پایان نامه با کلید واژگان عرضه کنندگان، بهبود عملکرد، مهندسی ارزش

دانلود پایان نامه ارشد

مشتري، انتظارات او به منظور بهبود مستمر عملکرد خدمت دهي به مشتري
مرحله ي سوم: ايجاد و تعريف کيفيت در زنجیره‌ی تأمین
مرحله ي چهارم: تشخيص معيار هاي خدمت دهي، بهره وري و هزينه اي
مرحله ي پنجم: ارزيابي عملکرد فعلي و تنظيم استاندارد هايي براي هزينه و بهره وري
مرحله ي ششم: تشخيص و اجراي تغييرات به منظور بهبود عملکرد کل فرآيند زنجیره‌ی تأمین
مرحله ي هفتم: کنترل و نظارت بر عملکرد بهره وري و خدمت دهي
همان طور که در فوق آمده است، در اين روش کيفيت انجام فرآيند ها به عنوان اصلي ترين معيار مورد توجه قرار گرفته است.
2-4-3-3- نظریه “باور ساکس”:
اين روش داراي معيار های زیر است و اين معيار ها نشان دهنده ي ابعاد مختلف عملکرد هستند:
1. رضايت مشتري / کيفيت: واحد هاي اندازه گيري اين معيار عبارتند از:
• تحقق کامل سفارش
• رضايت مشتري
• کيفيت محصول
2. زمان: واحد هاي اندازه گيري زمان، توانايي شرکت را به منظور پاسخ گويي به تقاضاهاي مشتري از بعد زمان بررسي مي کنند. اين واحد ها عبارتند از:
• زمان لازم براي ورود سفارش براي ارسال به بخش زمان بندي محصول
• زمان آماده شدن براي حمل
• زمان حمل براي مشتري
• زمان پذيرش يا رد توسط مشتري

3. هزينه ها: براي ارزيابي هزينه ها، هزينه ها به بخش هاي مختلف تقسيم شده اند:
• هزينه هاي انجام سفارش
• هزينه هاي اکتساب مواد
• هزينه هاي حمل موجودي
• هزينه هاي سيستم هاي اطلاعاتي مديريت و مالي
• هزينه هاي بالاسري موجودي و ساخت
نقص اين روش اين است که هيچ گونه معيار مقايسه در اين مدل اشاره نشده است.
2-5- مديريت هزينه در زنجیره‌ی تأمین
2-5-1- دلايل اصلي کاهش هزينه
مهم ترين تغييري که امروزه در مديريت هزينه به وجود آمده است اين است که کاهش هزينه در زنجیره‌ی تأمین بايد فراتر از يک دپارتمان و يا يک شرکت انجام شود. زيرا ممکن است کاهش هزينه در يک حوزه، يا يک دپارتمان و يا يک شرکت در زنجیره‌ی تأمین به افزايش هزينه در حوزه، دپارتمان و يا حلقه هاي ديگر زنجیره‌ی تأمین منجر شود و در کل هزينه ي تمام شده ي محصول افزايش يابد. يعني در اين مورد بايد يک ديد کل نگر داشت، بر همین اساس با توجه به فاز تحلیل کار کرد در مهندسی ارزش، برای شناسایی دلایل اصلی هزینه در زنجیرهی تأمین و با رسم نمودار تحلیل کار کرد (FAST) به پنج منبع اصلي هزينه زياد يک شرکت در زنجیره‌ی تأمین که عدم شفافیت یا وضوح، تغییر پذیری، طراحی محصول، وجود اطلاعات ناقص برای تصمیم گیری و نهایتاً ارتباطات ضعیف است بطور کامل اشاره خواهد شد. (باورساکس، 1389):
1- عدم شفافيت يا وضوح: براي اين که در يک زنجیره‌ی تأمین به طور کارا هزينه ها را کنترل کنيم بايد شفافيت هزينه ها را افزايش دهيم. زيرا مفهوم هزينه آن‌طورها که ابتدا به نظر مي رسد، بدون ابهام نيست. مسلماً از ديد يک حسابدار هزينه هر چيزي است که براي آن پول داده مي شود. ولي اين طرز تفکر بسيار ساده‌لوحانه و خام است. زيرا خيلي چيزها رانمی توان با پول اندازه گرفت. مثلاً هزينه ي مشتري از دست رفته و يا هزينه ي از دست رفتن اعتبار شرکت هزینه‌هایی است که نمي توان آن ها را با هيچ روشي اندازه گيري کرد. يکي از دلايل عدم شفافيت و ابهام در هزينه ها، طبيعت متفاوت و مختلف انواع هزينه هاست. وقتي هزينه ها به طور کامل شفاف شدند، آن گاه بايد به دنبال راه حل هاي بهبودي باشيم.
