پایان نامه با کلید واژگان عدالت اجتماعی، علامه طباطبایی، جوامع انسانی، شهید مطهری

دانلود پایان نامه ارشد

و عدالت اجتماعی ذکر میکند، چنین میگوید:
«… اسلام، که عدالت اجتماعی را از مبادی اساسی برای شکل گیری خط مشی اقتصادیاش میداند، آن را با مفهوم تجریدی مبنا قرار نداده و نیز به صورت باز به آن دعوت نکرده تا قابل هرگونه تفسیر باشد. همچنین آن را به جوامع انسانی که دیدگاههای متفاوتی پیرامون عدالت دارند و بر اساس اندیشه و تلقی خویش از زندگی وحیات آن را معنا میکنند نیز، واگذار نکرده است. بلکه اسلام عدالت را در ضمن یک سیاست گذاری و برنامه ریزی معین ارائه کرده که توانسته است، پساز آن، این ایده را در واقعیت زنده مجسم کند؛ واقعیتی که تمامی تار و پودش با مفهوم اسلامی عدالت عجین است. ازاین رو کافی نیست که تنها به فراخوانی اسلام از عدالت اجتماعی بسنده شود، بلکه باید بینش تفضیلی و ویژهی اسلام از عدالت را نیز شناخت.» 5
اما باید گفت: درحقیقت دیدگاه عمومی اندیشمندان اسلامی عکس این مطلب است و اکثرآنها به وجود تعریف و تفسیر مفهوم عدالت در متون اسلامی اذعان دارند. از سویی حتی دیدگاههایی که قائل به وجود تفسیر عدالت در متون دینی نیست، منکر امکان تحدید دایرهی عدالت و تشخیص میزان و معیارهای کاربردی آن نیست.

1ـ1ـ2. عدالت در لغت
از لحاظ لغوی “العدل” اسم مجردی است که به معنای راستی، درستی، دادگری، داد و … میآید.
مؤلف لسان العرب مینویسد:
«عدالت؛ ضد ظلم و دادگری مترادف فارسی آن است. عدل به معنای راستی، درستی، دادگری، داد، همتا، لنگه، میانه روی و مساوات آمده است.»6
ابن منظور،”اعتدال” را حد وسط در میان دو وضعیت یا حالت در اندازه گیری و چگونگی میداند، و آنچه مایهی اعتدال در نفس انسانی میشود را، عدالت مینامد.7 همین نویسنده ظلم را تجاوز از حد و گذاشتن چیزی در “غیر ما وضع له” و در محل نامناسب معنا میکند.8
یکی از فرهنگها در شرح معنای لغوی عدل مینویسد:
«عدل؛ یعنی معادل، متعادل، حد وسط، ضد جور و شایستهی گواهی دادن و … در حکمت عملی، عدل مقابل ظلم است و به معنای احقاق حق و اخراج حق از باطل است و امر متوسط میان افراد و تفریط را نیز، عدل گویند.»9
فرهنگ دیگری دراینباره آورده است:
«عدالت در لغت به معنای راستی[استقامت] و در شریعت به معنای راستی در راه حق و دوری از مانع و برتری دادن عقل بر هواست … عدالت از این جهت که مصدر است مترادف عدل است و عدل عبارت است از اعتدال، راستی و میل به حق، و حد وسط بین دو طرف افراط و تفریط است.»10
راغب اصفهانی نیز، در معنای عدالت مینویسد:
«العدالة و المعادله لفظی است که در حکم و معنی مساوات است و به اعتبار نزدیک بودن عدل به مساوات در آن مورد هم به کار میرود.”عدل” در چیزهایی که با بصیرت و آگاهی درک میشود، به کار میرود، مثل احکام و “عدل” به کسر (ع) در چیزهایی است که با حواس درک میشود، مثل اوزان، اعداد و پیمانه ها.»11
همچنین خدوری از نظر لغوی پنج معنا برای عدل درنظر گرفته است:12
1ـ راست کردن یا راست ودرست قرار گرفتن و نشستن، اصلاح کردن و یا ایجاد تغییر.
2ـ گریختن یا منحرف شدن ویا برگشتن از یک مسیر غلط به مسیر صحیح دیگر.
3ـ برابر، معادل همرتبه و همانند بودن یا برابر کردن.
4ـ توازن یا تعادل ایجاد کردن یا موزون بودن.
5ـ سرانجام عدل، ممکن است به معنای مثال یا شبیه باشد.

