پایان نامه با کلید واژگان عدالت اجتماعی، عدالت اقتصادی، احکام شرعی، تعریف عدالت

دانلود پایان نامه ارشد

عدالت قرار میگیرد، احسان به معنای نیکی و نیکوکاری، نیازمند عقلانیّتی است که مصادیق آن را در چارچوب عدالت شناسایی میکند.
عدالت آن است که انسان آنچه بر عهدهی اوست بدهد و آنچه سهم اوست بگیرد، ولی احسان این است که پیش از آنچه وظیفهی اوست انجام دهد و کمتر از آنچه حق اوست بگیرد.45 به این معنا که احسان در روابط انسانی بر مدار قلب و احساسات و عواطف میکوشد تا یک گام فراتر از عدالت بردارد.
به سخن دیگر، احسان بر بنیاد چیزی قرار میگیرد که از آن به “عدالت پایه” یاد میشود و نمیتوان از این عدالت پایه دور شد، چرا که دوری از آن به معنای عمل به قبیح و ظلم و انحراف است. این عدالت پایه است که احسان را معنا میبخشد، چنانکه احسان آن عدالت پایه و عقلانیّت را صفا و جلا میدهد و بر ملاطفت حسن عدالت میافزاید. از اینرو باید احسان را همان تمامیت حسن عدالتی دانست که عقل، آن را بیان کرده و به عنوان مستقلات عقلانی مطرح میکند.46
همچنین در اخبار اسلامی و گفتار مفسّران در فرق میان عدل و احسان بیانات مختلفی وجود دارد که برخی از آنها اشاره میکنیم:
ـ در حدیثی از امام علی (علیه السلام) میخوانیم: اَلعَدل الإنصاف و الِإحسانُ التفضل: عدل آن است که حقّ مردم را به آنها برسانی و احسان آن است که بر آنها تفضّل کنی.
ـ عدل، ادای و واجبات است و احسان، انجام مستحبات.
ـ عدل، توحید است و احسان ادای واجبات. [طبق این تقسیر عدل به اعتقاد اشاره میکند و احسان به عمل]
ـ عدالت، هماهنگی ظاهر و باطن است و احسان آن است که باطن انسان از ظاهرش بهتر باشد.
ـ بعضی دیگر هم، عدالت را مربوط به جنبههای عملی دانسته و احسان را مربوط به گفتار. 47
1ـ1ـ8. موضوع و قلمرو عدالت:
بیگمان اصل مترقی عدالت، از حیاتیترین اصول و قواعد اسلامی، بلکه بشری است؛ که برتمامی معارف دینی؛ اعم از اصول اعتقادی و مقولات اخلاقی سایه افکنده است. بنابراین شناخت موضوع و گستردهی عدالت برای رسیدن به نتیجهی مطلوب امری ضروری است.
شهید صدر در باب موضوع عدالت به چهار مؤلفهی عمده اشاره میکند و هر یک را توضیح میدهد:
1ـ انسان به عنوان موضوع عدالت؛
در نگرش غیرمادی و توحیدی، دنیا صراط انسان است، صراطی که یک سرش را فساد، آلودگی و ناهماهنگی در شخصیت و جهتگیریهای غلط تشکیل میدهد و سر دیگرش را سعادت و خوشی و عاقبت بخیری. براین اساس، انسان نیازمند حرکت در مسیر فعلیّت یافتن، نیاز به طریفه و روش مستقیم و معقول دارد. از نظر شهید صدر، عدالت با فطرت انسان عجین گشته است؛ یعنی عدالت راه راست مبتنی بر ساختار وجودی انسان است و از بعد فقهی، عدالت را راه مستقیم و معتدل میبیند که انسان آن را میپیماید تا برای او به ملکه تبدیل گردد.48
2ـ جهان هستی به عنوان موضوع عدالت؛
از نظر شهید صدر، جهان هستی در خلقت، در تحقیق و کمال یافتن، در تبدیل شدن از حالت بالقوه به بالفعل و از استعداد به کنش در ابعاد فردی و اجتماعی موضوع عدالت است. هستها در خلقت از نوعی تعادل و توازن برخوردارند و وجود نظم در جهان هستی نشان این است که انسانی که خود موضوع عدالت است، پیرامون و اطرافش نیز موضوع عدالت اند و در رابطهی انسان با انسان و انسان با هستی، نوعی تعادل برقرار است.49
3ـ جامعه به عنوان موضوع عدالت؛
مهمترین موضوعات عدالت، اجتماعات و نهادهای بشری است، چراکه انسانیّت انسانها در درون جمع و
اجتماع تحقّق مییابد. عدالت در جامعه، زمینه ساز ساخته شدن انسانها و ایجاد عدالت در نفوس آنها میگردد، همانگونه که عدالت در نفس آدمیان نیز به تحقّق عدالت در جامعه کمک میکند. مهمترین رکن هر اجتماع و محور حرکت و تحول هر جامعهای عدالت است.50از نظر شهید صدر، عدالت معطوف به گذشتن از منافع فردی و توجه به مصلحت عمومی است.