2- تغيير پذيري: تغيير پذيري در شکل ها و انواع مختلفي ظاهر مي شود مثل نوسان در مقدار کار و ناهماهنگي در اجراي عمليات فردي. اين نوسان باعث اضافه شدن هزينه ي عملياتي و هم چنين هزينه هاي نگهداري موجودي مي شود. در نتيجه شرکت ها براي رقابت در زنجیره‌ی تأمین جهاني بايد بر اين مشکل غلبه کنند.
امروزه به خاطر اين که زنجيره هاي تأمین بسيار پيچيده شده اند، بهره وري آن ها بسيار آسيب پذير شده است و تغيير پذيري در اين مقوله بسيار مؤثر است. زيرا باعث مبهم شدن برنامه توليد و عدم کارايي زنجیره‌ی تأمین مي شود.
3- طراحي محصول: شکي نيست که طراحان محصول به شدت بر روي هزينه ها در چرخه ي زندگي محصول تأثیر گذار هستند. قابليت و توانايي کنترل و کاهش هزينه در مرحله ي شکل گيري و طراحي محصول بسيار زیادتر از ساير مرحله هاي چرخه ي زندگي محصول است. مثلاً ممکن است براي تغيير اساسي در طرح محصول در مرحله ي توليد انبوه به تغيير کامل تکنولوژي ساخت و ماشين آلات نياز پيدا کنيم که هزينه ي آن بسيار زياد مي شود. ولي فرآيند مديريت در بسياري از سازمان ها و شرکت ها همين اصل ساده را مورد توجه قرار نمي دهد. توجه به اين نکته در طراحي محصولات جديد، مخصوصاً محصولاتي که به تکنولوژي جديد و يا به سرمايه گذاري براي ايجاد زير ساختار ها و تجهيزات نياز دارند، بسيار با اهميت تر مي شود.
توجه به نکات زير در مرحله ي طراحي مي تواند در کاهش هزينه ها بسيار مؤثر باشد:
• افزايش همکاري بين طراحان و توليد کنندگان: در صنعت به اين کار مهندسي هم زمان مي گويند و معمولا يک تيمي تشکيل مي شود که روي محصول کار کرده و راه هاي توسعه محصول و کاهش هزينه ي آن را بررسي مي کنند. اعضاي اين تيم فقط شامل مهندسان نيستند، بلکه تمام کساني که از ابتدا تا انتها روي محصول و هزينه ي آن مؤثر هستند در اين تيم شرکت دارند، مثل: بازارياب، مسئول تهيه و تدارک، توليد کننده و مسئول توزيع.
• طراحي براي ساخت (DFM)46: تيم هاي طراحي از ابزار هاي تحليلي براي کاهش اجزا و قطعات محصول استفاده مي کنند تا فرآيند مونتاژ سريع تر و ارزان تر انجام شود. البته در بعضي موارد بهتر است پيکر بندي و بعضي از خصوصيات نهايي محصول در مرحله ي توليد مشخص و قطعي شود. چون ممکن است پياده سازي بعضي از مشخصات محصول در عمل ممکن نبوده و آن گاه دوباره بايد طرح محصول عوض شود و در نتيجه زمان و هزينه ي بيشتري ضايع شود.