1ـ1ـ3. عدالت در عرف عام
در عرف عام “عدل” به معنای رعایت حقوق دیگران در برابر ظلم و تجاوز به کار میرود ، ازاینرو عدل را به معنی “اَعطاءَ کُلُّ حَقٍّ حَقَّه ” گرفتهاند، و برخی درمعنای عدل توسعه داده اند و آنرا به معنای “هرچیزی را در جای خود نهادن یا هر کاری را به وجه شایسته انجام دادن” به کار برده اند.13
علامه طباطبایی، در یک تعریف مشهور عدالت را چنین توصیف کردهاند :
«وهی اعطاءُ کُل ذی حقّ مِن القویِّ حَقَّهُ ، وَ وَضَعُهُ فی موضع الذی یَنبغی لَهُ .»14
عدالت دادن حق به صاحب حق، وقرار دادن آن در موقع و موضعی است که سزاوار آن است.
به گفتهی برخی از پژوهشگران عبارت: “وضع هر چیز در منزلت و جایگاه شایسته اش” ، به تبیین حقیقت عدل در “هست ها” یعنی در عرصهی جهان بینی میپردازد و عبارت “اِعطاء کل ذی حق حقه” به تحقیق عدالت در “باید ها و احکام و اخلاق” نظر دارد.15
1ـ1ـ4. مفاهیم گستردهتری از عدالت
1ـ1ـ4ـ1. عدالت از دیدگاه امیر المؤمنین علی(علیه السلام) (بزرگترین مجری عدالت)
عدالت به مثابهی تقوی:
امام علی(علیه السلام) در بیان صفات متقین میفرماید:
«متقی، خویش را به عدل ملتزم ساخته و اولین گام عدالت او، آن است که هوی و خواهش نفس را از خود دور کرده، حق را بیان میکند و بر اساس آن رفتار مینماید.»16
به عبارت دیگر امام تقوای الهی را شروع عدالت قلمداد کرده است. بنابراین یکی از معانی عدالت در نگاه امام علی (علیه السلام) همان تقوای الهی و دوری از فریبکاری و ستم پیشگی است.

عدالت به مثابهی حکمت:
شاخص دیگری که میتوان برای توضیح مفهوم عدالت از دیدگاه امام علی(علیه السلام) به آن اشاره کرد پاسخی است که امام به یک پرسش بیان نموده است.
از ایشان سؤال شد از میان عدالت و بخشش کدام برتر و ارزشمندتر است، امام علی (علیه السلام) در پاسخ فرمودند:
«عدل چیزها را در جای خود مینهد و بخشش آن ها را از جای خود بیرون مینهد، عدل قانون و مدیری عام است[ برای همگان] و بخشش تنها یکی را بهره میدهد که به او بخشش شده باشد[ نصیب ویژهای است]، پس عدل ارجمندتر و برتر میباشد.»17
در نگاهی فلسفی این تعریف از عدالت، مرادف حکمت قلمداد شده و به این ترتیب کار عادلانه، کار حکیمانه تلقی میگردد، زیرا در این معنی، عدالت یعنی هرچیزی را به جای خود نهادن (وَضع الشیء فی موضِعه) و یا هر کاری را به وجه شایسته انجام دادن میباشد.
استاد مطهری در توضیح این حدیث میگوید:
امام علی (علیه السلام) عدل را از بخشش بالاتر میداند و برای آن دو دلیل ذکر میکند:
یکی؛ این که عدل، جریانها را درمجرای طبیعی خود قرار میدهد اما جود [بخشش] جریانها رااز مجرای طبیعی خود خارج میسازد. زیرا مفهوم عدالت این است که استحقاقهای طبیعی و واقعی در نظر گرفته شود و به هر کس مطابق آنچه برحسب کار و استعداد، لیاقت دارد، داده شود.
دلیل دیگر این که؛ عدالت قانونی است عام و مدیری است کلی که همهی اجتماع را در برمیگیرد اما جود، یک حالت استثنایی و غیرکلی است که اگر جنبهی قانونی و عمومی پیدا کند دیگر جود نیست.18