4ـ دین و شریعت به عنوان موضوع عدالت؛
از دیدگاه شهید صدر، قانون مورد نیاز بشر، عقلی یا شرعی باید بر اساس عدل و داد باشد، به طور کلی هرچه مسیر انسان را در زندگی در جهت سعادت و کمال تعیین میکند و به کار انسان در این مسیر میآید، اعم از مکتب، قانون و نظام سیاسی، اجتماعی و شرایع، باید بر اصل مهم و اولیهی عدالت بنا شوند.51 عدل الهی از نظر شهید صدر، به مثابهی الگوی تحول جامعه به سوی جامعهی عادلانه است، پس یکی از مهمترین موضوعات عدالت، قانون، فقه، تشریع و مهمتر از همه، مکتب، دین و نظام است.52
همچنین در باب گستره و قلمروی عدالت، شهید مطهری براین باور است که مقولهی عدالت، همانند خون است که در تمامی اجزا و پیکرهی اسلام جریان دارد. ایشان معتقد است که اصل عدالت بر هریک از آموزههای دینی، از جمله در تشریع احکام فقهی و شیوهی استنباط آنها اثر مستقیم دارد. استاد شهید دراینباره میفرماید:
«عدل در قرآن، آنجا که به توحید یا معاد مربوط میشود، به نگرش انسان به هستی و آفرینش شکل خاص میدهد و به عبارت دیگر: نوعی جهان بینی است؛ آنجا که به نبوّت و تشریع و قانون مربوط میشود، یک مقیاس و معیار قانون شناسی است و به عبارت دیگر، جای پایی است برای عقل که در ردیف کتاب و سنّت قرار میگیرد و جزو منابع فقه و استنباط به شمار میآید. آنجا که به امانت و رهبری مربوط میشود یک شایستگی است. آنجا که پای اخلاق به میان میآید آرمانی انسانی است و آنجا که به اجتماع کشیده میشود یک مسئولیت است.»53
به نظر استاد مطهری نهتنها تمامی معارف و آموزههای دینی، متأثر از عدل است، بلکه معیار شناخت صحیح جهان، قوانین و حاکمان و راه صحیح اجرای مسئولیت نیز رعایت عدالت است. ایشان میفرماید:
«اصل عدالت، مسألهای که در قرآن تا این پایه بهآن اهمیّت داده شده که هم جهان بینی است و هم معیار شناخت قانون و هم ملاک شایستگی زعامت و رهبری و هم آرمانی انسانی و هم مسئولیتی اجتماعی مسلمین.»54
ایشان در مقام تبیین جایگاه و قلمرو عدالت در رابطه با معارف اسلام، به ویژه اعتقادات، یکی از برتریهای کلام شیعی را توجه به این مقوله دانسته و ریشهی بیشتر امتیازات فکری شیعه را نیز همین امر دانسته است.55

1ـ1ـ9. اقسام عدالت
عدالت همچون بسیاری از مفاهیم دیگر دارای تقسیماتی است. این تقسیمها برخواسته از نگاههای گوناگون به مفهوم عدالت و یا مصادیق آن است.