• مشخص کردن تأمین‌کننده در همان ابتدا و شرکت دادن او در طراحي محصول: اين کار اين مزيت را به همراه دارد که در بعضي موارد تأمین‌کننده ي قطعات محصول مي تواند فرصت هاي کاهش هزينه را در محصول به خوبي و بهتر از طراحان شناسايي کنند و در نتيجه نظرات آن ها در طراحي محصول اعمال شود.
• مستند سازي فرضيات مالي در همان مرحله ي طراحي: مثلاً محاسبه ي مدت زماني که طول مي کشد تا توليد يک محصول جديد به نقطه ي سر به سر برسد.

4- وجود اطلاعات ناقص براى تصميم گيري و عدم به اشتراک گذاشتن اطلاعات: امروزه زنجيره هاي تأمین به طور فزاينده اي دانش محور شده اند. آن ها به همان اندازه که توليد کننده ي کالاي فيزيکي هستند، کارخانه هاي اطلاعات نيز هستند. معمولا از هزینه‌هایی که براي يک کالاي ساخته شده مصرف مي گردد، 10% مربوط به نيروي کار مستقيم، 50% مربوط به مواد مستقيم و 40% سربار هستند که قسمت زيادي از اين سربار به جا به جايي اطلاعات مربوط مي شود.
موانع بسيار زيادي بر سر راه اطلاعات چه در يک شرکت و چه در طول زنجیره‌ی تأمین وجود دارد. عدم وجود سيستم هاي پشتيباني باعث به وجود آمدن اختلافاتي مي شود که حرکت مواد را در زنجیره‌ی تأمین بسيار کند مي کند و منجر به هزينه هاي غير ضروري مي شود. اين هزينه ها اغلب به آساني قابل رؤیت نيستند و دلايل بسيار زيادي دارند، ولي مي توان با برنامه ريزي بهتر و طراحي فرآيند مطلوب تر آن ها را کاهش و حتي حذف کرد.
5- ارتباطات ضعيف: اصولاً مفهوم زنجیره‌ی تأمین به معناي وجود ارتباط بين شرکت ها براي افزودن ارزش به يک محصول مشترک و نهايي است. ارتباطات ضعيف مي تواند همه ي اجزاي زنجیره‌ی تأمین را شامل شود: جريان فيزيکي، جريان اطلاعاتي و جريان پولي. اين ضعف مي تواند در کيفيت و يا روش به جريان افتادن آن ها از يک حلقه ي زنجيره به حلقه ي ديگر باشد. هم چنين منبع و علت اين ضعف مي تواند محدود به يک شرکت باشد يا در کل زنجيره گسترده باشد.
به طور نمونه اثر ارتباطات ضعيف در خط مونتاژ اتومبيل بسيار مشهود است. مثلاً اگر در کار يک تأمین‌کننده ي کم اهميت نيز وقفه اي ايجاد شود، خط مونتاژ متوقف مي شود. اين وضعيت تنها در سيستم JIT وجود ندارد. بنابراين براي جلوگيري از وقفه در خط مونتاژ، شرکت بايد موجودي زيادي از هر قلم جنس را نگه داري کند که منجر به هزينه ي زيادي مي شود. اين هزينه ها معلول ارتباطات ضعيف هستند.
برخي زنجیره‌ی تأمین را به يک سمفوني تشبيه کرده اند. در يک سمفوني، رهبر ارکستر نوازنده ها را هدايت مي کند و برگه هاي نت نيز زمان و قطعه اي از موسيقي که هر يک از اعضاي ارکستر بايد بنوازد را تعريف مي کند. نقش ارتباطات در زنجیره‌ی تأمین مثل نقش رهبر ارکستر و برگه هاي نت در يک سمفوني است.
2-5-2- مديريت هزينه
2-5-2-1- ضرورت مديريت هزينه
مديريت هزينه اداره نمودن هزينه ها و مراکز هزينه47 است به نحوي که هزينه ها در روند ايجاد ارزش افزوده و منافع هر چه بيشتر با هم در تعامل باشد.