عدالت به مثابهی انصاف:
برداشت دیگری که میتوان در باب مفهوم عدالت از دیدگاه امام علی(علیه السلام) دریافت، انصاف است. ایشان در کلامی ذیل آیهی “ِانَّ الله یَأمُرُ بِالعَدل وَ الِإحسان” میفرماید:

«عدل، انصاف است و احسان بخشش.» 19
چنانچه دربارهی انصاف نیز میفرماید: انصاف زدایندهی اختلاف و پراکندگیها و موجب همبستگی است.

عدالت به مثابهی نفی تبعیض:
در نظام اندیشهی امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) مفهوم عدالت و حق کاملاً در هم تنیده و باهم معنیدار میشود ویکی از اصلیترین وجود آن احقاق حق انسانها و نفی تبعیض بین آنها در آنچه که مساویاند میباشد.
عدالت در این معنا، برابری مطلق انسان ها نیست، اما بدون تردید و با عنایت به شرایط خاص حاکم بر جامعهی اسلامی پس از رحلت رسول اکرم ( صلی الله علیه وآله وسلم)، ذاتاً معنای نفی تبعیض را در حوزه های سیاسی و اقتصادی و قضایی و رعایت حقوق شهروندان با خود دارد. به ویژه در جایی که رابطهی شهروندان و حکومت مطرح میشود؛ چنان که امام علی (علیه السلام) در این زمینه میفرماید:
«بدان که شهروندان چند دستهاند که کار بعضی به سامان نمیرسد، مگر به بعضی دیگر و گروهی را از گروهی دیگر بینیازی نیست.»20
امام در این کلام تعاون انسانی را برای رفع نیاز زندگی اجتماعی، مورد تأیید قرار میدهد و تفاوت ظرفیت ها و به دنبال آن استحقاق ها را میپذیرد، اما این به آن معنا نیست که انسان ها در قبال اصول و ضوابط حاکم بر جامعهی سیاسی با تفاوت نگریسته شوند بلکه همهی آن ها در برابر قانون یکسان اند و به عبارت دیگر، هر انسانی باید در نظام اجتماعی احساس کند که به اندازهی استعداد و فعالیت های خود حقوقش رعایت شده و بر او ستمی نرفته است.21
1ـ1ـ4ـ2. عدالت از دیدگاه علامه طباطبایی(رحمة الله)
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان دربحثی تحت عنوان “کلام فی العِدالَة” در ذیل آیات سورهی مائده، عدل را رعایت حد وسط و اعتدال و تساوی معنا میکند. ایشان دراینباره میفرماید:
«به درستی که عدالت که عبارت از اعتدال و رعایت حد وسط در دو سوی عالی ودانی میان دو چیز یا رعایت حد وسط و پرهیز از دو طرف افراط و تفریط است، ارزش و اعتبار سترگی در جوامع انسانی دارد و حد وسط و اعتدال که همان عدل است رکن استوار و اصلی در شاکلهی زندگی اجتماعی است.»22
نکتهی مهمی که در اینجا وجود دارد این است که ایشان عدالت را که در فقه آمده، غیر از عدالتی میداند که در علم اخلاق از آن سخن به بیان آمده است.
عدالت فقهی با پرهیز از گناهان[ که جنبهی عرفی دارد] حاصل میشود، در حالی که عدالت در اخلاق، ملکهی راسخ درونی است که به گونهای در انسان پرورش یافته و مخمر شده که فرد را از رفتن به سمت کارهای ناشایست باز میدارد. عدالت فقهی، عرفی است و به حسب ظاهراشخاص قابل تشخیص است. ضمن اینکه بخش مهمی از عدالت فقهی، معنای سلبی آن است، یعنی پرهیز از کارهای خلافی که دین از آن نهی کرده است.23