به عنوان نمونه بنابر یک تفسیر مفهوم عدالت در چهار عرصه قابل تبیین است:
1ـ عدالت در تکوین و نظام خلقت.
2ـ عدالت در تشریع و نظام قانونگذاری
3ـ عدالت در تدبیر و نظام اجرایی.
4ـ عدالت در منش و روش زندگی فردی و معاشرتی. 56
تقسیمهای مذکور به گونهای دیگر هم مطرح شده است؛ یعنی عدالت به اعتباری به عدالت الهی و غیرالهی تقسیم میشود و عدالت الهی نیز سه قسم است:
1ـ عدالت تکوینی.
2ـ عدالت تشریعی.
3ـ عدالت جزایی.
اما عدالت تکوینی؛ آن است که خداوند متعال هر کسی را به اندازهی آنچه استحقاق دارد، وجود و استعداد و کمالات وجودی عطا کند. و عدالت تشریعی؛ آن است که خداوند متعال در هر زمانی به وسیلهی انبیا و اوصیا آنچه را موجب رشد و کمال انسانهاست به آنها گوشزد میکند و زیر عنوان شریعت، وسایل اعتدال دنیا و آخرت آنها را فراهم میکند. نه آنها را به آنچه مقدورشان نیست مکلف میکند و نه آنچه را مایهی سعادتشان است از آنها دریغ میکند.
معنای عدالت جزایی در مورد خداوند متعال نیز، این است که در مقام پاداش بین نیکوکاران و ستمکاران فرق میگذارد، یعنی هرکس را در برابر عملش پاداش میدهد. لازمهی این عدالت، آن است که درجات ثواب وعقاب به اندازهی درجات کار نیک و بد باشد. 57
عدالت غیر الهی یا به تعبیر بهتر عدالت در غیر خدا نیز دارای تقسیم های عدالت فردی و عدالت اجتماعی است: عدالت فردی جامع عدالت اخلاقی و فقهی است و عدالت اجتماعی، عبارت است از احترام به حقوق دیگران و رعایت مصالح عمومی و یا عبارت است از شناخت حقوق طبیعی و قراردادی که جامعه برای تمام افراد قائل است. به عقیدهی برخی این عدالت به سه شکل است:
1ـ عدالت اداری.
2ـ عدالت اقتصادی.
3ـ عدالت قضایی.
مقصود از عدالت اداری آن است که اداره کنندهی جامعه باید کمالات و صفات و ویژگیهای افراد آن جامعه را مورد توجه قرار دهد و با هر کس به گونهای که درخور اوست برخورد کند و هرگز میان کسانی که کرامات و کمالات انسانی شبیه به هم دارند تبعیض قائل نشود. عدالت اقتصادی، رعایت عدالت در بهرهمندی افراد جامعه از امکانات اقتصادی و فرصتهای برابر در برخورداری از بیت المال و یا منابع طبیعی است.58در تعریف عدالت قضایی هم آمده است: عدالت قضایی، رعایت عدالت در قضاوت است. تساوی نگاه قاضی نسبت به طرفین دعوا، رعایت ضوابط طرح دعوا و دفاع، بذل تمام جهد در کشف حقیقت از سوی قاضی، صدور حکم بر اساس موازین و معیارهای عدالت قضایی است.59
تقسیمات دیگری نیز در باب عدالت وجود دارد که به اختصار به آنها اشاره میکنیم:
ـ عدالت عقلی؛ عدالتی را گویند که عقل انسانی به آن حکم میکند.
ـ عدالت عقلایی؛ عدالتی است که بر اساس حکم عقلای جامعه باشد که به آن عدالت عرفی نیز میگویند.60
توضیح: اگر حکم به عدالت از سوی عقل و یا عقلا، معلّق به نظر و تأیید شارع گردید، عدالت تعلیقی و گرنه عدالت تنجیزی است.