ضرورت مشتري مداري: به دليل مازاد ظرفيت جهاني، ضروري است تا شرکت ها ضمن حفظ مشتريان قبلي، مشتريان جديدي بيابند. امروزه حفظ مشتري فعلي مقدم بر کسب مشتري جديد است. حفظ مشتري نيازمند رعايت نکات زير است:
• کيفيت مطلوب
• قيمت مناسب
• تحويل مناسب
• خدمات پس از فروش مطمئن
• اطلاع از نظرات و خواسته هاي مشتري
با توجه به نکات فوق در مي يابيم که آن هايي مي توانند به رقابت ادامه دهند که مشتري خود را به خوبي حفظ کرده و سپس به جذب مشتري جديد اقدام نمايند. يکي از مهم ترين ابزار ها جهت باقي ماندن در صحنه ي رقابت، توان کاهش هزينه هاست.
يک رويکرد براي کاهش هزينه ها، شامل کم کردن از کالاهاي موجود در انبار، از محصولات تمام شده يا مواد خام و کاهش زمان سيکل توليد با تحول سريع تر محصولات است. اين تلاش موجب به وجود آمدن يک رويکرد کاملاً جديد و مبتنی بر اينترنت براي خريد، تدارکات و حمل و نقل با تلاش براي ارسال به موقع مواد اوليه (JIT) براي توليد شده است تا ديگر شرکت ها مجبور نباشند تعداد و مقدار زيادي مواد اوليه يا قطعات را در انبار نگه دارند.
جهان متصل شده به شبکه و برخوردار از امکانات وب مرحله بعدي مديريت زنجیره‌ی تأمین است که در آن همه چيز به اينترنت وصل شده است؛ اما بدون اين پتانسيل ها هم شرکت ها هنوز مي توانند از مديريت زنجیره‌ی تأمین برخوردار شوند، فقط اگر روي شيوه هاي کليدي زير متمرکز شوند:
• مديريت موجودي کالا
• تدارکات
• ارسال به موقع محصول
مديريت موجودي کالا: اين که کالاي موجودي در انبار را مديريت کنيم تا ارسال کالا به سرعت انجام شود و موانع از پيش رو برداشته شود، مسئله اي است که عرضه کنندگان فناوري در سراسر جهان روي آن در حال تحقيق هستند. سيستم قديمي استفاده از کاغذ که نياز به تخليه بار کاميون براي مرتب کردن و چيدن در انبار ها نياز داشت، در بازار جهاني امروز فقط و فقط وقت کشي است. استفاده از بارکدهاي کامپيوتري و فناوري فرکانس هاي راديويي تا آن حد پيشرفت کرده که بارگيري و تخليه کالا اغلب با نظارت فناوري انجام مي شود. اکنون اينترنت وب نيز در حال تبديل به ابزار انتقال و پل رسيدن به فعاليت هاي تدارکاتي، ازجمله رديابي و پي گيري کالاها و محموله هادر فضاي مجازي است.
تدارکات: کاستن از زمان جا به جايي محصول و نيز مدت نگهداري آن در انبار يک جزء کليدي مديريت زنجیره‌ی تأمین است. در سال هاي اخير، تأکید روز افزون بر کاهش تعداد کالاي موجودي در انبار و کاهش زمان تردد کالا، صنعت کاملاً جديدي را به وجود آورده که معمولا به آن صنعت تدارکات مي گويند. با تکامل يافتن شرکت هاي تدارکاتي تخصصي که از پيشرفته ترين فناوري روز براي ارسال سريع محصولات استفاده مي کنند، انبار هاي فروشندگان يا عرضه کنندگان محصول نيز کوچک تر شده است و بسياري از عرضه کنندگان به شرکت هاي تدارکاتي طرف ثالث براي مديريت موجودي کالا روي آورده اند.
ارسال به موقع کالا: ارسال به موقع کالا موضوع مهمي است که آن را مشتري اندازه مي گيرد و موجب کاهش هزينه و افزايش رضايت مشتري مي شود. شرکت هاي باربري و حمل و نقل از انواع فناوري ها براي تسريع در ارسال کالا با دقت هرچه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان روش های ارزیابی، عملکرد شرکت Next Entries پایان نامه با کلید واژگان زنجیره تأمین، ارزش افزوده، اهداف سود