداد استرس زا، در طول زمان به نسبت ثابت است (سارافينو، 1387).
عوامل تعديل کنند? رواني اجتماعي در واکنش پذيري دستگاه ايمني: عوامل رواني اجتماعي مي‌توانند موجب تعديل استرسي شوند که افراد احساس مي‌کنند. اين عوامل، بر پاسخ دستگاه ايمني نيز مؤثرند. براي نمونه، تحقيقات نشان داده است افرادي که به هنگام دچار شدن به استرس شديد و طولاني مدت، از نظام حمايت اجتماعي قدرتمندي برخوردارند، دستگاه ايمني قويتري دارند. ضعف دستگاه ايمني آنان از کساني که از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان هورمون رشد، مکان کنترل، عزت نفس Next Entries پایان نامه با کلید واژگان کاهش استرس، اختلالات خواب، بهداشت روان