ـ عدالت شرعی؛ عدالتی است که بر اساس حکم شارع باشد، یعنی شارع صرف نظر از عرف عقلا خود رأساً مبادرت به حکم بر عادلانه بودن موردی بکند، ولو آنکه از نظر عقل و عقلا آن مورد ظلم باشد.61
ـ عدالت توافقی؛ اگر معیار کار عادلانه، توافق یک جمع، مثل مردم یک جامعه و یا نخبگان باشد، آن عدالت را عدالت توافقی مینامند.62
ـ عدالت طبیعی یا فلسفی؛ اگر معیار عادلانه بودن کاری مطابقت آن با طبیعت انسانها و یا مطابقت با نفس الأمری است که در ورای حکم به عدالت باشد، به آن عدالت فلسفی، طبیعی و نفس الأمری میگویند.63
ـ عدالت تضمینی؛ به این معنا که شارع خود در ضمن احکام و دستوراتش عدالت را تضمین کرده است و به عهدهی مردم واگذار نکرده است.64
ـ عدالت اکتشافی؛ اگر تمامی مصادیق عدالت در ضمن احکام شرعی تضمین شده باشد، وظیفهی انسان کشف آن خواهد بود. بنابراین رأی انسان در مصادیق عدالت هیچگونه اعتباری در تکوین و شکلگیری آن ندارد.65
عدالتی که انسان در ضمن احکام شرعی به دست میآورد، آن را عدالت اکتشافی مینامند.66
ـ عدالت زمانه؛ یعنی عدالتی که منطبق با برداشت عمومی مردم یک عصر است. این اصطلاح بر اساس مبنایی است که مصادیق عدالت را در زمانهای مختلف، متفاوت میبیند.67
ـ عدالت واقعی؛ به عدالت نفس الأمری گفته میشود؛ یعنی واقعاً عدالت است چه بشر آن را بشناسد چه نشناسد، واقعیت تغییر نمیکند.68

گفتار دوم:اصول ومبانی عدالت

ـ ملاک و مرجع تشخیص عدالت در فقه
ـ نظریهی عدالت عرفی مطلق
ـ نظریهی عدالت شرعی مقید
ـ ذاتی یا عرضی بودن عدالت
ـ اطلاق ونسبیت عدالت و رابطهی آن با خاتمیت دین اسلام
ـ ثبات وتغییر احکام اسلام
ـ ثبات وتغییر مصادیق عدالت وظلم در قلمرو زمان ومکان
ـ منشأ تغییر در مصداق عدالت وتأثیر آن بر حکم شارع

مراد از مبانی، پیش فرضهایی است که چه تصریح به آن بشود چه ناگفته بماند، مدعا و استدلال متوقف بر پذیرش آن است.
1ـ2ـ1. ملاک و مرجع تشخیص عدالت در فقه
این بحث بسیار مهم به نظر میرسد که چهکسی عدالت را تشخیص میدهد و به تبیین آن میپردازد و همچنین مصداق این مفهوم را در خارج معین میکند. میتوان گفت اتخاذ مبنا در این مورد وابستگی کامل به مبحث پیشین دارد که طبق تعریف عدالت که اعطای حق به صاحب حق و قراردادن هر چیزی در جای خویش است، چه کسی هر چیزی را در جای خویش قرار میدهد و منبع حق میشود. هرجوابی که نسبت به این مسئله دهیم، دیدگاه ما پیرامون چگونگی تبیین عدالت و مرجع تشخیص مصداق روشن خواهد شد.
تعیین موضع نسبت به منبع حق به نظریات اساسی در باب شناخت عدالت ختم میشود، که در هر یک از آنها به دیدگاهی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان گناهان کبیره، زبان عربی، شهید مطهری، وجدان اخلاقی Next Entries پایان نامه با کلید واژگان حسن و قبح، منابع معرفت، حسن و قبح عقلی، حسن و قبح افعال