1ـ1ـ4ـ3. عدالت از دیدگاه شهید مطهری(رحمة الله)
استاد شهید در نوشتههای خود به مناسبتهای فراوان دربارهی مفهوم و معنای عدالت بحث کردهاند و به نقش مهم تفسیر صحیح آن نیز توجه دادهاند. ایشان براین باورند تا مفهوم عدل روشن نشود هر کوشش دیگری دراین زمینه مصون از اشتباه نیست.
شهید مطهری سه گونه تعریف از عدالت به معنای:
1ـ مساوات.
2ـ تساوی در مقابل قانون.
3ـ رعایت توازن در اجتماع، ارائه میدهد.
ایشان میفرماید:
«آن چنان که من مجموعاً دریافتم، عدالت را سه جور میشود تعریف کرد: یکی اینکه عدالت، یعنی مساوات، چون از مادهی عدل است و عدل یعنی برابری. یک معنای عدالت برابری است بلکه اصلاً معنا و ریشهی اصلی عدالت همان برابری است.»24
«… معنای عدالت این نیست که همهی مردم از هر نظر در یک حدود و یک مرتبه باشند. جامعه خود به خود مقامات و درجات دارد، باید تقسیمبندی شود و راه منحصر آن، آزاد گذاشتن افراد و زمینهی مسابقه فراهم کردن است.»25
«… معنای مساوات و به یک چشم دیدن و همه را برابر در نظرگرفتن هم این است که هیچ ملاحظهی شخصی در کار نباشد…. امکانات مساوی برای همه افراد فراهم شود، میدان برای همهی افراد فراهم شود، میدان برای همه بهطور مساوی باز باشد تا اگر کسی همت داشته باشد، در هر کجا که هست و در هر طبقهای که هست، به تواند در پرتو لیاقت و استعداد و بروز فعالیت به کمال لایق خود برسد….ناهمواریها و پستی و بلندیها و بالا و پائینها و تبعیضهایی که منشأ آن سنتها و عادات و یا زور و ظلم است باید محو به ماند…»26
بنابراین میتوان عدالت را مساوات معنا کرد، اما مساوات به شکل دیگر.
معنای دیگری که قدما برای عدالت میکنند این است: اعطاء کُل ذی حقّ حقّه؛ یعنی هرچیزی و هر شخصی در متن خلقت با یک شایستگی مخصوص به خود به دنیا آمده است، حقوق هم از همینجا پیدا میشود، یعنی از ساختمان ذاتی اشیاء. ما باید هرچیزی را در ذاتش مطالعه کنیم بعد ببینیم که او شایستگی چه چیزی را دارد و چه استعدادی در وجودش هست، پس طبیعتش چه اقتضایی دارد.27
استاد شهید با این توضیحات به معنای دومی از عدالت میرسد و آن تساوی در مقابل قانون است؛
«یعنی قانون افراد را به یک چشم نگاه کند، قانون خودش میان افراد تبعیض قائل نشود، بلکه رعایت استحقاق را به کند. به عبارت دیگر افرادی که از لحاظ خلقت، درشرایط مساوی هستند، قانون باید با آنها به مساوات رفتار به کند. اما افرادی که خودشان در شرایط مساوی نیستند، قانون هم نباید با آنها مساوی رفتار به کند، بلکه باید مطابق شرایط خودشان با آنها رفتار به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان قواعد فقهی، مذاهب اسلامی، مفهوم شناسی، تعریف عدالت Next Entries پایان نامه با کلید واژگان گناهان کبیره، زبان عربی، شهید مطهری، وجدان اخلاقی